براساس این نظریه ، نرخ سود عادی وجود دارد که بازده سرمایه ای است که باید به عنوان پاداش پس انداز و سرمایه گذاری وجوه خود به صاحبان سرمایه پرداخت شود نه اینکه تمام درآمد خود را مصرف کند یا آنها را جمع کند.
در یک اقتصاد استاتیک که هیچ تغییر غیرقابل پیش بینی در شرایط تقاضا یا هزینه رخ نمی دهد ، در تعادل بلند مدت شرکت ها فقط نرخ عادی سود را در سرمایه و استعدادهای کارآفرینی خود کسب می کنند.
در این شرایط سود اقتصادی به بنگاه ها تعلق نمی گیرد. نظریه اصطکاک سود توضیح می دهد که شوک ها یا اختلالات گاه به گاه در یک اقتصاد در نتیجه تغییرات غیرقابل انکار در تقاضای محصول یا شرایط هزینه ایجاد می شود که باعث ایجاد شرایط نابرابریم می شود. این شرایط عدم تعادل است که سود اقتصادی مثبت یا منفی را برای برخی از بنگاهها به وجود می آورد.
بنابراین ، طبق نظریه اصطکاک ، سود اقتصادی برای مدتی به دلیل عوامل اصطکاک وجود دارد که مانع از تعدیل فوری سیستم در شرایط جدید می شود. به عنوان مثال ، در زمان اندازه شدید در قیمت نفت در سال 1990 در نتیجه جنگ ایالات متحده و عراق بسیاری از شرکتهای بازپرداخت نفت از سود اقتصادی خوش تیپ برخوردار بودند. به همین ترتیب ، در نتیجه کندی در تجارت جهانی در سالهای 1999-2001 بسیاری از شرکت های هندی که تجارت صادراتی را انجام می دهند به دلیل کاهش تقاضا برای محصولات خود در ایالات متحده و سایر کشورها متحمل ضرر شدند.
هنگامی که سود اقتصادی در کوتاه مدت حاصل می شود ، شرکت های بیشتری در دراز مدت وارد صنعت می شوند تا اینکه همه سودهای اقتصادی به صفر برسند (یعنی بنگاه ها فقط بازده عادی یا سود سرمایه گذاری خود را کسب می کنند).
از طرف دیگر ، هنگامی که بنگاه ها ضرر می کنند (یعنی سود منفی) ، برخی از شرکت ها صنعت را ترک می کنند. این باعث می شود قیمت محصول افزایش یابد تا ضرر از بین برود و باقیمانده باقیمانده فقط سود عادی کسب کند.
پروفسور G. J. استیگلر ، برنده جایزه نوبل در اقتصاد ، نظریه اصطکاک سود را در کلمات زیر خلاصه می کند: "شرکت های یک صنعت رقابتی ممکن است سود کسب کنند ... به دلیل وضعیت عدم تعادل ... این سود حتی اگر همه کارآفرینان برای عدم تعادل یکسان باشند ، می توانند یک صنعت کامل را مشخص کنند. اگر قیمت ها بالاتر باشد ، یا هزینه های پایین تر از آنچه پیش بینی می شد ، کارآفرینان بازده بیش از محصول جایگزین منابع خود را دریافت می کنند.
اگر قیمت ها پایین تر یا هزینه های بالاتر از آنچه پیش بینی می شد ، کارآفرینان کمتر از محصول جایگزین منابع خود یعنی سود منفی دریافت می کنند. سود مثبت ممکن است برای مدت طولانی ادامه یابد اگر شرکت های خارج از صنعت وارد صنعت شوند و سود منفی می تواند تا زمانی که تجهیزات تخصصی در هنگام استفاده در صنعت بیشتر از آنچه در جای دیگر استفاده می شود ، باقی بماند ، ادامه یابد. "
2. تئوری انحصار سود:
توضیح دیگر در مورد سود فوق طبیعی ، آنها را به قدرت انحصاری که توسط بنگاه ها از آن برخوردار است ، نشان می دهد. بنگاههای دارای قدرت انحصار ، بازده را محدود می کنند و قیمت های بالاتری را نسبت به رقابت کامل شارژ می کنند. این امر باعث می شود سودهای بالاتر از حد طبیعی توسط بنگاههای انحصاری بدست آید.
جوآن رابینسون ، E. H. چمبرلین ، M. Kalecki سودهای فوق العاده عادی را با قدرت انحصاری که توسط برخی از بنگاه ها از آن برخوردار بود ، مرتبط کرد. به دلیل موانع شدید برای ورود بنگاه های جدید ، شرکت های انحصاری می توانند حتی در طولانی مدت به سود اقتصادی نیز ادامه دهند. قدرت انحصار ممکن است به دلیل کنترل تنها بر برخی مواد اولیه ضروری مورد نیاز برای تولید کالا ، از اقتصاد مقیاس ، از مجازات قانونی یا حق ثبت اختراع مالکیت ، از محدودیت های دولت در واردات کالا بوجود آید.
3. تئوری نوآوری سود:
این تئوری سود توضیح می دهد که سود اقتصادی به دلیل نوآوری های موفق معرفی شده توسط کارآفرینان بوجود می آید. توسط جوزف شومپتر برگزار شده است که عملکرد اصلی کارآفرین معرفی نوآوری در اقتصاد است و سود برای انجام این عملکرد پاداش است.
حال ، نوآوری چیست؟نوآوری ، همانطور که توسط Schumpeter استفاده می شود ، دارای یک مفهوم بسیار گسترده است. هرگونه اقدام یا سیاستی جدید که توسط یک کارآفرین برای کاهش هزینه تولید وی یا افزایش تقاضا برای محصول وی اتخاذ شده است ، نوآوری است.
بنابراین نوآوری ها را می توان به دو دسته تقسیم کرد. انواع اول نوآوری ها مواردی هستند که هزینه تولید را کاهش می دهند. در این نوع اول نوآوری ها شامل معرفی یک ماشین آلات جدید ، تکنیک جدید و ارزان تر یا فرآیند تولید ، بهره برداری از منبع جدید مواد اولیه ، یک روش جدید و بهتر برای ارگ کردن شرکت و غیره است.
نوع دوم نوآوری ها آنهایی هستند که تقاضا برای محصول را افزایش می دهند. در این دسته شامل معرفی محصول جدید، تنوع یا طرح جدید محصول، روش تبلیغاتی جدید و برتر، کشف بازارهای جدید و غیره است. یا کاهش هزینه تولید و یا افزایش تقاضا برای یک محصول، موجب سود می شود.
سود به این دلیل پدیدار می شود که به دلیل نوآوری های موفق، یا هزینه کمتر از قیمت غالب محصول می شود یا کارآفرین می تواند بیشتر و با قیمتی بهتر از قبل بفروشد.
در اینجا شایان ذکر است که سود ناشی از یک نوآوری خاص با تقلید دیگران و همچنین اتخاذ آن، به رقابت می پردازد. یک نوآوری زمانی که دیگران از آن مطلع شوند و آن را بپذیرند دیگر جدید یا بدیع نیست. وقتی یک کارآفرین نوآوری جدیدی را معرفی می کند، ابتدا در موقعیت انحصاری قرار می گیرد، زیرا نوآوری جدید فقط به او محدود می شود، بنابراین سود زیادی به دست می آورد. وقتی بعد از مدتی دیگران نیز آن را برای گرفتن سهم اتخاذ کنند، سود از بین می رود.
اگر قانون اجازه دهد و کارآفرین بتواند نوآوری جدید خود را به عنوان مثال محصول جدید ثبت اختراع کند، برای مدت طولانی تری به سود خود ادامه خواهد داد. به عنوان مثال، زیراکس شرکت زیراکس سود اقتصادی زیادی به دست آورد زیرا با موفقیت یک فناوری کپی برتر را توسعه داد و به بازار عرضه کرد.
زیراکس به سودهای کلان ادامه داد تا زمانی که شرکت های دیگر وارد این عرصه شدند تا با این سودهای فوق العاده عادی که توسط آن به دست آمده رقابت کنند. به همین ترتیب، بیل گیتس سیستم عامل ویندوز و انواع نرم افزارهای کامپیوتری MS-office را معرفی کرد و با کسب سود هنگفت از نوآوری های خود میلیاردر شد.
4. تئوری ریسک و عدم قطعیت سود:
این نظریه توضیح می دهد که سود پاداش ضروری کارآفرین برای تحمل ریسک و عدم اطمینان در یک اقتصاد در حال تغییر است. بنابراین این نظریه عملکردی سود است. سود ناشی از عدم اطمینان از آینده است.
کارآفرینان باید کار تولید را در شرایط عدم اطمینان انجام دهند. آنها باید از قبل شرایط آتی را در مورد تقاضا برای محصول و سایر عواملی که بر قیمت و هزینه تأثیر می گذارند، تخمین بزنند. آنها با توجه به برآوردها و پیش بینی های خود، با تامین کنندگان عوامل تولید از قبل با نرخ های ثابتی از کارمزد قرارداد می بندند.
آنها ارزش خروجی تولید شده توسط عوامل استخدام شده را پس از تولید و فروش در بازار درک می کنند. اما زمان زیادی در فرآیند تولید و فروش محصول صرف می شود. اما بین زمان قراردادها و فروش محصول ممکن است تغییرات زیادی رخ دهد که ممکن است پیش بینی ها را برای خوب یا بد بر هم بزند و در نتیجه باعث ایجاد سود مثبت و منفی شود.
حال اگر بتوان شرایط حاکم بر زمان فروش محصول را زمانی که کارآفرینان با عوامل تولید در رابطه قراردادی با عوامل تولید در مورد نرخ دستمزد خود قرار می دهند، شناخته یا پیش بینی کرد، هیچ ابهامی و در نتیجه هیچ سودی وجود نداشت. بنابراین عدم اطمینان، یعنی ناآگاهی از شرایط آینده تقاضا و عرضه، عامل سود است.
لازم به ذکر است که سود مثبت نصیب آن دسته از کارآفرینانی می شود که تخمین درستی از آینده انجام می دهند یا پیش بینی هایشان درست است. کسانی که پیش بینی هایشان نادرست است باید متحمل ضرر شوند.
علل عدم قطعیت:
جدا از نوآوری هایی که توسط خود کارآفرینان ارائه می شود، تغییراتی که باعث عدم اطمینان می شوند عبارتند از:
(1) تغییر در سلیقه و مد مردم،
(2) تغییر در سیاست ها و قوانین دولت به ویژه مالیات، سیاست ها و قوانین دستمزد و کار، آزادسازی واردات و غیره.
(3) حرکت قیمت ها در نتیجه تورم و رکود،
(4) تغییر در درآمد مردم،
(5) تغییرات در تکنولوژی تولید،
(6) رقابت از سوی شرکت های جدیدی که ممکن است وارد صنعت شوند. همه این تغییرات باعث عدم اطمینان می شود و سودهای مثبت یا منفی را به وجود می آورد.
F. H. Knight که نظریه عدم قطعیت سود را ارائه کرد، بین ریسک بیمه پذیر و غیرقابل بیمه تمایز قائل شد. خطرات آتش گرفتن کارخانه، وقوع هر گونه سرقت یا حادثه ای که ممکن است باعث خسارات هنگفتی برای کارآفرین شود، از انواع خطراتی است که می توان با پرداخت حق بیمه که بخشی از هزینه تولید را تشکیل می دهد، از آنها اطمینان حاصل کرد.
اما خطراتی وجود دارد که نمی توان آنها را بیمه کرد. این خطرات غیرقابل بیمه به نتیجه تصمیمات قیمت-بازده اتخاذ شده توسط کارآفرین مربوط می شود. به دلیل عدم اطمینان، تصمیمات او ممکن است درست یا نادرست باشد.
چه خروجی باید تولید کند، چه قیمتی، بالاتر یا کمتر، باید برای خروجی خود درست کند. با توجه به عدم قطعیت در مورد شرایط آتی، او نمی تواند مطمئن باشد که با توجه به تصمیمات خود در مورد قیمت و تولید، سود خواهد داشت یا ضرر.
به همین ترتیب ، وی در نتیجه تصمیم خود در مورد نحوه تبلیغات و هزینه های انجام شده در مورد آن ، در مورد تغییر در طراحی محصول باید ریسک کند. برای اتخاذ همه این تصمیمات ، وی باید در مورد شرایط تقاضا و هزینه حدس بزند و همیشه در نتیجه تصمیمات تجاری وی خطر ایجاد ضرر وجود دارد.
هیچ شرکت بیمه ای نمی تواند کارآفرین را در برابر ضررهای تجاری که ناشی از قیمت خاص وی ، خروجی ، طراحی محصول و هزینه های تبلیغاتی است که به دلیل تغییرات منفی که ممکن است در اقتصاد رخ دهد ، بیمه کند. بنابراین ، این خطرات غیرقانونی است که شامل عدم اطمینان می شود و باعث سود اقتصادی ، مثبت یا منفی می شود.
نظریه ریسک و عدم اطمینان توضیح می دهد که چرا سودهای فوق العاده عادی (یعنی سود اقتصادی است) توسط بنگاه هایی که در زمینه هایی مانند اکتشاف نفتی فعالیت می کنند که شامل خطرات نسبتاً بالاتر است ، لازم است. به همین ترتیب ، بازده مورد انتظار سهام باید به دلیل عدم اطمینان بیشتر و ریسک سرمایه گذاری در سهام شرکت ها ، بیشتر از سود اوراق باشد.
5. تئوری بهره وری مدیریتی سود:
سرانجام ، این تئوری تشخیص می دهد که برخی از بنگاهها از نظر مدیریت عملیات تولیدی و برآورده شدن با موفقیت نیازهای مصرف کنندگان از سایر شرکتها از سایر شرکتها کارآمدتر هستند. بنگاههای دارای سطح متوسط راندمان ، نرخ بازده متوسط را کسب می کنند. شرکت های دارای مهارت های مدیریتی بالاتر و کارآیی تولید باید با سود فوق طبیعی (یعنی سود اقتصادی) جبران شوند. بنابراین ، این تئوری نیز تئوری جبرانی سود نامیده می شود.
نتیجه:
تمام نظریه های سود توضیح داده شده در بالا برخی از عناصر حقیقت را دارند. هیچ تئوری واحد نمی تواند به اندازه کافی وجود سود را در همه موارد توضیح دهد. بنابراین ، سود اقتصادی می تواند در نتیجه عدم تعادل ناشی از تغییرات پویا در اقتصاد و اصطکاک در تعدیل فوری با شرایط جدید ایجاد شود. آنها می توانند به دلیل وجود انحصار در بازارهای محصول و فاکتور بوجود بیایند ، به دلیل معرفی نوآوری های کارآفرینان ، به دلیل ریسک بالاتر و به درستی تخمین آینده نامشخص و به دلیل کارآیی و مهارت های بالاتر مدیریتی. لیسانس. Keirstead به درستی می نویسد ، "سود ممکن است در نتیجه انحصار یا مونوپسونی به عنوان پاداش نوآوری وجود داشته باشد ، به عنوان پاداش تخمین صحیح از عوامل نامشخص یا خاص برای صنعت یا عمومی برای کل اقتصاد".
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 48
تاريخ : جمعه
8 ارديبهشت
1402 ساعت: 15:23