اثر تمایل

ساخت وبلاگ

اثر تمایل به گرایش ما به فروش زودرس دارایی هایی که سود مالی داشته اند ، در حالی که دارای دارایی هایی است که در حال از دست دادن پول هستند ، اشاره دارد. ما به منظور اطمینان از سود ، سرمایه گذاری های برنده خود را به فروش می رسانیم ، اما به امید تبدیل آنها به سود ، از فروش از دست دادن سرمایه گذاری بی اعتنا هستیم.

جایی که رخ می دهد

سازمان خود را debias

بیشتر ما در محیط هایی که برای تصمیم گیری جامد بهینه نشده اند ، کار می کنیم و زندگی می کنیم. ما با سازمانها از انواع مختلف کار می کنیم تا منابع تعصب شناختی را شناسایی کنیم و راه حل های متناسب را توسعه دهیم.

تصور کنید که برای تأمین مالی برنامه های سفر تابستانی خود به پول نیاز دارید. شما به دنبال سبد سرمایه گذاری خود هستید تا تصمیم بگیرید که چه حرکات مالی انجام می شود ، تا بتوانید تعطیلات اسراف آمیز رویاهای خود را داشته باشید.

شما آن را به فروش سهام دو شرکت مختلف محدود می کنید. بیایید آنها را با شرکت A و شرکت B. فراخوانی کنیم. شرکت A از جایی که شما آن را خریداری کرده اید ارزش دارد. شرکت B در جایگاه پایین تر از قیمتی است که در آن خریداری کرده اید. قیمت آنها هر دو در چند هفته گذشته نسبتاً پایدار بوده است. فروش سهام در هر یک از شرکت ها شما را در یک مکان محکم برای سفرهای خود تنظیم می کند. بنابراین ، کدام یک را می فروشید: شرکت A یا شرکت B؟

شما با خودتان فکر می کنید ، "خوب ، خوب است که با یک پیروزی برای شرکت A. بیرون بروید. همچنین شاید شرکت B در آینده به نفع من باشد. فکر می کنم کمی بیشتر روی آن نگه دارم. "شما تصمیم می گیرید شرکت A را بفروشید ، آن را به پیروزی در رکورد خود تبدیل کنید و به راه خود بروید. با این حال ، شما همچنان به ضرر و زیان در شرکت B ادامه می دهید

مانند بسیاری از سرمایه گذاران انفرادی ، شما در دام جذابیت تأثیرگذاری قرار گرفته اید: قبل از تحقق ضرر و زیان خود ، به سود پرداخت می کنید.

سازمان خود را debias

بیشتر ما در محیط هایی که برای تصمیم گیری جامد بهینه نشده اند ، کار می کنیم و زندگی می کنیم. ما با سازمانها از انواع مختلف کار می کنیم تا منابع تعصب شناختی را شناسایی کنیم و راه حل های متناسب را توسعه دهیم.

اثرات فردی

تازه کارها و متخصصان سرمایه گذاری به طور یکسان از تأثیر استفاده هستند. به همان اندازه که دوست داریم احساس منطقی و منطقی کنیم ، تصمیمات زیادی را که توسط ترس ، غرور و تصورات غلط هدایت می شود ، می گیریم. در ابتدایی ترین سطح ، همه ما احتمالاً می توانیم قبول کنیم که احساس پیروزی خوب است و از دست دادن احساس بدی می کند. بنابراین اگر به ما فرصتی بین پیروزی و از دست دادن داده شود ، پاسخ ما آشکار و شهودی به نظر می رسد.

با این حال ، تصمیم گیری هوشمند و عملکرد خوب مالی باید به جای چشم انداز برنده ها و ضررهای یک طرفه ، در یک دیدگاه جامع پایه گذاری شود. یک سرمایه گذار مشتاق ، دارایی های از دست دادن خود را نسبت به فروش دارایی که احتمالاً "برنده شدن" ادامه خواهد یافت ، کاهش می دهد. با تسلیم شدن در اثر تمایل ، ما در طولانی مدت ضررهای بیشتری را متحمل می شویم و سود کمتری را متحمل می شویم.

سیاست های مالیاتی همچنین هزینه های اثر استفاده را افزایش می دهد. این یکی دیگر از انگیزه های مهم برای ما برای بررسی مجدد نحوه نزدیک شدن به ضرر و دستاوردها است. نرخ مالیات بین سود/ضرر کوتاه مدت و سود/ضرر طولانی مدت ، با نرخ طولانی مدت در حدود نیمی از کوتاه مدت متمایز می شود. در نتیجه ، تحقق ضرر و زیان ما در کوتاه مدت سودآورتر است زیرا این امر منجر به بار مالیاتی کمتری خواهد شد. در کل ، اجتناب از "سرمایه گذاری در استفاده" یک برد برنده است: ضرر کمتری و مالیات کمتری.

اثرات سیستمیک

عدم تمایل ما به فروش از دست دادن سرمایه گذاری بر جدول رده بندی مالی فردی ما تأثیر می گذارد. با این حال ، اگر تعداد زیادی از افراد مستعد همان رفتار تصمیم گیری باشند ، این روند می تواند تأثیر جهانی داشته باشد. بنابراین ، چگونه اثر تمایل در سطح گروه بازی می شود؟

در سطح یک شرکت سرمایه گذاری ، فروش برندگان زودهنگام و بازنده های دیررس باعث ضررهای بزرگ بلند مدت برای این گروه می شوند. محققان امور مالی ویجی سونال و ژاوجین زو میزان تأثیر دفع بیش از 2300 صندوق متقابل فعال و عملکرد کلی این صندوق های متقابل را بررسی کردند. آنها دریافتند که ، به طور متوسط ، صندوق های متقابل "مستعد" در هر سال 4-6 درصد از صندوق های مستعد غیرقانونی عقب مانده اند. 2 آنها همچنین دریافتند که وجوه مستعد استفاده کمتر زنده مانده است. دولت تک آهنگ و XU:

در حالی که تقریباً 85 ٪ از صندوق های مستعد غیرقانونی پس از یک دوره 5 ساله زنده می مانند ، تنها 77 ٪ از صندوق های مستعد دفع زنده مانده اند. نرخ بالاتر عدم موفقیت نشان می دهد که ، در طی یک دوره زمانی معقول ، این وجوه احتمالاً از بین می روند مگر اینکه جهت گیری شرایط خود را از بین ببرند.

این نتایج نشان می دهد که چگونه اثر تمایل می تواند تعیین کند که یک شرکت غرق می شود یا شنا می کند.

در حالی که اثر تمایل در زمینه سرمایه گذاری سرچشمه گرفته است ، الگوی رفتاری برای از دست دادن سرمایه گذاری به امید سود می تواند در زمینه های مختلفی پیدا شود. به عنوان مثال ، در سال 1990 ، فرودگاه دنور 2 سال و 2 میلیارد دلار بودجه برای اجرای یک استراتژی جدید برای رسیدگی به چمدان رفت. 3 حتی جنگ ویتنام ، جایی که رئیس جمهور جانسون با وجود نتایج منفی ، به ارسال نیروها و منابع ادامه داد ، می تواند به عنوان نمونه ای از تمایل ما برای ادامه سرمایه گذاری در ضررها باشد.

این اثر همچنین با مغالطه هزینه غرق شده ، تمایل ما به ادامه منابع به قیف ، خواه وقت ، پول یا مادی به سمت سرمایه گذاری از دست رفته هماهنگ است.

چرا این اتفاق می افتد

دلیل اصلی تأثیرگذاری در علوم رفتاری مورد بحث قرار گرفته است ، اما در هسته اصلی رفتار ما به مفاهیم کاهش می یابد. اول ، بیایید این روند را از طریق تئوری چشم انداز دانیل کاننمن و آموس تورسکی تجزیه کنیم.

نظریه چشم انداز و از دست دادن

Kahneman و Tversky دیدند که در شرایط خطر یا عدم اطمینان ، نظریه ابزار کلاسیک به نظر نمی رسد. نظریه ابزار نشان می دهد که افراد منطقی بر اساس گزینه ای که بیشترین رضایت را به آنها می دهد ، انتخاب می کنند. 4 با تئوری چشم انداز ، Kahneman و Tversky یک مدل تصمیم گیری جایگزین را ارائه دادند که نشان دهنده انتخاب های غیر منتظره در مواجهه با اطمینان در مقابل عدم اطمینان و از دست دادن در مقابل سود است. 5

Kahneman از سناریوهای زیر برای نشان دادن نکات کلیدی نظریه چشم انداز استفاده می کند:

"مشکل 1: کدام کدام را انتخاب می کنید؟

مطمئناً 900 دلار یا 90 ٪ شانس دریافت 1000 دلار دریافت کنید

مشکل 2: کدام کدام را انتخاب می کنید؟

مطمئناً 900 دلار از دست دهید یا 90 ٪ شانس از دست دادن 1000 دلار "6

برای مشکل 1 ، بیشتر افراد تصمیم می گیرند 900 دلار دریافت کنند. ما اطمینان را نسبت به یک قمار در هنگام افزایش به دست می آوریم. به علاوه ، ایده عدم دستیابی به هیچ چیز با توجه به برنده های احتمالی ، بسیار ناخوشایند تر است. برای مشکل 2 ، بیشتر افراد قمار را انتخاب می کنند. در این حالت ، ایده از دست دادن 1000 دلار خیلی ناخوشایند تر از از دست دادن 900 دلار نیست. در اینجا ما می توانیم تفاوت در نحوه نزدیک شدن به سود در مقابل ضرر را مشاهده کنیم: ما به طور کلی با سود و ریسک با ضرر ، ریسک پذیر هستیم.

بیایید به یک سناریوی دیگر نگاه کنیم. شخصی می پرسد که آیا شما می خواهید روی یک سکه قمار قمار کنید:

دم = 100 دلار از دست می دهید

HEADS = شما 150 دلار درآمد دارید

در این سناریو ، بسیاری از افراد قمار نمی کنند حتی اگر ارزش مورد انتظار به نفع شما باشد. احتمال از دست دادن 100 دلار به اندازه کافی دردناک است که باعث می شود بیشترین امتناع را از دست بدهد. این نشانگر بیزاری از دست دادن ما است. ما اغلب برای جلوگیری از ضرر ، هر کاری انجام خواهیم داد ، حتی اگر ضرر بهترین نتایج بد باشد. بیزاری از دست دادن می تواند یک ویژگی مفید تکاملی باشد. اگر از وقایع منفی نسبت به مثبت بیزاریم ، بیشتر احتمال دارد که از خطر جلوگیری کنیم و زنده بمانیم. 7

بنابراین در یک چارچوب تئوری چشم انداز ، اثر تمایل حس زیادی می کند:

  • ما با دستاوردهای خود ریسک پذیر هستیم-می خواهیم برندگان خود را از آن استفاده کنیم
  • ما نسبت به ضررها بی اعتمادی هستیم - ما در برابر تحقق ضرر و زیان خود مقاومت می کنیم
  • ما در هنگام ضرر و زیان به دنبال ریسک هستیم-ما به ضرر و زیان خود ادامه می دهیم و خطر از دست دادن پول بیشتر را برای به دست آوردن یک پیروزی در معرض خطر قرار می دهیم
حسابداری روانی

در حالی که ما ممکن است حساب های فیزیکی را برای امور مالی خود مدیریت کنیم ، ما نیز اغلب حساب های ذهنی نامشهود را حفظ می کنیم. حسابداری ذهنی باعث می شود که هر سرمایه گذاری در انزوا را مشاهده کنیم و تصمیمات خود را بر اساس وضعیت حساب مورد نظر اتخاذ کنیم. 8 ما همچنین به این حسابها احساسات پیوستیم. سناریوی زیر را در نظر بگیرید:

شما یک بلیط کنسرت را با قیمت 60 دلار خریداری کردید. این روز کنسرت است و می دانید بلیط شما از دست رفته است و هیچ اثبات خرید ندارید. در حساب ذهنی خود ، شما قبلاً پول را برای حضور در این کنسرت خرج کرده اید و قبلاً احساسات مثبتی به آن داشتید. بنابراین ، شما تصمیم می گیرید بلیط دیگری بخرید و در کنسرت شرکت کنید زیرا احساسات منفی هزینه 60 دلار برای هیچ چیز بدتر از پرداخت 120 دلار در کل به نظر نمی رسد.

در این حالت ، ما می توانیم ببینیم که چگونه حساب های ذهنی تصمیم گیری غیر منطقی را انجام می دهند. همین اتفاق در مورد اثر تمایل رخ می دهد. سرمایه گذاران هنگام خرید سهام ، حساب های ذهنی را باز می کنند و در بسته شدن این حساب های ذهنی با ضرر مشکل دارند. در نتیجه ، آنها بیشتر به احتمال زیاد سوار بر بازندگان می شوند. این "بیماری گیتوون-ایت" ، همانطور که توسط اقتصاددان لروی گروس به آن اشاره شده است ، ضرر عمده ای برای عملکرد مالی است. 9

پشیمانی و غرور

سایر نیروهای محرک برای اثر تمایل ، ترس از پشیمانی و تمایل به غرور است. ترس از پشیمانی قدرتمند است. اثر استفاده از اضطراب بسیاری ابراز پشیمانی می کند. چه می شود اگر ما قبل از شروع سهام ، سهام ضرر را بفروشیم؟چه می شود اگر من این برنده را بفروشم و سقوط کند؟علاوه بر این ، قرعه کشی "برنده" و غرور که همراه با آن است ، نیروهای اصلی برای تأثیرگذاری است. با این حال ، شواهد نشان می دهد که فروش بازنده های شما و نگه داشتن برندگان خود ، حداقل برای مدتی کوتاه ، یک سیاست تصمیم گیری کلی بهتر است. بنابراین ، نترسید و سعی کنید اجازه ندهید که غرور در راه شما باشد.

چرا مهم است

این یک تعصب است که واقعاً می تواند از طریق آگاهی از مشکلات آن تضعیف شود. دانستن چگونگی رها کردن بازنده ها و نگه داشتن برندگان در نهایت به نفع ماست که می تواند ما را تحریک کند تا بتوانیم از تمایل گران قیمت خود استفاده کنیم. اگر بتوانیم این موضوع را در قلمرو سرمایه گذاری ها درک کنیم ، می توانیم این دانش را به سایر زمینه های زندگی شخصی و حرفه ای خود بیاوریم: پروژه ها ، روابط و موارد دیگر.

چگونه از آن جلوگیری کنیم

بنابراین چه کاری می توانیم انجام دهیم تا از تأثیر استفاده در تصمیم گیری های ضعیف و سرمایه گذاری های ضعیف جلوگیری کنیم؟به سادگی ، پاسخ این است که خیلی زود از دست دادن سرمایه گذاری برای از دست دادن سرمایه گذاری متوقف شود. اما این ساده تر از آن است که گفته شود ، بنابراین ما می توانیم از طریق مکانیسم شناختی که به تسهیل این امر کمک می کند ، بپردازیم.

یک ابزار قاب بندی گسترده است ، یا سعی در مشاهده تصمیمات ما در طرح بسیاری از تصمیمات مالی که می گیریم و نه در انزوا. در اینجا گزیده ای از "خطبه" Kahneman در مورد قاب بندی گسترده از کتاب او سریع و آهسته است:

وی گفت: "اگر بتوانید هر یک از این قمارها را به عنوان بخشی از مجموعه ای از قمارهای کوچک مشاهده کنید و مانترا را تمرین کنید که شما را به طور قابل توجهی به عقلانیت اقتصادی نزدیک می کند ، به خودتان لطف مالی بزرگی خواهید کرد: چند نفر را از دست می دهید. چند "10

این نقل قول ارزش درونی کردن دارد. Broadframing ابزاری است که معامله گران باتجربه برای مبارزه با واکنشهای عاطفی پیرامون سود و از دست دادن از آن استفاده می کنند.

چگونه همه چیز شروع شد

در مقاله محوری خود در سال 1985 ، اقتصاددانان هرش شفرین و میر استاتمن می خواستند رفتارهای گریزی از دست دادن را بیشتر مورد بحث و گفتگو توسط تئوری چشم انداز Kahneman و Tversky قرار دهند. 11 تئوری چشم انداز توضیح داد که چرا مردم "خیلی زود برندگان می فروشند و بازنده های زیادی را سوار می کنند" ، اما شفرین و استاتمن متوجه شدند که فقط داده های آزمایشی کنترل شده به عنوان پشتیبانی وجود دارد. آنها احساس کردند که استفاده از داده های یک بازار برای بررسی دقیق این الگوی رفتاری لازم است.

Shefrin و Statman اثر تمایل را به عنوان یک تئوری مثبت (به معنای چارچوبی که پدیده های اقتصادی را توصیف یا توضیح می دهد) برای روند "تحقق سود و از دست دادن" پیشنهاد کردند. آنها دیدند که اثر تمایل بین سرمایه گذاران شناخته شده است ، اما هرگز در چارچوب های اقتصادی کلاسیک مورد توجه قرار نمی گیرد. بنابراین ، Shefrin و Statman ابتدا اثر تمایل را در چارچوب های نظریه چشم انداز ، حسابداری ذهنی ، بیزاری پشیمانی ، خودکنترلی و ملاحظات مالیاتی قرار دادند (همانطور که قبلاً مورد بحث قرار گرفت. آنها سپس برای اثبات نظریه خود به استفاده از داده های بازار تجربی پرداختند.

کار آنها در تحقیقات در مورد برنامه های مختلف اثر استفاده در بازار مالی به وجود آمده است. و مهمتر از همه ، این نام را به یکی از گسترده ترین روند سرمایه گذاری های فردی داد.

مثال 1 - فشارهای اجتماعی

در سال 2016 ، محقق مالی ، راولی هایمر ، مطالعه ای را انجام داد که به بررسی رابطه بین اثر تمایل و فشار همسالان پرداخت. 12 ظهور "شبکه های اجتماعی خاص سرمایه گذاری" ، مانند MyFXBook ، معامله گران را قادر می سازد تا سوابق معاملاتی را به صورت دیجیتالی ارتباط برقرار کنند ، پیگیری و مقایسه کنند. هایمر داده های MYFXBook را برای اندازه گیری اثر استفاده در معامله گران قبل و بعد از پیوستن به تجارت در شبکه های اجتماعی تجزیه و تحلیل کرد.

هایمر شواهد قابل توجهی نشان داد که تعامل اجتماعی اثر تمایل را افزایش می دهد و اظهار داشت که این اثر تقریباً دو برابر شده است. او این موضوع را به تمایل به تصویر مثبت در بین مکانیسم های اجتماعی دیگر نسبت می دهد.

مثال 2 - روند بازار

اقتصاددانان استیفن موهل و Tõnn Talpsepp بررسی کردند که چگونه رفتارهای مختلف بازار تأثیر می گذارد که چگونه سرمایه گذاران یاد می گیرند که پاسخ خود را از اثر استفاده بهبود بخشند. 13 روند بازار با "بازارهای گاو نر" (قیمت های در حال افزایش) و "بازارهای خرس" (قیمت های در حال بازپرداخت) مشخص می شود.

آنها داده های بورس اوراق بهادار استونی را از سال 2004 تا 2006 تجزیه و تحلیل کردند و دریافتند که اثر تمایل در هر دو بازار گاو نر و خرس مشهود است ، اما در بازارهای خرس قوی تر است. این نتایج با شهود مطابقت دارد: اگر بازار از ترس از خسارات همه جانبه در حال کاهش باشد ، سرمایه گذاران مناسب تر برای فروش برندگان خود خواهند بود. با این حال ، آنها همچنین دریافتند که سرمایه گذاران بیشترین میزان را از اثر تمایل در بازارهای خرس ، که آنها به "پیامدهای مالی سخت تر در چنین مواقعی" نسبت داده اند ، آموخته اند. 9

خلاصه

آنچه هست

اثر تمایل گرایش ما به فروش دارایی های برنده خیلی زود است و به مدت طولانی از دست دادن دارایی ها ادامه می یابد.

چرا این اتفاق می افتد

این اثر با بیزاری از دست دادن انگیزه می یابد ، به این معنی که مقاومت ما در تحقق ضررها حتی اگر این یک حرکت سودآورتر باشد. اثر تمایل نیز با نگه داشتن حساب های ذهنی ، جستجوی غرور و ترس از پشیمانی تقویت می شود.

مثال 1 - چگونه فشارهای اجتماعی می توانند بر اثر تمایل تأثیر بگذارند

یک مطالعه سال 2016 توسط راولی هایمر نشان داد که شبکه های اجتماعی سرمایه گذاری باعث افزایش اثر تمایل در بازرگانان شده است. هایمر این موضوع را به تمایل به یک تصویر مثبت خود نسبت می دهد.

مثال 2 - چگونگی تأثیر روند بازار بر اثر استفاده

در یک مطالعه پژوهشی ، استیفن موهل و Tõnn Talpsepp دریافتند که اثر استفاده در بازار خرس نسبت به بازار گاو نر قوی تر است. همچنین ، سرمایه گذاران بیشتر از اثر تمایل در بازار خرس می آموزند.

چگونه از آن جلوگیری کنیم

ما می توانیم با استفاده از قاب بندی گسترده ، از اثر استفاده جلوگیری کنیم ، به معنای مشاهده همه تصمیمات به طور جامع.

مقالات TDL مرتبط

جورج کاستانزا در مورد انتخاب بهتر سرمایه گذاری چه چیزی می تواند به ما بیاموزد؟

در این مقاله به بررسی اثر تمایل و سایر اقتصادی مربوطه در یک قطعه اندیشه می پردازیم. جورج کاستانزا یک بار گفت ، "زندگی من برعکس هر چیزی است که می خواهم باشم". این قطعه را بخوانید تا دریابید که چگونه این توصیه می تواند به روند تصمیم گیری ما کمک کند.

مغالطه قمارباز - تعصب و اکتشافی

در این مقاله ، تمایل ما به احساس احساس نتیجه وقایع تصادفی تحت تأثیر وقایع گذشته قرار خواهد گرفت. نویسنده توضیح می دهد که چگونه این مغالطه می تواند ما را در زندگی شخصی و حرفه ای خود به روابط علی نادرست تبدیل کنیم.

استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 47 تاريخ : سه شنبه 26 ارديبهشت 1402 ساعت: 11:58