تأثیرات ساختاری پویا شوکهای نفتی بر نرخ ارز: درسهایی برای یادگیری

ساخت وبلاگ

این مطالعه به بررسی اثرات پویا شوکهای مختلف نفتی بر نرخ ارز واقعی در واردکنندگان و صادرکنندگان خالص نفت می پردازد. به طور خاص ، اقدامات اتصال با مدل اتورگرایی بردار ساختاری ترکیب شده است. این یافته ها نشان می دهد که شوک های عرضه نفت تأثیر کمتری بر نرخ ارز در صادرکنندگان نفت نسبت به واردکنندگان دارند. به طور کلی همه کشورها نسبت به شوکهای تقاضای خاص روغن حساس تر هستند و این حساسیت می تواند به جز در ژاپن و انگلستان منجر به قدردانی قابل توجه در نرخ ارز واقعی شود. علاوه بر این ، اثر سرریز بین شوک های نفتی و نرخ ارز پس از بحران مالی جهانی 2007-2008 تقویت شده است. یافته های ما پیامدهای مفیدی را برای سیاست گذاران و مدیران ریسک بازار ارائه می دهد تا به طور مؤثر از خطر نرخ ارز ناشی از شوک های نفتی جلوگیری کنند.

معرفی

اهمیت نفت به عنوان یک منبع انرژی و تأثیر در سیستم اقتصادی جهانی به طور پیوسته افزایش یافته است. پاورقی 1 به ویژه ، افزایش تجارت نفت بر تراز پرداخت فعلی فشار آورده و منجر به نوسانات نرخ ارز (BAL و RATH 2015) شده است. از آنجا که قیمت نفت یک منبع گسترده شوک برای نرخ ارز است (جی و همکاران 2015 ؛ بشر و همکاران 2016) ، تحقیق در مورد نیروهای اساسی و مکانیسم های انتقال شوک های نفتی برای مبادله اطلاعات مفیدی را برای سرمایه گذاران بازار فراهم می کند و پیامدهای مهمی را برای آن داردسیاست گذاران و بانکهای مرکزی. سرمایه گذاران می توانند هرگونه شواهدی از تأثیر شوک های نفتی بر نرخ ارز در تصمیمات سرمایه گذاری و دارایی خود را در خود جای دهند. در مورد سیاست گذاران و بانکهای مرکزی ، که نگران ثبات نرخ ارز هستند ، می توانند درک خود را از آسیب پذیری نرخ ارز در شوک های قیمت نفت بهبود بخشند ، بنابراین می توان سیاست ها و مقررات مناسب تری را تدوین کرد.

در ادبیات مرتبط با توجه به تأثیر قیمت نفت بر نرخ ارز ، محققان از روشهای مختلفی مانند ادغام و علیت گرنجر استفاده می کنند (Huang and Tseng 2010) ، Analysis-Switching Markov (Beckmann and Czudaj 2013) ، مدل های وکتور اتورژیک (VAR) (VAR) (VAR). Pershin et al. 2016a ، b) ، مدل های پرش Garch (Jawadi et al. 2016) ، مدل های چند متغیره Garch (Jain and Biswal 2016) ، مدل های موجک (Yang et al. 2017) ، مدل های Copula (Beckmann et al. 2016؛ Mensi و همکاران 2017) ، و تجزیه و تحلیل همبستگی متقابل چند عاملی ، (Jiang and GU 2016) برای بررسی رابطه بین قیمت نفت و نرخ ارز. به طور هم زمان ، تمرکز روی دلار آمریکا به شامل سایر ارزها ، از جمله اقتصادهای نوظهور (جی و همکاران 2015) ، کشورهای آفریقایی (Pershin et al. 2016a ، B) ، کشورهای OECD (Reporedo 2012) و صادرکنندگان نفت (نفت) تغییر یافته است. Nusair 2016).

نکته مهم این است که سه منبع مختلف توسط Kilian (2009) به طور معمول برای طبقه بندی شوک های نفتی مورد استفاده قرار می گیرد ، و چندین مطالعه تأثیر شوک های نفتی جدا شده بر نرخ ارز و سایر متغیرهای مالی و اقتصادی را با استفاده از مدل ساختاری VAR (SVAR) در نظر می گیرند. بشر و همکاران.(2012) تعامل پویا بین قیمت نفت ، قیمت سهام در حال ظهور و دلار آمریکا را مطالعه کنید. آنها نتیجه می گیرند که شوک های نفتی در کوتاه مدت تمایل به افسردگی دلار آمریکا دارند. جی و همکاران.(2015) تأثیرات شوکهای مختلف نفتی بر تولید صنعتی ، نرخ ارز واقعی و CPI را تجزیه و تحلیل کنید. آنها دریافتند که نرخ ارز واقعی در کشورهای BRICS در پاسخ به شوک تقاضای کل قدردانی دارد. Atems و همکاران.(2015) چارچوب شوک نفتی Kilian (2009) را به دلار آمریکا و شش نرخ ارز دو جانبه دیگر در کشورهای OECD اعمال کنید. نتایج آنها حاکی از اهمیت تقاضای کل جهانی و همچنین شوک های تقاضای خاص نفت در توضیح استهلاک ارزهای نمونه برداری است ، در حالی که نقش شوک تأمین نفت ناچیز است. Cunado و همکاران.(2015) بررسی می کند که چگونه چهار وارد کننده برتر روغن آسیا در برابر شوک های روغن سازه واکنش نشان می دهند. آنها استدلال می کنند که تأثیر شوک های تأمین نفت حاشیه ای است ، در حالی که شوک های تقاضای کل نفت تأثیر قابل توجهی در کشورهای نمونه دارند. بای و کونگ (2018) تفاوت های تأثیر شوک های نفتی بر نرخ ارز چین و ایالات متحده را با یکدیگر مقایسه می کنند. آنها نشان می دهند که شوک های نفتی بر دلار آمریکا تأثیر منفی می گذارد.

این مطالعه ، در برابر ادبیات رو به رشد در مورد وابستگی متقابل بین قیمت نفت و نرخ ارز ، تأثیر شوک های نفتی بر نرخ ارز واقعی در صادرکنندگان نفت و واردکنندگان نفت را بررسی می کند. این مدل SVAR همراه با چارچوب اتصال Diebold و Yilmaz (2014) را اعمال می کند. چنین جنبه متغیر زمانی از طراحی مدل سازی ، تأثیرات ناآرامی های ژئوپلیتیکی اخیر و مالی سازی بازارهای نفتی را به خود اختصاص می دهد. پیش بینی می شود افزایش مالی بازار نفت و فعالیتهای سوداگرانه ممکن است منجر به اتصال بیشتر بین قیمت نفت و نرخ ارز شود. نکته مهم این است که ترکیب روش شناختی بین مدل SVAR و چارچوب اتصال Diebold و Yilmaz (2014) حداقل دو مزیت را برای تجزیه و تحلیل ما ایجاد می کند: (1) به ما این امکان را می دهد تا شوک های نفتی را به عنوان شوک تأمین نفت ، شوک تقاضای کل یا روغن طبقه بندی کنیم. شوک تقاضای خاص ؛(2) این امکان را به ما می دهد تا بتوانیم ارتباط متغیر و اثرات سرریز بین شوک های نفتی و بازده نرخ ارز را مطالعه کنیم.

براساس نمونه ای از صادرکنندگان خالص نفت و واردکنندگان خالص نفت ، تجزیه و تحلیل های ما نتیجه می گیرند که تأثیر متغیر زمان شوک های نفتی بر بازده نرخ ارز وجود دارد ، در حالی که سرریز از شوک های تأمین نفت به نرخ ارز واقعی در صادرکنندگان نفت نسبت به نفت قوی تر استواردکنندگانعلاوه بر این ، تأثیر شوک تقاضای کل و شوک تقاضای خاص نفت در مقایسه با شوک تأمین نفت عمیق تر است. ما همچنین می دانیم که تأثیر شوک های نفتی بر نرخ ارز واقعی به تدریج با گذشت زمان افزایش یافته است ، به طور خاص پس از بحران مالی جهانی (GFC) سال 2008سرمایه گذاران بازار و مدیران ریسک برای اندازه گیری ریسک نمونه کارها ارز خارجی.

ما بقیه این مقاله را به شرح زیر سازماندهی می کنیم. بخش 2 ادبیات مربوط به پیوند بین قیمت نفت و نرخ ارز را مرور می کند. در فرقه3 ، ما تجربی خود را ارائه می دهیم و توضیح می دهیم. بخش 4 داده ها و منابع و فرقه را ارائه می دهد. 5 نتایج و یافته ها را ارائه و بحث می کند. سرانجام ، فرقه6 تجزیه و تحلیل را با برخی از فرمولاسیون سیاست نتیجه می گیرد.

پیشینه تحقیق و مطالعات مرتبط

ادبیات موجود به طور کلی دو کانال را برای بررسی ارتباط بین قیمت نفت خام و نرخ ارز تأیید می کند."شرایط کانال تجارت" (Amano and Van Norden 1998a ، b) نفت خام را به عنوان تعیین کننده اصلی تجارت معرفی می کند. متمایز کردن بخش قابل معامله از بخش غیر قابل قبول ، Amano و Van Norden (1998a ، b) استدلال می کنند که اگر بخش غیر قابل معامله نسبت به بخش قابل معامله بیشتر به نفت خام وابسته باشد ، قیمت نفت بالاتر منجر به تقدیر واقعی ارز می شود. بشردر همین حال ، هنگامی که بخش قابل معامله بیشتر از بخش غیر قابل استفاده باشد ، قیمت نفت افزایش می یابد ، ارز داخلی یک استهلاک واقعی را تجربه می کند. کانال دوم ، "کانال انتقال ثروت" (Krugman 1983 ؛ Golub 1983) ، به انتقال ثروت از واردکنندگان نفت به صادرکنندگان نفت با افزایش قیمت نفت اشاره می کند. واردکنندگان باید با افزایش قیمت نفت ، هزینه های بیشتری را بپردازند و ارزهای خود را در برابر دلار کاهش دهند.

از لحاظ تئوریکی ، Amano و Van Norden (1998a ، b) نتیجه می گیرند که مقررات تجاری بر واردکنندگان و صادرکنندگان نفت متفاوت است. به عنوان مثال ، یک شوک مثبت در تجارت اغلب منجر به افزایش غذاهای غیر قابل قبول و قدردانی از نرخ ارز واقعی صادرکنندگان نفت می شود. با این حال ، Fratzscher و همکاران.(2014) دریافت که با افزایش قیمت نفت ، ارزهای محلی کاهش می یابد زیرا ممکن است منجر به تضعیف تراز تجاری در کشورهای گزارشگر نفت شود. تفاوت بین صادرکنندگان و واردکنندگان به نظر می رسد که انتقال شوک های نفتی از طریق کانال اثر ثروت در نظر گرفته می شود. این ادبیات نتیجه می گیرد که با افزایش قیمت نفت ، انتقال ثروت از کشورهای گزارشگر نفت به کشورهای صادرکننده نفت شدت می یابد و منجر به قدردانی واقعی (استهلاک) نرخ ارز در صادرکنندگان نفت (واردکنندگان نفت) از طریق تخصیص نمونه کارها و تفاوت های حساب فعلی می شود [به عنوان مثال ، Fratzscher و همکاران را ببینید.(2014)]. Golub (1983) و Krugman (1983) چارچوب اصلی نظری را برای این کانال تشکیل دادند.

چندین مطالعه دیگر ، میزان تبادل قیمت نفت را در نظر گرفته اند. با استفاده از داده های ماهانه پوشش دوره از ژانویه 1974 تا نوامبر 2011 ، Beckmann و Czudaj (2013) یک مدل سوئیچینگ مارکوف را اعمال می کنند و نشان می دهند که استهلاک در ارزش واقعی دلار آمریکا منجر به قیمت بالاتر نفت می شود ، در حالی که پیوند قابل توجهی گزارش شده است. بین قیمت نفت واقعی بالاتر و قدردانی واقعی از دلار آمریکا. پرشین و همکاران.(2016a ، b) از یک مدل VAR استفاده کنید و یافته های مختلط را در مورد تأثیر تغییرات قیمت نفت بر نرخ ارز در سه کشور آفریقایی (بوتسوانا ، کنیا و تانزانیا) نشان دهید. جیانگ و GU (2016) با تمرکز بر تجزیه و تحلیل همبستگی متقابل بین قیمت نفت و نرخ ارز ، شواهدی از همبستگی متقابل در دراز مدت را گزارش می دهند ، که مشخص می شود چند منظوره و نامتقارن است. جوادی و همکاران.(2016) رابطه بین قیمت نفت خام و یورو/دلار آمریکا را از آگوست 2014 تا ژانویه 2016 از طریق مدل های پرش گارچ در نظر بگیرید. آنها نشان می دهند که استهلاک دلار آمریکا در مقابل یورو منجر به کاهش قیمت نفت می شود. علاوه بر این ، آنها نشان دهنده اهمیت انتقال نوسانات از نرخ ارز به بازار نفت خام است. بکمن و همکاران.(2016) از هر دو کپی استاتیک و پویا در داده های روزانه از سپتامبر 2003 تا سپتامبر 2013 استفاده می کند. آنها شواهدی از ارتباط قوی تر بین قیمت نفت خام و نرخ ارز پنج صادرکننده نفت و هفت وارد کننده نفت را گزارش می کنند. علاوه بر این ، بکمن و همکاران.(2016) شواهدی از وابستگی به دم شدید در بیشتر موارد نشان می دهد. با این حال ، با افزایش فرآیند نفت ، ارزهای کشورهای گزارشگر نفت در مقابل دلار آمریکا کاهش می یابد در حالی که قدردانی از دلار آمریکا برای صادرکنندگان نفت گزارش می شود.

از طرف روش شناسی ، مطالعات قبلی مربوط به نفتی قیمت نفت و نرخ تبادل نكس طیف گسترده ای از مدلهای اقتصاد سنجی ، مانند ادغام و علیت گرنجر را به خود اختصاص می دهد (چودوری و دانیل 1998 ؛ براهمان و همكاران 2014 ؛ منسا و همكاران 2017 ؛ جونگ و همكار و همكاران 2017 ؛ جونگ و همكاران 2017 ؛ جونگ و همكاران 2017 ؛Al. 2019) ، مدل اصلاح خطا (Amano and Van Norden 1998a) ، مدل های Garch-Type (Narayan et al. 2008 ؛ Fowowe 2014 ؛ Brayek et al. 2015) ، مدل رگرسیون کمی (Nusair and Olson 2019) ، مدل VAR(Pershin et al. 2016a ، B) و مدل های پانل (چن و چن 2007 ؛ نیکبخت 2010). برخی از تحقیقات اخیر بر بررسی رابطه غیرخطی بین قیمت نفت و نرخ ارز در کشورهای گزارش دهنده نفت و نفت با استفاده از مدل های مختلف مبتنی بر کوپول و اقدامات متغیر متمرکز شده است (Reboredo 2012 ؛ Wu et al. 2012 ؛ Aloui و Aïssa 2016 ؛ JIو همکاران 2019 ؛ Tiwari و همکاران 2019).

با این حال ، ادبیات فوق برای تمایز منابع شوک قیمت نفت نادیده گرفته و بنابراین نمی تواند شواهد محکمی در مورد تأثیر شوک های نفتی خاص ارائه دهد. بر خلاف بیشتر مطالعات قبلی ، ما شوک های نفتی را مطابق رویکرد Kilian (2009) طبقه بندی می کنیم و اقدامات اتصال Diebold و Yilmaz (2014) را با هدف کشف تأثیرات مختلف شوک های نفتی جدا شده بر نرخ ارز واقعی اعمال می کنیم. دوره نمونه ما شامل سه وارد کننده نفت (هند ، ژاپن و کره جنوبی) و سه صادرکننده نفت [کانادا ، نروژ و انگلستان (انگلیس)] است. این دوره از فوریه 1974 تا دسامبر 2016 ، به جز پرونده کره جنوبی ، جایی که داده ها فقط از آوریل 1981 در دسترس هستند ، پوشش می دهد.

روش شناسی

به دنبال هونگ و همکاران.(2019) ، پاسخ نرخ ارز واقعی به شوکهای قیمت نفتی با استفاده از توابع پاسخ ضربه ای که از یک مدل VAR ساختاری حاصل می شود ، مورد بررسی قرار گرفته و سپس ما روش اتصال Diebold و Yilmaz (2014) را اعمال می کنیم. با انجام این کار ، ما یک مدل SVAR چهار بعدی با سه منبع شوک نفتی و نرخ ارز ایجاد می کنیم. به این ترتیب ، پاسخ نرخ ارز به شوک های مختلف نفتی قابل بررسی است. در مرحله بعد ، ما جدول اتصال سه نوع شوک نفتی و نرخ ارز را بر اساس تجزیه واریانس با شناسایی ساختاری مدل SVAR می سازیم. این پیوند روشی جدید برای تخمین اندازه گیری اتصال ، که متفاوت از رویکرد Diebold و Yilmaz (2014) است ، فراهم می کند.

مدل SVAR برای شوک های نفتی

با اشاره به Kilian و Park (2009) ، ما شوک های نفتی را به سه نوع ، یعنی شوک تأمین نفت (SS) ، شوک تقاضای جمع شده (ADS) و شوک تقاضای خاص روغن (OSS) تقسیم می کنیم. سپس ، ما با افزودن نرخ ارز به چارچوب تجزیه و تحلیل ، یک مدل SVAR چهار بعدی ایجاد می کنیم. بنابراین ، مدل SVAR به شرح زیر است:

$ $ a_<0>y_ = c_<0>+ mathop sum limits_^

a_ y_ + varepsilon_ ، $ $

where (y_) is a (4 imes 1) vector that includes global crude oil production ( (>_) ), global real economic activity ( (>_) ), real oil prices ( (>_) ), and the country’s exchange rate ( (>_ )). (c_ ) بردار ثابت است ، (a_ ) ماتریس معاصر است ، (a_ ) ماتریس ضرایب تاخیر است ، (i = 1 ، ldots ، p ). ( varepsilon_ ) بردار اختلالات ساختاری است.

معادله (1) با ضرب (a_^) را می توان به یک فرم کاهش یافته تبدیل کرد.<- 1>) توسط هر دو طرف معادله به شرح زیر است.

$ $ y_= alpha_ + mathop sum limits_^

توسط_+ e_.$$

بردار خطای کاهش یافته (e_ = a_^ است<- 1> varepsilon_ ) و شوک های روغن ساختاری را می توان با اعمال محدودیت در ماتریس تخمین زد (a_^<- 1>)طبق گفته های Kilian و Park (2009) ، سه فرضیه معاصر به عنوان محدودیت های کوتاه مدت تعیین شده است: (1) تهیه نفت فرض می شود که به طور همزمان به نوآوری در تقاضای نفت پاسخ نمی دهد زیرا با توجه به تنظیم تعدیل ، نیاز به تولید کنندگان نفت برای تولید کنندگان نفت نیاز به شوک ها دارد. هزینه های تغییرات تولید نفت و عدم اطمینان دولت بازار (جی و همکاران 2015).(2) ADS یک اقدام نوآوری برای فعالیت اقتصادی واقعی جهانی است ، که توسط SS قابل توصیف نیست. به نوبه خود ، نوآوری در قیمت های واقعی نفت که نمی توانند توسط SS و شوک تقاضای کل توضیح داده شوند ، به عنوان OSS اندازه گیری می شوند.(3) پاسخ بازده نرخ ارز به شوکهای قیمت روغن فوق الذکر همزمان است.

بنابراین ، یک ساختار مثلثی پایین بر روی (a_^ تحمیل می شود<- 1>) :

جایی که ERR بازده نرخ ارز را نشان می دهد. ما از روش bootstrap وحشی طراحی بازگشتی ، در حالی که محاسبه توابع پاسخ هر متغیر به شوک های روغن ساختاری را برای ساخت فواصل اطمینان انجام دادیم. به طور مشابه ، تجزیه واریانس بیشتر برای ساخت اقدامات اتصال محاسبه می شود.

اقدامات اتصال

در این بخش ، اتصال با تجزیه واریانس بر اساس شناسایی ساختاری ، در حالی که در چارچوب Diebold و Yilmaz (2014) اندازه گیری می شود ، از تجزیه واریانس عمومی استفاده می شود. بنابراین ، یک ماتریس ( phi سمت چپ (h راست) = [ phi_ (h)] _ ) محاسبه می شود که ورود آن نشان دهنده واریانس خطای پیش بینی متغیر (i ) توسط شوک متغیر j است. سهم شوک خود از متغیر (i ) از طریق عناصر مورب اصلی اندازه گیری می شود ، در حالی که عناصر غیرقانونی بزرگی را که توسط متغیرهای دیگر J از واریانس خطای پیش بینی متغیر (I ) توضیح داده شده است ، اندازه گیری می کنند.

اندازه کل اتصال به شرح زیر تعریف شده است:

معادله (4) در شناسایی سرریز جهت دار در بین متغیرهای مختلف کمک می کند. ما همچنین اقدامات جهت گیری اتصال ، یعنی "از دیگران" و "به دیگران" را محاسبه می کنیم. اتصال جهت از همه متغیرهای دیگر j (از دیگران) به متغیر I به صورت محاسبه می شود:

در یک روش مشابه ، اتصال جهت از متغیر I به سایر متغیرهای j (به دیگران) به صورت محاسبه می شود

تفاوت بین Eqs. 6 و 5 به عنوان اتصال خالص کل جهت از متغیر (i ) به سیستم تعریف شده است.

با استفاده از اندازه گیری محاسبه شده در Eq.(7) ، می توان متغیر گیرنده یا فرستنده سرریز را در یک سیستم شناسایی کرد. این اندازه گیری سهم خالص هر متغیر را در سیستم محاسبه می کند. سرانجام ، سرریز جهت گیری زوجی (خالص) از یک متغیر i w. r. t به متغیر j به عنوان تعریف شده است

شرح داده ها

ما از داده های ماهانه در مورد تولید جهانی نفت خام ، شاخص Kilian (2009) فعالیت اقتصادی واقعی جهانی ، قیمت های نفت واقعی (CPI ایالات متحده) و نرخ ارز واقعی (CPI Deflated) استفاده می کنیم. داده های تولید نفت و قیمت واقعی نفت از EIA ایالات متحده استخراج شد. ما از شاخص Kilian ، به دست آمده از وب سایت Kilian ، برای اندازه گیری فعالیت اقتصادی واقعی جهانی استفاده کردیم. نرخ ارز اسمی و داده های CPI از DataStream استخراج شد. در این مقاله ، ما نرخ ارز دو طرفه را با توجه به مقدار ارز خارجی در واحد دلار آمریکا اندازه گیری می کنیم ، این بدان معنی است که افزایش نرخ ارز دو طرفه نشان دهنده استهلاک آن در برابر دلار آمریکا است. اطلاعات ما از فوریه 1974 تا دسامبر 2016 ، به جز مورد کره جنوبی ، جایی که داده ها فقط از آوریل 1981 در دسترس هستند. ما شامل سه صادرکننده نفت (کانادا ، نروژ و انگلیس) و سه وارد کننده نفت (هند ، ژاپن و جنوبی هستیمکشور کره). در راستای ادبیات موجود (به عنوان مثال ، بشر و همکاران 2016) ، انتخاب کشورها تحت تأثیر در دسترس بودن داده ها قرار گرفت. پاورقی 2

شکل 1 سری داده ها را در دوره کامل نمونه نشان می دهد و در بیشتر موارد نوسانات زیادی را نشان می دهد. به ویژه ، تأثیر GFC بر قیمت نفت و بیشتر نرخ ارز واقعی مشهود است. نوسانات بزرگ در نرخ ارز واقعی در ژاپن و کره جنوبی در سال 1999 مشهود است ، در حالی که استهلاک ارز به ترتیب در اوایل دهه 1990 و در سال 1999 در هند و کره جنوبی مشاهده می شود.

figure 1

رشد تولید نفت ، فعالیت اقتصادی جهانی ، قیمت واقعی بازده نرخ نفت و نرخ ارز

نتایج و بحث

پاسخ نمونه کامل نرخ ارز واقعی و اتصال به شوکهای نفتی ساختاری

شکل 2 جزئیات پاسخ های تجمعی نرخ ارز واقعی به یک شوک انحراف استاندارد در تأمین نفت ، تقاضای کل و تقاضای خاص نفت را نشان می دهد. نرخ ارز واقعی کانادا ، نروژ و ژاپن تا حد زیادی تحت تأثیر شوک های تأمین نفت قرار دارد و دلالت بر افزایش عرضه نفت بر این ارزها دارد (شکل 2A را ببینید). برای کانادا و نروژ ، اثرات از نظر آماری در ماه اول پس از شوک قابل توجه است. در ژاپن تا ماه سوم تأثیر قابل مشاهده ای نداشته است. پاسخ نرخ ارز به شوکهای تقاضای کل و شوکهای تقاضای خاص نفت به ترتیب در شکل 2b ، c مشاهده می شود. پاسخ منفی و آماری قابل توجه نرخ ارز واقعی به شوکهای تقاضای کل در کل بازه زمانی برای کانادا نشان می دهد که شوک در تقاضای کل باعث می شود دلار کانادا قدردانی کند. در ماه اول و در ماه های 6 و بعد ، هند نیز پاسخ منفی نشان می دهد. در مقابل ، در ژاپن ، یک شوک تقاضای کل نرخ ارز واقعی را در ماه های 1 تا 12 به سمت بالا تغییر داد و این اثر از نظر آماری معنی دار است. این بدان معنی است که یک شوک تقاضای کل می تواند منجر به استهلاک جزئی در نرخ ارز واقعی در ژاپن شود. برای کل دوره پاسخ در انگلستان ، پاورقی 3 شوک تقاضای کل باعث قدردانی در نرخ ارز واقعی می شود. شکل 2C نشان می دهد که پاسخ نرخ ارز به شوکهای تقاضای خاص نفت از نظر آماری معنی دار است و چنین شوک هایی منجر به قدردانی قابل توجه در نرخ ارز واقعی در کانادا ، نروژ ، انگلیس ، هند و کره جنوبی می شوند. در ژاپن ، بار دیگر شوک تقاضا خاص نفت نرخ ارز واقعی را کاهش می دهد و این اثر از نظر آماری معنی دار است. نتایج ما با مطالعات قبلی مطابقت دارد و این واقعیت را نشان می دهد که شوک های نفتی طرف تقاضا از شوک های سمت عرضه مهمتر هستند (جی و همکاران 2015 ؛ بشر و همکاران 2016).

figure 2

figure 2

figure 2

پاسخ های تجمعی بازده ارز واقعی: تخمین های نقطه ای با باندهای خطای یک و دو استاندارد. نکات: برآوردهای مبتنی بر مدل SVAR در بخش توضیح داده شده است. 3. 1. خط سیاه ضخیم پاسخ نرخ ارز واقعی را به یک تغییر انحراف استاندارد در شوک های نفتی نشان می دهد. خطوط نقطه چین فواصل اطمینان را نشان می دهند که با استفاده از یک راه انداز وحشی با طراحی بازگشتی ساخته شده اند [لطفاً به Goncalves و Kilian (2004) مراجعه کنید]. محور عمودی (محور y) نشان دهنده دامنه پاسخ های ضربه ای است. محور افقی (محور x) نشان دهنده 12 ماه پس از یک تغییر انحراف استاندارد پیش بینی نشده شوک های نفتی است

در مرحله بعد ، جدول 1 اقدامات اتصال کامل مبتنی بر نمونه را نشان می دهد. نتایج نشان می دهد که کل اتصال بین 5. 12 ٪ (ژاپن) و 10. 77 ٪ (کانادا) متغیر است. به طور متوسط (از آنجا که این نتایج بر اساس تجزیه و تحلیل کامل نمونه و تجزیه و تحلیل زیر نمونه از پنجره نورد است) ، تمام نرخ ارز دریافت کننده های خالص است ، به جز هند ، جایی که تأثیر خالص حاشیه است. جالب اینجاست که صادرکنندگان نفت به طور کلی اطلاعات بیشتری را از سه شوک نفتی نسبت به واردکنندگان دریافت می کنند ، که دارای اتصال جهتای خالص نسبتاً بزرگ است. در همه کشورهای نمونه برداری که شوک تقاضای خاص نفت بیشترین میزان را در سیستم نرخ تبادل نفت نسبت به دو شوک نفتی دیگر به شما کمک نمی کند ، استثنائی وجود ندارد. به طور خاص ، انگلیس ، ژاپن ، هند و کره جنوبی بیش از 10 ٪ اطلاعات را به سیستم نرخ تبادل نفت خود کمک می کنند ، در حالی که کانادا و نروژ بیش از 20 ٪ جریان اطلاعات را به سیستم خود کمک می کنند. در این میان ، اتصال خالص جهت گیری شوک تقاضای خاص نفت برای همه کشورها مثبت است و نقش مهم آن را به عنوان فرستنده اطلاعات تأیید می کند. به طور کلی ، این یافته مطابق با انتظارات ما است و همچنین مطابق با نتیجه گیری های موجود در مطالعات قبلی است (جی و همکاران 2015 ؛ آتمس و همکاران 2015 ؛ یین و کارشناسی ارشد 2018). یکی از منطقی ترین توضیحات این است که ورود به قرن بیست و یکم ، رفتار قیمت نفت فراتر از آنچه چارچوب عرضه و تقاضا می تواند توضیح دهد و به دلیل افزایش مشتقات آینده نفتی و جریان زیاد سرمایه گذاری شاخص ، بیشتر منعکس کننده ویژگی های مالی است. توسط سرمایه گذاران مالی در بازارهای انرژی (ژانگ و جی 2019). خطرات ژئوپلیتیکی ، آشفتگی سیاسی در خاورمیانه و برخی از وقایع غیر منتظره قو سیاه به نیروی اصلی محرک نوسانات قیمت نفت تبدیل شده است. در این شرایط نامشخص بازار ، متغیرهای کلان اقتصادی مانند نرخ ارز به ناچار نسبت به شوک تقاضای خاص روغن ناشی از وقایع غیر منتظره نسبت به سایر شوک ها حساس تر هستند.

تأثیر شوک تأمین نفت بر نرخ ارز مخلوط است زیرا شوک های فوق العاده مانند یک فرستنده اطلاعات در کشورهای صادرکننده نفت رفتار می کنند و مانند گیرنده اطلاعاتی در کشورهای گزارشگر نفتی هستند. این نتیجه با ویژگی های نفتی کشورهای مختلف سازگار است. در صادرکنندگان نفت ، درآمد این کشورها عمدتاً به صادرات نفت بستگی دارد. در صورت وقفه در عرضه نفت ، تأثیر قابل توجهی در اقتصاد کشورهای صادرکننده نفت مانند تحریم نفت ایران خواهد گذاشت. بنابراین ، اطلاعاتی از طرف صادرکنندگان نفت به نرخ ارز آنها وجود خواهد داشت. علاوه بر این ، شوک تقاضای کل نفت همیشه گیرنده اطلاعاتی در سیستم است که توسط اتصال منفی خالص منفی تأیید شده است. ما همچنین توانایی پیش بینی بالاتر شوک تقاضای خاص نفت را برای نرخ ارز واقعی در صادرکنندگان نفت نسبت به واردکنندگان نفت مشاهده کردیم. علاوه بر این ، سطح پایین اتصال بین شوک های تأمین نفت و نرخ ارز واقعی مشاهده می شود.

تأثیرات متغیر زمان شوکهای نفتی ساختاری بر نرخ ارز واقعی

نتایج جدول 1 ، که به طور خلاصه اتصال خالص را در دوره کامل نمونه خلاصه می کند ، هیچ تنوع زمانی در اتصال کلی در متغیرهای SVAR را به خود اختصاص نمی دهد. با توجه به اینکه این اتصال ممکن است تحت تأثیر چندین رویداد اقتصادی ، مالی و ژئوپلیتیکی باشد ، لازم است که اقدامات اتصال متغیر با زمان را با ارزیابی مجدد مدل ها بر اساس چارچوب VAR تعمیم یافته توسعه یافته توسط Diebold و Yilmaz (2014) بررسی کنیم. یک پنجره نورد 315 ماهه (228 برای کره جنوبی) و پیش بینی های 12 مرحله ای. پاورقی 4 همانطور که انتظار می رود ، کل اتصال بین نرخ ارز و شوک نفت در طول زمان و کشورها متفاوت است (شکل 3). اتصال کل بین 4 تا 22 ٪ متفاوت است ، که نشان دهنده رفتار متغیر زمان است. سنبله در اتصال را می توان در حدود شروع GFC 2008 در هر دو کشورهای صادرکننده نفت و گزارش نفت مشاهده کرد. این مطابق با مطالعات قبلی است ، که به طور کلی سنبله در سطح سرریز و اتصال در دوره های استرس زا را نشان می دهد. اتصال کل ، پس از کاهش جزئی از سنبله خود در همه موارد در سال 2011 ، روند صعودی خود را به ویژه در صادرکنندگان نفت از سر گرفت. این یافته نشانگر این است که برآورد پایه کامل نه تنها درجه کلی اتصال را تضعیف می کند (همانطور که یک تخمین متوسط را ارائه می دهد) ، بلکه نشان می دهد که تأثیر شوک های نفتی ممکن است به طور قابل توجهی در دوره نمونه متفاوت باشد و بنابراین نیاز به بررسی دقیق تری دارد. خلیفه و همکاران.(2015) دریافت که از بین رفتن بین بازارهای نفت و ارزی به طور کلی توسط عدم تقارن قابل توجه اداره می شود و از این رو باید از یک چارچوب مناسب تر استفاده شود تا به طور کامل از روابط پویا بین این بازارها کشف شود.

figure 3

اندازه گیری کل ارتباط بین شوک های نفتی و بازده بازار ارز. توجه: اقدامات اتصال ، داده شده توسط Eqs. 4-8 ، از تجزیه واریانس بر اساس تخمین SVAR در نمونه نورد 315 ماهانه (228 برای کره جنوبی) محاسبه شده و پیش بینی های 12 مرحله ای پیشرو

یافته های ما به این بحث می افزاید و نشان می دهد که سرریز از شوک های نفتی به بازارهای مبادله ارز متغیر است و تأثیر شوک های نفتی بر ارز در دوره پس از GFC افزایش یافته است. این یافته همچنین توسط چن و همکاران به شدت پشتیبانی می شود.(2016) و مالک و عمر (2019) که نشان می دهند محیط نامشخص بازار پس از GFC باعث افزایش نقدینگی سرمایه گذاری و تنظیم سرعت نمونه کارها توسط سرمایه گذاران شده است که لزوماً منجر به اتصال بالاتر می شوند.

ما در ادامه به دنبال جدا کردن سرریز و تأثیر شوک های نفتی بر نرخ ارز واقعی منتخب بودیم. بر این اساس ، ما اتصال جهت گیری متغیر زمان و پاسخ های تجمعی نرخ ارز به شوک های نفتی (شکل 4 ، 5 ، 6) را با استفاده از یک پنجره نورد 315 ماهه (228 برای کره جنوبی) در نظر می گیریم. مقادیر بالاتر سرریز جهت ، در برخی از دوره های زمانی ، نشان می دهد که شوک های نفتی مربوطه قدرت توضیحی بیشتری در بازده نرخ ارز دارند.

figure 4

کارکردهای پاسخگویی به پنجره نورد و عملکرد پاسخ از شوک عرضه نفت تا نرخ ارز. یادداشت ها: پانل سمت چپ این شکل رفتار متغیر زمان سرریز از شوک های نفتی تا بازده نرخ ارز را نشان می دهد. این شاخص از ژوئن 2000 آغاز می شود از یک پنجره نورد 315 ماهه (228 برای کره جنوبی) برای به دست آوردن تکامل آن به مرور زمان استفاده می شود. پانل سمت راست این شکل توابع پاسخ تکانه نورد (IRF) را که با استفاده از تخمین SVAR در نمونه نورد 315 مشاهدات ماهانه (228 برای کره جنوبی) محاسبه می کنند ، نشان می دهد. IRF ها تا تاریخ انتهای نمونه های مورد استفاده در SVAR های نورد و افق مورد علاقه ، فهرست بندی می شوند. رنگ های موجود در تکانه های نورد سه بعدی میزان اثرات را نشان می دهد و از آبی تا قرمز متغیر است

figure 5

کارکردهای پاسخگویی به پنجره نورد زمان و عملکرد پاسخ از شوک تقاضای کل تا نرخ ارز (به یادداشت های شکل 4 مراجعه کنید)

figure 6

کارکردهای پاسخگویی به پنجره نورد زمان و عملکرد پاسخ از شوک تقاضای خاص نفت تا نرخ ارز (به یادداشت ها به شکل 4 مراجعه کنید)

در شکل 4 ، ما گزارش های دینامیکی جهت و پاسخ نرخ ارز واقعی را به شوک های تأمین نفت گزارش می دهیم. ارقام حاکی از تغییر زمان در پاسخ نرخ ارز به شوک های تأمین نفت در همه موارد است. آنها همچنین نشان می دهند که سرریز ناشی از شوک های تأمین نفت به نرخ ارز خاص کشور است. پاسخ های تجمعی پنجره نورد از مدل پارامتر متغیر زمان نیز این یافته را تأیید می کند و تأثیر مثبتی (استهلاک ارز) شوکهای تأمین نفت را در دوره هایی از سرریز بالاتر نشان می دهد. به طور خاص ، شوک های تأمین نفت منجر به استهلاک نرخ ارز واقعی کانادا در اوایل (تا 2004) و نقاط بعدی دوره نمونه شد ، در حالی که همان شوک تأثیر کمتری بر نرخ ارز واقعی در بقیه دوره دارد. برای نروژ ، استهلاک در نرخ ارز واقعی در دوره میانه از سال 2004 تا 2014 قوی تر بود. برای انگلیس ، این تأثیر به طور کلی بسیار کم ، نزدیک به صفر است. تأثیر ژاپن در پایان دوره نمونه عمیق تر است و منجر به استهلاک می شود. الگوهای مشابهی را می توان برای هند مشاهده کرد. برای کره جنوبی ، این اثر در طول زیر نمونه GFC مثبت و بسیار بیشتر بود.

شکل 5 اثرات متغیر زمان شوکهای تقاضای کل بر نرخ ارز واقعی را نشان می دهد. تأثیر قدردانی شوکهای تقاضای کل بر ارزهای کانادا ، نروژ ، انگلیس و کره جنوبی در زمان زیر نمونه GFC بیشتر است. ارز هند در پاسخ به شوکهای تقاضای کل فقط در پایان دوره مطالعه قدردانی می کند. با این حال ، ژاپن یک استثنا است زیرا تأثیر شوکهای تقاضای کل به تدریج در دوره نمونه کاهش می یابد. سرانجام ، شکل 6 سرریز جهت از شوکهای تقاضای خاص نفت را به نرخ ارز واقعی نشان می دهد. جالب اینجاست که تأثیر قدردانی [به عملکردهای پاسخ پویا ضربه (IRF)] از شوک تقاضای خاص روغن از شروع GFC افزایش می یابد و تا پایان سال 2016 افزایش می یابد ، به جز ژاپن ، جایی که یک بار دیگر این تأثیر به سمت پایان کاهش می یابددوره مطالعه

این نتایج نتیجه گیری را تأیید می کند که اثرات منفی شوکهای تقاضای خاص نفت بر نرخ ارز واقعی بسیار قوی تر از نتایج شوک های تقاضای کل است و ارزها با کاهش قیمت نفت قدردانی می کنند. در عین حال ، به نظر می رسد اثرات شوک تقاضای کل بر نرخ ارز واقعی از شوک های تأمین نفت بزرگتر است (Basher et al. 2016). علاوه بر این ، اثرات در بیشتر موارد در طول و بعد از GFC بیشتر بود. توجه به این نکته حائز اهمیت است که دوره پس از GFC توسط بهار عربی (از ژانویه 2011 تا دسامبر 2012) به بازار عرضه می شود. بهار عربی یک رویداد ژئوپلیتیکی است ، به دلیل عدم اطمینان در سطح تولید نفت کشورهای آسیب دیده ، که نقش خود را در بازار نفت داشته است. علاوه بر این ، این دوره پس از GFC همچنین شامل سقوط شدید قیمت نفت (از ژوئن 2014 تا دسامبر 2015) است که همچنین باعث کاهش سرعت بسیاری از اقتصادهای اصلی و تصمیم اعضای اوپک برای اصلی ترین سطح معمول تولید نفت شده است. وادتمام این حوادث اصلی مربوط به روغن به طور بالقوه روابط اوج های روغن و روغن را افزایش داده اند.

نتیجه گیری و پیامدهای سیاست

با استفاده از مدل SVAR و اقدامات اتصال Diebold و Yilmaz (2014) ، ما بررسی می کنیم که شوک های مختلف نفتی بر نرخ ارز واقعی در واردکنندگان و صادرکنندگان تأثیر می گذارد. یافته های ما به شرح زیر خلاصه می شود. پاسخ نرخ ارز واقعی به شوک قیمت نفت خاص کشور و از نوع شوک خاص است. نکته قابل توجه ، نرخ ارز صادرکنندگان نفت نسبت به نرخ ارز در امیم های نفتی نسبت به شوک های تأمین نفت حساس تر است. به نظر می رسد شوک های تقاضای خاص نفت بر همه نرخ ارز تأثیر می گذارد. به طور کلی ، شوک های تأمین نفت می توانند منجر به استهلاک قابل توجهی در نرخ ارز واقعی صادرکنندگان نفت شوند. شوک تقاضای خاص نفت می تواند منجر به قدردانی قابل توجه در نرخ ارز واقعی در واردکنندگان نفت و صادرکنندگان شود. نتایج پنجره نورد نشان می دهد که پاسخ نرخ ارز به شوک قیمت نفت به مرور زمان سازگار نیست ، و همچنین نشان دهنده افزایش کلی در تأثیر شوک قیمت نفت بر نرخ ارز در طی و بعد از GFC است.

در پایان ، ما یک چارچوب جدید برای تجزیه و تحلیل اثرات سرریز از شوک های نفتی تا نرخ ارز در کشورهای مختلف ایجاد کرده ایم. مقایسه نتایج نشان می دهد که نرخ ارز در واردکنندگان و صادرکنندگان نفت فقط به شوک های تأمین نفت پاسخ می دهد ، که می تواند در استراتژی های مختلف معاملاتی آنها منعکس شود. پیامد دیگر این است که شوک تقاضای خاص نفت از ارزهای کشورهای وارد کننده و صادرات قدردانی می کند ، که سزاوار توجه بازیکنان در بازارهای ارز و سیاست گذاران است. یافته های ما می تواند به کشورهای مختلف کمک کند تا مسیر تأثیر شوک های نفتی بر نرخ ارز را بهتر درک کنند و به طور مؤثر سیاست های پولی آن را برای تثبیت بازار نرخ ارز تنظیم کنند. سرانجام ، پاسخ های مختلف نرخ ارز در واردکنندگان نفت و صادرکنندگان به شوک های نفتی و اثرات سرریز ، اطلاعات فراوانی و پیامدهای عملی را برای اندازه گیری خطر نرخ ارز از اوراق بهادار ارائه می دهد. به خصوص ، این می تواند به سرمایه گذاران کمک کند تا در ضمن در نظر گرفتن حرکت شوک های قیمت نفتی جداگانه ، سرمایه گذاری و استراتژی پرچین مربوط به نرخ ارز را بهینه کنند. علاوه بر این ، تأثیر فزاینده شوکهای مربوط به قیمت نفتی بر روی نرخ ارز در برخی از دوره های بحران بیشتر نشان دهنده نیاز مدیران نمونه کارها است که نرخ نفت و ارز را در سبد سرمایه گذاری خود برای یافتن ابزارهای مؤثر در کاهش ریسک و سایر دارایی های بدون خطر برای مدیریت این مدیریت نشان می دهند. خطر ابتلا به اوراق بهادار آنها. مطالعات بیشتر می تواند تأثیر شوکهای قیمت نفتی تفکیک شده بر خطر حاکمیت مناطق خالص صادرات نفت را در نظر بگیرد. حوزه دیگری برای تحقیقات آینده شامل تأثیر خاص در بازار شوک های نفتی در بازارهای مختلف مالی است.

 

استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 41 تاريخ : سه شنبه 26 ارديبهشت 1402 ساعت: 14:15