آیا تعجب کرده اید که مردم هنگام صحبت در مورد ارتعاشات خوب و "فرکانس پایین" در مقابل "فرکانس بالا" در زندگی خود چه معنی دارند؟چگونه به نظر می رسد مردم چیزهایی را در زندگی خود که به آنها امیدوار بوده اند "آشکار" می کنند؟این هفته من مقاله دوستان را در مورد چگونگی تأثیر افکار ما از طریق لرزش به اشتراک می گذارم. مدیتیشن روزانه را که در پایان توصیه می کند ، بررسی کنید!
ذهن بیش از ماده
لرزش افکار و اینکه چگونه واقعیت را آشکار می کنیم
آیا تا به حال احساس کرده اید که ذهن شما و واقعیت پیرامون شما همگام است؟بعد از توجه دقیق ، متوجه شده ام که تغییر تفکر من نتیجه زندگی من را تغییر خواهد داد. تصادفی نیست که افراد مثبت و سپاسگزار موقعیت های مثبت تری را برای سپاسگزاری به خود جلب می کنند. آیا تا به حال به کسی فکر کرده اید که مدتی از آن چیزی نشنیده اید و اندکی بعد از آنها تماس تلفنی دریافت کرده اید؟آیا تا به حال یک قطعه مبلمان را در خیابان پیدا کرده اید یا هدیه ای به شما داده شده است که فقط در مورد خرید صحبت می کردید؟این همه برای من اتفاق افتاد و برای طولانی ترین زمانی که من به بررسی قانون جذب ، پیشگویی و تجلی خود برآورده شده ام. من می خواهم آنچه را که از تحقیقات و تجربه خودم تحقق بخشیده ام با شما به اشتراک بگذارم. من قصد دارم روی حوزه ارتعاشی متمرکز شوم که همه ما بخشی از آن هستیم و چگونه افکار یا عدم فکر ما نقش ایفا می کند.
بیشتر و بیشتر افراد شروع به تحقق تأثیر مستقیم فعالیت ذهن خود بر واقعیت خود می کنند. ذهن ما لرزش ایجاد می کند که دائماً در محل کار است. افکار و احساسات ما همه فرکانس دارند ، دقیقاً مانند صدا و نور ، رادیو یا امواج ماوراء بنفش ، یک فکر از طریق ذهن ارتعاش می کند و آیا ما از آن آگاه هستیم یا نه ، تفکر ما به واقعیت تجلی می یابد. برخی از افراد در تسلط بر افکار خود مهارت دارند و بیشتر افراد می توانند آگاهی و کنترل بر روند تفکر خود را توسعه دهند. با فرکانس ذهنیت درست ، می توان شادی ، شادی ، سلامتی ، ثروت ، آزادی را آشکار کرد و واقعیت را به شکلی ملموس تبدیل کرد.
نیکولا تسلا یک بار گفت ، "اگر می خواهید جهان را درک کنید ، از نظر انرژی ، فرکانس و لرزش فکر کنید". همه چیز ارتعاش می کند. زمین ، آسمان ، باد ، آتش و آب همه ارتعاش می کنند و فرکانس منحصر به فرد خود را دارند. بدن فیزیکی ما ، اندام های ما ، خون ، تمام حیوانات ، درختان ، گل ها ، رودخانه ها ، اقیانوس ، سنگ ، کریستال ، فلز همه ارتعاش می کند. قانون لرزش بیان می کند که هر چیزی که در جهان ما وجود داشته باشد ، چه دیده می شود و چه غیب ، در خالص ترین و اساسی ترین شکل آن تجزیه و تحلیل شده و تجزیه و تحلیل می شود ، از انرژی خالص یا نور تشکیل شده است که طنین انداز است و به عنوان یک فرکانس یا الگوی ارتعاش وجود دارد. همه چیز در دنیای ما از همان بلوک های ساختمانی ساخته شده است و هنگام تجزیه همه چیز ، علم دریافت که انرژی در فرکانس های مختلف ارتعاش می کند. علاوه بر این واقعیت که همه چیز ارتعاش می کند ، تمام مواردی که به نظر می رسد جامد (یا مایع یا گاز) در واقع فضای خالی است. الکترون ها ، پروتون ها و نوترون های موجود در اتم در حرکت ثابت (لرزش) هستند. فیزیکدان آلبرت انیشتین می گوید: "همه چیز انرژی است و این همه چیز در آن وجود دارد. فرکانس واقعیت مورد نظر خود را مطابقت دهید و نمی توانید به آن واقعیت کمک کنید. این نمی تواند راه دیگری نباشد. این فلسفه نیست ، این فیزیک است. "
برخی از مردم این قانون را قانون جذب یا قانون لرزش می نامند. این مهم نیست که ما آن را چه می نامیم ، تا زمانی که ما از آن آگاه هستیم و به آن به عنوان یک قانون جهانی احترام می گذاریم ، درست همانطور که ما به قانون گرانش می فهمیم و احترام می گذاریم. ما قبلاً در مورد قانون رزونانس می دانیم که در آن فرکانس قوی تر و پایدار بر آن غلبه می کند و فرکانس های ضعیف تری را برای لرزش در فرکانس خود وارد می کند.
"در اصل ، قانون جذابیت می گوید که مانند جذب می شود. اما ما در سطح فکر صحبت می کنیم. "نویسنده باب دویل می گوید. افکار ، تصاویر و مکالماتی که در ذهن خود داریم ، لرزش خاصی دارند. جان آسارف ، کارآفرین و مربی زندگی که به میلیون ها نفر کمک کردند زندگی خود را برای بهتر شدن و آشکار کردن قلب خود تغییر دهند ، می گوید: "آنچه اکثر مردم نمی فهمند این است که یک فکر فرکانس دارد. هر فکر فرکانس دارد. ما می توانیم یک فکر را اندازه بگیریم. و بنابراین اگر فکر می کنید بارها و بارها فکر می کنید یا اگر تصور می کنید ، در ذهن خود ، پول مورد نیاز خود را دارید ، آن شرکت را می سازید ، روح خود را پیدا می کنید. اگر این را تصور کنید ، آن فرکانس را به صورت مداوم منتشر می کنید. وظیفه ما به عنوان انسانها این است که بر روی افکار آنچه می خواهیم نگه داریم ، آن را در ذهن خود روشن کنیم که چه می خواهیم و از آن ما یکی از بزرگترین قوانین جهان را فراخوانی می کنیم ، و این قانون جذابیت است. شما به آنچه بیشتر فکر می کنید تبدیل می شوید ، اما آنچه را که بیشتر در مورد آن فکر می کنید جذب می کنید. "دکتر جو ویتال MSC. د ، متافیزیک می گوید: "افکار در حال ارسال آن سیگنال مغناطیسی هستند که موازی را به سمت شما باز می گرداند. خود را به وفور زندگی کنید و آن را جذب خواهید کرد. همیشه کار می کند ، هر بار و با هر شخص کار می کند. "
قانون جذب درست مانند قانون طنین انداز یا قانون گرانش عمل می کند. همیشه در محل کار است. هرچه در مورد زندگی خود فکر می کنیم زندگی خود را جذب می کنیم. زندگی ما در حال حاضر نتیجه مستقیمی از تفکر و انتظارات ناخودآگاه ما از گذشته است. این برای بهزیستی ما ضروری است که انسان ها وقت خود را صرف فکر کردن در افکار مثبت کنند ، به سادگی آنچه را که می خواهیم تجربه کنیم ، تصور کنیم ، تصور اینکه چگونه می خواهیم احساس کنیم و آن لرزش را به جهان بفرستیم.
دائماً ایجاد افکار منفی و عدم دانستن اینکه چرا زندگی در شرایط منفی آشکار می شود ، دقیقاً مانند پریدن در هوا و انتظار پرواز است. انسانها نمی توانند پرواز کنند. جاذبه ما را به سمت پایین می کشد مانند یک لرزش قوی ، همه لرزش های دیگر در مجاورت آن به فرکانس خاص خود تبدیل می شود.
اصطلاح "پیشگویی خود تحقق" توسط یک جامعه شناس به نام رابرت کی مرتون در سال 1948 ایجاد شد. مرتون آن را پیش بینی ای توصیف کرد که ما می کنیم که بر رفتار ما تأثیر می گذارد به گونه ای که پیش بینی را انجام می دهیم. فلسفه پشت این مفهوم نشان می دهد که آگاهانه و همچنین افکار ناخودآگاه ما بر طرز فکر ما ، رفتار ما و رفتار افراد اطراف ما تأثیر می گذارد. در نتیجه ، این فرایندهای اندیشه بر نتیجه وقایع زندگی ما تأثیر می گذارد. یک نمونه کلاسیک از پیشگویی خود تحقق در یک محیط مدرسه است. معلمان نقش عمیقی در هدایت دانش آموزان خود به سمت موفقیت دارند که نگرش آنها نسبت به دانش آموز مثبت باشد. در عین حال ، هنگامی که یک معلم انتظارات کمتری از دانش آموز دارد ، آن دانش آموز به احتمال زیاد انتظارات معلم را تحقق می بخشد و شکست می خورد. پیشگویی خود تحقق می تواند تحت تأثیر دیگران باشد ، اما اغلب شخصی است. ما در مورد خودمان پیش بینی می کنیم که بر رفتار و نتایج خودمان تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، هنگام مواجهه با یک چالش جدید در زندگی ، اگر با اعتماد به نفس و انتظارات موفقیت به آن نزدیک شویم ، به احتمال زیاد موفق خواهیم شد. با این حال ، اگر ما این عقیده قوی را داشته باشیم که نتوانیم مسئولیت ها را برطرف کنیم ، این امر بر روحیه ما تأثیر منفی خواهد گذاشت ، یک نگرش بد ایجاد می کند و ما به احتمال زیاد موفق تر خواهیم بود. مهم نیست که ما در مورد خودمان یا دیگران فکر می کنیم ، درست هستیم زیرا آن را آشکار می کنیم.
در کتاب خود "Power of Now" ، نویسنده و معلم معنوی ، اکهارت تول ، می آموزد که چگونه فرکانس ارتعاشی ما را با خاموش کردن تفکر کامل بالا ببریم. اکهارت توضیح می دهد که ذهن همه آگاهی را جذب می کند."تفکر اجباری به یک بیماری جمعی تبدیل شده است."بیان می کند. او خواستار بازگرداندن آگاهی از ذهن با تمرین آگاهی درونی بدن است.
به سادگی بدن را از درون به عنوان یک میدان انرژی احساس کنید. این تمرین مقدار زیادی از آگاهی را که در ذهن گیر کرده اند آزاد می کند."کلید این است که در ارتباط دائمی با بدن درونی خود بمانید و همیشه آن را احساس کنید. این به سرعت زندگی شما را عمیق تر و متحول می کند. هرچه آگاهی بیشتری را به درون بدن هدایت کنید، فرکانس ارتعاش آن بیشتر می شود. بسیار شبیه نوری که با روشن کردن سوئیچ دیمر روشن تر می شود و جریان برق را افزایش می دهد. در این سطح انرژی بالاتر، منفی گرایی دیگر نمی تواند روی شما تأثیر بگذارد و شما تمایل دارید شرایط جدیدی را جذب کنید که منعکس کننده این فرکانس بالاتر است. اکهارت توضیح داد. با حفظ توجه در بدن تا حد امکان، در حال لنگر می اندازیم، خود را در دنیای بیرون گم نمی کنیم و خود را در ذهن گم نمی کنیم. افکار و احساسات، ترس ها و خواسته ها ممکن است همچنان وجود داشته باشند، اما آن ها نیرویی برای تسخیر ما نخواهند داشت.
برخی از افراد گزارش می دهند که هنگام تمرین آگاهی درونی بدن احساس ناراحتی می کنند، به احتمال زیاد به دلیل یک احساس طولانی مدت که احتمالاً تا زمانی که شروع به توجه به بدن نکرده ایم، از آن بی اطلاع بوده ایم.«مگر اینکه ابتدا کمی به آن توجه کنید، این احساسات شما را از رفتن به عمق بدن باز می دارد. توجه کلید تحول است، مانند پرتوی نور است. قدرت تمرکز آگاهی ما همه چیز را به خود تبدیل می کند. در یک ارگانیسم کاملاً کارآمد، یک احساس طول عمر بسیار کمی دارد، مانند یک موج لحظه ای یا یک موج در سطح وجود شماست. با این حال، وقتی در بدن خود نیستید، یک احساس می تواند روزها یا هفته ها در درون شما زنده بماند یا به سایر احساسات با فرکانس مشابه که با هم ادغام شده و به بدن درد تبدیل شده اند، بپیوندد.
آگاهی از درون بدن این قدرت را دارد که منفی در بدن را به نور تبدیل کند و با انجام این پاکسازی معنوی، فرکانس ارتعاش خود را بالا می بریم. با ارتعاش در فرکانس بالاتر، پیری بدن فیزیکی را نیز کند می کنیم. به محض اینکه حالت عادت شما از خارج از بدن و به دام افتادن در ذهن شما به بودن در بدن و حضور در زمان حال تغییر کند، بدن فیزیکی شما روشن تر و زنده تر احساس می شود. با وجود آگاهی بیشتر در بدن، ساختار مولکولی آن در واقع کمتر متراکم می شود. آگاهی بیشتر به معنای کاهش توهم مادیت است. ما ارتعاشات را احساس می کنیم و ارتباط عمیق تری با دنیای اطراف خود داریم. ما یگانگی را تجربه می کنیم.
بدن توجه ما را دوست دارد و هنر آگاهی از بدن درونی نیز نوعی قدرتمند از خود درمانی است. وی گفت: "بیشتر بیماری ها وقتی در بدن حضور ندارید ، به وجود می آیند. اگر استاد در خانه حضور نداشته باشد ، همه نوع شخصیت های سایه دار اقامت را به خود اختصاص می دهند. وقتی بدن را ساکن می کنید ، ورود به مهمان ناخواسته سخت خواهد بود. "وی می افزاید: ایمنی روانی ما نیز وقتی در بدن خود هستیم افزایش می یابد. این ما را از میدان نیروی منفی عاطفی منفی دیگران محافظت می کند که بسیار مسری است. سکونت در بدن نه با قرار دادن سپر ، بلکه با بالا بردن لرزش فرکانس میدان انرژی کل ما از ما محافظت می کند تا هر چیزی که در فرکانس پایین تر ارتعاش کند ، مانند ترس ، عصبانیت و افسردگی ، با بالاتر ما طنین انداز باشدفرکانس پاک و پایدار.
این مراقبه بعدی توسط اكارت توصیه می شود كه به عنوان آخرین چیزی در شب قبل از خوابیدن و اولین چیز صبح قبل از بلند شدن تمرین كند: بدن خود را با آگاهی سیل بزنید. چشمان خود را ببندید ، روی پشت خود صاف دراز بکشید ، قسمت های مختلفی از بدن خود را انتخاب کنید تا در ابتدا توجه خود را به طور خلاصه ، دست ، پا ، بازوها ، پاها ، شکم ، سر قفسه سینه و غیره متمرکز کنید. انرژی زندگی را در داخل آن قسمت ها به همان اندازه که می توانید احساس کنید. با هر قسمت از 15 ثانیه یا به همین ترتیب بمانید و سپس اجازه دهید توجه شما مانند یک موج چند بار از پاها به سر و دوباره به بدن برسد. این فقط یک دقیقه یا بیشتر طول می کشد. یک بدتر از آن ، بدن درونی را در کلیت خود به عنوان یک میدان انرژی واحد احساس می کند. این احساس را برای چند دقیقه نگه دارید. نگران نباشید اگر گاهی اوقات ذهن شما را به تفکر سوق می داد. به محض اینکه متوجه شدید این اتفاق می افتد ، فقط توجه خود را به بدن داخلی برگردانید.
ما به عنوان انسان ، اراده آزاد داریم ، توانایی تماشای و مشاهده افکار ما ، آگاهی و با انجام این کار برای ورود به حالت وجود. با مشاهده تفکر و تمرین آگاهی و قدردانی از بدن درونی ، خودمان را از واکنش های ذهن از پیش برنامه ریزی شده به دنیای اطراف خود رهایی خواهیم داد. ما قادر خواهیم بود احساسات خود را به طور کامل احساس کنیم و به آنها اجازه دهیم به راحتی بروند و ما قادر خواهیم بود تجربیات خود را انتخاب کنیم. ما به جای اینکه اجازه دهیم تفکر اجباری و احساسات خارج از کنترل زندگی خود را انجام دهیم ، از ذهن خود استفاده خواهیم کرد. ما می توانیم فرکانس و کل واقعیت خود را تغییر دهیم که بتوانیم بالاتر از تفکر خود را بالا ببریم و یاد بگیریم که از ذهن خود به عنوان ابزاری قدرتمند استفاده کنیم و به یاد داشته باشیم که این فقط ابزاری است ، که ما به عنوان موجودات آگاه می توانیم از آن استفاده کنیم.
"فکر کنید افکار مثبت" همان چیزی است که همه ما از پیتر پن هنگام بچه ها شنیدیم. تا آنجا که من نگران هستم ، این امکان را برای ما فراهم نمی کند که برای همیشه پرواز و جوان بمانیم ، اما چه کسی می دانست؟آنچه من به آن اطمینان دارم این است که یک نگرش مثبت ، قدردانی و ایمان به خودمان می تواند واقعیت خود را به روشی ملموس تغییر دهد. ما می دانیم که همه ما ارتعاش است ، ما این قدرت را در درون خود نگه می داریم تا تجربیات زندگی خود را آشکار کنیم و بر آینده خود تأثیر بگذاریم. بشریت این قدرت را دارد که فرکانس ارتعاشی خود را تغییر دهد و من واقعاً معتقدم که هر یک از شما می توانید واقعیت خود را ایجاد کنید.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 57
تاريخ : سه
شنبه
26 ارديبهشت
1402 ساعت: 16:28