فرهنگ دره سیلیکون در اطراف محورهای بزرگی ساخته شده است-یک تغییر ناگهانی در استراتژی که یک ایده متوسط را به یک شرکت میلیارد دلاری تبدیل می کند. Groupon نه به عنوان یک تجارت کوپن محلی بلکه به عنوان بستری برای اقدام جمعی. Pay Pal در سال 1999 به عنوان راهی برای "پرتو" پول بین تلفن های همراه ، خلبانان نخل ، […]
فرهنگ دره سیلیکون در اطراف محورهای بزرگی ساخته شده است-یک تغییر ناگهانی در استراتژی که یک ایده متوسط را به یک شرکت میلیارد دلاری تبدیل می کند.
Groupon نه به عنوان یک تجارت کوپن محلی بلکه به عنوان بستری برای اقدام جمعی. Pay Pal از سال 1999 به عنوان راهی برای "پرتو" پول بین تلفن های همراه ، خلبانان نخل و صفحه ها شروع شد. توییتر از یک راه اندازی پادکست متوقف شده متولد شد.
در مدرسه استنفورد D. School ، توانایی محوری برای فرایندی که در دوره Launchpad ما آموزش می دهیم ضروری است ، مقدمه ای برای کارآفرینی که در آن هر دانش آموز یک شرکت واقعی را راه اندازی می کند و آن را از ایده تا درآمد در 10 هفته می گیرد. حتی در آن بازه زمانی بسیار کوتاه ، چرخش های ناگهانی اجتناب ناپذیر است. زمینه های اساسی برای تغییر جریان روان-یا در صورت لزوم ، جهت تغییر اساسی-به همان اندازه به خوبی برای شروع کار در خارج از کلاس و همچنین سرمایه گذاری های نوآورانه در شرکت های مستقر اعمال می شود.
در اینجا پنج قانون ما برای اجرای یک محوری موفق وجود دارد:
1. یک شمع کمپوست ایده داشته باشید.
برای رسیدن به یک محصول یا خدمات عالی ، باید از بینش های عالی در مورد مشتریان خود کار کنید. اگر استارت آپ فعلی شما در حال پایین آمدن لوله ها است زیرا ایده شما با مشتریان طنین انداز نیست ، لازم نیست همه چیز را دور بیندازید. مایکل دورینگ-که همکار Launchpad را به دست می آورد-به دانش آموزان می گوید ، بینش در مورد مشتریان خود را که در این راه به دست آورده اید ، حفظ کنید. برخی از بهترین بینش ها ممکن است از درک اینکه چرا ایده فعلی شما از آنها لذت نمی برد ، ناشی شود. عزیز می گوید ، پذیرش استعاره ایده های کمپوست ، پذیرش هزینه درک شده از شکست را آسان تر می کند.
2. مشتریان خود را بشناسید ، نه فقط آمار آنها.
فرآیند طراحی کاربر محور که ما در D. School تدریس می کنیم ، بر توسعه همدلی برای مشتریان خود تمرکز دارد. این فقط بیشتر از درک آمار ، داده ها و نرخ های کلیک است. شما باید آنها را به اندازه کافی خوب بشناسید تا درک کنید که برای آنها مهم است ، چه چیزی به آنها اهمیت می دهند و چگونه محصول شما در دنیای آنها متناسب است. یکی از تیم های کلاس ما محصولی را برای پلیس ایجاد کرد که تجهیزات دنده را راحت تر می کند. آنها از طریق شبکه های اجتماعی خود ، تعدادی از افسران را پیدا کردند که می توانند با آنها وقت بگذارند و درک بهتری از زندگی و شغل خود داشته باشند که فراتر از مشخصات فنی یا ارگونومیکی برای یک محصول بوده است. وقتی مشتریان خود را خیلی خوب می شناسید ، می توانید محصول خود را از طریق چشمان آنها مشاهده کنید ، برای زمان محوری ، حس شهودی خواهید داشت.
3. زودتر ، ارزان تر و بیشتر اوقات شکست بخورید.
در اوایل و غالباً یک کلیشه دره سیلیکون است. اما نکته اصلی این است که تا حد امکان ارزان باشد. اولین شرکت پری ، Atlas Snowshoes ، هر آخر هفته شکست خورد. او نمونه های اولیه را برای طرح های جدید از موادی که در دست داشت ، ساخت و سپس آنها را در ماجراهای آخر هفته با دوستان امتحان کرد. تسمه های شکسته و قاب های ترک خورده باعث می شود که او با همراهان ناراضی در برف عمیق زانو ، از جنگل خارج شود. اما این شکست های اولیه و ارزان به این معنی بود که تا زمانی که او به تولید محصول خود می رفت ، او می دانست که چگونه می تواند همان کار را برای مشتریان حفظ کند.
وقت گرفتن با مشتریان خود قبل از رفتن به بازار ارزان است. نمونه اولیه را به آنها نشان دهید و بدانید که آیا از آن استفاده می کنند یا خیر. قبل از اینکه یک خط کد بنویسید ، محصول یا خدمات خود را با سریع ساختن آن با Post-It ، Paper یا یک هک فناوری سریع آزمایش کنید. پاورپوینت می تواند یک رابط را جایگزین کند. 20 دلار Google Adwords خرید در مورد ترافیک رانندگی چیزهای زیادی به شما می گوید. محوری اولیه از نظر ظاهری ارزان تر از اواخر است.
4- یک فرهنگ مشتری متمرکز بسازید ، نه یک محصول متمرکز. یک محوری می تواند از بالا آشکار به نظر برسد ، اما برای کسانی که محصولی را اجرا کرده اند که جهت تغییر جهت آن را تغییر می دهد ، می تواند ناامید کننده باشد. برای اجرای یک تغییر موفق ، به تیم خود در هیئت مدیره نیاز دارید. یکی از راه های انجام این کار ، ساختن فرهنگی با محوریت خوشحال کردن مشتریان است. اگر تیم شما معتقد است که خوشحال کردن مشتریان - به هر وسیله و در طولانی مدت - از اجرای ایده فعلی شما مهمتر است ، پذیرش تغییر برای آنها آسان تر خواهد بود.
5- از میانه رو زنده نمانید.
Workerexpress به عنوان روشی مبتنی بر پیام متنی برای صاحبان خانه برای برنامه ریزی کارگران ساختمانی ساعتی شروع شد. اما بنیانگذاران بازار جو ملین و پابلو فوئنتس امیدوار بودند که فقط در آنجا نبودند. این شرکت در معرض خطر قریب الوقوع نبود و می توانست در کنار هم قرار بگیرد ، اما ملین و فوئنتس تصمیم به محوری گرفتند. در تحقیقاتی که برای ایده اصلی خود انجام داده اند ، آنها جهت جدیدی پیدا کردند: آنها فهمیدند که پیمانکاران بزرگی که در سایت های شغلی به کمک موقت نیاز دارند ، گزینه های خوبی ندارند. در میان یکی از بزرگترین خشکسالی های ساختمانی در تاریخ آمریکا ، آنها توانستند یک بستر مبتنی بر وب رونق بسازند.
بسیاری از شرکت ها خود را در یک نقطه مشابه می یابند. نکته اصلی مقابله با این واقعیت است که وقت آن است که دوباره ارزیابی شود. اگر شما یک طرفدار سخت و سخت از محصول خود ندارید-چه رسد به هزاران نفر که باید از آن استفاده کنید-وقت آن است که به چیزی که مشتریان شما علاقه مند هستند ، محور باشید.
Caroline O'Connor یکی از همکاران در انستیتوی طراحی Hasso Plattner دانشگاه استنفورد (D. School) است. او قبلاً با بوستون گلوب و میامی هرالد روزنامه نگار بود.
پری کلبهن یک استادیار مشاوره در D. School است ، جایی که او Launchpad و کلاس های دیگر را تدریس می کند. وی قبلاً مدیرعامل Timbuk2 و COO از پاتاگونیا بود.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 55
تاريخ : سه
شنبه
15 فروردين
1402 ساعت: 14:26