تأثیر بازاریابی برند بر احساسات مصرف کنندگان در محیط رسانه های اجتماعی موبایل

ساخت وبلاگ

با توسعه اقتصاد شهری و تقویت رقابت در بین شهرها ، بازاریابی شهری توجه بیشتری را به خود جلب کرده است. بازاریابی عاطفی یک استراتژی بازاریابی با مردم محور است که تحت توسعه اقتصادی فعلی و توسعه شهری نمی توان نادیده گرفت. امروز ، با کالاهای فراوان و کانال های خرید متنوع ، چگونگی جذب مشتریان جدید ، حفظ مشتریان قدیمی و تقویت وفاداری مشتری از طریق بازاریابی عاطفی ، به کانون کار شرکت ها تبدیل شده است. این مقاله از منظر لباس مطالعه می کند. در مواجهه با رقابت شدید بازار ، در دوره بازاریابی شرکتهای بزرگ داخلی و خارجی که به دنبال توسعه توسط مارک ها هستند ، اگر بنگاه های کوچک و متوسط بخواهند زنده بمانند و توسعه دهند ، باید هدف کاملی را برای تبدیل شدن به شرکت های بزرگ ، اجرای بازاریابی برند ، تنظیم کنند. و به طور مداوم در فرآیند ساخت مارک های قوی رشد و رشد می کند. از تحقیقات در این مقاله می توان مشاهده کرد که موفقیت توصیه این الگوریتم 19 ٪ بهتر از الگوریتم سنتی در مورد تعداد مشخصی از پارتیشن ها است و برای انجام عمل گسترده مناسب است.

معرفی

با توسعه اقتصادی و پیشرفت اجتماعی، مفاهیم مصرف، نگرش و عادات مردم به طور قابل توجهی تغییر کرده است. امروزه مصرف کنندگان نه تنها به ارزش عملکردی محصولات یا خدمات توجه می کنند، بلکه توجه بیشتری به این دارند که آیا نیازهای روانی و ترجیحات عاطفی آنها در فرآیند خرید و مصرف محصولات یا خدمات برآورده می شود یا خیر (Stylidis et al., 2020). چگونگی بهبود ارزش ویژه برند شرکت ها به موضوع تحقیقاتی مشترک محافل دانشگاهی و تجاری تبدیل شده است. محققان در تحقیقات مرتبط دریافته اند که شرکت ها تنها زمانی می توانند به بازارهای بیشتر و رقابت پایدار دست یابند که واقعاً از دیدگاه مصرف کنندگان به مشکلات بیندیشند و به ارزش خدمات و محصولات ارائه شده توسط شرکت ها از دیدگاه مصرف کنندگان نگاه کنند (Rauschendorfer et al. 2022). این ارزش توسط شرکت تعیین نمی شود، بلکه توسط درک مصرف کننده تعیین می شود. با بهبود سطح شهرنشینی چین، تعداد و جمعیت شهرها به طور مداوم در حال افزایش است و رقابت بین شهرها در استعداد، سرمایه، علم و فناوری به طور فزاینده ای آشکار است (بولتون و همکاران، 2022). در این محیط، به منظور بهبود رقابت پذیری شهر و ارتقای توسعه بهتر و سریعتر شهر، مفهوم بازاریابی شهری مطرح شد و مورد توجه گسترده قرار گرفت (Artacho et al., 2019). در حال حاضر، توسعه اجتماعی و اقتصادی باعث ارتقاء تقاضای مصرف انبوه می شود و اینکه آیا یک نام تجاری می تواند توسط مصرف کنندگان شناسایی شود، مستقیماً بر اثر بازاریابی و پتانسیل توسعه شرکت ها تأثیر می گذارد. بازاریابی عاطفی به وسیله ای مهم برای کمک به شرکت ها برای بردن تبلیغات شفاهی و افزایش شناخت و رضایت برند تبدیل شده است (لئونیدو و همکاران، 2021). با خرید محصولات، مصرف کنندگان از ارزش افزوده محصولات لذت می برند و طنین عاطفی دارند، بنابراین فروش محصولات را هدایت می کنند (Kim et al., 2020). تحلیل رفتار مصرف کننده مصرف را به مرحله مصرف کمی، مرحله مصرف کیفی و مرحله مصرف ادراکی تقسیم می کند. بر اساس تحقیقات روانشناسی مدرن، هیجان عامل مهمی است که بر پذیرش اطلاعات افراد تأثیر می گذارد. در عصر مصرف عاطفی، آنچه مصرف کنندگان در خرید کالا بها می دهند، کمیت، کیفیت و قیمت کالا نیست، بلکه نوعی رضایت عاطفی و شناخت روانی است. امروزه محیط بازاریابی وارد مرحله بازاریابی احساسی شده است.

آنچه مصرف کنندگان هنگام خرید کالا ارزش دارند ، ابزار عملکردی خود محصول نیست ، بلکه نوعی رضایت عاطفی و شناخت معنوی است (Boeuf ، 2020). بنابراین ، هر مارک باید محصولات خود را با رنگ عاطفی از جذابیت عاطفی مصرف کنندگان وقف کند و به هدف نهایی گسترش سهم بازار و به دست آوردن مزیت رقابتی با حفر عمیق در جذابیت عاطفی درونی مصرف کنندگان برسد. هنگامی که نوآوری خاصی در محصولات یا خدمات وجود نداشته باشد ، احساسات به عامل اصلی مصرف کنندگان برای تصمیم گیری در خرید تبدیل می شود (Rietveld و همکاران ، 2020). بازاریابی احساسات نیازهای عاطفی ویژه مصرف کنندگان را ضبط می کند ، استراتژی بازاریابی عاطفی شرکت ها را پیاده سازی می کند و موضوع اصلی "احساسات" را در کل فرایند فعالیت های بازاریابی اجرا می کند. بازاریابی احساسات از نیازهای عاطفی مصرف کنندگان شروع می شود ، نیازهای عاطفی مصرف کنندگان را برانگیخته و باعث تحریک معنوی مصرف کنندگان می شود و احساسات را در بازاریابی ادغام می کند ، به طوری که بازاریابی احساساتی می تواند رقابت بی رحمانه را بدست آورد (مارینا-آرتیگا و باراجاس-پورتاس ، 2021). و این برند می تواند باعث شود مصرف کنندگان احساس بیشتری مانند خرید داشته باشند ، و تبدیل مصرف کنندگان به مشتریان وفادار آسان تر است. طراحی استراتژی بازاریابی عاطفی از منظر هویت برند می تواند به شرکتها کمک کند تا فعالیتهای بازاریابی را مطابق با روانشناسی مصرف کنندگان انجام دهند ، به طور مؤثر آگاهی از برند و تأثیر بازار را بهبود بخشند و به شرکتها کمک کنند تا در دستیابی به اهداف توسعه بلند مدت باشند. انتخاب استراتژی مناسب بازاریابی تضمین موفقیت بازاریابی شهر است. استراتژی به اصطلاح بازاریابی شهر به روش ها و وسایل توسعه ، بسته بندی ، تبلیغ و فروش شهر با توجه به موقعیت یابی خود در شهر ، برای دستیابی به هدف از جذب مؤثر مشتریان هدف و افزایش رقابت کلی ، اشاره دارد. از شهردر میان آنها ، استراتژی بازاریابی عاطفی یک استراتژی اساسی بازاریابی برای توسعه شهرهای مدرن است. با توسعه اقتصادی ، افزایش قدرت خرید مصرف کنندگان ، به روزرسانی مصرف و ظاهر محصولات مختلف با عملکردهای مشابه در بازار ، مصرف کنندگان تمایل دارند محصولات را مطابق ترجیحات و ارزش های خود انتخاب کنند ، توجه به رضایت عاطفی و توجه به رضایت عاطفی وشناخت روانشناختی ، به طوری که شرکت ها می توانند وفاداری به برند بالاتری کسب کنند (فارالی و همکاران ، 2020).

به اصطلاح بازاریابی عاطفی به یک روش بازاریابی اشاره دارد که اعتماد و ترجیح مصرف کنندگان را از طریق ارتباط روانشناختی و ارتباطات عاطفی به دست می آورد ، بنابراین سهم بازار را گسترش می دهد و مزیت رقابتی کسب می کند. شرکت ها باید این تغییر جدید مصرف کنندگان را به طور کامل درک کنند ، به طور فعال روشهای بازاریابی عاطفی مؤثر در بازاریابی را کشف کنند و فاصله عاطفی بین بنگاه ها و مصرف کنندگان را محدود کنند ، تا بتوانند ادغام و راندمان بالای تولید و بازاریابی محصول را تحقق بخشند.

نوآوری این مقاله در جذب مشتریان جدید ، حفظ مشتریان قدیمی و بهبود وفاداری مشتری از طریق بازاریابی عاطفی است. این مقاله از منظر لباس مطالعه می کند. این مقاله عمدتاً توضیح می دهد كه بنگاههای كوچك و متوسط باید استراتژی بازاریابی برند را اجرا كنند تا در مواجهه با رقابت شدید بازار ، بزرگتر و قوی تر شوند. برند قدرتمندترین ضمانت برای توسعه پایدار بنگاه ها است. در مورد روشهای بازاریابی بحث کنید. در زمینه کاربرد اجتماعی فناوری اینترنت ، شرکت ها باید با تغییرات در بازار مصرف روبرو شوند و روانشناسی مصرف کننده را عمیقاً تجزیه و تحلیل کنند. در این مقاله ، الگوریتم قانون انجمن برای اطمینان از اتخاذ استراتژی های مؤثر در بازاریابی عاطفی برای ترغیب مصرف کنندگان به داشتن رزونانس عاطفی ، به منظور بهبود تأثیر بازاریابی ، استفاده شده است. از تحقیقات در این مقاله می توان مشاهده کرد که تحت تعداد مشخصی از پارتیشن ها ، میزان موفقیت توصیه این الگوریتم 19 ٪ بیشتر از الگوریتم سنتی است که برای محبوبیت و کاربرد مناسب است.

این مقاله به پنج بخش تقسیم می شود: قسمت اول شرح پس زمینه و شرح مختصر است. این مقاله بیان می کند که توسعه اقتصاد اجتماعی باعث می شود تقاضای مصرف انبوه به روزرسانی شود و اینکه آیا یک برند توسط مصرف کنندگان قابل تشخیص است ، مستقیماً بر اثر بازاریابی و پتانسیل توسعه شرکتها تأثیر می گذارد. بخش دوم کار مرتبط با این مقاله است. برای شرکتهای کوچک و متوسط ، مهمترین چیز حل مشکل بقا است و مارک ها اغلب اثربخشی خود را در توسعه بیشتر بنگاه ها نشان می دهند. بخش سوم برخی از دانش و تئوری های مهم مرتبط با مارک های پوشاک و بازاریابی برند را شرح می دهد. بخش چهارم در مورد روشهای بازاریابی بحث می کند و برخی از نتایج تحقیق و داده ها را توضیح می دهد. بخش پنجم نتیجه گیری است.

کار مرتبط

محصولات و خدمات خوب از برند پشتیبانی می کنند. برند یک سیستم چند وجهی است که از طریق توسعه استراتژیک و مدیریت شرکتهای کوچک و متوسط اجرا می شود. مانند محصولات یا خدمات ، مارک ها نیز به بازاریابی احتیاج دارند. این قوانین منحصر به فرد خود را دارد (کاچن و کریشن ، 2020). با توجه به نقص های ذاتی ، عدم وجود منابع و توانایی ها ، SMIingione SME ها هنوز هم در آگاهی از برند و بازاریابی برند نسبتاً کند هستند و در حال حاضر ، آنها روشی کاملاً عملی برای بازاریابی برند پیدا نکرده اند که نیاز به توجه دارد (مینگیوون و همکاران ،2019). هزینه کار Efrat دیگر در موقعیت رقابتی قرار ندارد. تأسیس ریخته گری در سایر کشورها و مناطق جهان سوم در جهان مشکلات بزرگی را برای صادرات بنگاهها به ارمغان آورده است و مدل صنعت OEM هیچ توانایی توسعه پایدار ندارد (EFRAT and Asseraf ، 2019)."فکر بدون برند" راحت هولبیک بسیار خطرناک خواهد بود. روند توسعه اجتماعی متفاوت است و ارزشهای مختلفی با درگیری و ادغام شدید روبرو هستند. نحوه ایجاد مارک ها ، مارک های معروف و حتی مارک های قوی در چنین محیط اجتماعی نگرانی هر صاحب مشاغل و اپراتور که به اقتصاد بازار علاقه مند است (Hollebeek and Macky ، 2019). Teichert برای شرکت های کوچک و متوسط ، مهمترین چیز حل مشکل بقا است و برند اغلب اثربخشی خود را در توسعه بیشتر بنگاه ها نشان می دهد (Teichert et al. ، 2018). Mende Brand دارایی های نامشهود شرکت ها را تشکیل داده است. با داشتن دارایی های نامشهود مارک ها ، شرکت ها می توانند نرخ بهره را به حداکثر برسانند و "ارزش افزوده بالایی" را بدست آورند. اگرچه مارک ها با کیفیت پیروز می شوند ، اما معمولاً دارای مفاهیم فرهنگی و عاطفی هستند ، بنابراین مارک ها ارزش افزوده ای را به محصولات اضافه می کنند و تمایز محصول را تشکیل می دهند (Mende et al. ، 2019). با توجه به محدودیت سرمایه و استحکام ، شرکتهای کوچک و متوسط در یانگ نمی توانند مارک های خود را در کوتاه مدت بزرگتر کنند. آنها به جای خفگی به مرگ در جنگل که در آن تلاش می کنند مارک های خود را بسازند ، ممکن است مارک های خود را رها کنند ، قلب خود را غرق کنند و همه را بیرون بیاورند تا محصولات خود را بسازند ، واسالها یا سایه های مارک های قوی باشند تا در ابتدا زنده بمانند. و سپس مارک های خود را هنگامی که قدرت دارند ، توسعه دهید (یانگ و ین ، 2018). برند کیم توسط محصولات و خدمات خوب پشتیبانی می شود. برند یک سیستم چند وجهی است که از طریق توسعه استراتژیک و مدیریت شرکتهای کوچک و متوسط اجرا می شود. مانند محصولات یا خدمات ،

برند باید به بازار عرضه شود و قوانین منحصر به فرد خاص خود را نیز دارد (کیم و تاپا ، 2018). بازاریابی برند Deb در واقع نوعی رفتار بازاریابی از شرکت ها است ، که از طریق تحقیقات دقیق بازار ، خواسته های گروه های مختلف مشتری در مورد محصولات و مارک ها را می یابد ، ارزش محصولات و مارک های مرتبط را تعیین می کند و در نهایت نیازهای مشتریان را برآورده می کند (Deb ولومو دیوید ، 2021). شرکت های کوچک و متوسط کوانر باید در ابتدای کار خود به بازاریابی برند و برند توجه کنند. آنها به فرض حفظ شهرت خوب ، دائماً از همان برند برای راه اندازی محصولات ارزان و با کیفیت استفاده می کنند. پس از تلاش های طولانی مدت ، آنها به طور مداوم نیازهای مصرف کنندگان را برآورده می کنند و در نهایت مارک های مشهور خود را تشکیل می دهند (کوانر و همکاران ، 2022). اگر Smith Enterprise مشتاق تبدیل شدن به یک شرکت بزرگ در آینده ، با فروش و سود پایدار باشد و مانند یک مارک بزرگ بین المللی بایستد ، ما باید به بازاریابی برند و برند اهمیت دهیم زیرا همیشه به محصولات اهمیت داده ایم (اسمیت و رز ،2020).

بنگاههای کوچک و متوسط توسعه اقتصاد ملی را تا حد زیادی ارتقاء داده اند ، بنابراین این یک انتخاب اجتناب ناپذیر برای توسعه پایدار اقتصاد اجتماعی برای بهبود رقابت در شرکتهای کوچک و متوسط و ارتقاء توسعه آنها است. با این حال ، طبق آمار ، شرکت های کوچک و متوسط چین در توسعه خود با مشکلات بسیاری روبرو هستند که بدیهی ترین آنها چرخه کوتاه عمر شرکت های کوچک و متوسط است. سپس ، در مواجهه با چنین دشواری ها و به طور فزاینده ای از محیط داخلی بازار داخلی و بین المللی ، چگونه SME ها باید بازاریابی برند را پیاده سازی کنند ، راهی مؤثر برای بهبود رقابت آنها است. شرکت های کوچک و متوسط باید به طور منطقی استراتژی بازاریابی برند را پیاده سازی کنند ، محصولات خود را و بازاریابی شخصی تر و اصلی تر کنند و بازاریابی عاطفی را برای مصرف کنندگان تولید کنند تا فرصت توسعه و موفقیت کسب کنند. شرکت های کوچک و متوسط در بازاریابی برند ضعیف هستند ، بنابراین هماهنگی تضاد بین بقا و توسعه از دیدگاه استراتژیک دشوار است ، بنابراین شرکت های کوچک و متوسط فاقد رقابت اصلی هستند. ساخت رقابت اصلی شرکتها یک کار بلند مدت و دشوار برای رقابت شرکت های چینی است. بر این اساس است که تحقیقات در این زمینه در این مقاله انجام می شود که از اهمیت بالایی برخوردار است. بهبود رقابت در شرکتهای کوچک و متوسط و ترویج توسعه بنگاه های کوچک و متوسط ، یک انتخاب اجتناب ناپذیر برای توسعه پایدار اقتصاد اجتماعی است. بازاریابی برند می تواند برای بهبود رقابت شرکتهای کوچک اجرا شود. از طریق برآورده کردن نیازهای مختلف اجتماعی ، جذب نیروی کار برای اشتغال ، توسعه محصولات جدید ، ترویج توسعه اقتصادی ملی و غیره. شناسایی مارک های ایجاد شده توسط شرکت های کوچک و متوسط و میزان شناخت مصرف کنندگان بسیار زیاد است و تفاوت ها آشکار استبشر

نظریه های مرتبط

بازاریابی برند

از آنجا که رقابت اجتماعی تمایل دارد یکپارچه ، منطقه ای و جهانی شود ، شهرها به عنوان "گروه های سازمانی" در یک حس خاص و خاص-که مجبور به درگیر شدن در این رقابت هستند. پس از بازاریابی برند شرکتها ، بازاریابی برند شهرهای مرکزی مورد توجه بیشتر و بیشتر قرار گرفته است که این امر به یک نیاز اجتناب ناپذیر برای توسعه بیشتر شهرها در چین تبدیل شده است و به عنوان ابزاری مهم رقابتی برای ارتقاء پیشرفت کلی مورد استفاده قرار می گیرد. از شهرهای مرکزیدر دوره رقابت برند ، شرکت های کوچک و متوسط چین با مارک های داخلی و خارجی با رقابت شدید روبرو هستند و توسعه آنها بیشتر و بیشتر توسط مارک ها محدود می شود ، که به عامل اصلی محدود کننده توسعه و رشد کوچک و متوسط تبدیل شده استشرکت های اندازهبنابراین ، شرکت های کوچک و متوسط باید به طور موثری استراتژی های بازاریابی برند را به منظور به دست آوردن جایگاه شرکت در نبرد برند تحت اقتصاد بازار اجرا کنند. استراتژی بازاریابی مؤثر به یک اقدام مهم برای ارتقاء توسعه و مزیت رقابتی شرکتهای کوچک و متوسط تبدیل شده است و بازاریابی برند یکی از مطالب مهم بازاریابی است. اجرای بازاریابی مؤثر برند با عنوان Big Data می تواند محبوبیت بازار و مزیت رقابتی شرکتهای کوچک و متوسط را تقویت کند و در عین حال هزینه ها و خطرات بازاریابی را کاهش دهد. هسته اصلی بازاریابی برند برند است. در اجرای بازاریابی برند ، فعالیت های بازاریابی همه حول ایجاد مارک های با ارزش افزوده بالا می چرخند. آموزش و برقراری ارتباط با مصرف کنندگان کلید ایجاد ارزش برند است. در کوتاه مدت ، این روش بازاریابی می تواند فروش کوتاه مدت محصولات را ارتقا بخشد و سود شرکت ها را افزایش دهد. در دراز مدت ، این روش بازاریابی می تواند برند شرکت ها و محصولات را تقویت کند ، شناخت شرکت ها و مارک ها را در نگاه مصرف کنندگان عمیق تر کند و مزیت رقابتی بلند مدت شرکت ها را ایجاد کند. ارتباطات کلمه به دهان در واقع دارای "اثر متیو" است که باعث می شود مارک های پیشرو ارتباط بهتری داشته باشند. به عنوان مثال ، شخصی در صنعت خودرو با یک غریبه صحبت می کند که یک برند خودرو شماره یک در جهان است. در یک فلاش ، مهمترین تصویر برند برند ، مانند شماره یک ، بهترین ، گرانترین و مشهورترین جهان ، ریشه در ذهن مصرف کننده داشته است.

تعریف شرکتهای کوچک و متوسط در چین به بنگاه هایی با اشکال مختلف مالکیت اشاره دارد که به طور قانونی در چین تأسیس شده اند و درآمد عملیاتی ، مقیاس دارایی و کارمندان آنها در یک محدوده استاندارد خاص قرار دارند. طبق صنایع مختلف ، آنها استانداردهای طبقه بندی متفاوتی دارند. با این وجود ، مهم نیست که چه نوع شرکتهای کوچک و متوسط در صنعت وجود داشته باشد ، مقیاس دارایی و درآمد عملیاتی آنها در یک محدوده استاندارد خاص قرار دارد. شرکت های کوچک و متوسط چین موقعیت مهمی را در اقتصاد ملی اشغال می کنند و نقش مهمی در توسعه اقتصادی دارند. رشد سالم شرکتهای کوچک و متوسط از اهمیت استراتژیک زیادی برای توسعه کل اقتصاد ملی برخوردار است. با جهانی سازی اقتصاد و ورود چین به WTO ، درجه افتتاح بازار داخلی به طور مداوم بهبود یافته است و الگوی و ویژگی های رقابت بازار نیز در حال تحولات جدید است. رقابت بازار روز به روز تشدید می شود و رقابت بین شرکتها از محصولات به مارک ها منتقل می شود. بازاریابی با بازاریابی برند به عنوان عامل اصلی مشخص می شود و ایجاد مارک ها انتخاب مشترک کلیه بنگاه هایی است که به دنبال توسعه هستند. شرکت ها در کشورهای مختلف استراتژی های برند را برای ساختن مارک های قوی و برنده شدن در این رقابت اتخاذ کرده اند. با انفجار اطلاعات ، گسترش تبلیغات و زندگی شلوغ ، به کدام مارک ها توجه می کنند که مصرف کنندگان به آن توجه می کنند یا مایل به توجه به آن هستند؟همه چیز را می توان تولید کرد ، فرهنگ را می توان در دسته ها تولید کرد ، تبلیغات کاذب و اغراق آمیز قابل تولید است ، تصاویر شرکت ها و موارد متحرک نیز می توانند برنامه ریزی و تولید شوند و کلاهبرداری از جوایز برند غالباً بسیار زیاد صحنه می شود. هیچ "گروه پیشگیری از دندانپزشکی" معتبر وجود ندارد که مارک های خمیردندان را در همه جا تأیید کند. یک برند یک عنوان ، آرم ، نماد یا طراحی و ترکیب و کاربرد آن است. قصد آن تسهیل مصرف کنندگان برای شناسایی واضح یک محصول یا خدمات و تمایز آن از همان نوع محصولات یا خدمات است. بسیاری از شرکتهای کوچک و متوسط هنوز در بازاریابی برند مشکل دارند ، مانند مفهوم بازاریابی برند عقب مانده ، عدم برنامه ریزی طولانی مدت ، کاربرد کافی از فناوری اطلاعات و عدم وجود استعدادهای بازاریابی حرفه ای ، که محدودیت اثربخشی بازاریابی برند را محدود می کندشرکت های کوچک و متوسط. از این رو،

برای بهبود استراتژی بازاریابی برند SME ها و ترویج توسعه سالم و طولانی مدت آنها در پس زمینه داده های بزرگ باید اقدامات موثری انجام شود. تفاوت اصلی بین بازاریابی برند و مفهوم بازاریابی سنتی در تغییر بازاریابی نهفته است. باید متوجه تغییر تمرکز بازاریابی از شرکتها به مصرف کنندگان شود. استفاده از عناصر مختلف ترکیبی بازاریابی باید از 4P سنتی (محصول ، قیمت ، کانال و ارتقاء) به 4C (تقاضای ملاقات ، کاهش هزینه ، تأمین راحتی و دستیابی به ارتباطات) تغییر یابد و حالت بازاریابی با توجه به تقاضای بازار بایدبا هدف بیشترین رضایت مصرف کنندگان ، به حالت بازاریابی با توجه به مصرف کنندگان تغییر یابد. در حالی که ما در حال تلاش برای فروش محصولات هستیم ، همچنین بر رشد بنگاه ها و ساخت برند تأثیر می گذارد. در شرایط فوق ، چگونه می توانیم به این اثر منحصر به فرد و غیرقابل اجتناب برسیم؟بنابراین ، من فکر می کنم که ما باید یک پیوند ارزیابی و تنظیم بازخورد را در رفتار بازاریابی معرفی کنیم ، تا اطمینان حاصل کنیم که رفتار بازاریابی ما می تواند بهتر به محصولات و بنگاهها خدمت کند ، به ساخت مارک ها کمک کند و به جای کوتاه مدت ، توسعه سالم شرکت ها را ارتقا بخشد. سر و صدای تشویقی. با این حال ، در حال حاضر ، موضوع مهم بازاریابی برند شهر به ندرت در حلقه نظری درگیر است ، که به نقطه کور نظریه بازاریابی تبدیل شده است ، که بدون شک نقص و پشیمانی بزرگی است. در مواجهه با رقابت شدید بازار ، در دوره بازاریابی شرکتهای بزرگ داخلی و خارجی که به دنبال توسعه توسط مارک ها هستند ، اگر بنگاه های کوچک و متوسط بخواهند زنده بمانند و توسعه دهند ، باید هدف کاملی را برای تبدیل شدن به شرکت های بزرگ ، اجرای بازاریابی برند ، تنظیم کنند. و به طور مداوم در فرآیند ساخت مارک های قوی رشد و رشد می کند.

برند لباس

لباس به عنوان سمبل زمان شناخته می شود. لباس یک چشم انداز منحصر به فرد برای مشاهده تغییرات اجتماعی است. لباس دومین پوست انسان است و همچنین تجسم شخصیت پوشنده است. طبق افسانه ، چین باستان مدتهاست که به عنوان پادشاهی لباس شناخته می شود. حدود 20،000 سال پیش ، مرد پکینگ که در غار ژوکوودیان زندگی می کرد ، قبلاً از سوزن های استخوانی استفاده کرده بود ، و سوزن های استخوان لوله ای نیز در محل نوسنگی در Hemudu ، Ningbo کشف شد. عبارت "امپراتور زرد یائو شون لباس های خود را آویزان می کند و قوانین جهان" توسط نسل های بعدی به عنوان منبع لباس در نظر گرفته می شود ، در حالی که لباس های ساده نخ های ساده در Mawangdui کمتر از 50 گرم وزن دارند ، که باعث می شود همه صنعتگران ماهر مدرن غرق شوند. در قرن بیست و یکم ، مفهوم لباس از قبل بسیار تغییر کرده است ، از عملکرد اصلی لباس گرفته تا وضعیت نمایش امروز ، از جلب روند تا تبلیغ به تبلیغات و تجسم فرهنگ جدید ، نقش لباساساساً تغییر کرد. شخصیت برند به خصوصیات انسانی و درک مصرف کنندگان از این ویژگی در فرآیند ارتباطات خارجی اشاره دارد. شخصیت اصلی و روح تصویر برند است و موفق ترین مارک ها به طور مداوم شخصیت خود را به مصرف کنندگان منتقل می کنند. در حال حاضر ، لباس چین 1/5 از بازار پوشاک جهان را اشغال می کند ، در سراسر جهان گسترش می یابد و رهبر تولید لباس جهان می شود. چین یک کشور تولید لباس شایسته در جهان است. با این حال ، سطح کلی پردازش و مدیریت زیاد نیست. مشکل اصلی این است که محصولات میانی و کم درجه نسبت زیادی را به خود اختصاص می دهند ، در حالی که محصولات با ارزش افزوده بالا نسبت کمی را تشکیل می دهند.

از جنبه صادرات ، اگرچه چین بزرگترین صادرکننده لباس در جهان است ، اما هیچ مارک مشهور چینی در بازار بین المللی وجود ندارد. با نگاهی به تاریخچه توسعه تولید کنندگان پوشاک داخلی ، اگرچه بسیاری از مارک های مشهور داخلی ساخته شده اند ، اما هنوز هیچ مارک لباس ای وجود ندارد که بر جهان حاکم باشد. نحوه ایجاد رقابت در مارک های پوشاک یک موضوع فوری تحقیق در صنعت پوشاک چین است. تعداد زیادی از محصولات چینی فقط با مارک های افراد دیگر قابل صادر می شوند. شرکت ها فقط با کار در سطح پایین هزینه پردازش ناچیز کسب می کنند و سود اضافی بالایی توسط سرمایه گذاران خارجی نیز بدست می آید. در طولانی مدت ، شرکت های پوشاک چینی توانایی خود را برای درک روند مد در بازار بین المللی از دست می دهند و آنها بیشتر مورد توجه دیگران قرار می گیرند. چنین نابرابری باعث می شود صنعت پوشاک چینی خواستار ایجاد مارک ها شود. چین یک کشور با برند ضعیف است که فاقد مارک های مشهور بین المللی است ، که نسبت به وضعیت چین به عنوان یک کشور بزرگ پوشاک نیست.

طبق آمار ، در حال حاضر ، حدود 400000 مارک لباس و هزاران شرکت مشهور در چین وجود دارد ، اما محبوبیت و شهرت بین المللی آنها خوب نیست. در بین 100 مارک برتر چینی ، فقط دو شرکت پوشاک وجود دارد. وضعیت مارک های پوشاک در چین به گونه ای است که می توان از رقابت بین المللی آنها تصور کرد. تا پایان قرن نوزدهم صنعت پوشاک مدرن در چین آغاز نشده است. صنعت پوشاک چین از سه مدرسه سرچشمه گرفته است: بنبانگ ، بایبنگ و هنگبانگ. کسانی که در لباس و شلوار چینی تخصص دارند ، خیاط های Benbang نامیده می شوند ، کسانی که در لباس فانتزی چونگسام و لباس زنانه تخصص دارند ، خیاط های Baibang نامیده می شوند و کسانی که در تهیه لباس خوب هستند ، خیاط Hongbang نامیده می شوند. صنعت پوشاک چین از دومی سرچشمه گرفته است. دلایل آن به شرح زیر است: اولا ، شرکت های پوشاک چین هنوز در مرحله تجمع سرمایه قرار دارند و قدرت مالی خود آنها کافی نیست. برای ایجاد یک برند در ایالات متحده حداقل 100 میلیون دلار هزینه دارد که تقریباً برای همه شرکتهای پوشاک داخلی غیرقابل تحمل است. دوم ، تشخیص مارک های مد از چین برای مصرف کنندگان خارجی دشوار است. به عنوان نمونه لباس ، برای اروپایی ها در زادگاه لباس دشوار است که مارک لباس از شرق "مرموز" را بپذیرند. سوم ، قدرت طراحی شرکتهای پوشاک چینی کافی نیست ، عمدتاً مبتنی بر تقلید و تولید مثل ، و طراحی اصلی آشکارا کافی نیست. چهارم ، مفهوم فرهنگی مارک های لباس چینی به اندازه کافی عمیق نیست و هیچ ادغام خوبی بین فرهنگ لباس ملی و لباس مدرن وجود ندارد. پنجم ، علائم تجاری مبدا چین موانعی را برای مارک های پوشاک برای ورود به مارک های برتر بین المللی ایجاد کرده است.

با تبدیل شدن چین به بزرگترین پادشاهی لباس در جهان برای تولید و صادرات لباس ، مفهوم برند به تدریج در دهه 1980 با اجرای استراتژی معروف برند ، پروژه معروف معلم و پروژه مشهور شهر لباس چینی ظاهر شد. در آن زمان ، اگرچه صنعت پوشاک تأثیر زنجیره ای بر مارک ها داشت ، اما معتقد بود که مارک ها چیز خوبی هستند. فقدان مارک های لباس مشهور در جهان همیشه درد پنهان صنعت پوشاک چین بوده است. به همین دلیل ، چین یک کشور بزرگ در جهان در تولید لباس است ، اما نمی توان آن را به عنوان یک قدرت پوشاک جهانی نامید. برای تبدیل شدن به یک قدرت پوشاک ، باید از تعدادی از مارک های مشهور پشتیبانی شود. روش های ساخت برند عبارتند از: توسعه شخصیت برند توسط محصولات جدید ، ساختن شخصیت برند توسط ایده بازاریابی برند ، ساختن شخصیت برند توسط فرهنگ برند و ایده طراحی. به عنوان "عزیز" مد ، متخصصان صنعت پوشاک باید شخصیت برند خود را در بین بسیاری از رقبا ، به ویژه برای مارک های اصلی پوشاک ، برجسته کنند. طراحی برند لباس باید به اصول طراحی زیبایی شناسی توجه کند و ایده اصلی این برند را نشان دهد. رنگ ها ، گرافیک ها و قلم ها باید به طور منطقی مطابقت داشته باشند. علاوه بر این ، ما باید توجه کنیم تا ایده اصلی این برند را نشان دهیم و به موقعیت یابی بازار و زیبایی شناسی گروه های مصرف کننده توجه کنیم. فقط پس از تعیین این استانداردهای اساسی ، می توان یک جهت روشن در طراحی وجود داشت. بهترین مارک تضمین کیفیت است ، بنابراین پس از تأیید این برند ، محصولات تحت تصویر خود توسط مصرف کنندگان شناخته می شوند و در بازار خوبی کسب می کنند.

استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 31 تاريخ : جمعه 30 تير 1402 ساعت: 13:07