حاشیه ایمنی: استراتژی های سرمایه گذاری با ارزش ریسک برای سرمایه گذار متفکر توسط ست کلارمن

ساخت وبلاگ

اجتناب از ضرر باید هدف اصلی هر سرمایه گذار باشد. راه جلوگیری از ضرر با سرمایه گذاری با حاشیه ایمنی قابل توجهی است. حاشیه ایمنی ضروری است زیرا ارزیابی یک هنر نادرست است ، آینده غیرقابل پیش بینی است و سرمایه گذاران انسانی هستند و اشتباه می کنند.

حاشیه خلاصه ایمنی

این خلاصه کتاب من از حاشیه ایمنی توسط ست کلارمن است. یادداشت های من غیررسمی است و اغلب حاوی نقل قول هایی از کتاب و همچنین افکار خودم است. این خلاصه شامل درس های کلیدی و بخش های مهم از کتاب است.

  • سرمایه گذاران غالباً از چشم انداز سود سریع و آسان فریب می خورند و قربانی بسیاری از مدارهای وال استریت می شوند.
  • سرمایه گذاری ارزش ، استراتژی سرمایه گذاری در معاملات اوراق بهادار با تخفیف قابل توجه از ارزش اساسی ، سابقه طولانی در ارائه نتایج سرمایه گذاری عالی با ریسک نزولی بسیار محدود دارد.
  • ولگردی آسان است اما یک تلاش مستمر برای انضباط باقی مانده است.
  • اجتناب از جایی که دیگران اشتباه می کنند گام مهمی در دستیابی به موفقیت سرمایه گذاری است. در واقع ، تقریباً آن را تضمین می کند.
  • سرمایه گذاری ارزش نیاز به کار زیادی سخت ، نظم و انضباط غیرمعمول سخت و افق سرمایه گذاری بلند مدت دارد.
  • در عوض لازم است که دلیل اصلی این قوانین را درک کنیم تا بدانیم که چرا آنها هنگام کار کار می کنند و وقتی این کار را نمی کنند ، انجام نمی دهند.
  • انتخاب صحیح برای سرمایه گذاران آشکار است اما به یک سطح از تعهد نیاز دارد که بیشتر مایل به ایجاد آن نیستند.
  • بیشتر سرمایه گذاران در درجه اول به سمت بازگشت هستند ، چقدر می توانند بسازند و به ریسک کمی توجه کنند ، چقدر می توانند از دست بدهند.
  • حاشیه ایمنی ضروری است زیرا ارزیابی یک هنر نادرست است ، آینده غیرقابل پیش بینی است و سرمایه گذاران انسانی هستند و اشتباه می کنند.
  • سرمایه گذاران ارزش با حاشیه ایمنی سرمایه گذاری می کنند که آنها را در برابر خسارات بزرگ در کاهش بازارها محافظت می کند.
  • هنگامی که شما یک استراتژی سرمایه گذاری ارزش را اتخاذ کردید ، هر رفتار سرمایه گذاری دیگری مانند قمار به نظر می رسد.
  • سهام برای سرمایه گذاران ، مالکیت کسری مشاغل اساسی را نشان می دهد و اوراق قرضه وام به آن مشاغل است.
  • در واقعیت ، هیچ کس نمی داند بازار چه خواهد کرد. تلاش برای پیش بینی این یک اتلاف وقت است و سرمایه گذاری بر اساس آن پیش بینی یک کار سوداگرانه است.
  • راحتی در اجماع وجود دارد. افراد اکثریت از تعداد بسیار زیادی اعتماد به نفس کسب می کنند.(توجه: این یک روش عالی برای فکر کردن در مورد اینکه چرا ما با جمعیت می رویم ، "راحتی اجماع" است.)
  • اما یک تفاوت اساسی وجود دارد: سرمایه گذاری ها به نفع صاحبان جریان پول نقد را از بین می برند. گمانه زنی ها این کار را نمی کند.
  • سهام و اوراق قرضه در قیمت بالا و پایین می رود ، مانند کارتهای تازه کار Monets و Mickey Mantle ، اما نباید سردرگمی در مورد سرمایه گذاری های واقعی وجود داشته باشد
  • سرمایه گذاری ها ، حتی سرمایه گذاری های بسیار طولانی مدت مانند دارایی های چوبی تازه کاشته شده ، سرانجام جریان نقدی را از بین می برد. یک دستگاه ابزارک هایی را که به بازار عرضه می شود ، می سازد ، یک ساختمان توسط مستاجرانی که اجاره می کنند اشغال می شود و درختان در دارایی چوب در نهایت برداشت و فروخته می شوند.
  • از نظر حیاتی برای سرمایه گذاران مهم است که نوسانات قیمت سهام را از واقعیت تجاری اساسی تشخیص دهند.
  • قیمت ها به دو دلیل اساسی بالا و پایین می روند: منعکس کننده واقعیت تجاری (یا درک سرمایه گذار از آن واقعیت) یا منعکس کننده تغییرات کوتاه مدت در عرضه و تقاضا.
  • اجتناب از ضرر باید هدف اصلی هر سرمایه گذار باشد.
  • جلوگیری از ضرر ، مطمئن ترین راه برای اطمینان از نتیجه سودآور است.
  • خطر واقعی یک سرمایه گذاری خاص از داده های تاریخی قابل تعیین نیست. این به قیمت پرداخت شده بستگی دارد.
  • اثرات ترکیبی حتی بازده متوسط در طی سالهای متمادی قانع کننده است ، اگر نه به آرامی ذهنی.
  • نتیجه گیری از اهمیت ترکیب این است که بازیابی حتی از یک ضرر بزرگ بسیار دشوار است ، که می تواند به معنای واقعی کلمه همه به یکباره اثرات مفید سالها موفقیت در سرمایه گذاری را از بین ببرد.
  • یک سرمایه گذار با دستیابی به بازده مداوم خوب و با خطر نزولی محدود نسبت به دستیابی به دستاوردهای بی ثبات و حتی گاهی اوقات دیدنی اما با خطر قابل توجهی از اصل ، به خوبی عمل می کند.
  • به عنوان مثال ، یک سرمایه گذار که سالانه 16 درصد بازده سالانه را در طی یک دهه کسب می کند ، شاید با کمال تعجب با پول بیشتری نسبت به یک سرمایه گذار که سالانه 20 درصد در سال به مدت نه سال درآمد کسب می کند ، به پایان برسد و سپس 15 درصد از دهمین سال را از دست بدهد.
  • سرمایه گذاران باید مایل باشند در صورت لزوم به عنوان حق بیمه در برابر سختی های غیر منتظره و غیرقابل پیش بینی ، بازده نزدیک مدت را از بین ببرند.
  • سرمایه گذاران به جای هدف قرار دادن نرخ بازده مطلوب ، حتی یک معقول و منطقی ، باید ریسک را هدف قرار دهند.
  • صورتحساب خزانه نزدیکترین چیز به یک سرمایه گذاری بی خطر است. از این رو نرخ بهره در قبض های خزانه داری نرخ ریسک محسوب می شود.
  • سرمایه گذاری ارزش ، رشته خرید اوراق بهادار با تخفیف قابل توجهی از ارزشهای اساسی فعلی آنها و نگه داشتن آنها تا زمانی که بیشتر ارزش آنها تحقق یابد.
  • یک سرمایه گذاری باید با تخفیف از ارزش اساسی خریداری شود.
  • مهمتر از همه ، سرمایه گذاران همیشه باید از نوسان در زمین های بد خودداری کنند.
  • اول ، از آنجا که سرمایه گذاران نمی توانند پیش بینی کنند که چه زمانی مقادیر افزایش می یابد یا سقوط می کند ، ارزیابی همیشه باید به صورت محافظه کارانه انجام شود و وزن قابل توجهی را به ارزش انحلال بدترین حالت و همچنین سایر روش ها تبدیل کند.
  • گراهام فقط علاقه مند به خرید با تخفیف قابل توجه از ارزش اساسی بود. با سرمایه گذاری با تخفیف ، او می دانست که بعید است که ضرر و زیان را تجربه کند. تخفیف حاشیه ایمنی را فراهم کرد.
  • از آنجا که سرمایه گذاری به اندازه یک هنر به عنوان یک علم است ، سرمایه گذاران به حاشیه ایمنی احتیاج دارند. حاشیه ایمنی هنگامی حاصل می شود که اوراق بهادار با قیمت های کافی زیر ارزش زیرین خریداری شود تا خطای انسانی ، بدشانسی یا نوسانات شدید در یک جهان پیچیده ، غیرقابل پیش بینی و به سرعت در حال تغییر فراهم شود. به گفته گراهام ، "حاشیه ایمنی همیشه به قیمت پرداخت شده بستگی دارد. برای هر امنیت ، با یک قیمت بزرگ خواهد بود ، با قیمت بالاتر ، با برخی از قیمت های بالاتر وجود ندارد. "
  • چگونه سرمایه گذاران می توانند از دستیابی به حاشیه ایمنی اطمینان داشته باشند؟همیشه با خرید با تخفیف قابل توجه به ارزش تجاری اساسی و ترجیح دادن به دارایی های ملموس نسبت به نامشهود.(این بدان معنا نیست که فرصت های سرمایه گذاری عالی در مشاغل با دارایی های نامحسوس با ارزش وجود ندارد.) با جایگزینی منابع فعلی به عنوان معامله های بهتر همراه است. با فروش هنگامی که قیمت بازار هر سرمایه گذاری به وجود می آید ، ارزش اساسی آن را منعکس می کند و در صورت لزوم با نگه داشتن پول نقد ، تا زمانی که سایر سرمایه گذاری های جذاب در دسترس نباشند.
  • به شرکت هایی که دارای مدیریت خوب با سهم مالی شخصی در تجارت هستند ، ترجیح دهید.
  • رکود بازار آزمون واقعی یک فلسفه سرمایه گذاری است.
  • یکی از ویژگی های قابل توجه سرمایه گذاری ارزش ، عملکرد قوی آن در دوره های کاهش کلی بازار است. هر زمان که بازارهای مالی نتوانند ارزش های اساسی را در قیمت های اوراق بهادار بگنجانند ، حاشیه ایمنی یک سرمایه گذار زیاد است.
  • در واقع ، سرمایه گذاری ارزش بر این گزاره پیش بینی می شود که فرضیه بازار کارآمد اغلب اشتباه است.
  • فرضیه بازار کارآمد سه شکل است. 3 شکل ضعیف معتقد است که قیمت سهام گذشته هیچ اطلاعات مفیدی در مورد جهت آینده قیمت سهام ارائه نمی دهد. به عبارت دیگر ، تجزیه و تحلیل فنی (تجزیه و تحلیل نوسانات قیمت گذشته) نمی تواند به سرمایه گذاران کمک کند. فرم نیمه قوی می گوید که هیچ اطلاعات منتشر شده به سرمایه گذاران کمک نمی کند تا اوراق بهادار کم ارزش را انتخاب کنند زیرا بازار قبلاً تمام اطلاعات عمومی را در قیمت های اوراق بهادار تخفیف داده است. شکل قوی معتقد است که هیچ اطلاعاتی ، عمومی یا خصوصی وجود ندارد که به نفع سرمایه گذاران باشد. پیامدهای هر دو شکل نیمه قوی و قوی این است که تجزیه و تحلیل اساسی بی فایده است.
  • از میان سه شکل فرضیه بازار کارآمد ، من معتقدم که فقط شکل ضعیف معتبر است.
  • به طور خاص ، با پیدا کردن اوراق بهادار که قیمت آنها از ارزش اساسی دور می شود ، سرمایه گذاران می توانند در حالی که خطرات زیر متوسط را به دست می آورند ، به بازده بالاتر از حد متوسط دست یابند.
  • قیمت گذاری سهام سرمایه گذاری بزرگ تمایل به کارآمدتر از سهام سرمایه گذاری کوچک ، اوراق قرضه مضطرب و سایر کرایه های سرمایه گذاری کمتر محبوب دارد.
  • بنابراین ، سرمایه گذاران احتمالاً اوراق بهادار با قیمت ناکارآمد را در خارج از استاندارد و 100 فقیر از درون پیدا می کنند
  • بسیاری از خریداران و فروشندگان اوراق بهادار از ملاحظاتی غیر از ارزش اساسی انگیزه دارند و ممکن است مایل به خرید یا فروش با قیمت های بسیار متفاوت از یک سرمایه گذار با ارزش باشند.
  • رفتار سرمایه گذاران نهادی ، که با محدودیت در رفتار آنها دیکته می شود ، گاهی اوقات می تواند باعث شود قیمت سهام از ارزش اساسی خارج شود.
  • "سرمایه گذاری ارزش" یکی از بیش از حد مورد استفاده ترین و متناقض ترین شرایط در تجارت سرمایه گذاری است.
  • سرمایه گذاری ارزش برای درک ساده است اما اجرای آن دشوار است.
  • بخش سخت نظم و انضباط ، صبر و قضاوت است.
  • سه عنصر اصلی برای یک فلسفه ارزش گذاری ارزش وجود دارد. اول ، سرمایه گذاری ارزش یک استراتژی از پایین به بالا است که مستلزم شناسایی فرصت های سرمایه گذاری کم ارزش است. دوم ، سرمایه گذاری ارزش کاملاً عملکردی است ، نه عملکرد نسبی. سرانجام ، سرمایه گذاری ارزش یک رویکرد ریسک پذیر است. توجه به آنچه می تواند اشتباه انجام شود (خطر) در مورد آنچه می تواند درست باشد (بازگشت) انجام می شود.
  • کل استراتژی را می توان به طور خلاصه به عنوان "خرید معامله و صبر" توصیف کرد.
  • در سرمایه گذاری هرگز تغییر ذهن شما اشتباه نیست. فقط اشتباه است که نظر خود را تغییر دهید و هیچ کاری در مورد آن انجام ندهید.
  • در مقابل ، سرمایه گذاران ارزش ، با کارایی مطلق هستند. آنها علاقه مند به بازده هستند ، زیرا آنها به دستیابی به اهداف سرمایه گذاری خودشان مربوط می شوند ، نه اینکه چگونه آنها با نحوه بازار کلی یا سایر سرمایه گذاران مقایسه می شوند.
  • برای بیشتر سرمایه گذاران بازده مطلق تنها مواردی هستند که واقعاً مهم هستند. از این گذشته ، نمی توانید عملکرد نسبی را خرج کنید.
  • در عوض ، سرمایه گذاران با کارایی مطلق ، در صورت عدم دسترسی به معامله ، مایل به نگه داشتن ذخایر نقدی هستند. پول نقد مایع است و بازده اسمی متوسط و گاه جذاب ، معمولاً بالاتر از نرخ تورم است. نقدینگی پول نقد انعطاف پذیری را به همراه دارد ، زیرا می تواند به سرعت با حداقل هزینه های معامله به سایر مراکز سرمایه گذاری منتقل شود. سرانجام ، برخلاف هرگونه نگهدارنده دیگر ، پول نقد هیچگونه خطر تحمل هزینه فرصت (ضرر ناشی از عدم توانایی استفاده از معامله های آینده) را شامل نمی شود زیرا در طی کاهش بازار ارزش کاهش نمی یابد.
  • در حالی که بیشتر سرمایه گذاران دیگر با چقدر پول می توانند درآمد داشته باشند و اصلاً با میزان از دست دادن آنها ، سرمایه گذاران با ارزش روی ریسک و همچنین بازده تمرکز می کنند.
  • همبستگی مثبت بین ریسک و بازده فقط در یک بازار کارآمد نگه داشته می شود. هرگونه اختلاف بلافاصله اصلاح می شود. این همان چیزی است که بازار را کارآمد می کند. در بازارهای ناکارآمد می توان سرمایه گذاری هایی را که بازده بالایی با ریسک کم دارند ، پیدا کنید.
  • در عوض ریسک و بازده باید به طور مستقل برای هر سرمایه گذاری ارزیابی شود.
  • این تنها زمانی است که سرمایه گذاران از سرمایه گذاری های پرخطر و در نتیجه قیمت های خود را رعایت می کنند ، می توان بازده افزایشی را بدست آورد که بیش از آنکه کاملاً ریسک وارد شده را جبران کند. به خودی خود ریسک بازده افزایشی را ایجاد نمی کند. فقط قیمت می تواند این کار را انجام دهد.
  • بر خلاف بازده ، با این حال ، ریسک در پایان یک سرمایه گذاری از آنچه در آغاز آن بود ، قابل اندازه گیری نیست. خطر را به سادگی نمی توان با یک عدد واحد توصیف کرد.
  • فقط مواردی وجود دارد که سرمایه گذاران می توانند برای مقابله با ریسک انجام دهند: متنوع سازی کافی ، محافظت در صورت لزوم و سرمایه گذاری با حاشیه ایمنی.
  • واقعیت این است که نوسانات قیمت امنیتی گذشته به طور قابل اعتماد عملکرد سرمایه گذاری آینده (یا حتی نوسانات آینده) را پیش بینی نمی کند و بنابراین یک اندازه ضعیف از ریسک است.
  • ترفند سرمایه گذاران موفق این است که وقتی می خواهند بفروشند ، نه وقتی که مجبور شدند. سرمایه گذاران که ممکن است نیاز به فروش داشته باشند نباید به غیر از قبض خزانه داری ایالات متحده ، اوراق بهادار قابل فروش داشته باشند.
  • اگر آنچه شما نگه دارید غیرقانونی یا غیرقابل فروش است ، هزینه فرصت بیشتر افزایش می یابد. این نقص مانع از تغییر شما به معامله های بهتر می شود.
  • مهمترین تعیین کننده این که آیا سرمایه گذاران هزینه فرصت را متحمل می شوند این است که آیا بخشی از اوراق بهادار آنها به صورت نقدی نگهداری می شود یا خیر. حفظ مانده های نقدی متوسط یا داشتن اوراق بهادار که به طور دوره ای پول نقد قابل ملاحظه را از بین می برند ، احتمالاً باعث کاهش تعداد فرصت های خارج از کشور می شود.
  • جذابیت اضافی سرمایه گذاری در شرایط ریسکبربیت ، ورشکستگی ها و انحلال این است که نه تنها سرمایه گذاری اولیه شخص به پول نقد بازگردد ، بلکه سود یک نفر نیز هست. راه دیگر برای محدود کردن هزینه فرصت از طریق محافظت است. پرچین سرمایه گذاری است که انتظار می رود در جهت خلاف یکی دیگر از هلدینگ ها حرکت کند تا هرگونه کاهش قیمت را کوسن کند. اگر پرچین ارزشمند شود ، می توان آن را فروخت و بودجه ای را برای استفاده از فرصت های تازه ایجاد شده فراهم کرد.(حصار در فصل 13 در عمق بیشتر مورد بحث قرار می گیرد.) نتیجه گیری هدف اصلی سرمایه گذاران ارزش جلوگیری از از دست دادن پول است. سه عنصر یک استراتژی ارزش سرمایه گذاری ، دستیابی به آن هدف را ممکن می کند. یک رویکرد از پایین به بالا ، در جستجوی معامله های کم خطر یک بار از طریق تجزیه و تحلیل اساسی ، مطمئن ترین روشی است که من می دانم برای جلوگیری از از دست دادن پول. یک جهت گیری کامل با عملکرد
  • هدف اصلی سرمایه گذاران با ارزش ، جلوگیری از از دست دادن پول است.
  • بازارها به دلیل اختلاف نظر بین سرمایه گذاران وجود دارند.
  • برای اینکه یک سرمایه گذار با ارزش باشید ، باید با تخفیف از ارزش اساسی خریداری کنید.
  • در حالی که روشهای زیادی برای ارزیابی کسب و کار وجود دارد ، فقط سه مورد وجود دارد که به نظر من مفید هستند. مورد اول ، تجزیه و تحلیل ارزش conce ، معروف به تجزیه و تحلیل ارزش فعلی خالص (NPV) است. NPV ارزش تخفیف تمام جریان های نقدی آینده است که انتظار می رود یک تجارت ایجاد کند.
  • روش دوم ارزیابی ارزش گذاری به ارزش انحلال ، در صورت برچیدن یک شرکت و دارایی های فروخته شده ، درآمد حاصل از آن را تجزیه و تحلیل می کند.
  • روش سوم ارزیابی ، ارزش بازار سهام ، تخمینی از قیمتی است که در آن یک شرکت یا شرکتهای تابعه آن به طور جداگانه در نظر گرفته می شوند ، در بازار سهام تجارت می کنند. کمتر از دو مورد دیگر ، این روش فقط به عنوان یک حیاط با ارزش بسیار مفید است.
  • سرمایه گذاران ارزش چگونه با ضرورت تحلیلی برای پیش بینی غیرقابل پیش بینی برخورد می کنند؟تنها پاسخ محافظه کاری است. از آنجا که همه پیش بینی ها در معرض خطا هستند ، افراد خوش بینانه تمایل دارند سرمایه گذاران را بر روی اندام بی نظیر قرار دهند. تقریباً همه چیز باید درست پیش برود ، یا ممکن است ضرر پایدار باشد. پیش بینی های محافظه کارانه می تواند راحت تر یا حتی از آن فراتر رود. به سرمایه گذاران توصیه می شود فقط پیش بینی های محافظه کارانه را انجام دهند و سپس فقط با تخفیف قابل توجهی از ارزیابی های حاصل از آن سرمایه گذاری کنند.
  • در مواقعی که نرخ بهره به طور غیرمعمول پایین است ، با این حال ، سرمایه گذاران به احتمال زیاد می توانند چند برابر بسیار بالایی را برای قیمت های سهم اعمال کنند. سرمایه گذاران که این چند برابر را پرداخت می کنند ، وابسته به نرخ بهره هستند که پایین مانده اند ، اما هیچ کس نمی تواند مطمئن باشد که آنها می خواهند. این بدان معناست که وقتی نرخ بهره به طور غیرمعمول پایین است ، سرمایه گذاران باید به ویژه تمایلی به سرمایه گذاری در دارایی های بلند مدت نداشته باشند ، مگر اینکه فرصت های برجسته ای در دسترس باشد ، با اولویت نگه داشتن پول یا سرمایه گذاری در دارایی های کوتاه مدت که به سرعت پول نقد را برای بازپرداخت احتمالی بازپرداخت می کنند. در صورت وجود بازده جذاب تر است
  • محاسبه ارزش فعلی منافع قراردادی و پرداخت های اصلی بهترین راه برای ارزش گذاری یک اوراق است. تجزیه و تحلیل تجارت اساسی می تواند کمک کند
  • تجزیه و تحلیل جریان نقدی تجارت اساسی بهترین راه برای ارزش گذاری سهام است.
  • قاعده شخصی من این است که سرمایه گذاران باید بر اساس آنچه خودشان هستند ، نه دیگران ، برای داشتن آنها ، از مشاغل ارزش قائل شوند.
  • ارزش انحلال یک تجارت یک ارزیابی محافظه کارانه از ارزش آن است که در آن فقط دارایی های ملموس در نظر گرفته می شوند و نامشهود ، مانند ارزش گنگ ، نیست.
  • هنگامی که یک سهام با تخفیف به ارزش انحلال برای هر سهم ، یک ارزیابی نزدیک به پایین سنگ در حال فروش است ، اغلب یک سرمایه گذاری جذاب است.
  • دارایی های یک شرکت به طور معمول به عنوان بخشی از نگرانی در مورد انحلال ارزش بیشتری دارند ، بنابراین ارزش انحلال به طور کلی یک ارزیابی بدترین حالت است.
  • حتی هنگامی که یک شرکت ارزش تجاری کمی در حال انجام دارد ، سرمایه گذاران که با قیمتی زیر سرمایه در گردش خالص خالص خریداری می کنند ، فقط با ارزش انحلال تقریبی دارایی های فعلی محافظت می شوند. تا زمانی که سرمایه در گردش بیش از حد نباشد و عملیات به سرعت در حال مصرف پول نقد نباشد ، یک شرکت می تواند دارایی های خود را نقدینگی کند ، تمام بدهی های خود را خاموش کند و هنوز هم درآمد حاصل از بیش از قیمت بازار را برای سرمایه گذاران توزیع کند.
  • ارزش ، سرمایه گذاران که با قیمتی زیر سرمایه در گردش خالص خالص خریداری می کنند ، توسط تقریبی محافظت می شوند
  • انحلال شرکتی به طور معمول نشانگر عدم موفقیت تجارت است. اما از قضا ، ممکن است با موفقیت سرمایه گذاری مطابقت داشته باشد. دلیل این امر این است که انحلال یا تجزیه یک شرکت ، کاتالیزور برای تحقق ارزش تجاری اساسی است. از آنجا که سرمایه گذاران با ارزش سعی می کنند معاملات اوراق بهادار را با تخفیف قابل توجهی از ارزش دارایی های اساسی یک تجارت خریداری کنند ، انحلال یکی از راه های تحقق سرمایه گذاران است.
  • به عنوان مثال ، ارزش فعلی خالص در ارزیابی یک تجارت با بازده بالا با جریان نقدی پایدار مانند یک شرکت مصرف کننده محصولات ، بیشتر خواهد بود. مقدار انحلال آن خیلی کم خواهد بود. به طور مشابه ، یک تجارت با نرخ بازده تنظیم شده دارایی مانند یک ابزار ممکن است با استفاده از تجزیه و تحلیل NPV به بهترین وجه ارزش داشته باشد. تجزیه و تحلیل انحلال احتمالاً مناسب ترین روش برای ارزیابی یک تجارت غیر سودآور است که سهام آن بسیار پایین تر از ارزش کتاب است. یک صندوق بسته یا شرکت دیگری که فقط اوراق بهادار قابل فروش را در اختیار دارد ، باید با روش بازار سهام ارزش داشته باشد. هیچ کس دیگری معنی ندارد.
  • تجزیه و تحلیل جریان نقدی بهتر می تواند اقتصاد واقعی یک تجارت را به خود جلب کند
  • دستاوردهای غیرمجاز می تواند درآمد را به سطوح ناپایدار افزایش دهد و باید توسط سرمایه گذاران نادیده گرفته شود.
  • تجزیه و تحلیل جریان نقدی بهتر می تواند اقتصاد واقعی یک تجارت را به خود جلب کند. در مقابل ، دستاوردهای غیر منتظره می تواند درآمد را به سطوح ناپایدار افزایش دهد و باید توسط سرمایه گذاران نادیده گرفته شود.
  • آنچه در گذشته هزینه ای دارد لزوماً اندازه گیری خوبی از ارزش آن امروز نیست.
  • برای هر شغلی که نمی تواند ارزش آن را داشته باشد ، بسیاری دیگر نیز می توانند. سرمایه گذاران که خود را محدود می کنند ، آنچه را که می دانند ، به همان اندازه که ممکن است دشوار باشد ، نسبت به همه افراد مزیت قابل توجهی دارند.
  • اولین و شاید مهمترین گام در فرایند سرمایه گذاری ، دانستن اینکه کجا می توانید فرصت ها را جستجو کنید.
  • سرمایه گذاران نمی توانند تصور کنند که ایده های خوب از اسکن توصیه های تحلیلگران وال استریت ، مهم نیست که چقدر مورد توجه قرار گیرد ، یا از پانچ کردن رایانه ها ، مهم نیست که چقدر هوشمندانه برنامه ریزی شده باشند ، اگرچه هر دو گاهی اوقات می توانند مکان های جالبی را برای شکار نشان دهند.
  • سرمایه گذاران با مشخص کردن جذاب ترین فرصت ها قبل از شروع تلاش شخصی برای تعداد انگشت شماری از سرمایه گذاری های خاص ، می توانند خود را از یک نظرسنجی غالباً بی ثمر از اکثریت سرمایه گذاری های موجود استفاده کنند.
  • سرمایه گذاری ارزش تعدادی از سوله های سرمایه گذاری تخصصی را شامل می شود که می توانند به سه دسته تقسیم شوند: اوراق بهادار با تخفیف برای تجزیه یا ارزش انحلال ، موقعیت های نرخ بازده و فرصت های تبدیل دارایی.
  • برای نقص های احتمالی باید یک معامله بازرسی و دوباره مورد بازرسی قرار گیرد.
  • سرمایه گذاری ارزش توسط ماهیت بسیار متضاد است
  • اوراق بهادار خارج از ارزش ممکن است کم ارزش باشد. اوراق بهادار مردمی تقریباً هرگز وجود ندارد. آنچه گله خریداری می کند ، به طور تعریف ، به نفع است. اوراق بهادار به نفع بر اساس انتظارات خوش بینانه از نظر قیمت پیشنهاد شده است و بعید به نظر می رسد ارزش خوبی را که نادیده گرفته شده است نشان دهند.
  • از آنجا که آنها علیه جمعیت عمل می کنند ، مخالفان تقریباً همیشه اشتباه هستند و احتمالاً برای مدتی متحمل ضرر و زیان کاغذی می شوند. در مقابل ، اعضای گله تقریباً همیشه برای یک دوره مناسب هستند.
  • اطلاعات به طور کلی از قانون مشهور 80/20 پیروی می کنند: 80 درصد اول اطلاعات موجود در 20 درصد اول زمان صرف شده جمع آوری می شود. ارزش تجزیه و تحلیل بنیادی عمیق منوط به کاهش بازده حاشیه ای است.
  • زمانی که سایر سرمایه گذاران صرف آخرین جزئیات بدون جواب می کنند ، ممکن است برای آنها فرصتی برای خرید با قیمت های آنقدر کم هزینه کند که علی رغم اطلاعات ناقص ، حاشیه ایمنی را ارائه می دهند.
  • وجود یک کاتالیزور برای کاهش خطر در خدمت است. اگر احتمالاً شکاف بین قیمت و ارزش اساسی به سرعت بسته شود ، احتمال از دست دادن پول به دلیل نوسانات بازار یا تحولات نامطلوب تجارت کاهش می یابد.
  • شرکت ها حداقل به یکی از سه دلیل: مشکلات عملیاتی ، مشکلات حقوقی و/یا مشکلات مالی با مشکل مالی روبرو می شوند.
  • مسئولیت های مدیریت نمونه کارها یک سرمایه گذار شامل حفظ تنوع مناسب ، تصمیم گیری در مورد محافظت از حروف و مدیریت جریان نقدی و نقدینگی نمونه کارها است.
  • همه سرمایه گذاران باید با استمرار بی امان فرآیند سرمایه گذاری کنار بیایند. اگرچه سرمایه گذاری های خاص یک آغاز و پایان دارند ، اما مدیریت نمونه کارها برای همیشه ادامه می یابد.
  • از آنجا که هیچ سرمایه گذار معصوم نیست و هیچ سرمایه گذاری کامل نیست ، شایستگی قابل توجهی در توانایی تغییر ذهن شخص وجود دارد.
  • هنگامی که سرمایه گذاران خواستار جبران خسارت نیستند ، تقریباً همیشه از آن پشیمان می شوند.
  • از آنجا که هزینه فرصت از نقصان زیاد است ، هیچ نمونه کارها سرمایه گذاری نیز نباید کاملاً غیرقانونی باشد. اکثر اوراق بهادار باید تعادل را حفظ کنند و وقتی بازار سرمایه گذاران را به خوبی برای تحمل آن جبران می کند ، از نقص بیشتر استفاده می کنند.
  • هنگامی که نمونه کارها شما کاملاً به صورت نقدی است ، هیچ خطر ضرر وجود ندارد. با این وجود ، امکان کسب بازده بالا نیز وجود ندارد.
  • سرمایه گذاری از بعضی جهات یک فرایند بی پایان برای مدیریت نقدینگی است.
  • هنگامی که اوراق بهادار موجود در یک نمونه کارها به طور مکرر به پول نقد تبدیل می شود ، سرمایه گذار دائماً به چالش می کشد که آن پول را برای کار خود قرار دهد و به دنبال بهترین ارزش های موجود باشد.
  • حتی سرمایه گذاری های نسبتاً ایمن نیز احتمال ابتلا به خطر نزولی را به همراه دارد. اثرات مضر چنین وقایع غیرممکن به بهترین وجه از طریق تنوع محتاطانه قابل کاهش است. تعداد اوراق بهادار که باید برای کاهش ریسک نمونه کارها در سطح قابل قبول داشته باشند ، عالی نیست. به اندازه تعداد ده تا پانزده دارایی مختلف معمولاً کافی است.
  • تعداد اوراق بهادار که باید برای کاهش ریسک نمونه کارها در سطح قابل قبول داشته باشند ، عالی نیست. به اندازه تعداد ده تا پانزده دارایی مختلف معمولاً کافی است.
  • نظر من این است که یک سرمایه گذار بهتر از دانستن فقط کمی در مورد هر یک از دارایی های بسیار زیاد است.
  • واقعیت این است که یک نمونه کارها متنوع از اوراق بهادار با ارزش و فرعی ، که در مورد هر یک از سرمایه گذار نسبتاً اندک می داند ، بسیار خطرناک است.
  • از این گذشته ، تنوع ، چندان چیزهای مختلفی نیست که شما در اختیار دارید ، بلکه کارهای شما در خطرات ناشی از آنها چقدر متفاوت است.
  • هیچ چیز ذاتی در امنیت یا تجارت وجود ندارد که به تنهایی آن را به یک سرمایه گذاری جذاب تبدیل کند. فرصت سرمایه گذاری تابعی از قیمت است که در بازار تأسیس شده است.
  • مهمترین عامل در تجارت ، توسعه واکنش مناسب به نوسانات قیمت است
  • به نظر من ، سرمایه گذاران معمولاً باید از خرید "موقعیت کامل" (حداکثر تعهد دلار که قصد ایجاد آن را دارند) در یک امنیت معین به یکباره خودداری کنند. کسانی که نمی توانند از این توصیه توجه کنند ، ممکن است مجبور به تماشای کاهش قیمت متعاقب آن شوند ، بدون اینکه قدرت خرید در اختیار داشته باشد. خرید یک موقعیت جزئی ذخایر را ترک می کند که به سرمایه گذاران اجازه می دهد "متوسط پایین بیایند" و در صورت کاهش قیمت ، میانگین هزینه خود را برای هر سهم کاهش می دهند.
  • فقط یک قانون معتبر برای فروش وجود دارد: کلیه سرمایه گذاری ها با قیمت مناسب برای فروش هستند.
  • تصمیمات برای فروش ، مانند تصمیمات برای خرید ، باید براساس ارزش تجاری اساسی باشد.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 30 تاريخ : سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 15:00