بهره آن قیمتی است که برای وام گرفتن پول هزینه می شود. به عنوان نرخ بیان شده ، بهره درصدی از میزان پول وام گرفته شده (مبلغ اصلی) است که برای مدت زمان توافق شده پرداخت می شود. بهره را می توان توسط وام گیرنده به وام دهنده (به عنوان مثال ، به یک بانک) پرداخت کرد ، اما می تواند توسط یک بانک نیز به افرادی که پول آنها از بانک برای وام دادن به سایر وام گیرندگان استفاده می کند ، پرداخت کند. در کانادا ، نرخ بهره با سیاست بانک کانادا ، تقاضای وام ، تأمین سرمایه وام موجود ، نرخ بهره در ایالات متحده ، نرخ تورم و سایر عوامل اقتصادی تعیین می شود. بانک کانادا با تعیین نرخ بانکی و کنترل عرضه پول به دولت کانادا کمک می کند تا اقتصاد را مدیریت کند.
بهره آن قیمتی است که برای وام گرفتن پول هزینه می شود. به عنوان نرخ بیان شده ، بهره درصدی از میزان پول وام گرفته شده (مبلغ اصلی) است که برای مدت زمان توافق شده پرداخت می شود. بهره را می توان توسط وام گیرنده به وام دهنده (به عنوان مثال ، به یک بانک) پرداخت کرد ، اما می تواند توسط یک بانک نیز به افرادی که پول آنها از بانک برای وام دادن به سایر وام گیرندگان استفاده می کند ، پرداخت کند. در کانادا ، نرخ بهره با سیاست بانک کانادا ، تقاضای وام ، تأمین سرمایه وام موجود ، نرخ بهره در ایالات متحده ، نرخ تورم و سایر عوامل اقتصادی تعیین می شود. بانک کانادا با تعیین نرخ بانکی و کنترل عرضه پول به دولت کانادا کمک می کند تا اقتصاد را مدیریت کند.
بهره ، اعتبار و وام
بهره به میزان پولی است که یک وام گیرنده برای پول وام گرفته شده می پردازد. پرداخت بهره ، مبلغ اصلی را کاهش نمی دهد (مبلغ اصلی پول وام گرفته شده). بهره معمولاً با افزایش پرداخت می شود. برای محاسبه پول بدهکار در هر افزایش ، نرخ درصد یا نرخ بهره تعیین شده و توافق می شود. به عنوان مثال ، وام 100 دلاری با نرخ بهره ماهانه 3 درصد به این معنی است که وام گیرنده 3 درصد از مانده مانده بدهی خود را در پایان دوره پرداخت مدیون وام دهنده خواهد بود. چیدمان بهره به این معنی است که اگر وام گیرنده پس از اولین دوره پرداخت ، 100 دلار را مدیون باشد ، به او 3 دلار بهره می برد و به وام دهنده 103 دلار بدهکار خواهد بود. بهره برای توافق نامه های اعتباری و وام یکپارچه است زیرا به وام گیرندگان این امکان را می دهد تا بازپرداخت کل پولی را که وام گرفته اند به تأخیر بیندازند. بهره همچنین انگیزه ای را برای وام دهندگان برای انتشار پول در گردش ایجاد می کند.
اعتبار یک ترتیب قراردادی بین وام گیرنده و وام دهنده ای است که در آن وام دهنده برای وام از قبل تصویب شده است. وام دهنده وام گیرنده را با ارزش ارائه می دهد ، و وام گیرنده موافقت می کند که این ارزش را در تاریخ توافق شده به وام دهنده برگرداند. در بیشتر روابط اعتباری ، علاقه انگیزه ای را برای وام دهنده فراهم می کند تا با چیزی با ارزش و وام گیرنده برای بازپرداخت آنچه که مدیون است ، بازپرداخت کند. بازپرداخت اعتبار را می توان به صورت اقساط (به عنوان مثال ، اعتبار در فروشگاه) یا به صورت گردان (به عنوان مثال ، اعتبار کارت اعتباری) انجام داد.
مشابه اعتبار ، توافق نامه وام شامل وام دهنده ای است که پول ، املاک یا هر چیز دیگری را برای وام گیرنده فراهم می کند. یک توافق نامه وام به طور معمول اصطلاحاتی را که توسط وام دهنده و وام گیرنده مورد توافق قرار گرفته است ، از جمله مدت وام گیرنده برای بازپرداخت وام دهنده و چقدر علاقه وام دهنده وام دهنده وام دهنده است.
نرخ بهره
بهره به عنوان نرخ (درصدی از مبلغ اصلی وام گرفته شده) بیان شده است که برای یک دوره زمانی توافق شده یا نامشخص که پول در وام است ، هزینه می شود. نرخ بهره می تواند ثابت یا متغیر باشد. نرخ بهره ثابت برای کل مدت زمان وام یا برای یک دوره مشخص از مدت وام یکسان است ، در حالی که نرخ بهره متغیر می تواند در طول مدت وام نوسان داشته باشد.
سه عامل اصلی بر نرخ بهره تأثیر می گذارد. اول ، این خطر وجود دارد که وام گیرنده نتواند یا نمی تواند پول را بازپرداخت کند. خطر وام دادن به دولت فدرال زیاد نیست (اگرچه حتی کشورها یا وام گیرندگان حاکم بر وام نیز پیش فرض شده اند) ، اما تا حدودی وام به استان ها و حتی بیشتر وام به شرکت های بزرگ افزایش می یابد. در مورد وام به افراد ، ریسک اغلب با وام مسکن در اموال یا وثیقه کاهش می یابد (چیزی با ارزش ، مانند اوراق قرضه که به عنوان وام به عنوان امنیت سپرده شده است). در صورت عدم بازپرداخت وام ، وام دهنده می تواند وثیقه را تصرف کند. وام های مصرف کننده ناامن ریسک بالایی دارند (به مصرف کننده L A W مراجعه کنید) ، و بنابراین نرخ بهره بالایی دارند.
دوم ، خطر بیشتر وام بیشتر می شود. توانایی وام گیرنده در بازپرداخت پول ممکن است در یک ماه یا یک سال زیاد تغییر نکند ، اما بیش از 10 یا 20 سال ممکن است به طور اساسی تغییر کند ، همانطور که ممکن است نیاز وام دهنده برای استفاده از پول خود باشد.
سوم ، یون تورم هنگام بازپرداخت به وام دهنده ، بر قدرت خرید پول تأثیر می گذارد. به عنوان مثال ، با وام 100 دلاری با 5 درصد بهره ، وام دهنده در صورتی که تورم 10 درصد در سال باشد ، پول از دست می دهد زیرا 105 دلار پرداخت شده در اصل و بهره در پایان یک سال فقط آنچه را که حدود 95 دلار خریداری کرده است خریداری می کندوقتی وام ساخته شد. با این حال ، تورم که باید در نظر گرفته شود ، نرخ تورم در زمان ساخت وام یا در طول سال نیست. این نرخ آینده است که فقط توسط وام دهنده و وام گیرنده قابل حدس است. اگر به طور کلی انتظار می رود تورم کاهش یابد ، وام های کوتاه مدت ممکن است بیشتر از وام های بلند مدت هزینه بیشتری داشته باشند ، زیرا خطر بیشتر پیش فرض وام طولانی مدت بیشتر از امید به تورم پایین تر است.
در دهه 1970 و 1980 ، اقتصاددانان دریافتند که عدم اطمینان نیز بر نرخ بهره تأثیر می گذارد. نرخ بهره واقعی - یعنی نرخ های اعلام شده منهای نرخ تورم مورد انتظار - تا سال 1990 از 8 درصد افزایش یافته است ، زیرا در زمان بی ثباتی اقتصادی ، وام دهندگان سعی کرده اند خود را از عدم اطمینان محافظت کنند.
سطح کلی نرخ بهره نیز تحت تأثیر تقاضای پول وام گرفته شده است که با اقتصاد افزایش می یابد و سقوط می کند (به چرخه های تجاری مراجعه کنید). در مواقع recessi ، مشاغل و مصرف کنندگان کمتر به وام گرفتن علاقه مند هستند و این تمایل به کاهش سطح کلی نرخ ها دارد. اما با بهبود اقتصادی ، مشاغل می خواهند گسترش یابند و مصرف کنندگان می خواهند اعتبار خود را خریداری کنند و این باعث افزایش تقاضا برای وام می شود. از زمان اصلاحات خدمات مالی دهه 1980 و 1990 ، افزایش تقاضای وام توسط طلبکاران از طریق فروش بدهی در قالب اوراق بهادار تحت حمایت دارایی برآورده شده است. این فرایند اغلب به عنوان اوراق بهادار گفته می شود.
نرده سنگی در یکی از ورودی های بانک کانادا. عکس گرفته شده در: 17 نوامبر 2012
تاریخچه نرخ بانکی در کانادا
بانک کانادا نرخ بانکی را برطرف می کند ، این مبلغی است که برای وام های نسبتاً نادر که به بانکهای منشور می دهد هزینه می کند. بانک مرکزی کانادا در سال 1934 توسط یک قانون پارلمان تشکیل شد تا به دولت فدرال کمک کند تا بتواند اقتصاد ملی را بهتر مدیریت کند.
تا جنگ جهانی اول ، تقریباً تمام وام های دولت کانادا در خارج از کانادا ، در انگلستان اتفاق افتاد. اعتماد به وام های خارجی منجر به نوسانات زیادی در اقتصاد کانادا شد. پس از جنگ ، دولت کانادا و بانکهای منشور آن به دنبال اعتبار در بازار کانادا بودند. با این حال ، تغییر به بازار کانادا باعث کاهش نوسانات اقتصادی نمی شود. پس از رکود بزرگ ، دولت کانادا تصمیم گرفت یک بانک مرکزی را برای کمک به افزایش عرضه پول و تولید "پول ارزان" - وام یا اعتبار با نرخ بهره پایین - تشکیل دهد. این اعتقاد که این سیاست را راهنمایی می کند این بود که پول ارزان از نرخ پایین و نرخ بهره منجر به اشتغال کامل (کمترین نرخ بیکاری ممکن) می شود.
تلاش برای ایجاد اشتغال کامل در اواخر دهه 1950 ، هنگامی که تورم یا افزایش قیمت ها ، بر اقتصاد کانادا تأثیر گذاشت ، با یک چالش جدی روبرو شد. برای مقابله با تورم ، جیمز کوی ، فرماندار بانک کانادا دستور کاهش عرضه پول کانادا را صادر کرد و نرخ بانکی را افزایش داد.
آیا می دانید؟
بانک CA Nada نرخ بانکی را برطرف می کند ، این مبلغی است که برای وام های نسبتاً نادر که به بانکهای منشور می دهد هزینه می کند. نرخ بانک نشانگر مسیری است که بانک کانادا می خواهد نرخ بهره را حرکت دهد. به عنوان مثال ، بانک مرکزی کانادا نرخ بانکی را برای کاهش در شکاف ، یا پایین آمدن نرخ بانکی برای کمک به مهار تورم (کاهش عرضه پول - برعکس تورم) افزایش می دهد.
در دهه 1970 ، نرخ بانکی برای دوره هایی که به طور معمول ماه ها به طول انجامید ، با درصد مشخصی ثابت شد و سپس توسط یک اعلامیه بانک کانادا تغییر یافت. در سال 1975 ، نخست وزیر پیر الیوت تروودو هیئت ضد توجیه را معرفی کرد ، که به دنبال کنترل دستمزد و افزایش قیمت بود. به همین ترتیب ، بانک کانادا با افزایش نرخ بهره در سال 1978 تا 1981 تلاش کرد تا تورم را کاهش دهد. این حرکت براساس این تئوری بود که با نرخ بهره بالا ، مصرف کنندگان حاضر به وام گرفتن کالاهایی مانند خانه و ماشین و مشاغل نیستندمایل به سرمایه گذاری نیست. بنابراین ، افزایش نرخ بهره باعث کاهش تقاضا برای کالاها و خدمات می شود و این باعث کاهش فشار رو به بالا به قیمت ها می شود. این خط مشی (استفاده از نرخ بهره برای کاهش تورم) در سال 1981 به اوج رسید که نرخ بانکی بالاتر از 21 درصد و نرخ وام اصلی 22. 75 درصد بود.
در صورتی که برای افزایش نرخ در ایالات متحده ، جایی که یک سیاست پولی مشابه در حال اجرا بود ، ممکن است نرخ کانادایی به چنین سطحی نرسد (به سیاست های مالی مشابه در آن عمل می کرد). هنگامی که نرخ آمریکا افزایش می یابد و نرخ کانادا به دنبال نمی آید ، پول تمایل دارد که به ایالات متحده منتقل شود زیرا وام دهندگان به دنبال بازده بالاتر وام های خود هستند. این جریان ارزش دلار کانادا را نسبت به ارزش سایر ارزهای خارجی مانند دلار آمریکا پایین می آورد. کالاهای وارداتی سپس به دلار کانادا هزینه بیشتری دارند (به واردات مراجعه کنید) ، و این تمایل به افزایش نرخ تورم در کانادا دارد. یکی از راه های شکستن ارتباط نزدیک بین نرخ بهره کانادا و آمریکا ، کنترل جریان پول در داخل و خارج از کانادا است ، همانطور که در طول جنگ جهانی دوم توسط سیستم کنترل مبادله انجام شد (به نرخ ارز مراجعه کنید).
نرخ یک شبه
نرخ یک شبه به نرخ بهره مورد استفاده توسط تعداد زیادی از افراد بزرگ در بازار یک شبه برای وام و وام گرفتن از یکدیگر اشاره دارد. در کانادا ، بانک کانادا نرخ هدف را برای نرخ یک شبه تعیین می کند ، که از آن به عنوان نرخ بهره سیاست یاد می کند. در مارس 1980 ، بانک کانادا به سیستمی منتقل شد که براساس آن نرخ بانکی هر هفته تغییر می کرد تا با تغییر نرخ پرداخت شده توسط دولت فدرال برای وام دادن به مدت 90 روز با فروش صورتحساب خزانه ، مطابقت داشته باشد. در فوریه 1996 ، بانک کانادا رویکرد جدیدی را اتخاذ کرد. شروع به تعیین نرخ بانکی در حد بالایی در محدوده نیمی از درصد (به عنوان مثال ، 0. 75 درصد تا 1. 25 درصد) برای وام های یک شبه به موسسات مالی-که بر آنها کنترل بیشتری نسبت به نرخ 90 دارد-صورتحساب خزانه داری روز. دامنه یا باند عملیاتی توسط بانک ثابت شده است و فقط هنگامی تنظیم می شود که بانک بخواهد تغییر در سایر نرخ های کوتاه مدت مانند وام های مصرف کننده و تجاری را تغییر دهد. به عنوان مثال ، نرخ بانکی در سال 1998 پنج بار تغییر یافت. در پایان سال 1998 ، نرخ بانکی 5. 25 درصد بود که در صدر گروه عملیاتی 4. 75 تا 5. 25 درصد بود. سایر وام دهندگان ، معمولاً ، به سرعت با افزایش یا کاهش نرخ اولیه خود ، با افزایش یا کاهش نرخ اولیه خود ، با تغییر یا کاهش نرخ های اصلی خود ، با مصرف کننده و وام های تجاری گره خورده اند. در نوامبر 2000 ، بانک کانادا اعلام کرد که قصد دارد هر سال هشت تاریخ ثابت را معرفی کند تا تغییرات در نرخ یک شبه را اعلام کند. اعلامیه های ثابت در مورد تغییرات نرخ بهره احتمالی ، گمانه زنی های کمتری راجع به نرخی که نه تنها بر بانکهای بزرگ ، بلکه نرخ وام مصرف کننده و وام و همچنین نرخ ارز برای دلار کانادا تأثیر می گذارد ، تضمین می کند.