به عنوان یک مشترک ، شما 10 مقاله هدیه برای ارائه هر ماه دارید. هرکسی می تواند آنچه را که به اشتراک می گذارید بخوانید.
به این مقاله بدهید این مقاله را ارائه دهید

هنگامی که یک کتاب مستقل را از طریق سایت ما خریداری می کنید ، ما یک کمیسیون وابسته کسب می کنیم.
توسط عباس میلانی
آمریکا و ایران تاریخ ، 1720 تا به امروز توسط جان غزوینیان
واقعیت های تاریخ سرسخت است. shibboleths ایدئولوژی تقریباً به همان اندازه سرسخت است. در تاریخ 300 ساله روابط ایالات متحده و ایران ، حقایق بی رویه از داستان ها ، پلاستیک های ایدئولوژی از واقعیت های سیاست (یا سیاست ها) ، یک کار عظیم است. برای بخش هایی از این تاریخ ایران یک جایزه آرزو در بازی بزرگ قرن نوزدهم بین روسیه و انگلیس بود ، یک نکته مهم در جنگ سرد قرن بیستم بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی و برای 40 سال گذشته ، یک پاسدارزیرزمین ضد آمریکایی شیعه و برند خاص آن از لفاظی و سیاست ضد اسرائیلی."آمریکا و ایران: یک تاریخ ، 1720 تا به امروز" سعی می کند همه آن را در کمتر از 600 صفحه متن حل کند.
این کتاب در چهار بخش یا فصول تقسیم شده است-با شروع بهار و یک فصل به نام "شرق ادن" ، در مورد 150 سال اول روابط آمریکایی و ایران. بخش تابستانی روابط از پایان جنگ جهانی اول تا پاییز محمد موساک ، نخست وزیر محبوب ایران ، در سال 1953 را در بر می گیرد. بخش سوم ، پاییز ، داستان را به شاه و پایان سلسله پهلوی در سال 1979 می برد. زمستان40 سال گذشته را پوشش می دهد و شامل یک فصل در مورد جنگ طولانی ایران با عراق (88- 1980) است.
جان غزوینیان ، مورخ و روزنامه نگار سابق ، ادعا می کند ، به طرز عجیبی اما نه در کل بدون شایستگی ، که کتاب وی "گسترده ترین و گسترده ترین مطالعه ای است که تاکنون در مورد تاریخ روابط ایالات متحده و ایران انجام شده است."غزوینیان در بعضی مواقع نوشتن خلاق را آموزش داده است ، که در غنای و نثر نرم روایت کتاب مشهود است.
در یک تاریخ نسیم ، با جزئیات جدید ، غزوینیان توصیفات پیتی و حکایات مبهم را ترکیب می کند. او می نویسد که چگونه در روزهای ابتدایی مستعمرات آمریکایی "جوانه زنی" وجود داشت - ایده آل سازی عاشقانه از فرهنگ فارسی و مضامین فارسی. "در حقیقت ، اولین روزنامه های آمریکای شمالی کاملاً مسحور ایران بودند ، و با انرژی "نفس گیر" در مورد ایران و نبرد آن با ترکهای عثمانی نوشتند که به نظر می رسید "خطری برای مسیحیت" است.
همین نگرانی نسبت به مسیحیت باعث شد تا در پایان قرن نوزدهم مبلغان پروتستان آمریکایی به ایران وارد شوند. آنها به آنجا رفتند تا مسلمانان را تغییر دهند، بلکه برای ارائه "روشنگری معنوی" به مسیحیان ارمنی، آشوری و کلدانی که در ایران زندگی می کردند اما مسیحیت آنها "پیچیده و منحط" تلقی می شد. با این حال، مسیحیان غیور تنها آمریکایی های حاضر در صحنه نبودند. تقریباً مسلم است که «نخستین آمریکایی ها و ایرانی هایی که شخصاً با هم ارتباط برقرار کردند» مبلغان مذهبی نبودند، بلکه «تجار رام» بودند. حتی در آن زمان، علیرغم تظاهر عمومی به تقوا، ایرانیان مصرف کنندگان بزرگ چیزی بودند و هنوز هم هستند که آن را «بوستون پارتیکولار» (رام پر شده با ویسکی) می نامیدند.
این همه کتاب مقدس و مشروب الکلی نبود. از اواسط قرن نوزدهم، اصلاح طلبان و قدرتمندان پارسی مشتاق برقراری روابط دیپلماتیک با ایالات متحده به عنوان نیروی متقابل علیه بریتانیا و روسیه بودند. اما هیچ یک از این تلاش ها و انگیزه ها، از جمله دعوت از آمریکا برای سرمایه گذاری در نفت ایران، برای ترغیب ایالات متحده که درگیر چالش های داخلی است کافی نبود. یک مانع کمتر جدی، بریتانیا بود، که پس از کشف نفت در سال 1908، تمام تلاش خود را برای جلوگیری از دخالت آمریکا در کشوری که بریتانیا آن را گاو نقدی امپراتوری می دانست، انجام داد. قزوینیان نگاهی جذاب به آنچه که «یکی از رقابت های ناگفته بزرگ قرن بیستم» می خواند، ارائه می کند: رقابت بین ایالات متحده و بریتانیا بر سر ثروت عظیم نفتی ایران. نفت موضوعی است که نویسنده آن را بسیار می داند. کتاب قبلی «بدون استفاده: تقلا برای نفت آفریقا» (2007) بود.
اما اگر بخش اول کتاب، بهار، دارای تکه های جذابی از بینش ها و حقایق باشد، روایت سه فصل اخیر متلاطم می شود و طعمه چیزی می شود که قزوینیان به درستی آن را مشکل بسیاری از مطالعات اخیر درباره روابط ایالات متحده و ایران توصیف می کند.- تمایل به جستجوی "کسی برای سرزنش یا چیزی برای دفاع". ریشه مشکل ممکن است غرایز شریف چیزی باشد که می توان آن را تاریخ نگاری «مترقی» نامید. این گزارش های خوش نیت - تلاش برای تصحیح آنچه که اغلب به درستی به عنوان روایت های یک طرفه با ارائه دیدگاه های مستضعفان تاریخی رد می کنند - گاهی اوقات به طرز خطرناکی به مشروعیت بخشیدن به جمهوری اسلامی ایران با ادعای نمایندگی نیروهای به حاشیه رانده شده و ضد استعمار نزدیک می شود. اگرچه این خود مظهر اشکال خشن اقتدارگرایی است.
"آمریكا و ایران" به درستی تصریح می كنند كه "خصومت بین ایران و آمریكا كاملاً غیر ضروری است" ، و همانطور كه غزوینیان تأیید می كند ، در ایالات متحده یك گروه کر قدرتمند وجود دارد كه نمی خواهد هیچ ارتباطی با ایران داشته باشد. همچنین عناصری در اسرائیل و عربستان سعودی وجود دارد که در برابر روابط عادی بین دو کشور کار می کنند. این کتاب در تلاش خود برای افشای ماشینهای این نیروها به طرز فراوان جامع است.
با این حال ، رهبران رژیم فعلی در ایران ، به ویژه علی خامنه ، که در آنتاگونیسم ایالات متحده و ایران رشد می کنند ، قدرت کمتری ندارند. تعهد یک مورخ باید به همه حقایق باشد ، اما غزوینیان فقط به رادیکالیسم بثورات دولت ارجاع می دهد. شاید به دلیل غرایز خود به عنوان یک مورخ مترقی ، او بیشتر در جستجوی استدلال های تحریک آمیز یا فرضیه هایی باشد که می تواند مقصر کمتری بر رهبران ایران باشد. در چند سال گذشته ، هزاران اسناد جدید مهم - هم در ایالات متحده و هم در ایران - از بین رفته اند که به روابط واشنگتن و تهران می پردازند. اما اثری اندک از آنها در "آمریکا و ایران" وجود دارد.
اگر همانطور که غزوینیان می نویسد ، جستجوی بایگانی وی از سال 2007 تا 2017 به طول انجامید ، تاریخ در نیمه دوم کتاب وی در حال تاریخ است. شواهد و مدارک در چند سال گذشته نشان داده شده است که در سال 1979 ایالات متحده نقش مهمی در تسهیل افزایش قدرت روحانیت ایفا کرد و قبل از بحران گروگان در آن سال ، برای دوست داشتن رژیم جدید از راه خود خارج شد. مطمئناً مهم است که خطاهای سیاست آمریکا و روایت های خود را به خدمت داشته باشید ، و همچنین گرگ گریه بنیامین نتانیاهو در مورد توانایی قریب الوقوع ایران در ساخت یک بمب هسته ای-همانطور که این کتاب با جزئیات گرانول انجام می دهد. اما در معرض افشای بمباران رژیم ایران ، فرار از آن بر مسئله هسته ای و عدم تمایل خامنه ای برای دستیابی به هر نوع نزدیک شدن با آنچه او "بزرگترین شیطان" نامیده می شود ، مهم نیست. خامنه ای سابقه طولانی در احساسات ضد آمریکایی دارد و قدمت آن به عنوان یک حوزه علمیه ناشناخته ترجمه آثار وسواس ضد آمریکایی سید قطب ، و روحانیون نزدیک به خامنه ای حتی یک پایه کلامی برای این آنتاگونیسم ایجاد کرده اند.
تعصب غزوینیان حتی در استفاده از زبان مشهود است. مهمترین نمونه اعتراض وی به ترجمه انگلیسی مفهوم "سرپرستی حقوقدان" است - ایده تعیین کننده در قلب حکومت روحانی در ایران برای چهار دهه گذشته. او ترجمه را "بی دست و پا" می یابد ، و در عوض نشان می دهد که ترجمه "مناسب تر" ممکن است "تحت نظارت دانشمندان مذهبی" باشد. اما سرپرستی حقوقدان صرفاً موضوع "نظارت" نیست. متن منتشر شده از سخنرانی های آیت الله خمینی که این مفهوم را روشن می کند ، روشن می کند که وی به قاعده مطلق یک "فقهای آموخته" بر روی مردم متعهد شده است ، که به عنوان ناتوان از مدیریت امور خودشان ناتوان هستند. متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ، به ویژه موردی که در سال 1988 اصلاح شده است ، همچنین روشن می کند که ترجمه جدید پیشنهادی نویسنده چقدر نادرست است. این قانون اساسی به صورت متناسب به یک روحانی جوان مانند خامنه ای اجازه می داد تا به نقش رهبر عالی در آنچه اکنون به معنای واقعی کلمه سرپرستی مطلق فقهی خوانده می شد ، صعود کند. و خامنه ای با قدرت به وی به دلیل سرپرستی مطلق خود ، توسط فیات ممنوعیت روابط عادی با ایالات متحده اعلام کرد.
مطمئناً ، حتی وقتی با غزوینیان مخالفیم ، داستانی که او ارائه می دهد بسیار لذت بخش ، واقعاً آموزنده و باسواد است. او "آمریکا و ایران" را با پرسیدن اینکه آیا "عاشقان ستاره ای شکسپیر" یا "نان نان و کوزه شراب" عمر خییام ، روح تاریخ آمریکا و ایران را به خود جلب می کند ، آغاز می کند. شاید یک نقل قول مناسب تر برای این تاریخ مشکل ، سخنان هوراتیو در پایان "هملت" باشد ، جایی که او از "اعمال خامه ای ، خونین و غیر طبیعی / داوری های تصادفی ، کشتارهای گاه به گاه" و در رده بندی "اهداف اشتباه / سقوط کرده است. سر Th'inventors. "
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 38
تاريخ : سه
شنبه
15 فروردين
1402 ساعت: 15:46