این پست با به اشتراک گذاشتن قطعه ای از معدن منتشر شده در هفته گذشته در فیلادلفیا Enquirer آغاز می شود تا همزمان با سفر من به شهر باشد. پس از آن یک ارسال نامه با بازتاب در مورد بازدید دنبال می شود. من همچنین تصاویر برخی از پارک هایی را که دیدم درج کرده ام.

پارک بندر خیابان صنوبر
تصور کنید که یک ماشین زمان را به سال 2037 می روید. قدم می گذارید و شروع به کاوش در شهر خود می کنید. چه دیدنی ها و صداها شما را متقاعد می کند که فیلی آینده رونق دارد؟
این چیزی است که من بررسی می کنم: کودکان. بچه ها در خارج بازی می کنند. کودکانی که با پای پیاده ، با دوچرخه و ترانزیت عمومی کاوش می کنند ، با خیابان های خود ، پارک های خود ، منطقه محلی و شهر گسترده تر آشنا می شوند و از آن لذت می برند. کودکانی که بال های خود را پخش می کنند و آن اقدامات تدریجی را برای فعال شدن ، درگیر شدن شهروندان مسئول انجام می دهند. یادگیری تمام وقت از تلاش های خود و اشتباهات خودشان. مثل همه ما وقتی جوان بودیم.
کودکان یک گونه شاخص برای شهرها هستند. حضور قابل مشاهده کودکان و نوجوانان در سنین و پیشینه های مختلف ، با و بدون والدین آنها ، از نظر تعداد ، نشانه سلامت زیستگاه های انسانی است. درست همانطور که وجود ماهی قزل آلا در یک رودخانه نشانه سلامت آن زیستگاه است.
با این اقدام ، شهرهای آمریکایی امروز چیزی پر رونق هستند. آزادی های روزمره کودکان - چه از مدرسه با دوستان در خانه قدم می زند ، یا برای یک کولین به فروشگاه گوشه ای می رود - ده ها سال است که در حال کاهش است.
این والدینی هستند که حكم را در مورد زمان اعطای این آزادی ها فراخوانی می كنند. بنابراین وسوسه انگیز است که همه مقصر والدین را برای کاهش افق کودکان قرار دهید.
وسوسه انگیز ، اما اشتباه است. وقتی امروز والدین از درهای جلوی خود بیرون می آیند ، دنیایی را می بینند که در بهترین حالت در مورد فرزندانشان بی توجه است و در بدترین حالت خصمانه با آنها. و جای تعجب نیست که به لطف رشد ترافیک بی امان ، پارک های فرار و فضاهای سبز و ترساندن چشم به چشم در رسانه های اصلی و رسانه های اجتماعی (حتی اگر جرم خشونت آمیز در آمریکا از دهه 1990 کاهش یافته است).
لازم نیست اینگونه باشد. در کار من به عنوان مدافع برنامه ریزی شهری دوستانه کودک ، در بسیاری از شهرها بوده ام که همه چیز بسیار متفاوت است. در توکیو ، بچه های شش ساله در کنار بازرگانان و زنان مناسب ، در مرکز شهر مترو به مدرسه سوار می شوند. در سوئیس ، والدینی که به فرزندانشان اجازه نمی دهند به مهد کودک سفر کنند - بله ، مهد کودک - به تنهایی مورد بررسی قرار می گیرند.
یا بوگوتا، پایتخت شکست خورده کلمبیا را در نظر بگیرید. بیش از دو دهه، رهبران شهر - برجسته ترین آنها انریکه پنیالوسا، که سال گذشته دوباره انتخاب شد - روند زوال شهر را معکوس کرده اند. صدها مایل از خیابان ها و پیاده روها برای عابران پیاده بازسازی شد. پارک های جدید و زیبا به شهر ریه های سبز دادند. Transmilenio - بزرگترین طرح اتوبوس شهری جهان - و شبکه ای از مسیرهای دوچرخه سواری در حال گسترش به میلیون ها نفر جایگزین های ایمن، قابل اعتماد و مقرون به صرفه برای ماشین ارائه می دهد. و نقطه محک و قطب نما این اختراع مجدد قابل توجه، برنامه ریزی شهری دوستدار کودک بوده است. اگر بوگوتا بتواند این کار را انجام دهد، هر شهری می تواند.
وقتی کودکان غیرفعال امروزی به بزرگسالان ناسالم فردا تبدیل می شوند، چه کسی هزینه می پردازد؟هر کسی که مالیات یا بیمه درمانی می پردازد - به عبارت دیگر، همه ما.
وقتی شهرها آنقدر تحت تسلط ماشین هستند که والدین احساس می کنند چاره ای جز سوار شدن به ماشین خود ندارند، چه کسی ضرر می کند؟نه فقط مسافران، بلکه هر کسی که به آلودگی اهمیت می دهد.
وقتی خانواده هایی که این گزینه را دارند از شهر خارج و به حومه شهر نقل مکان کنند چه اتفاقی می افتد؟آنها مالیات و مخارج خود را با خود می برند و اقتصاد شهر شروع به فروپاشی می کند.
در روتردام در دهه 1990، پرواز خانوادگی آینده شهر را تضعیف می کرد. بنابراین رهبران شهر ده ها میلیون دلار صرف ساختن محله های درون شهری تمیزتر، امن تر و سبزتر کرده اند. آنها اکنون در حال درو کردن پاداش چیزی هستند که بدون عذرخواهی آن را نجیب گرایی تحت حمایت دولت می نامند.
بنابراین، وقتی عصر چهارشنبه در مرکز زندگی شهری ترینیتی دیدگاه خود را از آینده برای شهرها به اشتراک می گذارم، پیام من ساده خواهد بود. اگر از خود بپرسیم شهر پایدار، موفق و سالم آینده چگونه است، پاسخ این است که شهری دوستدار کودک به نظر می رسد.
بازتاب ها

پارک شهرهای خواهر
حتی در چنین بازدید کوتاهی می توانستم ببینم که فیلادلفیا برای بسیاری در حال افزایش است. مشاغل و افراد بیشتری (از جمله خانواده ها) به مرکز شهر نقل مکان می کنند، و با افتخار فضاهای عمومی بازسازی شده مانند شهرهای خواهر و پارک دیلوورث (دو طرحی که توسط مشارکت عمومی-خصوصی منطقه سنتر سیتی تامین می شود) به من نشان داده شد. با این حال، این تغییرات تنش هایی را ایجاد می کند و سوالاتی در مورد اعیان گرایی، برابری و چشم انداز جوامع کم درآمد مطرح می شود.
نگرانی های مربوط به حقوق صاحبان سهام در بحث بعد از صحبت ناهار من در زمین بازی اسمیت، که چندین سیاستمدار برجسته منتخب در آن شرکت کردند، محور بود. با توجه به اینکه بسیاری از زمین های بازی در محله های فقیرنشین به چیزی تبدیل شده اند که کمیسر پارک های فیلی، کاترین اوت لاول (در جلسه عصر) آن را «قبرستان های چرخشی» نامید، جای تعجب نیست که بسیاری از این همه پولی که در مرکز شهر خرج می شود در حالی که فضاهای محلی نادیده گرفته می شوند، ناراضی هستند.
به گفته انکوایرر، این یک سناریوی سیاست شهری آشنا است، اما به گفته انکوایرر، وضعیت غیرقابل رشک این شهر به عنوان فقیرترین شهر بزرگ ایالات متحده، حادتر شده است.

همه اینها فرصت ها و چالش هایی را برای شهر ایجاد می کند. مرکز اصلی آینده فضاهای عمومی فیلی، بازسازی است، بازسازی پارک ها، زمین های بازی، مراکز تفریحی و کتابخانه های آن که یک بار در هر نسل با هزینه 500 میلیون دلار انجام می شود.
زمان نشان خواهد داد که آیا بازدید کوتاه من به تأثیرگذاری بر این برنامه کمک کرده است و فیلادلفیایی ها را به ایده دیدن شهرشان از دریچه چشم کودکان جلب کرده است. من دوست دارم برای یافتن این موضوع برگردم و گفتگو را پیرامون برنامه ریزی شهری دوستدار کودک بسازم. من متقاعد هستم که یک شهر تنها زمانی می تواند واقعاً بگوید که موفق است، کودکان - همه کودکان، نه فقط افراد مرفه - کاربران فعال، قابل مشاهده و فعال از پارک ها، زمین های بازی، خیابان ها و فضاهای شهری آن باشند.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 41
تاريخ : سه
شنبه
15 فروردين
1402 ساعت: 15:48