
این دانش نسبتاً متداول در محافل مالی است که اوراق بهادار با وزن برابر تمایل به بهتر از اوراق بهادار با سرمایه گذاری در بازار دارد ، خواه این نمونه کارها از سهام ایالات متحده ، سهام خارجی یا سهام بازار نوظهور تشکیل شده باشد. همانطور که Tobias Carlisle نوشت (با استناد به تحقیقات جوئل گرینبلات) ، پرتفوی های با وزن برابر تمایل دارند که از اوراق بهادار با وزن در بازار خارج شوند زیرا آنها از نقص اصلی اوراق بهادار با وزن بازار جلوگیری می کنند ، که عموماً بیشتر از همان سهام خریداری می کنند و همیشه می شوند. گرانتر (بدین ترتیب قرار گرفتن در معرض سهام ارزان تر) و در معرض قرار گرفتن بیشتر در بخش های گرم در دوره های نوع حباب ، مانند رونق فنی دهه 1990. علاوه بر این ، اوراق بهادار با وزن برابر تمایل به قرار گرفتن در معرض بسیار بیشتری در معرض شرکت های کوچکتر قرار می دهد که با رشد آنها ، بیشتر از شرکت های بزرگتر بهتر عمل می کنند ، که ممکن است فرصت های رشد محدود تری داشته باشند.
با این حال ، ممکن است برخی از افراد شگفت زده شوند ، اما تفاوت عملکرد چقدر بوده است. از ژانویه سال 1971 تا آوریل ، نسخه با وزن برابر از شاخص Wilshire 5000 سالانه تقریباً 17 ٪ بازگشت ، در مقابل تقریباً 10. 5 ٪ برای وزن Wilshire 5000 در بازار:
همانطور که این نتایج می گویند ، آنها کل داستان را بیان نمی کنند ، فقط به این دلیل که در این دوره چرخه های بسیاری از رونق و شلوغی وجود داشته است ، چه برای کل بازار ، و هم برای بخش های خاص. در حالی که ما می دانیم که وزن برابر در مدت زمان نشان داده شده برنده شد ، می توانیم با مقایسه بازده سه ساله نورد دو پرتفوی ، زمینه ای را به بحث اضافه کنیم:
از این نمودار ، به راحتی می توان فهمید که وزن برابر پس از سقوط بازار در سالهای 1973-74 ، با یک نقطه ضعف بسیار بزرگ شروع شد ، و فقط در بهبودی پس از آن پیش می رود. به همین ترتیب ، در اوایل دهه 1990 ، قرار گرفتن در معرض بیشتر سهام سرمایه گذاری کوچک ،-که موسسات مالی کوچکتر مبلغ عادلانه ای را ایجاد می کنند-عملکرد نسبی با وزن برابر را در طول بحران پس انداز و وام ، که باعث مجازات بانک های کوچک و مالی می شود ، کاهش داد. اخیراً ، حباب فناوری ،-که در طی آن بخش فناوری بیش از یک سوم ترکیب S& P 500 به اوج خود رسید-و بحران مالی و رکود اقتصادی 2007-2009 دوره های محکمی برای پرتفوی وزن در بازار بود.
با این حال ، این تجزیه و تحلیل با احتیاط همراه است. همانطور که سام لی خاطرنشان کرده است ، شاخص وزن برابر Wilshire 5000 پر از سهام میکرو کلاهبرداری غیرقابل سرمایه گذاری است ، بنابراین ممکن است بهترین ابزار برای نشان دادن اثر وزن برابر نباشد. به نظر سام ، "پرتفوی 30 بالا" ، که ساختاری از استاد کن فرانسوی (داده های موجود در سایت وی) است ، یک پروکسی بسیار بهتر برای بازار به طور کلی است ، و پروفسور فرانسوی به راحتی هر دو یک وزن برابر را ساخته استو نسخه دارای وزن بازار این نمونه کارها. همانطور که از نمودارهای زیر می بینید ، نتایج مقایسه اوراق بهادار با وزن برابر "30" و با وزن بازار مشابه با نتایج Wilshire 5000 است که در بالا نشان داده شده است ، اما آنها به وضوح کمتر برجسته و احتمالاً واقع بینانه تر هستند:
بنابراین ، گفته می شود ، من به جای پرتفوی Wilshire 5000 در باقیمانده این تجزیه و تحلیل ، از اوراق بهادار "High 30" استفاده خواهم کرد.
برای کشف بیشتر تأثیر چرخه ها بر عملکرد با وزن برابر در مقابل عملکرد وزن درپوش بازار ، تجزیه شاخص ها مفید است و تلاش می کنید تا با مقایسه با وزن برابر و دارای وزن ، به نتایج زیر میکروسکوپ نگاه کنیم. پرتفوی توسط بخش. برای انجام این کار ، من از اوراق بهادار "ده صنعت" استفاده کردم که در سایت پروفسور کن فرانسوی نیز موجود است. متأسفانه ، پروفسور فرانسوی پرتفوی "ده صنعت" خود را با هم در اوراق بهادار تا حدودی ناخوشایند قرار می دهد ، که فقط تقریباً با روش بخش GICS مطابقت دارد. خوشبختانه ، Meb Faber کلید درک مؤلفه ها را به ده اوراق بهادار استاد فرانسوی در اختیار ما قرار داده است:

پروفسور فرانسوی هم نسخه های با وزن و وزن مساوی از ده اوراق بهادار صنعت خود را ارائه می دهد و مقایسه ها نتایج جالبی را به دست می آورند. به عنوان مثال ، اوراق بهادار با وزن برابر در واقع در بخش های انرژی ، غیر بادوام و "مغازه ها" تحت تأثیر قرار می گیرد:
نتایج در بخش "غیر قابل اجرا" (که تقریباً با آنچه که معمولاً به عنوان "اصلی مصرف کننده" گفته می شود مطابقت دارد) نباید تعجب آور باشد. این بخش تمایل دارد که بسیاری از شرکت های بزرگ مانند Altria ، Colgate-Palmolive و موارد مشابه تحت سلطه باشد که پس از تحکیم بسیار در سهم بازار رشد کرده اند. علاوه بر این ، ارزش گذاری های موجود در مصرف کننده نسبت به سایر صنایع یکنواخت تر و پایدارتر است ، بنابراین یکی از مزایای اصلی یک سبد وزن برابر را نفی می کند. بنابراین ، تأثیر شرکت های کوچکتر و کوچکتر در فضا محدود شده است ، در حالی که غلظت در بالا یک مزیت خالص بوده است ، به احتمال زیاد نتیجه خرگوش های گسترده ای که توسط افراد در این فضا از آن برخوردار است. این همچنین دلیل اصلی است که من به طور کلی در مورد اصلی مصرف کننده و به ویژه دخانیات نوشتم. به نظر می رسد آنها نسبت به سایر صنایع کمتر مستعد اختلال هستند.
بخش انرژی جالب است زیرا چرخه گاو و خرس آن به طور کلی با یک چیز گره خورده است ، که قیمت نفت است. از سال 1971 ، نفت در چندین بازار گاو نر و خرس گسترده بوده است ، که عمدتاً به حرکت در دلار و رویدادهای ژئوپلیتیکی مانند مواردی در خاورمیانه گره خورده است. هنگامی که نفت در حال افزایش است ، طبیعی است که بازیکنان جدید به امید ورود به بازار جدید گاو نر وارد بازار شوند. با این حال ، نفت یک صنعت فشرده سرمایه است ، بنابراین وقتی چرخه ها به نوبه خود می شوند ، متقاضیان جدید معمولاً ضعیف تر و بسیار اهرم هستند و بنابراین معمولاً اولین کسانی هستند که به هم می روند. این دقیقاً همان اتفاقی است که طی چند سال گذشته رخ داده است. این نکته را می توان با نشان دادن تغییرات در قیمت نفت با تغییرات نسبی در عملکرد دو اوراق بهادار انرژی نشان داد. هنگامی که انرژی قوی است ، نمونه کارها با وزن برابر به سمت بازیکنان جدیدتر و کوچکتر که از عملکرد خارج می شود ، بهتر است ، اما وقتی روغن به سمت جنوب می رود ، پرواز به کیفیت مانند Exxon Mobil و شورون وجود دارد:
همچنین مطالعه بخش ارتباطات از راه دور آموزنده است که مانند انرژی تا حدودی بی نظیر است. از جدول بالا می توانیم ببینیم که پرتفوی مساوی از راه دور از راه دور ، با وجود تحمل تقریباً 90 ٪ ، از نمونه کارها در کلاه بازار تقریباً سه درصد سالانه پیشی گرفته است. کسی که فقط به آن آمار نگاه می کند ، نمی تواند به خاطر این که چرا هر سرمایه گذار از راه دور با سبد خرید با وزن بازار همراه است ، مقصر شناخته شود. با این حال ، آنچه از این تجزیه و تحلیل گم شده است ، حسابداری از حباب در سهام مخابراتی است که به طور همزمان با حباب فناوری دهه 1990 رخ داده است و از بسیاری جهات معروف تر معاصر خود را کوتوله کرده است. از بسیاری جهات ، صنعت مخابرات هنوز هم اثرات حباب را احساس می کند ، و این را می توان با مشاهده اینکه از سال 2000 ، که مربوط به زمان اوج حباب است ، مشاهده کرد ، نمونه کارها درپوش بازار به راحتی از وزن برابر بهتر است ، به عنوان بزرگترو شرکت های قوی تر از نیم تنه جان سالم به در بردند و حرکت کردند ، در حالی که Telcoms کوچکتر که نمونه کارها با وزن برابر را تشکیل می دادند ، کمرنگ شد:
درس در اینجا برای سرمایه گذاران این است که در کل و در طی دوره های طولانی برای صاف کردن "چرخه های داخل چرخه" ، اگر بخواهید ، اوراق بهادار با وزن برابر می تواند و باید به دلایل ذکر شده در بالا نتایج برتر را ارائه دهد. با این حال ، در کوتاه مدت ، به ویژه در بخش های متمرکزتر از بازار سهام ،-به ویژه آنهایی که مانند انرژی و ارتباطات با تمایلات تاریخی به دوره های سرمایه گذاری بیش از حد ،-پرتفوی های با وزن برابر می توانند دوره های جدی از کمبود عملکرد را پس از ترکیدن حباب متحمل شوند.، و نتایج سرمایه گذار به طور ناچیزی از زمان سرمایه گذاری وی تحت تأثیر قرار می گیرد.
ضمیمه: برای نشان دادن بیشتر تأثیر چرخه ها در بخش های خاص ، من عملکرد نسبی پرتفوی های با وزن برابر با وزن غیر بادوام ، مخابراتی و بخش انرژی را کمتر از نمونه کارها با وزن 30 وزن "بالا" (که نمایانگر بازار است) ترسیم کردم.، و عملکرد نسبی اوراق بهادار بخش دارای وزن کمتر از "High 30."منطق من در اینجا این است که در "سوپر چرخه ها" یا "حباب" ، در یک بخش معین ، نمونه کارها با وزن برابر باید عملکرد شدید را در مقابل نه تنها بازار به طور کلی ، بلکه در برابر نمونه کارها بخش با وزن نیز نشان دهد. از نمودارهای مخابراتی و انرژی می توان دید که دقیقاً همان اتفاقی است که در دوره های سرمایه گذاری بیش از حد در آن بخش ها رخ داده است ، پس از ترکیدن حباب ، کم کاری شدید. از طرف دیگر ، غیرنهای عملکرد نسبی بسیار خاموش تر نشان دادند:
افشای اطلاعات: نتایج نتایج فرضی است و نشانگر نتایج آینده نیست و بازدهی را که هر سرمایه گذار در واقع به دست آورد ، نشان نمی دهد. شاخص ها بدون کنترل هستند ، هزینه های مدیریت یا معاملات را منعکس نمی کنند و نمی توان مستقیماً در یک فهرست سرمایه گذاری کرد.
این نوشتار فقط برای اهداف اطلاعاتی است و پیشنهادی برای فروش ، درخواست خرید یا توصیه ای در مورد هرگونه معامله اوراق بهادار یا به عنوان پیشنهادی برای ارائه مشاوره یا سایر خدمات توسط مشاوران مالی Fortune ، LLC در هر حوزه قضایی که در آن ارائه نمی شود ، تشکیل نمی دهد. این پیشنهاد ، درخواست ، خرید یا فروش طبق قوانین اوراق بهادار چنین حوزه قضایی غیرقانونی خواهد بود. اطلاعات موجود در این نوشتار نباید به عنوان مشاوره مالی یا سرمایه گذاری در مورد هر موضوع تفسیر شود. مشاوران مالی Fortune ، LLC صریحاً از همه مسئولیت در مورد اقدامات انجام شده بر اساس هر یا همه اطلاعات مربوط به این نوشتار ، رد می کند.
این مطلب در طبقه بندی نشده ارسال شده است. پیوند ثابت را علامت گذاری کنید.
لارنس همتیل
لارنس همتیل در طول کار خود ، که در سال 2002 آغاز شد ، در تمام جنبه های تجارت به مشتریان خدمت کرده است. در سال 2005 ، وی به دنیس والاس از خدمات مالی Fortune ، LLC پیوست و در آن زمان ، یکی از اوراق بهادار چند مالی ، جوانترین ثبت نام شده Incنمایندگاندر سال 2008 ، دنیس و لارنس با تأسیس مشاوره سرمایه گذاری ثبت شده خود (RIA) ، مشاوران مالی Fortune ، LLC تصمیم گرفتند که کاملاً مستقل شوند. او در ایالات متحده و اروپا به مشتریان خدمت می کند. تفسیر مالی وی در بارون ، فایننشال تایمز و جاهای دیگر ارجاع شده است. می توانید با لارنس در توییتر (lhamtil) یا از طریق ایمیل ، lawrence. hamtil@fortuneadv. com ارتباط برقرار کنید.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 31
تاريخ : پنجشنبه
9 شهريور
1402 ساعت: 23:19