
اگر تاریخ یک شاخص باشد ، بهترین سرمایه گذاری در دوره های پایین بازار و فشار اقتصادی انجام می شود. این امر به ویژه در مورد سهام ، جایی که خرید سهام در شرکت های با ارزش بالا وقتی که ارزیابی ها کمترین فرصت را برای حداکثر بازده بالقوه فراهم می کند ، صادق است.
به عنوان مثال بحران مالی سال 2008 را در نظر بگیرید. در پایین بازار ، سرمایه گذاران که سهام زیادی را در شرکت های دولتی با کیفیت در نقاط ورودی پایین به دست آوردند ، هنگام بازیابی بازار بازده های بزرگ را بدست آوردند.
اکنون ، هنگامی که ما به بشکه شرایط یادآور ، از جمله رکود اقتصادی و یک محیط نرخ بهره نامطلوب خیره می شویم ، بازار ثانویه سهام خصوصی یک بخش بازار نسبتاً جدید را با ویژگی هایی ارائه می دهد که یک گزاره ارزش بالقوه مشابه را ارائه می دهد.
طلوع بازار ثانویه سهام خصوصی
اولین بار برای درک تکامل این بازار ثانویه سهام خصوصی نوپا مفید است - بازاری که به سادگی برای سرمایه گذاران در سال 2008 قابل دسترسی نبود.
پیش از بحران مالی ، شرکت های خصوصی دسترسی محدود به سرمایه داشتند و در نتیجه ، زودتر به دسترسی به نقدینگی می رفتند. به نوبه خود ، کارمندان اولیه و شرکت های سرمایه گذاری با سهام در آن شرکت های خصوصی به طور مشابه نیازی به انتظار برای دوره طولانی برای نقدینگی نداشتند.
تولد بازار ثانویه برای سهام شرکتهای خصوصی در اواخر مرحله را می توان به پدیده ای که فیس بوک بود ، نقشه برداری کرد. فیس بوک اولین شرکت با اندازه خود بود که توانایی ماندن در خصوصی را در حالی که نقدینگی به سهامداران ارائه می داد ، نشان داد. موفقیت فیس بوک و دیگران باعث ایجاد بودجه سرمایه گذاری به شرکت های فناوری خصوصی شد و دسترسی به سرمایه را به یک مسئله غیرقانونی تبدیل کرد. در نتیجه ، شرکت ها طولانی تر شروع به خصوصی ماندن کردند. با این حال ، این مسئله مشکلی را ایجاد کرد که باید مورد توجه قرار گیرد - دوره ای طولانی که سهامداران نقدینگی ندارند. وارد بازار ثانویه سهام خصوصی شوید که از آن زمان از یک صنعت کلبه رونق گرفته است و روی تعداد معدودی از شرکت های بزرگ خصوصی متمرکز شده است ، به یک بازار پررونق که هزاران شرکت خصوصی به طور مرتب معامله می شوند.
جدا کردن گندم از چاف
پس از آنکه شرکت های خصوصی در سالهای 2020 و 2021 رونق بودجه سرمایه گذاری را تجربه کردند ، تصحیح بازار سهام عمومی طی یک سال گذشته به عنوان یک سطح تر عمل کرده است که ارزش گذاری شرکت های خصوصی را کاهش داده و شروع به جدا کردن شرکت های خصوصی با کیفیت بالا از کسانی که توسط یک بازار بیش از حد قابل استفاده هستندبشر
شرکت هایی که به خوبی مدیریت و سودآوری دارند ، موفق می شوند و در طولانی مدت همچنان که به پیش بینی های بلند خود تبدیل می شوند ، باقی می مانند ، در حالی که بسیاری از شرکت های با رشد بالا که به هر قیمتی بر رشد و بدون هیچ نظم و انضباط مالی متمرکز شده اندیا دور پایین یا حتی ورشکستگی. با حل و فصل گرد و غبار ، شرکت هایی که به خوبی در برابر این رکود مقاومت می کنند ، بلند مدت با ارزش باقی می مانند. این فرصتی برای خریداران ایجاد کرده است. ارزیابی های تخفیف برای این شرکت های باکیفیت-با تخفیف های 70 ٪ نسبت به سال گذشته ، نقاط ورود بسیار قانع کننده ای ایجاد کرده است.
به عنوان یک بازار نسبتاً جدید ، بازار ثانویه سهام خصوصی سابقه طولانی ندارد و ترسیم یک موازی مستقیم با مسیر بازده موجود در سهام عمومی دشوار است. با این حال ، ما می توانیم تفاوت های ظریف و واگرایی بین دو بازار را بررسی کنیم ، و می دانیم که ارزش اغلب در گوشه های کمتر نمودار و مشخص شده بازارها کشف می شود.
بازارهای سهام عمومی در مقابل سهام خصوصی بازارهای ثانویه: مطالعه در عدم تقارن
همانطور که طی یک دهه گذشته تکامل یافته است ، بازار ثانویه سهام خصوصی با مجموعه ای منحصر به فرد از ویژگی های منحصر به فرد توسعه یافته است ، که در بازارهای سهام عمومی دیده نمی شود.
برای یک ، گسترش پیشنهاد در بازارهای سهام خصوصی در مقایسه با موارد موجود در بازارهای سهام عمومی بسیار اغراق آمیز است. بر خلاف سهام عمومی ، هیچ قیمت یا ارزش مفرد برای یک شرکت وجود ندارد و توسط شرکت کنندگان در بازار توافق شده است. در عوض ، ارزیابی یک شرکت بر اساس تحقیقات محدود موجود است و بنابراین بسیار سوداگرانه است. با وجود ذهنیت بیشتر و سازگاری کمتری در مورد ارزیابی ها ، اغلب بین نقطه میانی که خریداران و فروشندگان مایل به تجارت هستند ، گسترش زیادی وجود دارد. این گسترش گسترده در نهایت می تواند منجر به قیمت گذاری بهتر برای خریدار شود.
بر خلاف بازارهای عمومی ، که شامل بازیکنانی با درجات مختلف پیچیدگی از طرف خرید و فروش است ، بازارهای ثانویه سهام خصوصی از دو گروه مجزا تشکیل شده اند: خریداران پیشرفته و در درجه اول فروشندگان ناخوشایند. این خرید شامل مدیران دارایی ، صندوق های تامینی ، دفاتر خانواده و سایر سرمایه گذاران بسیار پیشرفته است که تجربه را با شرکت های خصوصی ترکیب می کنند و دسترسی بی نظیر به همان اطلاعاتی که در دسترس عموم است ، آنها را قادر می سازد تا چارچوب هایی را برای ارزیابی ارزیابی شرکت ایجاد کنند. در حالی که طرف فروش عمدتاً (هرچند نه همیشه) از کارمندان شرکتهای فنی تشکیل شده است ، که همان سطح پیچیدگی و توانایی ارزیابی دقیق ارزش سهام خود را ندارند.
علاوه بر این ، فروشندگان انگیزه هایی فراتر از دستیابی به آلفا دارند. فروشندگان غالباً نیازهای نقدینگی بیشتری دارند ، زیرا بسیاری از آنها ارزش خالص خود را در سهام سهام عدالت کارفرمای خود گره می زنند و تمایل به ایجاد انگیزه بیشتر در تجارت دارند زیرا گزینه های سهام خود برای انقضا ، محدودیت های گزینه های خود و افزایش احتمال پذیرش آنهامعاملات پایین تر از انتظارات اولیه.
سرانجام ، حجم خرید و فروش ناهموار ، یک محیط تجاری ایجاد می کند که می تواند برای خریداران بسیار سودمند باشد. کمتر خریداران پیچیده تر و پیشرفته تر با هدف منحصر به فرد بازده ، تجارت با حجم بیشتری از فروشندگان ناخوشایند با نیازهای نقدینگی در حال افزایش ، عدم تطابق است که به نفع خریداران است.
چالش ها و فرصت های پیش رو
از نظر سابقه تاریخی ، بازارهای ثانویه سهام خصوصی به همان روشی که بازارهای سهام عمومی در آن وجود ندارد ، آزمایش نشده اند. فقدان اطلاعات و کدورت پیرامون عملکرد شرکت نیز یک چالش مهم را نشان می دهد - و به عنوان یک خطر بالقوه قیمت گذاری می شود. اما ، برای معامله گران سهام ، این ناکارآمدی ها باعث می شود که یک بازار جایگزین جالب توجه برای تولید بازده های بزرگ داشته باشد.
به طور خلاصه ، بازارهای کارآمد و بالغ اغلب به معنای بازده فشرده شده است. در مقابل ، شرایط فعلی بازار و پویایی منحصر به فرد بازار ثانویه سهام خصوصی - به ویژه عدم تقارن بین خریداران و فروشندگان - فرصتی قابل توجه برای سرمایه گذاران ایجاد می کند.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 31
تاريخ : پنجشنبه
9 شهريور
1402 ساعت: 23:22