اتحادیه های کارگری: دیدار با چالش های کاست و تعصب مذهبی در دوره نئو لیبرال

ساخت وبلاگ

مفهوم موانع عمیق کاست ، احساسات ، غیر منطقی بودن و آگاهی مذهبی دروغین ، حتی در بین برخی از بخش های پیشرفته طبقه کارگر ، به یک تهدید بالقوه برای وحدت همه جانبه طبقه تبدیل می شود.

Trade unions: Meeting challenges from caste and religious bigotry in a neo-liberal era

مفهوم موانع عمیق کاست ، احساسات ، غیر منطقی بودن و آگاهی مذهبی دروغین ، حتی در بین برخی از بخش های پیشرفته طبقه کارگر ، به یک تهدید بالقوه برای وحدت همه جانبه طبقه تبدیل می شود. مبارزات طبقاتی باید بر موانع اقتصاد گرایی صرف غلبه کند و بلافاصله در یک مبارزات عظیم فکری و فرهنگی علیه ساختارها و ارزشهای اعتقاد مذهبی ، کاستیستی و مبهم باشد.

مبارزات علیه سیاست اقتصادی نئو لیبرال در هند ، حدود 32 سال پس از آغاز این سیاست در سال 1991 ، با افزایش وحدت در بین اتحادیه های اصلی اصلی کارگری و چندین فدراسیون در سطح صنعت ، شامل بخش های تا کنون غیرقابل دستیابی از بخش های ناآرام ، وارد یک مرحله بحرانی شده است. طبقه کارگر هندی مانند چندین سازمان به اصطلاح بخش های سازمان یافته کارگران. چندین ابتکار عمل اتحادیه های صنفی مشترک ، که دیر با سازمان های دهقانی ، افق مبارزات متحد توده های پرتلاش در هند را روشن کرده اند ، که دیگر مشتاق ادعاهای مبهم از معده از "acche din" (روزهای خوب) تا طلوع آفتاب نیستنددر زندگی آنها زودتر.

"Mahapadhav" عظیم طبقه کارگر هند در دهلی از 9 تا 11 نوامبر 2017 ، مارس عظیم دهقانان ماهاراشتیان از نشیک تا بمبئی در مارس 2018 و مارس امسال (و اکنون دوباره از 26 تا 28 آوریل دوباره از آکول به لونی) ، زندان ماموت بهارو توسط دهقانان (در بسیاری از مکان ها توسط طبقه کارگر شرکت کرد - چه سازمان یافته و هم سازمان یافته) در تاریخ 9 اوت 2018 ، اعتصابات سراسر کشور توسط کارگران و دهقانان در تاریخ 26 نوامبر 2020 و دوباره از 28 مارس - 28 مار س-29 ، 2022 ، تجمع غول پیکر متحد کارگران و دهقانان در دهلی در 5 سپتامبر 2018 و دوباره در 5 آوریل ماه گذشته ، و بسیاری از اعتصاب های بخش دیگر و سایر اقدامات Kisan United United United (برجسته ترین حرکت موفقیت آمیز جنبش موفقیت آمیز استدولت را وادار به کنار گذاشتن قوانین ضد مردم کشاورزی) ، همه به این حیرت انگیز از توده های زحمتکش هندی اشاره کرده اند ، که مشتاق به نوعی تغییر فوری در شرایط اقتصادی و اجتماعی خود هستند.

در هند ، هر چند وقت یکبار تلاش های جدی برای تقسیم و حمله به این وحدت رو به رشد توده های زحمتکش به نام کاست و آگاهی مذهبی کاذب ، و حمله به حقوق دموکراتیک ، اتحادیه های صنفی آغاز می شود.

با توجه به این مبارزه متحد ، مشکلاتی از نئو لیبرالیسم وجود دارد که اکنون بیشتر برجسته شده است ، با توجه به گزارش جهانی برای بازارهای کار در سال 2022 ، طبق گزارشی با عنوان اشتغال جهانی و چشم انداز اجتماعی: روندهای 2023 منتشر شده توسط بین المللی کار بین المللیسازمان (ILO). ILO با نگرانی از قسمت فعلی استاگلاسیون جهانی (اولین نوع از آن از دهه 1970) ، که در آن سیاست گذاران با معامله با تورم بالا در محیط بازیابی ناقص شغلی پس از همگام سازی Covid روبرو هستند.

این مسئله بسیار نگران کننده است که بانک های مرکزی در بسیاری از کشورها ، از جمله در کشورهای پیشرفته ، با انتخاب هابسون بین رشد و تورم ، ترجیح می دهند نرخ بهره را در دوره های بعدی افزایش دهند تا تورم را لکه دار کنند. انتظار می رود ، در دنیای رشد نابرابری و مازاد اقتصادی که به طور فزاینده ای توسط اقلیت کوچک مورد توجه قرار می گیرد ، این نسخه استاندارد کتاب درسی نئو لیبرال نه رشد و اشتغال را افزایش نمی دهد ، در حالی که اقتصاد را به سمت رکود سوق می دهد. این امر منجر به یک بحران بی سابقه اشتغال در همه جا ، از جمله در هند ، با شکاف جهانی شغل 473 میلیون (12. 3 درصد) می شود. این ارتش ذخیره کار بیکار ، تهدیدی جدی برای جنبش سازمان یافته اتحادیه های صنفی در همه جا ایجاد می کند و قدرت چانه زنی اتحادیه ها را در مقابل سرمایه داران تضعیف می کند.

باز هم ، در کشورهایی مانند هند ، هر چند وقت یکبار تلاش های جدی برای تقسیم و حمله به این وحدت رو به رشد در میان توده های زحمتکش به نام کاست و آگاهی مذهبی کاذب ، و حمله به حقوق اتحادیه های صنفی دموکراتیک آغاز می شود. بشرتلاش های آشکار و پنهانی برای سازماندهی "پرولتاریات لامپن" ، غالباً با پشتوانه کامل شرکت ها ، برای انجام یک حمله شرور به ایده دموکراسی به خودی خود در محیطی از دگرگونی گالوپینگ پولیت به سمت یک قرن بیست و یکم هند از انواع مذهبی ، مذهبی ، انجام می شود. ساختار اجتماعی فاشیستی.

منطقاً، یک سؤال مهم وجود دارد که همه ذهن های مترقی را آزار می دهد - این سؤال بحث انگیز این است که چگونه می توان موانع طبقه بندی و تعصب مذهبی در میان طبقه کارگر و دیگر توده های زحمتکش را شکست تا یک وحدت غیرقابل تسخیر همه جانبه برای به چالش کشیدن نئولیبرال تشکیل داد. سفارش.

کاست در هند: رویکرد مارکسیستی

فیلسوف، نویسنده، نظریه پرداز اجتماعی و اقتصاددان آلمانی، کارل مارکس، یکی از پیشگامانی بود که چالش های واقعی ناشی از ساختار بسیار متحجر کاستیسم در هند را تجسم کرده بود. مارکس در مقاله معروف خود با عنوان «نتایج آینده حکومت بریتانیا در هند» که در نیویورک دیلی تریبون در 8 اوت 1853 منتشر شد، کاست های هندی را به عنوان «مهم ترین مانع برای پیشرفت هند و قدرت هند» توصیف کرده بود.

پیشرفت در سطح زمین به اندازه ای نیست که بتواند چالشی واحد را برای ساختار طبقه و تعصب مذهبی ایجاد کند، که اکنون توسط سرمایه مالی شرکت ها در هند بیشتر تقویت شده و به آن کمک می شود.

مارکس به درستی استدلال کرد که نظام کاست در هند بر اساس تقسیم کار موروثی استوار است، که به طور جدایی ناپذیری با پایه تکنولوژیک تغییر ناپذیر و اقتصاد معیشتی جامعه روستایی هند مرتبط است. اگرچه او ابتدا اعتماد داشت که حکومت بریتانیا در هند، به عنوان یک نیروی کور و ناخواسته پیشرفت، از طریق صنعتی شدن سریع و گسترش راه آهن، این ساختار کاست را متلاشی می کند، اما بعداً اعتراف کرد که تأثیر بالقوه حاکمیت بریتانیا را بیش از حد برآورد کرده است. هند برای شکستن ساختار کاست.

اما در سطح بین المللی، مارکس می توانست شکل گیری اجتماعی کهنه نهاد کاست در هند را به وضوح و به طور علّی با روابط تولید مرتبط کند.

بنابراین ، از آن به بعد ، نتیجه گیری منطقی به وجود آمده است ، به این معنی که حذف سلسله مراتب کاست و وحشیانه های بهره برداری کاست را نمی توان از شکل مارکسیسی مبارزات طبقاتی در متن خاص هند جدا کرد. متفکران افسانه ای مارکسیستی هندی مانند سیاستمدار کمونیست و Doyen از جنبش اتحادیه کارگری B. T. Ranadive (BTR) ، سیاستمدار و نظریه پرداز کمونیست E. M. S. Namboodiripad ، مورخ و متخصص ، پروفسور رام شاران شارما ، فیلسوف مارکسیستی ، پروفسور Debiprasad Chattopadhyay و همگی ، همه با جزئیات به نیازهای خاص طبقه کارگر هند و جنبش اتحادیه کارگری برای پرداختن به این سؤال از ظلم و ستم طبقاتی که به عنوان ظلم و ستم در مورد ظلم و ستم در مورد ظلم و ستم در مورد ظلم و ستم است ، ارائه داده اند. هنداینها همه با درک درخشان تقویت شده و توسط بابا صاحب دکتر Bhimrao Ambedkar نوشتند.

رفیق BTR ، در کتاب معروف خود کاست ، کلاس و رابطه دارایی که در سال 1982 منتشر شد ، به شدت برای تصویب یک برنامه مشترک و متحد مبارزه توسط همه سازمان های جمعی ، از جمله توسط اتحادیه های کارگری ، در برابر هر دو کاست و ظلم و ستم طبقاتی استدلال کرد. وی خاطرنشان کرد:

وی گفت: "وضعیت جدید خواستار تسلیم سنت نبردهای کاست در انزوا از سایر زحمتکشان است. اجتناب ناپذیر بود که در سالهای اولیه حرکت قلعه های نزولی بر اساس کاست در مقابل کاست انجام شود. در مورد دست نخورده هایی که از وجود انسان محروم شدند ، این اجتناب ناپذیر تر بود. این سنت منجر به انحصاری شده است که از در نظر گرفتن این که بخش های زحمتکش در سایر قلعه ها وجود دارد که باید از رهبری کاست خود جدا شوند و با ظالمان مشترک روبرو شوند ، امتناع می ورزد.

وی گفت: "منافع واگذار و فرصت طلب در برخی از قلعه های نزولی به دنبال این هستند که پیروان خود را از مبارزات مشترک دور نگه دارند تا بتوانند همچنان به آنها ادامه دهند. همه اینها باید تغییر کند ؛و بدون اینکه پرچم را در برابر ظلم و ستم کاست پایین بیاورد ، باید تلاش شود تا به مبارزات مشترک برای دموکراسی و پیشرفت اجتماعی بپیوندند."

در داخل کاست (حتی در بین قلعه های پایین) ، به ویژه در مجموعه های نخبه شهری ، مازاد اجتماعی و اقتصادی نسبتاً نامتناسب به سمت افراد متعلق به طبقات بالاتر در تشکیل کاست ، همانطور که طبیعی است ، در یک مجموعه کلی سرمایه داری توزیع می شود.

اما ، همه ما می فهمیم ، علی رغم نیاز به احساس نیاز به تغییر در تغییر و تحول در پیشبرد متفکران مارکسیستی هندی و همچنین توسط استالوارت هایی مانند دکتر آمبرکار ، پیشرفت در سطح زمین به این نتیجه نمی رسد که به این نتیجه برسد که یک چالش متحد باشدبه ساختار کاست و تعصبات مذهبی ، اکنون بیشتر تقویت شده و به کمک سرمایه مالی شرکت ها در هند تقویت شده است.

چگونه این شبکه را بشکنیم؟

قبل از اینکه یکی تلاش کند گاو را با شاخ خود ببرد ، ابتدا باید نقاط قوت و ضعف گاو را درک کند.

به دلایل معرفت شناختی ، فرهنگی و سازمانی ، بیشتر مهم است که ساختار کاست را به عنوان یک شکل گیری اقتصادی و اقتصادی نیمه خودمختار ، متعلق به یک ساختار فوق العاده بر روی یک پایگاه اقتصادی جامعه ، در نظر بگیریم. با این حال ، در هند ، از آنجا که این ساختار دارای تحریم های مذهبی نسبتاً قوی از اکثریت هندوها است که ریشه در ریگ ودا ، مانوسمری ، اشکال درون یابی رامایانا ، مهاباراتا ، بهاگاواد گیتا ، و حتی در طول راهپیمایی بوداییسم را گسترش می دهد. در هند از قرن سوم پیش از میلاد تا قرن سوم میلادی ، صرف نظر از پایگاه اقتصادی که اساساً جوانه زده بود ، به استقلال خود دست یافته است.

این به طور مناسب توسط مورخ و روشنفکری عمومی پروفسور S. ایرفان حبیب در معرفی خود به گلچین با عنوان دین در تاریخ هند (2007) ، در مورد تولد و راهپیمایی ساختار کاست به عنوان زیر ذکر شده است: "نیروهای پیچیده سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی بودنداحتمالاً در بازی ، که شاید ما نمی توانیم به همان اندازه که می خواهیم مشخص کنیم."بنابراین ، ساختار آگاهی کاست آنقدر عمیق است که حتی در بین تبدیل کنندگان از هندوئیسم به اسلام یا مسیحیت ، این میراث آگاهی کاست باقی مانده است ، با به اصطلاح مسلمانان کاست فوقانی و مسیحیان از به اشتراک گذاشتن پیوندهای مشترک با SO-طبقه بندی "کاست پایین" در همان دین.

ساختار کاست کاملاً استثمارگر (که در اصل یک ساختار طبقاتی است) از هند باستان ، هوشمندانه توسط دارماستراستراها ، به ویژه توسط چتروارنیا که تقریباً تا به امروز بدون تغییر باقی مانده است ، هوشمندانه بیان و تقدیس شد. گرچه Chaturvaya اصلی (Brahman ، Kshatriya ، Vaishya و Shudra) و مسابقه قبل از آریایی Adivasis (بار بسیاری از آنها را به عنوان "Atishudras" توسط برخی از Dharmashastras) در حال حاضر به وجود آورد ، در حال حاضر سه هزار کست و زیرزمین زیرزمینی را به وجود آورد.، هسته اختصاص کار بر اساس "Swadharma" و "Swakarma" (کار اختصاص داده شده بر اساس تولد شخص) در هند به اصطلاح مدرن ، به ویژه در مناطق وسیع روستایی وی بسیار شایع است.

در یک تلاش خاص و همزمان برای استتار ماهیت واقعی بهره برداری از کار توسط سرمایه ، اکنون یک منطق برای اثبات اثبات این که در عصر دیجیتال پس از صنعتی فعلی ، ماهیت طبقه کارگر دستخوش دگرگونی خالص شده است ، و آن را انجام داده است. دیگر در معرض بهره برداری وحشیانه نیست.

بحران های وجودی که اکنون توسط این مجموعه های عظیم "Antyaja" (سلسله مراتب پایین توده های زحمتکش که در حاشیه طبقه اجتماعی متولد شده اند) با پروژه نئو لیبرال ویرانه تقویت می شود و باعث افزایش مازاد اقتصادی در افزایش مازاد اقتصادی می شود ، تقویت می شود. صدر سلسله مراتب جامعه اجتماعی (که بسیاری از اوقات متعلق به سلسله مراتب کاست فوقانی جامعه است). اگرچه در داخل کاست (حتی در بین قلعه های پایین) ، به ویژه در مجموعه های شهری نخبه ، مازاد اجتماعی و اقتصادی نسبتاً نامتناسب به افراد متعلق به طبقات بالاتر در یک تشکیل کاست ، همانطور که طبیعی است ، در یک مجموعه کلی سرمایه داری توزیع می شود. ساختار فوق العاده پروژه نئو لیبرال در هند امروز اکنون به دنبال حمایت از این طبقه بالاتر در یک سازند کاست (که ما آن را طبقه متوسط شهری می نامیم) برای تقویت پایگاه پشتیبانی خود حساب می کند.

با این حال ، به دلیل بحران روزافزون که در آن کل پروژه نئو لیبرال در حال حاضر خود را پیدا می کند ، این امکان برای جمع آوری سلسله مراتب ممتاز طبقه متوسط (گاهی اوقات بریده شدن خطوط کاست در هندوستان) در برابر توده های گسترده ای از مردم از نظر اجتماعی است. امروز دشوار به نظر می رسددر عین حال ، ما باید آگاه باشیم که یک ضرورت غیرقابل توصیف برای تلاش برای پیروزی در توده ها از طریق مبارزات بی وقفه علیه کاست دروغین و آگاهی مذهبی وجود دارد. در این مورد ، یک مطالعه عمیق و انتشار از سنت فلسفی عقلانی و علمی قوی هند کمک بزرگی خواهد کرد.

هند باستان: همه چیز در مورد دنیوی دیگر نیست

ما دائماً با این ایده تغذیه می شویم که سنت غنی فلسفی هند اساساً با یک سیستم اعتقادی قوی از دینداری عمیق ، به ویژه هندوئیسم ، که در آن رهایی معنوی و سفر روح به جهان دیگر برای لذت ابدی ، بر خلاف مادی ، مرز می شود. رهایی مردم در جهان فعلی (توسط "مردم" ، در اینجا عوامل طبقه حاکم به معنای "آنتیاجا" یا کاست های پایین است: کلاس هایی که از دارایی هایی که توسط دارماستراس مانند مانوشامیتا تنظیم شده اند ، محروم هستند ، برجسته کاملی هستندو جهانی پذیرفته شده است.

هیچ چیز نمی تواند از حقیقت دور باشد. اتفاقاً ، از نه شاخه اصلی فلسفه هندی-میمامسا ، سامخیا ، یوگا ، نییا ، وایزشیکا ، ودانتا ، چاروواکا ، جینیسم و بودیسم-پنج ، یعنی میمامشا ، سمکیا ، چارواکا ، جیینیسم و بودیسم ، از نظر آنتی بادی و نه آنتی. بی دین. بنابراین ، هیچ یک از فلسفه ملی در هند وجود ندارد ، همانطور که اکنون توسط برخی از قلم های قلم که به علاقه طبقات حاکم در هندوستان است ، تبلیغ می شود.

باید تنوع بسیاری از جریانهای خود را به عنوان بخشی از سیستم فکری هند در نظر گرفت. به عنوان مثال ، فلسفه Charvaka یا Lokayata از قرن ششم قبل از میلاد یکی از قوی ترین سنت های فلسفی الحاد در هند بود که با موفقیت مفهوم دنیوی دیگر و خدا را به چالش کشید.

این یک محیط کلی سنت فلسفی بود که در تولد صفر به عنوان یک شماره جداگانه در هند در قرن 2 قبل از میلاد ، پیدایش سیستم اعشاری در قرن 5 میلادی و نجوم غنی در نوشته های ریاضیدا ن-مستعار آریبهاتا ، و کمک کرد. سپس در نوشته های اخترشناس-کاسترولر واراتامیحیرا و ریاضیدان-مستعار براهماگوپتا. اما ، به دلیل غفلت مطلق از خلق و خوی علمی و ماتریالیستی که توسط فیلسوفان ایده آل مانند سامکارا (طرفدار Advaita Vedanta در قرن هشتم میلادی) ، فیلسوف و متکلمان Madhavacharya (طرفدار Dvaita Vedanta در قرن سیزدهم میلادی) و فرهنگ براهمینیک ، و فرهنگ براهمینیک ، فرهنگ ، و فرهنگ براهمین ، پرورش یافته است. که در آن به کل نهاد کاست با تولد چهار دسته سلسله مراتبی (که پیروزی قاطع بر ماتریالیسم هند باستان را تضمین می کرد) برجسته شد ، هند شروع به از دست دادن مسابقه برای پیشرفت و پیشرفت و فناوری کرد.

آچاریا ری دلایل مختلفی را در مورد افول علم هند پس از ریاضیدان و ستاره شناس باسکارا در قرن یازدهم میلادی مشخص کرد. اصلی در بین آنها معرفی سیستم کاست بود.

در این مورد ، نوشته های شیمیدان ، آموزش و پرورش ، مورخ ، صنعتگر ، صنعتگر و نیکوکار آخاریا پرافوللا چاندرا ری ، یک دانشمند بزرگ و مظهر نگرش علمی و ارزشهای انسانی ، به ویژه در اوپوس بزرگ خود تاریخ شیمی هندو (1902) در نظر گرفته می شود. واقعاً مسیری باشد.

آچاریا ری دلایل مختلفی را در مورد افول علم هند پس از ریاضیدان و ستاره شناس باسکارا در قرن یازدهم میلادی مشخص کرد. اصلی در بین آنها معرفی سیستم کاست بود. وی نوشت ، "... سیستم کاست به شکل سفت و سخت تری تأسیس شد. رانش مانو و پوراناهای بعدی در راستای تجلیل از کلاس کشیش است ، که متکبرانه ترین و ظالمانه ترین ادعاهای خود را برپا می کند ... هنرهایی که به این ترتیب به قلعه های پایین منتقل می شوند و حرفه ها ارثی می شوند ... بخش فکری جامعهاز این رو از مشارکت فعال در هنر خارج شد ، چگونه و چرا پدیده ها - هماهنگی علت و معلول - از بین رفت و روح تحقیق به تدریج در بین یک ملت درگذشت و به طور طبیعی مستعد گمانه زنی ها و ظرافت های متافیزیکی بود."

بهره برداری از کار در عصر دیجیتال

در یک تلاش خاص و همزمان برای استتار ماهیت واقعی بهره برداری از کار توسط سرمایه ، اکنون یک منطق برای اثبات اثبات این که در عصر دیجیتال پس از صنعتی فعلی ، ماهیت طبقه کارگر دستخوش دگرگونی خالص شده است ، و آن را انجام داده است. دیگر در معرض بهره برداری وحشیانه قرار نمی گیرد و منجر به تولید "ارزش مازاد" یا "سود" می شود ، همانطور که توسط مارکس تئوریزه شده است.

در این زمینه از HubBub توسط برخی از نظریه پردازان نئو لیبرال ، باید به وضوح توجه داشته باشید که کار دیجیتال را نمی توان به عنوان یک شکل گسسته از کار در نظر گرفت ، که از بقیه طبقه کارگر و اقتصاد کاملاً مهر و موم شده و توقیف شده است. کار دیجیتال صرفاً بیان پیچیدگی در حال رشد تقسیم کار است که در بهترین حالت ، از ساختار Antediluvian تقسیم کار بر اساس کاست شخص به دلیل تولد یا "جاتی" بسیار پیشرفته است.

با این وجود ، این توصیف جوهر تولید "ارزش مازاد" از طریق بهره برداری از نیروی کار توسط سرمایه در تولید کالا - حتی اگر در پیچیده ترین شکل خود به عنوان کالای دیجیتال باشد. باید منطق مارکسیستی را بپذیرد که کالاها چیزی جز کار متبلور نیستند و یک کار خوب (حتی یک دیجیتال) فقط دارای ارزش است زیرا زایمان (چه ذهنی و چه جسمی) در آن عینیت می یابد. این در همه سنین ، به ویژه پس از تولد جامعه بر اساس کلاس (و کاست نیز در زمینه هند) صادق است.

جاده رهایی

طبقه کارگر و مردم امروز در هند ، جدا از استثمار برهنه از کار توسط سرمایه ، از یک سنت احیاگرایانه قوی و فرهنگ کمونیسم از همه گونه ها ، غیر منطقی بودن ، سرکوب وحشیانه ای از خلق و خوی علمی روبرو هستند (آخرین حمله این حمله است. حذف داروینیسم از کتابهای متنی مدرسه) ، روزانه توسط بخش مهمی از دستگاه های دولتی که مایل به پیشبرد به سمت نوعی ساختار فاشیستی مذهبی است ، تغذیه و پرورش می یابد.

این نئو سنتی بودن در هند امروز به دنبال زرهی با دوزهای سنگین نئو لیبرالیسم شرکت است که علاقه ذاتی برای ایجاد هرگونه چالشی دارد که توسط آگاهی طبقاتی در حال رشد/زحمتکش در سراسر کاست و موانع مذهبی تسلط داشته باشد. اما ، همانطور که قبلاً اشاره شد ، مفهوم موانع عمیق کاست ، احساسات ، غیر منطقی بودن و آگاهی مذهبی دروغین ، حتی در بین برخی از بخش های پیشرفته طبقه کارگر ، به یک تهدید بالقوه برای وحدت همه جانبه طبقه تبدیل می شود.

در هند معاصر ، اگر طبقه کارگر ، با توده های پرتلاش مانند دهقانان و اتحادیه های کارگری به عنوان پیشتاز خود ، این باشد که یک چالش مؤثر برای پروژه نئو لیبرال در تنوع هند خود داشته باشد ، مبارزات طبقاتی باید بر موانع غلبه بر موانع غلبه کنداقتصادیسم صرف (اگرچه بدون شک مهمترین کمکی از بسیج و توهین آمیز طبقه کارگر کلی است) و بلافاصله به یک مبارزه عظیم فکری و فرهنگی علیه ساختارها و ارزشهای اعتقادی مذهبی ، کاستیستی و مبهم تبدیل می شود.

همانطور که مارکس خاطرنشان کرد ، "لغو دین به عنوان خوشبختی توهمی مردم تقاضای خوشبختی واقعی آنها است. برای فراخوانی از آنها برای کنار گذاشتن توهمات خود در مورد شرایطشان ، فراخوانی از آنها برای کنار گذاشتن شرایطی است که مستلزم توهم است. بنابراین ، انتقاد از دین ، در جنین ، انتقاد از آن که از اشک اشک که دین هاله است ، است."

حتی موفقیت جزئی چنین پروژه ای از رنسانس فرهنگی به طلوع دوره ای از آگاهی طبقاتی در میان توده ها کمک می کند و مبارزات طبقاتی (و تلاش کاست برای از بین بردن ظلم های کاست) را در جبهه های اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی تقویت می کند. این تنها تضمینی برای طلوع طلوع جدید در زندگی میلیون ها نفر از هموطنان محروم است. این می تواند به عنوان یکی از مهمترین اصول اصلی تعهد کلی از جنبش طبقه کارگر در هند ، به ویژه هنگامی که روز مه 2023 به درب ما می کوبد ، در نظر گرفته شود.

رانا میترا دبیرکل ، تمام هندوستان بانک ملی کشاورزی و توسعه روستایی [NABARD] انجمن کارمندان

حسن نیت ارائه می دهد: جزوه

آخرین گزارش ها و تجزیه و تحلیل را با دیدگاه مردم در مورد اعتراضات ، حرکات و فیلم های تحلیلی عمیق ، بحث در مورد امور فعلی در برنامه تلگرام خود دریافت کنید. در کانال Telegram NewsClick مشترک شوید و به روزرسانی های زمان واقعی را در مورد داستان ها دریافت کنید ، زیرا آنها در وب سایت ما منتشر می شوند.

  • کاست و مذهبی
  • مبارزه طبقاتی
  • سازمان کار بین المللی
  • طبقه کارگر هند
  • اتحادیه های تجاری مرکزی
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 51 تاريخ : جمعه 10 شهريور 1402 ساعت: 13:20