چرا من از هشدارهای ماشه استفاده می کنم

ساخت وبلاگ

هر دوست را به عنوان مشترک برای هر دوست ارسال کنید ، شما 10 مقاله هدیه برای هر ماه دارید. هرکسی می تواند آنچه را که به اشتراک می گذارید بخوانید.

این مقاله را بدهید

هشدارهای Trigger اخیراً فشار زیادی در دست گرفته است. اساتیدی که تمرین هشدار دادن به دانشجویان خود را برای محتوای بالقوه مزاحم در یک متن یا کلاس اتخاذ کرده اند ، متهم به رمزگذاری هزاره ها هستند. و دانش آموزانی که از آنها درخواست می کنند ، "شیرخوار" یا بدتر می شوند. در یک داستان اخیر در اقیانوس اطلس ، نویسندگان گرگ لوکیاف و جاناتان حیدی آنها را به عنوان بخشی از یک جنبش توصیف می کنند ، "بدون کارگردانی و رانده شده عمدتاً توسط دانشجویان ، برای پاک کردن پردیس های پاک از کلمات ، ایده ها و موضوعاتی که ممکن است باعث ناراحتی شوند یا تخلف کنند."

من اتفاق می افتد که هم هزاره و هم برای دو سال گذشته استادیار فلسفه هستم. من در مواردی که به نظر می رسد مناسب است ، از هشدارهای ماشه استفاده کرده ام - از آنجا که من شروع به سخنرانی کردم.

هشدارهای ماشه چیز جدیدی نیست. این عمل در جوامع اینترنتی سرچشمه گرفته است ، در درجه اول به نفع افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه. ایده این بود که پرچم محتوا را که دلایل متداول تروما ، مانند مبارزات نظامی ، کودک آزاری ، محارم و خشونت جنسی را به تصویر کشیده یا مورد بحث قرار داده است. سپس مردم می توانند انتخاب کنند که آیا با این ماده درگیر می شوند یا نه.

اما هشدارهای ماشه برای خدمت به یک هدف کاملاً متفاوت در دانشگاه ها سازگار شده اند. به طور فزاینده ، اساتید مانند من به سادگی دانش آموزان را در برنامه های درسی خود یا قبل از تکالیف خواندن خاص به آنها توجه می کنند. نکته این نیست که دانش آموزان را تشویق کنند - چه رسد به اینکه این خوانش ها یا بحث در کلاس بعدی ما را رد کنند (هر دو در دوره های من اجباری هستند ، در صورت عدم وجود معافیت رسمی). در عوض ، این است که به کسانی که نسبت به این موضوعات حساس هستند ، اجازه دهند خود را برای خواندن درباره آنها آماده کنند و واکنش های خود را بهتر مدیریت کنند. این شواهد نشان می دهد که حداقل برخی از دانش آموزان در هر کلاس خاص از معدن احتمالاً به نوعی تروما ، چه از تجاوز جنسی و چه نوع دیگری از سوءاستفاده یا خشونت ، متحمل شده اند. بنابراین من فکر می کنم مزایای هشدارهای ماشه می تواند قابل توجه باشد.

انتقادات مربوط به هشدارهای ماشه اغلب بر این عقیده است که کالج زمانی برای رشد فکری و رشد عاطفی است. برای این که این اتفاق بیفتد ، دانش آموزان باید به چالش کشیده شوند. و آنها باید یاد بگیرند که عقلانی را با ایده ها ، استدلال ها و دیدگاه هایی که می بینند دشوار ، ناراحت کننده یا حتی دافع کننده است. در این مورد ، من با منتقدین موافقم ، و در واقع دلیل اصلی این است که من هشدارها را صادر می کنم.

در فلسفه ، ما اغلب بین پاسخ ها بر اساس دلایل و مواردی که صرفاً ایجاد می شوند ، تمایز قائل می شویم. در مورد اول ، پاسخ ما مبنایی در بازتاب منطقی دارد. ما می توانیم دلایلی را ذکر کنیم که فکر می کنیم نظر خود را توجیه می کنیم. اما در مورد دوم ، ما خودمان را غیرقانونی می دانیم - یا باعث شده است که یک واکنش خاص داشته باشیم.

واکنشهای تحریک شده می توانند شدید و ناخوشایند باشند و حتی ممکن است از آگاهی ما پیشی بگیرند ، مانند یک فلاش بک که توسط یک جانباز جنگ تجربه شده است. اما حتی شرایط شایع تر می تواند این اثر را داشته باشد. به عنوان مثال در مورد تجربه حالت تهوع شدید فکر کنید. این شخص بدون بازتاب منطقی به شخص دیگری می رسد. و دیگر نمی توانید دلیل خود را برای خروج از آن دلیل که راه خود را به آن استدلال کرده اید ، دلیل دیگری برای آن داشته باشید. همچنین در صورت غیرممکن بودن با سایر موارد در حالی که در چنگال آن هستید ، دشوار است ، اگر غیرممکن نباشد. ممکن است بگویید که چنین کشورهایی به طور موقت ظرفیت های منطقی ما را گرفتار می کنند.

برای کسی که تروما بزرگی را تجربه کرده است ، یادآوری های زنده می توانند برای القاء حالت های بدن و ذهن که از نظر عقلانی به همان شیوه در حال انکور هستند ، خدمت کند. یک علامت شایع PTSD حملات وحشت است. کسانی که تحت این حملات قرار می گیرند ممکن است با اضطراب تا حدی که تلاش برای جلب نفس و احساس بی نظمی ، سرگیجه و تهوع داشته باشند ، طغیان کنند. در شرایطی مانند اینها ، فکر کردن مستقیم غیرممکن است.

فکر پشت هشدارهای ماشه فقط این نیست که این ایالت ها بسیار ناخوشایند هستند (اگرچه مطمئناً چنین هستند). این است که آنها به طور موقت باعث می شوند افراد بدون توجه به تمایل یا عزم خود برای انجام این کار ، تمرکز کنند. هشدارهای ماشه می توانند برای جلوگیری یا خنثی کردن این امر کار کنند.

به عنوان معلمان ، ما نمی توانیم هر نمونه از مواد بالقوه تحریک را پیش بینی کنیم. برخی از محرک ها غیرقابل پیش بینی هستند. اما برخی دیگر به اندازه کافی آسان هستند که به طور خاص ، به تصویر کشیدن یا بحث در مورد انواع بسیار تجربیاتی که اغلب منجر به استرس پس از سانحه و حتی برای برخی از آنها یک اختلال بالینی می شود ، پیش بینی کنند. با هشدارهای مناسب ، دانشجویان آسیب پذیر ممکن است با مراقبه یا مصرف داروهای تجویز شده ، بتوانند از تکنیک های مؤثر مدیریت اضطراب استفاده کنند.

برای من ، به نظر می رسد دلیل بسیار کمی برای عدم ارائه این هشدارها وجود ندارد. به عنوان یک استاد ، صرفاً نیاز به یک خط اضافی در یک ایمیل روتین به کلاس دارد ، مانند: "سریع سر. خواندن این هفته حاوی تصویری گرافیکی از تجاوز جنسی است. "این هشدارها برخلاف اعلامیه های مشاوره ای که قبل از فیلم ها و برنامه های تلویزیونی ارائه شده است ، نیست. کسانی که می خواهند آنها را نادیده بگیرند می توانند بدون فکر دوم این کار را انجام دهند. فکر می کنم هزینه دانش آموزانی که نیازی به هشدارهای محرک ندارند ، به همان اندازه حداقل است. این حتی ممکن است به آنها حساس شود تا این واقعیت که برخی از همکلاسی های آنها مواد را سخت می یابند. این ایده ، که توسط استاد حیدت و دیگران پیشنهاد شده است ، مبنی بر اینکه این عمل ملاحظه و معقول به "فرهنگ قربانی" تغذیه می شود ، اگر کاملاً غیرممکن نباشد ، هشدار دهنده به نظر می رسد.

آقای لوکیانوف و پروفسور هاید همچنین در مقاله خود استدلال می کنند که ما نباید براساس اثربخشی قرار گرفتن در معرض درمان - جایی که شما به تدریج در معرض هدف هراس قرار می گیرید ، تحت هدایت یک روان درمانی آموزش دیده ، هشدارهای محرک ارائه دهیم. اما قیاس ضعیف عمل می کند. به نظر می رسد قرار دادن دانش آموزان به تحریک مواد بدون هشدار بیشتر شبیه به پرتاب یک عنکبوت در یک آراکنوفوب است.

البته ، همه اینها هنوز سؤالاتی را در مورد چگونگی و چه موقع هشدارهای محرک ایجاد می کند و از کجا می توان خط را ترسیم کرد تا از استفاده بیش از حد آنها جلوگیری شود. هیچ فرمولی برای این کار وجود ندارد ، همانطور که هیچ فرمولی برای طراحی کلاس ها وجود ندارد ، برای تدریس موفق و ارتباط معنادار با دانش آموزان. ما به عنوان معلمان از قضاوت و تجربه خود برای هدایت سخنان و اقدامات خود در کل عمل تدریس استفاده می کنیم. ما باید بدون قانونگذاری از سوی مدیران دانشکده ، به ما اعتماد کنیم ، تصمیم بگیریم ، در صورت ایده آل در گفتگو با دانش آموزان خود - که صدای آنها در این بحث ها در رسانه ها کاملاً ساکت است - وقتی (و چه موقع نیست) برای استفاده از این هشدارها.

عقل سلیم باید به ما بگوید که مطالبی که صرفاً توهین آمیز به حساسیت های سیاسی یا مذهبی افراد خاص است، شایسته هشدار نیست. درست است، سیاست و مذهب می تواند مردم را به طور غیرمنطقی عصبانی کند. اما بر خلاف حالت هراس، خشم حالتی است که می توانیم به طور عقلانی مهارش کنیم یا حداقل باید بتوانیم.

چندین مسئله دشوار وجود دارد که هنوز باید حل شود. به عنوان مثال، اگرچه من تمایل به استفاده از هشدارهای ماشه را به عنوان بخشی از بهترین شیوه های آموزشی می بینم، معتقدم استفاده از آنها نباید اجباری باشد. در حال حاضر به دلیل مداخله از بالا به پایین توسط مدیران بیش از حد، تهدید زیادی برای آزادی دانشگاهی وجود دارد. اما وقتی صحبت از فشار از پایین به بالا از سوی دانشجویان بر اساتید برای اتخاذ شیوه هایی مانند دادن هشدارهای ماشه ای به میان می آید، من همدل هستم. این در مورد نوازش کردن کسی نیست. این در مورد فعال کردن مشارکت منطقی همه است.

استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 28 تاريخ : جمعه 10 شهريور 1402 ساعت: 15:40