یادداشت ناشر: این مقاله بخشی از شماره ویژه است: چگونه یادگیری آماری با آسیب شناسی گفتار زبان ارتباط دارد.
مکاتبات Sara T. Kover: ude. wu@revoks سردبیر: شلی گری ویراستار: مری آلت دریافت 2017 نوامبر 21 ؛اصلاح شده 2018 19 ژانویه ؛پذیرفته شده 2018 مارس 11. کپی رایت © 2018 انجمن شنوایی گفتار زبان آمریکایی
خلاصه
هدف
در توسعه معمولی ، نشانه های توزیع - pattes در ورودی - مربوط به فرآیندهای دستیابی به زبان است. یادگیری آماری و ضمنی به استفاده از چنین نشانه هایی اشاره دارد. در کودکان دارای ناتوانی فکری ، در مورد میزان استفاده از نشانه های توزیع در مکانیسم های یادگیری زبان بسیار کمتر شناخته شده است.
روش
این آموزش آنچه را که در مورد فرآیند یادگیری زبان در کودکان با اختلال زبانی مرتبط با منابع مختلف ناتوانی فکری شناخته شده است ، ارائه می دهد: سندرم ویلیامز ، اختلال طیف اوتیسم ، سندرم داون و سندرم شکننده X.
نتایج
دیدگاه گسترده ای در مورد نشانه های توزیع مربوط به یادگیری زبان ، از جمله یادگیری آماری (به عنوان مثال ، احتمالات انتقالی) و سایر الگوهای که از کسب واژگانی پشتیبانی می کنند (به عنوان مثال ، حساسیت به الگوهای صوتی ، یادگیری کلمه بین بخش) یا مربوط به توسعه نحوی (به عنوان مثال.، وابستگی های غیرقانونی).
نتیجه گیری
شکاف های انتقادی در ادبیات برجسته شده است. تحقیقات در این زمینه به ویژه برای سندرم داون و سندرم X شکننده محدود است. دستورالعمل های آینده برای در نظر گرفتن نظریه های یادگیری در مداخلات برای کودکان دارای ناتوانی فکری ، با تمرکز بر اهمیت ورودی زبان مورد بحث قرار گرفته است.
این آموزش آنچه را که در مورد یادگیری از نشانه های توزیع در کودکان دارای ناتوانی فکری به عنوان مکان شروع برای رانندگی تحقیقات بالینی مرتبط است ، ارائه می دهد. نشانه های توزیع در ورودی - مواردی در بین واحدها - ارتباط نزدیکی با فرآیندهای دستیابی به زبان معمولی دارند (Arciuli & Torkildsen ، 2012 ؛ Gómez & Gerken ، 2000 ؛ Graf Estes ، Evans ، Alibali ، & Saffran ، 2007 ؛ Lany & Saffran ، 2011 ؛ Thiessen ؛ Thiessen ؛& Saffran ، 2003). از آنجا که تصور می شود استفاده از نشانه های توزیع ، زیربنای یادگیری زبان است ، تحقیقات در این زمینه این پتانسیل را دارد که توضیح دهد که چگونه یا چرا زبان اختلال ایجاد می شود و جهت چگونگی پشتیبانی از یادگیری زبان در کودکان دارای ناتوانی فکری را فراهم می کند. ناتوانی فکری به عنوان ضریب هوشی 70 یا پایین تر تعریف می شود ، همراه با کسری در حوزه های اجتماعی ، شناختی و تطبیقی (مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری ، 2015). در اینجا ، تمرکز بر فرآیندهای یادگیری زبان در کودکان با علل خاص (ژنتیکی) ناتوانی فکری است: سندرم ویلیامز ، اختلال طیف اوتیسم (ASD) ، سندرم داون و سندرم شکننده X. هر اختلال به نوبه خود شرح داده شده است ، با اشاره به ویژگی های توسعه که از اهمیت بیشتری برای دستیابی به زبان و استفاده از نشانه توزیع برخوردار است ، در حالی که به میزان کودکان مبتلا به این اختلالات می توانند به طور ضمنی یاد بگیرند. سرانجام ، با در نظر گرفتن بزرگترین شکاف های تحقیق ، چارچوبی برای درک بهتر فرایندهای یادگیری زبان در افراد دارای ناتوانی فکری ، با تأکید بر نقش ورودی زبان بیان شده است.
شواهدی در حال ایجاد است كه كودكان دارای ناتوانی ذهنی اغلب زبان را به همان روشی یاد می گیرند كه به طور معمول كودكان در حال رشد است ، اما در عین حال ، تفاوت های ظریف در یادگیری از نشانه های توزیع می تواند در اختلالات مختلف مرتبط با ناتوانی فکری ایجاد شود (Mosse & Jarrold ، 2011 ؛Vicari ، Verucci ، & Carlesimo ، 2007). استفاده از نشانه های توزیع برای یادگیری زبان در موارد ناتوانی فکری مهم است زیرا (الف) مربوط به نتایج بعدی زبان است.(ب) می توان آن را با ویژگی های کودک ، از جمله جنبه های توسعه مانند دانش زبانی موجود پیش بینی کرد. و (ج) كودكان مبتلا به ناتوانی فکری ، تأخیرهای شناختی و زبان را تجربه می كنند كه می تواند به طور ظریف بر شیوه هایی كه این نوع یادگیری رخ می دهد تأثیر بگذارد. یعنی انتظار می رود که یادگیری از الگوهای ورودی برای رشد زبان در کودکان دارای ناتوانی فکری مانند هر کودک دیگر بسیار مهم یا مهم باشد.
نشانه های توزیع برای یادگیری در توسعه معمولی و اختلال در زبان
کودکان نسبت به الگوهای ورودی زبان به روش هایی که شکل ، چگونه و چه زمانی زبان به دست می آیند ، حساس هستند (اریکسون و تیسن ، 2015 ؛ رومبرگ و سافران ، 2010). نمونه هایی از این عادی ها شامل الگوهای صداها در ورودی زبان ، هماهنگی یک کلمه گفتاری با مرجع آن در زمینه های مختلف ، و توالی دستوری مشترک کلمات به زبان انگلیسی است ، که در آن یک فعل قبل از یک موضوع انجام می شود و به دنبال آن یک شی دنبال می شودبشرهر یک از این الگوهای در ورودی زبانی که کودک دریافت می کند ، بر اساس حضور واحدها در رابطه با دیگران قابل شناسایی است. این نشانه های توزیع ممکن است به کودکان کمک کند تا مرزهای بین کلمات را پیدا کنند. برچسب "چنگال" را به یک ظروف به جای قاشق پیوند دهید. و یک جمله را در مقابل ابهام تفسیر کنید ، حتی اگر فعل ناشناخته باشد - همه در حمایت از توسعه زبان.
به عنوان منظم شنوایی یا بصری در ورودی تعریف شده است که مربوط به فرآیندهای دستیابی به زبان است ، نشانه های توزیع به عنوان دور از دسترس و فراگیر بسیاری از پدیده های رشد در نظر گرفته می شود. این دیدگاه گسترده در مورد نشانه های توزیع اجازه می دهد تا موازی در مکانیسم های یادگیری که مربوط به فرآیندهای مشابه است که در جنبه ها ، سطوح یا حوزه های مختلف زبان کار می کنند (به عنوان مثال ، صداها ، کلمات ، الگوهای گرامری) ترسیم شود. بسیاری از محققان به استفاده از نشانه های توزیع به عنوان یادگیری آماری یا یادگیری ضمنی اشاره می کنند: استخراج الگوهای توزیع یا منظم از ورودی محیط (Arciuli & Torkildsen ، 2012 ؛ Perruchet & Pacton ، 2006)."یادگیری رویه ای" اصطلاح دیگری است که برای اشاره به این نوع کسب ، به ویژه با توجه به نحو استفاده می شود (اولمان و پیرپونت ، 2005). ویژگی مشترک در بین این فرایندهای یادگیری ، استفاده از نشانه های توزیع برای یادگیری زبان ، اتفاقی (یعنی ضمنی ، بدون آموزش ، تلاش آگاهانه یا آگاهی) است. این نوع یادگیری قدرتمند است زیرا منجر به تعمیم الگوهای فراتر از موارد فردی می شود (گومز ، 2002). به همین ترتیب ، نشانه های توزیع از توسعه واجی ، واژگانی و نحوی که در نوزادی و در طول توسعه آغاز می شود ، پشتیبانی می کند (گومز و گرکن ، 1999 ؛ گراف استس و همکاران ، 2007 ؛ تیسن و سافران ، 2003).
به عنوان زمینه برای تحقیقات در مورد استفاده از نشانه توزیع در ناتوانی های فکری ، مطالعات نمونه در مورد توسعه واژگانی و نحوی در دستیابی معمولی و اختلال زبان رشد (DLD) ارائه شده است. کودکان مبتلا به DLD دارای اختلال زبانی بدون ناتوانی فکری یا شرایط حسی یا عاطفی اجتماعی همزمان هستند (اسقف ، برف ، تامپسون ، گرین هالغ ، و کنسرسیوم کاتالی ز-2 ، 2017).
نشانه های توزیع مربوط به توسعه واژگانی
بسیاری از جنبه های دانش واژگانی با یادگیری از نشانه های توزیع ، از جمله (الف) تقسیم کلمه ، (ب) الگوهای واجی ، و (ج) ردیابی معانی کلمات در زمینه های مبهم (یعنی یادگیری متقابل) پشتیبانی می شود. این کار نشان می دهد که نشانه های توزیع مربوط به اندازه و توانایی زبان واژگان است ، و به نقشی برای نشانه های توزیع برای درک چگونگی اختلال در زبان اشاره می کند.
تقسیم کلمه: یافتن فرم ها
قبل از ضمیمه کردن معنی به کلمات، زبان آموز باید خود شکل کلمه را شناسایی کند. مثال اصلی استفاده از نشانه توزیعی مربوط به توسعه واژگانی برای تقسیم بندی جریان گفتار است. سافران، آسلین و نیوپورت (1996) این پدیده را با ارائه یک جریان زبان مصنوعی 2 دقیقه ای به نوزادان 8 ماهه که معمولاً در حال رشد بودند، مورد مطالعه قرار دادند، که در آن تنها نشانه ها برای مرزهای هجا، احتمالات انتقالی بود. یک احتمال انتقالی احتمال این است که یک صدای معین به دنبال صدای دیگر باشد، با در نظر گرفتن دفعات وقوع صداها (Saffran et al., 1996). احتمال اینکه یک هجای معین به دنبال هجای خاص دیگری باشد، برای هجاهایی که با هم در داخل کلمات قرار می گیرند، بیشتر از هجاهایی است که مجاور هستند اما متعلق به کلمات متفاوت هستند. به عنوان مثال، در عبارت "توله سگ خواب"، دنباله pu-ppy احتمال انتقالی بالاتری نسبت به ing-pu دارد که از مرز یک کلمه عبور می کند. با استفاده از چنین اطلاعات توزیعی، نوزادان بین کلمات و غیرکلمات تمایز قائل شدند. به طور کلی، این کار استفاده از نشانه های توزیعی را در مراحل اولیه توسعه با یادگیری سریع بر اساس ورودی حداقل، اما آموزنده نشان داده است.
تقسیم بندی کلمات در اختلال زبانEvans، Saffran و Robe-Torres (2009) دریافتند که کودکان 6 تا 14 ساله مبتلا به DLD به دو برابر بیشتر ورودی (42 دقیقه) نسبت به کودکان در حال رشد نیاز دارند تا از احتمالات انتقالی برای تقسیم بندی کلمات استفاده کنند. علاوه بر این، عملکرد آنها با واژگان دریافتی همبستگی داشت. برای کودکان مبتلا به DLD، توانایی شناختی عمومی یا سطح رشد، یادگیری ضمنی ضعیف را توضیح نمی دهد، اما به نظر می رسد پردازش ناکارآمد و مشکل در ردیابی نظم در ورودی های متوالی به توانایی های زبانی آنها کمک می کند (Haebig, Saffran, & Ellis Weismer, 2017؛ Tomblin, Mainela-آرنولد و ژانگ، 2007).
الگوهای واجی: فرم های کلمه در زبان طبیعی
سایر نشانه های توزیع برای توسعه واژگانی از طریق لنز الگوهای واجی مشاهده می شود (به عنوان مثال ، نحوه صداها در کلمات یا به یک زبان توزیع می شوند). نوزادان و کودکان نوپا نسبت به توزیع صداهای گفتاری از زبان مادری خود حساس هستند ، با استفاده از قانونی بودن و همدست واژگان برای شناسایی کلمات نامزد (Graf Estes ، Edvard ، & Saffran ، 2011 ؛ Graf Estes et al. ، 2007 ؛ Saffran & Thiessen ،2003). علاوه بر این ، یادگیری کلمه را می توان با تغییر ویژگی های توزیع برچسب های جدید ، مانند چگالی محله واجی ، تغییر داد ، که تعداد کلمات موجود در ورودی محیط است که فقط با یک واج واحد متفاوت است - شاید در رابطه با تفاوت در اندازه واژگان بین کسانی که دارای و هستندبدون اختلال در زبان (گری ، پیتمن ، و وینولد ، 2014).
یادگیری کلمه متقابل
یادگیری متقابل به صراحت به ایجاد پیوند بین یک فرم و معنی آن می پردازد. در اینجا ، توزیع ارائه یک برچسب و مرجع آن در متن برای اختصاص معنا به یک شی استفاده می شود ، به گونه ای که آمار متقابل در بین مواجهه های مختلف به جفت های ارجاع شده با برچسب جدید ردیابی می شود (یو و اسمیت ، 2011). به عنوان مثال ، کلمه "فنجان" با مرجع خود در طول وعده های غذایی مرتبط است که گاهی اوقات یک فنجان و چاقو وجود دارد و گاهی اوقات یک فنجان و کاسه وجود دارد. حتی در حوزه واژگانی ، طیف وسیعی از الگوهای کودکان در حمایت از کسب ، قابل توجه است.
نشانه های توزیع مربوط به توسعه نحوی
نشانه های توزیع نیز به جنبه های گرامری زبان ، از جمله از طریق (الف) وابستگی ها و دسته ها و (ب) بوت استرچرپتیک مربوط می شود. اینها جنبه های یادگیری از نشانه های توزیع است که یا ناشی از توسعه نحوی است یا نتیجه آن حاصل می شود.
وابستگی ها و دسته ها: سفارش کلمه
مشابه با احتمالات انتقالی محاسبه شده بر روی صداها ، وابستگی های پیش بینی کننده می توانند به منظم در بین دسته ها مراجعه کنند. این وابستگی ها مربوط به الگوهای ترتیب کلمه برای انواع (یعنی دسته بندی ها) کلمات است. به عنوان مثال ، عبارات اسم از یک کلمه از یک دسته (به عنوان مثال ، یک تعیین کننده) تشکیل شده است که حضور یک کلمه را از یک دسته دیگر پیش بینی می کند (به عنوان مثال ، Saffran ، 2001). در واقع ، به طور معمول کودکان در حال رشد می توانند "قوانین" را استخراج کرده و رشته های گرامری شنوایی (به عنوان مثال ، ترتیب کلمه) را از یک زبان مادری یا دستور زبان مصنوعی ، گاهی اوقات با قرار گرفتن در معرض بسیار اندک تعمیم دهند (به عنوان مثال ، کمتر از 2 دقیقه ؛ گرتنر ، فیشر ، و آیزنگارت ؛ گومز& Gerken ، 1999). این دستیابی ضمنی توالی های کلمه ای را می توان با وابستگی های پیش بینی کننده در بین واحدهای مجاور متوالی (Saffran ، 2001 ، 2002) و همچنین واحدهای غیر سازنده بدست آورد (Gómez ، 2002). زبان آموزان از قابل اطمینان ترین نشانه ، مانند روابط غیرجنسی در بین واحدها استفاده می کنند ، هنگامی که دیگران (به عنوان مثال ، روابط مجاور) آموزنده نیستند. در یک مطالعه ، کودکان نوپا و بزرگسالان وابستگی های غیرقانونی را آموخته اند (به عنوان مثال ، یک ساختار AXB ، که در آن A و B وابسته هستند ، شبیه به کمکی ها و مورفیم های تورم: در حال اجرا است) ، اما فقط هنگامی که تعداد عناصر "X" که متغیر بودندوقایع زیاد بود (به عنوان مثال ، 24 "X" مختلف ؛ گومز ، 2002). در اینجا ، ویژگی های ورودی یک یادگیرنده را برای استفاده از نشانه های مختلف توزیع ، با پیچیدگی طبیعی و تغییرپذیری یادگیری پشتیبانی زبان ، هدایت می کند (اریکسون و تیسن ، 2015).
وابستگی ها و دسته بندی ها در اختلال زبان. استفاده از وابستگی های غیرقانونی در افراد مبتلا به DLD مختل می شود (Hsu ، Tomblin ، & Christiansen ، 2014). به دلیل این ضعف ، حتی ممکن است تنوع بیشتری در ورودی برای یادگیری موفق مورد نیاز باشد (Grunow ، Spaulding ، Gómez ، & Plante ، 2006 ؛ Torkildsen ، Dailey ، Aguilar ، Gómez ، & Plante ، 2013). Grunow و همکاران.(2006) تعداد واحدهای مداخله را در رشته های AXB (12 در مقابل 24 عنصر "X" دستکاری کرد. آنها دریافتند که شرکت کنندگان بدون اختلال در زبان از تغییرپذیری اضافی برای نشان دادن یادگیری فوق از وابستگی های غیرقانونی استفاده می کنند ، در حالی که شرکت کنندگان با اختلال در زبان چنین یادگیری را نشان ندادند. این احتمالاً از نظر میزان ورودی یا میزان تغییرپذیری مورد نیاز برای استخراج یک الگوی ، پیامدهایی برای ناتوانی فکری دارد.
بوت استرینگ نحوی: فرم با معنی
به طور معمول در حال رشد کودکان دانش در مورد ترتیب کلمه و دسته ها را به معنی از طریق بوت استرینگ نحوی گسترش می دهد. اگرچه نتیجه بوت استرینگ نحوی واژگانی است ، اما اساس آن یادگیری به دانش نحوی بستگی دارد. بوت استرینگ نحوی یک مکانیسم یادگیری است که در مورد معنای یک کلمه جدید از نشانه های معنایی - سانتاکتیک ، مانند انتقال ، استنباط می کند (به عنوان مثال ، ساختارهای گذرا دلالت بر علیت دارند ؛ نایگلز ، 1990). یعنی وقتی در یک جمله گذرا شنیده می شود ، به طور معمول کودکان در حال رشد تمایل دارند که یک فعل جدید را به یک عمل علتی اختصاص دهند (نایگلز ، 1990). به طور کلی ، حساسیت به نشانه های توزیع برای تسهیل توسعه زبان فرضیه شده است ، با این که مقدار یا ویژگی های ورودی مورد نیاز برای افراد دارای اختلال متفاوت است.
نشانه های توزیع: چرا آنها برای ناتوانی فکری اهمیت دارند
یادگیری مبتنی بر نشانه های توزیع ، نقش ورودی ، دانش زبانی موجود را به وظیفه یادگیری و قابلیت های یادگیری کودک (به عنوان مثال ، توانایی استخراج الگوهای از ورودی) برجسته می کند. با این درک ، تحقیقات تلاش کرده اند که آیا یادگیری در ناتوانی های فکری همانطور که برای توسعه معمولی انجام می شود ، اما آهسته تر ، یا استفاده از یک فرآیند کاملاً متفاوت انجام می شود (Mosse & Jarrold ، 2011). یک مسئله خاص از بحث این است که آیا افراد دارای ناتوانی فکری می توانند به طور ضمنی الگوهای از ورودی را به طور ضمنی استخراج کنند ، محققان پیشرو که آیا یادگیری از نشانه های توزیع می تواند بدون توجه به ضریب هوشی شخص ممکن است رخ دهد (Fletcher ، Mayberry ، & Bennett ، 2000 ؛ Vinter & Retable ،2003). به عنوان مثال ، برخی تحقیقات نشان داده اند که افراد دارای ناتوانی فکری الگوهای غیر کلامی را یاد می گیرند و همچنین برای سطح توانایی های شناختی غیر کلامی انتظار می رود (Atwell ، Conners ، & Merrill ، 2003 ؛ Vinter & Reatable ، 2003). بنابراین ، به معنای کلی ، یادگیری ضمنی (استخراج الگوهای از ورودی) برای افراد دارای ناتوانی فکری امکان پذیر است. اگر استفاده از منظم در ورودی زبان با همان موفقیت پیش بینی می شود بر اساس سطح رشد فرد با ناتوانی فکری پیش بینی شود ، سرمایه گذاری در نشانه های توزیع می تواند یک راه مناسب برای حمایت از توسعه زبان باشد.
حتی با وجود ظرفیت یادگیری ضمنی ، می توان انتظار داشت که در افراد دارای ناتوانی فکری ، به تأخیر در شناخت و مهارت های ضعیف زبان مربوط شود. اساس این استدلال با تحقیقات در مورد تفاوت های فردی (به عنوان مثال ، تغییرپذیری در عملکرد و ارتباط آن تنوع) در بین کودکان و کودکان به طور معمول در حال رشد DLD آگاه می شود. این تحقیق به دانش زبانی مربوطه و توانایی های یادگیری مربوطه اشاره دارد که در آن استفاده از نشانه های توزیع متکی است - در مورد ناتوانی فکری ، که در آن شناخت به طور قابل توجهی به تأخیر می افتد و با این وجود مقداری از زبان به دست می آید ، هرچند آهسته تر. اول ، شواهدی از توسعه معمولی و DLD نشان می دهد که استفاده از نشانه توزیع نتایج همزمان و بعدی زبان را پیش بینی می کند (به عنوان مثال ، اندازه واژگان ، درک نحوی ؛ ایوانز و همکاران ، 2009 ؛ گراف استس و همکاران ، 2007 ؛ کید و آرکیولی ، 2016 ؛ ماینلالا-Aold & Evans ، 2014 ؛ Newman ، Ratner ، Jusczyk ، Jusczyk ، & Dow ، 2006 ؛ Torkildsen et al. ، 2013). این نشان می دهد که این یادگیری می تواند با گذشت زمان آبشار داشته باشد و بر سرعت رشد و سطح توانایی تأثیر بگذارد.
دوم ، زبان اکتسابی (به عنوان مثال ، چقدر زبان قبلاً آموخته شده است) یادگیری بیشتر از نشانه های توزیع در توسعه معمولی و DLD را پیش بینی می کند (Graf Estes ، Gluck ، & Grimm ، 2016 ؛ Krogh ، & Johnson ، 2013 ؛ Lany ، 2014 ؛Lany & Saffran ، 2011). به عنوان مثال ، نوزادان با واژگان کوچکتر ، الگوهای واجی غیرقانونی را که با زبان انگلیسی درگیری می کنند ، می آموزند ، در حالی که نوزادان با واژگان بزرگ ، احتمالاً به دلیل روشی که دانش زبانی از قبل بدست می آید ، یادگیری آینده را هدایت می کند (گراف استس و همکاران ، 2011 ، 2016). اگرچه این روابط برای ناتوانی فکری کمتر تعریف می شود ، اما اهمیت استفاده از نشانه توزیع را در مسیرهای دستیابی به زبان نشان می دهد. دقیقاً همانطور که در توسعه معمولی ، یادگیری آینده به دانش قبلاً به دست آمده بستگی دارد (به عنوان مثال ، توسعه نحوی به واژگان کافی نیاز دارد) در بین کودکان دارای ناتوانی فکری ، بنابراین انتظار می رود که این روابط همچنین در مورد استفاده از نشانه های توزیع در ناتوانی های فکری اعمال شود (Van der Schuit، Segers ، Balkom ، & Verhoeven ، 2011). به همین ترتیب ، دانش و توانایی های یادگیری زبان موجود کودک احتمالاً بر توانایی بهره برداری از عوارض و بنابراین نتیجه زبانی با گذشت زمان تأثیر می گذارد. این تأثیرات در یادگیری می تواند از طریق وزن یا کارآیی فرایند یادگیری رخ دهد.
در توسعه معمولی ، یادگیری بر اساس نشانه های توزیع می تواند با گذشت زمان تغییر کند ، زیرا نشانه ها در مراحل توسعه یا بسته به دانش زبانی فعلی یادگیرنده ، متفاوت هستند یا وزن دارند (Lany & Saffran ، 2011 ؛ Romberg & Saffran ، 2010 ؛SAFFRAN ، 2003). در صورت وجود چندین نشانه در ورودی ، نشانه ها در نظر گرفته می شوند ، اما یادگیری یک فرد منعکس کننده استفاده از یک نشانه است نه دیگری یا یک نشانه تا حد بیشتری. برای کودکانی که ناتوانی فکری دارند ، این وزن ممکن است با رشد معمولی متفاوت باشد اگر به عنوان مثال استفاده از یک نشانه توزیع خاص به دانش زبانی متکی باشد که هنوز به دست نیامده است. از آنجا که یادگیری از نشانه های توزیع می تواند با زبان اکتسابی هدایت شود ، فقدان یک بنیاد زبانی یا توسعه زبان آهسته ممکن است میزان استفاده از نشانه ها را بدون پشتیبانی اضافی محدود کند (Thiessen ، 2010). احتمال استفاده از یک نشانه خاص برای یادگیری نیز می تواند متفاوت باشد اگر به یک نوع یا میزان پردازش نیاز داشته باشد (به عنوان مثال ، داشتن انواع خاص یا مقادیر اطلاعاتی در ذهن) که برای یادگیرنده چالش برانگیز است. اگر وزنی که به نشانه های مختلف داده می شود با استفاده از زبان معمولی متفاوت باشد ، فرآیندهای یادگیری با استفاده از نشانه های توزیع می تواند برای درک دوره توسعه زبان در ناتوانی فکری از اهمیت حیاتی برخوردار باشد.
تغییرات رشدی در یادگیری و پیامدها همچنین می تواند با تغییر در کارایی یا اثربخشی فرآیندهای یادگیری ناشی از تغییرات رشدی (به عنوان مثال، بهبود مهارت های شناختی) و تجربه (مانند قرار گرفتن در معرض ورودی ها) به حساب بیاید؛ تیسن، ژیرارد، و اریکسون، 2016.؛ Vihman، 2017). این به ناتوانی ذهنی مربوط می شود زیرا به طور کلی رشد به تعویق می افتد و تجربیات ممکن است با تجربیات کودکان در حال رشد متفاوت باشد. به عنوان مثال، یک فرد مبتلا به ناتوانی ذهنی ممکن است تجربه یا مواجهه ورودی بیشتری داشته باشد که بر اساس زمان زمانی اندازه گیری می شود، اما دانش انباشته کمتری به دلیل بازده یادگیری ضعیف تر داشته باشد. این ممکن است از این جهت آشکار باشد که نشانه های توزیعی خاص فقط زمانی وارد بازی می شوند که کودک ورودی «به اندازه کافی» را برای استخراج الگو پردازش کرده باشد، به طوری که نشانه های خاص پس از آن کمتر آموزنده و سنگین تر شوند (تیسن و همکاران، 2016). در حوزه نحوی، در برخی شرایط، کودکان نوپا با مهارت های دستوری بالاتر از نشانه های توزیعی برای حمایت از یادگیری کلمات استفاده می کنند، در حالی که آنهایی که مهارت های پایین تری دارند این کار را نمی کنند (لانی، 2014). در این مورد، فقط کودکان نوپا که اغلب جملات چند کلمه ای تولید می کنند، برچسب های بدیع را با مراجع خود بر اساس نشانه توزیعی دسته دستوری مرتبط می کنند. به همین ترتیب، کودکان دارای ناتوانی ذهنی ممکن است دسترسی متفاوتی به وزن دهی یا کارایی استفاده از نشانه توزیعی بر اساس جنبه های رشد خود تجربه کنند.
علاوه بر این ، زبان آموزان با تجربه و دانش کمتر زبان (و احتمالاً کسانی که مهارت های پردازش شناختی ضعیف تری دارند یا کسانی که جوان تر هستند) در حال جمع آوری داده هایی هستند که دارای نوسان تر هستند و در نتیجه یادگیری کندتر و کم کارآمدتر (Thiessen و همکاران ، 2016 ؛ Thiessen & Pavlik ،2016). برای همه زبان آموزان ، "سر و صدا" در استخراج الگوی از ورودی زبان می تواند به دلیل اختلال در ورودی ، مانند خطاهای گفتار توسط بزرگسالان یا قرار گرفتن در معرض کودکان کوچکتر که خودشان در حال توسعه زبان هستند و ممکن است به عنوان مثال از مورفیم های گرامری حذف شود ، رخ دهد. با این حال ، ممکن است سر و صدا در هنگام ردیابی یا حفظ مقدار کمتری از ورودی ، بر یادگیری تأثیر بگذارد ، هنگامی که بی ربط به جای ورودی مربوطه ردیابی یا حفظ می شود ، یا در صورت پیگیری ورودی مربوطه اما به اندازه کافی طولانی در ذهن نباشد (یا با یک نمایش کافی قوی ، در ذهن نباشد.) برای استخراج الگوی. به عنوان مثال ، ممکن است با ردیابی منظم در مورد یک بلندگو یا ضمیر مکرر به جای وابستگی های غیر جسورانه در زمینه یادگیری گرامری ، یادگیری پر صدا اتفاق بیفتد (به عنوان مثال ، شما در حال رقصیدن هستید. شما آواز می خوانید.). سر و صدا در ورودی یا در فرایند یادگیری می تواند منجر به یادگیری کندتر شود ، که ممکن است نیاز به افزایش مقدار ورودی یا افزایش فرکانس و افزایش هدف از طریق تغییرپذیری واحدهای غیر اصلی داشته باشد (Alt ، Meyers ، & Ancharski ، 2012 ؛ Gómez ، 2002 ؛Plante & Gómez ، 2018).
از این دیدگاه ، افراد دارای ناتوانی فکری ، زبان مختل را مختل کرده اند که ممکن است ناشی از دشواری در اجرای یادگیری از نشانه های توزیع ، وزن متفاوت نشانه ها ، راندمان متفاوت یادگیری (نیاز به ورودی بیشتر) ، دانش زبان کافی برای پشتیبانی از یادگیری از یک نشانه خاص یا ناکارآمد باشد. یادگیری از نشانه ها به دلیل مهارت های ضعیف شناختی (به عنوان مثال ، حافظه ، توجه) که از استخراج الگوی پشتیبانی می کنند. با توجه به تأخیرهای شناختی و زبانی که توسط افراد دارای ناتوانی فکری و میزان آهسته رشد در این حوزه ها تجربه شده است ، در نظر گرفتن یادگیری از نشانه های توزیع ضروری است. برای اصلاح ، درک فرایندهایی که با استفاده از آن زبان به دست می آیند می توانند نحوه پشتیبانی از آن را آگاه سازند.
یادگیری زبان در کودکان دارای ناتوانی فکری
با توجه به این عوامل ، چهار اختلال از نظر ویژگی های مرتبط ، یادگیری ضمنی عمومی و استفاده از نشانه های توزیع برای یادگیری زبان شرح داده شده است (جدول 1 را ببینید).
میز 1.
منابع ناتوانی فکری (ID) و نشانه توزیع برای یادگیری زبان.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 49
تاريخ : جمعه
10 شهريور
1402 ساعت: 19:07