خطرات سیستمیک: یک چالش جدید برای مدیریت ریسک

ساخت وبلاگ

1 اورتوین رن و آندریاس کلینک در گروه جامعه شناسی محیط زیست در دانشگاه اشتوتگارت آلمان قرار دارند.

آندریاس کلینکه

1 اورتوین رن و آندریاس کلینک در گروه جامعه شناسی محیط زیست در دانشگاه اشتوتگارت آلمان قرار دارند.

1 اورتوین رن و آندریاس کلینک در گروه جامعه شناسی محیط زیست در دانشگاه اشتوتگارت آلمان قرار دارند.

خلاصه

از آنجا که تجزیه و تحلیل ریسک و مدیریت ریسک به طور فزاینده ای در مباحث سیاسی گرفتار می شوند ، روش جدیدی برای بررسی و تعریف خطرات فن آوری های مدرن ضروری می شود

مجموعه ای از رسوایی های اخیر و مباحثات در معرض خطر - مانند مواردی که در انسفالوپاتی اسفنجی گاو و آکریلامید در زنجیره غذایی ، گرم شدن کره زمین و ارگانیسم های اصلاح شده ژنتیکی وجود دارد - به ما پاسخ می دهد که هرگونه فعالیت انسانی خطر و همچنین مزایایی دارد. در نتیجه ، تجزیه و تحلیل و مدیریت ریسک به طور فزاینده ای به زمینه های تحقیقاتی مهم برای شناسایی خطرات جدید ، هنوز ناشناخته و تدوین روش هایی برای برخورد با آنها تبدیل شده است. اما با توجه به اصول واگرا ، ارزش ها و علایق ، و تعداد معدودی (در صورت وجود) دستورالعمل های اخلاقی قابل استفاده جهانی ، هر تعریف کلی از ریسک گریزان است ، بنابراین مانع استانداردسازی روشهای ارزیابی و رسیدگی می شود. در عین حال ، در صورتی که هر فعالیت خطرناک دارای استراتژی شخصی و متناسب با ارزیابی ریسک و مدیریت باشد ، مدیریت ریسک و سیاست ها متلاشی می شوند. بنابراین مدیران ریسک و سیاست گذاران برای ارزیابی و مدیریت ریسک به یک مفهوم کلی نیاز دارند که از یک سو ، تنوع اجتماعی و رویکردهای چند رشته ای را ادغام می کند و از طرف دیگر ، به آنها امکان می دهد روال را نهادینه کنند و شیوه های خود را استاندارد سازی کنند.

وادبا توجه به اصول واگرا ، ارزش ها و علایق ، و تعداد کمی از (در صورت وجود) دستورالعمل های اخلاقی قابل استفاده جهانی ، هر تعریف کلی از ریسک گریزان است.

یک مفهوم جامع و سیستمیک از ریسک باید دامنه ارزیابی ریسک را فراتر از دو مؤلفه کلاسیک آن گسترش دهد: میزان آسیب و احتمال وقوع

این چالش فزاینده برای مدیریت ریسک همراه با ظهور یک مفهوم جدید به نام ریسک سیستمیک است (OECD ، 2003). این اصطلاح این واقعیت را نشان می دهد که خطر برای سلامت انسان و محیط زیست در بستر بزرگتر از خطرات و فرصت های اجتماعی ، مالی و اقتصادی تعبیه شده است. ریسک سیستمیک حوادث طبیعی را که به طور حزبی تغییر یافته و تقویت شده توسط فعالیت های انسانی ، مانند انتشار گازهای گلخانه ای-تحولات اقتصادی ، اجتماعی و فناوری با اقدامات سیاست محور هم در سطح ملی و هم در سطح بین المللی ترکیب می کند. این زمینه بین رشته ای به شکل جدیدی از تجزیه و تحلیل ریسک نیاز دارد ، که از نظر جغرافیایی یا عملکردی داده ها را از منابع مختلف در یک روش تحلیلی ادغام می کند. در نتیجه ، ریسک سیستمیک برای ترکیب شناسایی خطرات ، ارزیابی ریسک و مدیریت ریسک نیاز به یک چشم انداز جامع دارد. بنابراین بررسی خطرات سیستمیک فراتر از تجزیه و تحلیل معمول علل و پیامدها است و در عوض بر وابستگی های متقابل و روابط بین خوشه های مختلف ریسک متمرکز است.

برای دستیابی به این هدف ، مدیریت و ارزیابی ریسک سیستمیک باید انواع مختلفی از کارها را شامل شود (رن ، 1997). در صورت استفاده از ارزیابی ریسک فراتر از آسیب های احتمالی به زندگی انسان و محیط زیست ، باید دامنه اهداف را گسترش دهد تا شامل بیماری های مزمن ، خطرات برای بهزیستی افراد و خطرات سبک زندگی مانند سیگار کشیدن ، ورزش های خاص ، نوشیدن و سایر موارد شود. باید در یک سطح کل و یکپارچه تر ، مانند مطالعه اثرات هم افزایی سموم مختلف یا ساخت مشخصات ریسک فرد که شامل خطرات متعدد است ، به ریسک بپردازد. مدیریت ریسک سیستمیک همچنین باید برای به دست آوردن تصویری مناسب از حساسیت ها در رابطه با عملکرد افراد ، سبک زندگی ، سطح استرس و تهدیدهای خارجی ، در بین جمعیت ، نژادها و افراد در نظر گرفته شود. در سطح عمومی تر ، باید ارزیابی های ریسک را در یک تمرین جامع حل مسئله ادغام کند که شامل تأثیرات اقتصادی ، مالی و اجتماعی است. این امر اطمینان حاصل می کند که ارزش عملی اطلاعات آن در صورت لزوم می تواند در فرآیند تصمیم گیری قرار گیرد و محدودیت های ذاتی آن از طریق روش های اضافی جمع آوری و تفسیر داده ها قابل جبران باشد. سرانجام ، این به معنای توسعه فن آوری های جدید است که بیشتر برای طیف وسیعی از خطاهای انسانی بخشنده می شوند و زمان کافی را برای مقابله با آن فراهم می کنند.

گسترش دامنه معیارهای ارزیابی ریسک به خودی خود یک ریسک است

جوامع مدرن برای روشن کردن این وظایف جدید ارزیابی و مدیریت ریسک و برای توسعه بهبودهای اساسی و رویه ای برای آژانس های مدیریت ریسک به مفاهیم بهتری نیاز دارند. شورای مشورتی علمی آلمان برای تغییر جهانی محیط زیست رویکرد جدیدی را برای ارزیابی، طبقه بندی و مدیریت ریسک ایجاد کرده است که می تواند مبنایی برای چنین مفاهیمی باشد (WBGU، 2000). دو عنصر حیاتی در این رویکرد وجود دارد: اول، گسترش تعداد عواملی که باید در هنگام مدیریت ریسک های سیستمی در نظر گرفته شوند و دوم، ادغام فرآیندهای تحلیلی مشورتی در چارچوب نظارتی. هر دو جنبه در بخش های بعدی مورد بحث قرار خواهند گرفت.

یک مفهوم جامع و سیستمی از ریسک باید دامنه ارزیابی ریسک را فراتر از دو مؤلفه کلاسیک آن گسترش دهد: میزان آسیب و احتمال وقوع. این سؤالاتی را ایجاد می کند که کدام دسته از تأثیر جسمی و اجتماعی دیگر باید برای مقابله با چالش های پدیدارشناختی خطرات سیستمیک درج شوند؟ "و "چگونه می توان انتخاب را توجیه کرد؟"این شورا با سازماندهی چندین نظرسنجی متخصص در مورد معیارهای ریسک ، از جمله متخصصان علوم اجتماعی ، به این مشکلات پرداخت و متاآنالیز بینش های اصلی را از ارزیابی ریسک و مطالعات ادراک انجام داد. همچنین با ادبیات در مورد رویکردهای مشابه در سایر کشورها ، از جمله انگلیس ، دانمارک ، هلند و سوئیس مشورت کرد. پس از انجام مدت طولانی در مورد بحث و بررسی ، شورا چندین معیار خطر را انتخاب کرد که در اینجا ذکر شده است: (i) میزان خسارت: عوارض جانبی قابل اندازه گیری در واحدهای طبیعی ، مانند مرگ و میر ، صدمات یا تلفات تولید.(ب) احتمال وقوع: برآورد فرکانس نسبی از دست دادن گسسته یا مداوم.(iii) بی نهایت: یک شاخص کلی برای اجزای مختلف عدم اطمینان.(IV) همه جا: پراکندگی جغرافیایی آسیب های احتمالی.(v) پایداری: تمدید زمانی خسارات احتمالی.(vi) برگشت پذیری: امکان بازگرداندن اوضاع به دولت قبل از خسارت ، به عنوان مثال جنگل زدایی یا تصفیه آب.(vii) تأخیر اثرات: تأخیر بین رویداد تحریک اولیه و بروز واقعی آسیب ، که اندازه گیری آن می تواند از ماهیت فیزیکی ، شیمیایی یا بیولوژیکی باشد.(viii) نقض حقوق صاحبان سهام: اختلاف بین کسانی که سود می برند و کسانی که خطرات دارند. و (ix) پتانسیل بسیج: نقض احتمالی منافع و ارزشهای فردی ، اجتماعی یا فرهنگی که باعث ایجاد درگیری های اجتماعی و واکنش های روانی توسط افراد یا گروه هایی می شود که از عواقب احساس می کنند. اینها همچنین می تواند ناشی از نابرابری های درک شده در توزیع خطرات و مزایا باشد.

بنابراین ، مدیریت ریسک فقط وظیفه ای برای آژانس های مدیریت ریسک نیست ، بلکه یک وظیفه ضروری برای سازمانهایی است که با نتایج اقتصادی ، مالی ، اجتماعی و سیاسی ریسک سر و کار دارند

پس از بررسی و مورد بحث شورا توسط بسیاری از کارشناسان و مدیران ریسک ، مرکز ارزیابی فناوری در اشتوتگارت ، آلمان ، معیار ترکیب "پتانسیل بسیج" را تصفیه کرده و آن را به چهار عنصر اصلی تقسیم کرد (رن و کلینک ، 2001): (i) نابرابری و بی عدالتی مرتبط با توزیع خطرات و مزایا در طول زمان ، مکان و وضعیت اجتماعی.(ب) استرس روانشناختی و ناراحتی در ارتباط با خطر یا منبع خطر که توسط مقیاس های روان سنجی اندازه گیری می شود.(iii) پتانسیل درگیری اجتماعی و بسیج ، یعنی میزان فشار سیاسی یا عمومی بر آژانس های نظارتی. و (IV) اثرات ریخته شده ای که انتظار می رود در هنگام ضررهای بسیار نمادین در سایر زمینه ها ، مانند بازارهای مالی یا از دست دادن اعتبار در موسسات مدیریت ، پیامدهای خود را نشان دهد.

گسترش دامنه معیارهای ارزیابی خطرات به خودی خود یک خطر است. آیا مؤسسات مدیریت ریسک قادر خواهند بود مجموعه ای از معیارها را در محدودیت های زمانی که تحت آن باید فعالیت کنند ، به زیر معیارهای فرعی تقسیم کنند؟آیا واقع بینانه است که انتظار داشته باشیم مدیران ریسک علاوه بر آسیب و احتمال ، معیارهای رسمی تری نیز در نظر بگیرند؟برای پرداختن به این نگرانی های قانونی و تقاضای مدیران ریسک برای قوانین واضح عملیاتی ، توصیه می شود مدل به اصطلاح "چراغ راهنمایی" را معرفی کنید ، که خطرات را مطابق معیارهای ذکر شده در بالا ارزیابی می کند و آنها را به یکی از سه دسته اختصاص می دهد:منطقه عادی ، منطقه میانی و منطقه غیرقابل تحمل.

منطقه عادی با عدم اطمینان آماری کمی ، پتانسیل فاجعه بار کم و یک محصول کلی کوچک از احتمال و آسیب بالقوه مشخص می شود. همچنین از پایداری و همه گیر بودن عواقب و در برگشت پذیری عواقب خطر بالا برخوردار است. چنین خطرات "طبیعی" با پیچیدگی کم مشخص می شود و توسط علم و تنظیم کننده ها به خوبی درک می شود. در این حالت ، فرمول کلاسیک "ریسک برابر است با احتمال ضرب شده توسط آسیب" کم و بیش با تهدید "هدف" یکسان است.

مناطق میانی و غیرقابل تحمل باعث ایجاد مشکلات بیشتر می شوند زیرا این خطرات فراتر از ابعاد معمولی مدیریت ریسک است. قابلیت اطمینان ارزیابی ریسک کم است ، عدم اطمینان آماری زیاد است ، پتانسیل فاجعه بار می تواند به ابعاد نگران کننده برسد و دانش سیستماتیک کمی در مورد توزیع عواقب وجود ندارد. این خطرات همچنین ممکن است باعث خسارت جهانی و/یا برگشت ناپذیر شود ، که ممکن است در مدت زمان طولانی جمع شود ، در حالی که جمعیت را بسیج یا وحشت می کند. به سختی می توان در مورد اعتبار ارزیابی های علمی خطرات در این مناطق به نتیجه ای واضح رسید.

با این حال ، با توجه به معیارهای شورا و معیارهای متعددی ، از لحاظ تئوری تعداد زیادی از کلاسهای خطر احتمالی وجود دارد که لزوماً در مدل چراغ ترافیک نسبتاً ساده قرار نمی گیرند. با توجه به وظیفه تولید ، مشروعیت بخشیدن و برقراری راهبردهای مدیریت ریسک ، خطرات با یک یا چند ویژگی شدید نیاز به توجه ویژه دارند. در نتیجه ، پدیده های خطر مشابه در یک کلاس ریسک قرار می گیرند که در آن به همان خصوصیات شدید می رسند یا از آن فراتر می روند. به عنوان مثال ، خطرات با احتمال خسارت نزدیک به یک به وضوح در منطقه غیرقابل تحمل قرار دارند و بنابراین غیرقابل قبول است. با همان نشانه ، اگر احتمال وقوع نزدیک به صفر باشد ، تا زمانی که پتانسیل مرتبط با آسیب کوچک باشد ، این رویداد بی ضرر در نظر گرفته می شود. محروم از این تجزیه و تحلیل خطرات با احتمال بروز تقریباً یک و همچنین تصادفات در مقیاس کوچک با پتانسیل خسارت محدود ، حتی اگر تعداد زیادی قربانی را به دلیل فرکانس آنها مانند تصادفات اتومبیل تحت تأثیر قرار دهند.

ماهیت دوگانه ریسک به عنوان بخشی از پیشرفت تکنولوژیکی و به عنوان یک تهدید اجتماعی یک استراتژی دوگانه برای مدیریت ریسک است

An exteal file that holds a picture, illustration, etc. Object name is 5-7400227i2.jpg

با توجه به این مشخصات و استثنائات ، شورا شش خوشه ریسک را شناسایی کرد که می توانند در طرح نور ترافیک قرار بگیرند (شکل 1). این خوشه ها با شخصیت های اساطیر یونانی نشان داده شده اند - که نه فقط برای اهداف مصور انتخاب شدند (کلینکه و رن ، 1999). با نگاهی به اساطیر یونان در طول 700-500 قبل از میلاد ، این شورا آگاه شد که این داستان ها منعکس کننده انتقال از اقتصاد کشاورزان و شکارچیان کوچک معیشت به کشاورزی سازمان یافته و دامپروری است. این انتقال با تغییرات چشمگیر آن حاکی از فرهنگ جدید پیش بینی و پیش بینی است. همچنین این انتقال از خود بازتاب انسان به عنوان یک موضوع از طبیعت به موضوع طبیعت مشخص شد. بنابراین چهره های مختلف اساطیری ، موضوعات پیچیده مرتبط با خودآگاهی جدید ایجاد آینده فرد را به جای اینکه فقط در معرض سرنوشت قرار بگیرند ، نشان می دهد.

An exteal file that holds a picture, illustration, etc. Object name is 5-7400227f1.jpg

اولین خوشه ریسک به نام افسانه ای دیمولز ، که به پادشاه ، دیونیسوس ، به دلیل قدرت و ثروت خود حسادت می کرد ، نامگذاری شد. دیونیسوس از دونیسو دعوت کرد تا یک روز جای خود را بگیرد. هنگامی که دمولز در محل شام در محل شام نشست ، متوجه شد که یک شمشیر تیز و تیز درست بالای سر او روی یک نخ خوب آویزان شده است ، تا نمادی از این باشد که حتی پادشاه می تواند قربانی بدبختی شود. شمشیر دمکلز به این ترتیب به نمادی برای یک اتفاق احتمال تهدید آمیز تبدیل شد. این تهدید از این احتمال ناشی می شود که یک واقعه کشنده در هر زمان ممکن است اتفاق بیفتد ، حتی اگر احتمال کم باشد. این خوشه شامل خطراتی با پتانسیل های خسارت زیادی است: بسیاری از تحولات و امکانات فن آوری ، مانند انرژی هسته ای ، امکانات شیمیایی در مقیاس بزرگ و سدها ، چنین پتانسیل فاجعه ای بالایی دارند ، اگرچه احتمال اینکه این پتانسیل خود را به عنوان آسیب آشکار می کند بسیار کم است (عکس. 1 ). به طور رسمی ، ویژگی های اصلی این کلاس ریسک ترکیبی از احتمال کم و میزان آسیب زیاد است.

An exteal file that holds a picture, illustration, etc. Object name is 5-7400227i3.jpg

خوشه ریسک دوم پس از سیکلوپ نامگذاری شد. یونانیان باستان از آن غول های توانا و بد صحبت می کنند که فقط در وسط پیشانی خود یک چشم مجرد داشتند. تنها با یک چشم ، دیدگاه بعدی از بین می رود. با توجه به خطرات ، این بدان معنی است که تنها یک طرف از معادله ریسک قابل تشخیص است در حالی که طرف دیگر نامشخص است. برای خطرات متعلق به کلاس Cyclops ، احتمال وقوع تا حد زیادی نامشخص است ، در حالی که پتانسیل فاجعه زیاد و نسبتاً شناخته شده است (شکل 1). این گروه شامل تعدادی از خطرات طبیعی مانند زمین لرزه ها ، فوران های آتشفشانی ، سیل و ال نینو است که برای آنها دانش محدودی در مورد دلایل آنها وجود دارد. در موارد دیگر ، این معیار نامشخص است زیرا رفتار انسان بر احتمال وقوع تأثیر می گذارد. گسترش HIV/AIDS و سایر بیماریهای عفونی ، احتمال اینکه سیستم های هشدار دهنده اولیه هسته ای بتوانند زنگ خطر را ایجاد کنند و استفاده از سلاح های کشتار جمعی متعلق به این طبقه ریسک است.

An exteal file that holds a picture, illustration, etc. Object name is 5-7400227i4.jpg

شخصیت اساطیری Pythia سوم خوشه خطر را نامگذاری می کند. در موارد عدم اطمینان و تردید ، یونانیان باستان معمولاً با یکی از اوراکل های خود مشورت می کردند. مشهورترین آنها در میان آنها ، اوراکل دلفی با پیتیا نابینا خود بود که خود را با گازهای آتشفشانی مسموم کرد تا در مورد آینده چشم انداز کسب کند. با این حال ، پیشگویی های فیثیا همیشه بسیار مبهم بودند. به ارزیابی ریسک منتقل می شود ، این بدان معنی است که میزان بی حرکتی زیاد است زیرا هم احتمال وقوع و هم میزان آسیب نامشخص است (شکل 1). این کلاس شامل خطرات مرتبط با احتمال تغییرات آب و هوایی ناگهانی و غیرخطی ، مانند گرم شدن کره زمین یا بی ثباتی ورق یخ قطب جنوب غربی ، با عواقب بسیار فاجعه بار نسبت به تغییرات تدریجی آب و هوا است. علاوه بر این شامل خطرات تکنولوژیکی در برخی از کاربردهای مهندسی ژنتیک در کشاورزی و تولید مواد غذایی است که برای آن نه حداکثر میزان خسارت و نه احتمال برخی از حوادث آسیب رسان در زمان حاضر قابل تخمین نیست.

خوشه ریسک چهارم به دلیل داستان جعبه پاندورا نامگذاری شده است. پس از آنکه پرومتئوس به بشر آتش آورد ، خدایان می خواستند انسانها را به دلیل استفاده از چیزی که معتقد بودند فقط به آنها تعلق دارد ، مجازات کنند. آنها پاندورا زیبا و کنجکاو ایجاد کردند و او را به برادر پرومتئوس Epimetheus پیشنهاد دادند. به عنوان یک هدیه عروسی ، آنها یک جعبه به او دادند اما به او هشدار دادند که هرگز آن را باز نکند. با این حال ، Pandora کنجکاو دقیقاً همین کار را کرد و شر ، درد ، آفت و وحشت دیگر از جعبه پرواز کرد و باعث آسیب غیر قابل برگشت ، مداوم و گسترده شد. انسان اکنون رنج را می دانست. تعدادی از مداخلات انسانی در محیط زیست همچنین باعث ایجاد تغییرات گسترده ، مداوم و برگشت ناپذیر و بدون انتساب واضح به خسارت های خاص می شوند-حداقل در زمان انتشار. غالباً این خسارات فقط پس از وقوع گسترش همه جا کشف می شود. نمونه خوبی از این اثر به کلروفلوروکربن ها اشاره دارد ، که به دلیل تأثیر ظاهراً کم بر سلامت انسان و محیط زیست توسعه یافته و کاربرد داشتند. با این حال ، بعداً مشخص شد که باعث تخریب تدریجی لایه ازن می شود. همچنین می توان در این گروه اثرات مواد شیمیایی مداوم را که ممکن است بر عملکردهای تولید مثل تأثیر بگذارد ، مانند اخلالگر غدد درون ریز ، در این دسته قرار داد.

An exteal file that holds a picture, illustration, etc. Object name is 5-7400227i5.jpg

کاساندرا ، یک تروجان ، پیروزی یونانیان را به درستی پیش بینی کرد ، اما هموطنان او او را جدی نگرفتند. طبقه پنجم ریسک ، کاساندرا ، در این پارادوکس ساکن است: احتمال وقوع و همچنین میزان آسیب زیاد و نسبتاً شناخته شده است ، اما به دلیل اینکه بین حادثه تحریک و وقوع آسیب ، تأخیر قابل توجهی وجود دارد ، چنین خطراتی وجود دارد. نادیده گرفته یا کمرنگ. تغییرات آب و هوایی انسان شناسی و از بین رفتن تنوع بیولوژیکی نمونه هایی از چنین پدیده های خطر است که در آن آسیب با احتمال زیاد رخ می دهد ، اما در جایی که اثر تأخیر منجر به وضعیتی می شود که در آن هیچ کس حاضر به تصدیق تهدید نیست. البته خطرات از این نوع فقط در صورتی جالب است که پتانسیل آسیب و احتمال وقوع نسبتاً زیاد باشد. به همین دلیل این کلاس در منطقه قرمز "غیرقابل تحمل" قرار دارد (شکل 1).

کلاس ششم و پایانی نام موجودات مدوسا را می گیرد. دنیای اساطیری یونان باستان پر از خطرات و هیولا بود که مردم ، قهرمانان و حتی خدایان را تهدید می کرد. مدوسا ، یکی از خواهران گرگون ، یک تهدید بسیار وحشتناک بود. یونانیان نه تنها به دلیل مارهای مسموم روی سرش از او ترسیدند بلکه به این دلیل که هرکسی که مستقیماً به چهره اش نگاه می کرد به سنگ تبدیل می شد. تقریباً مانند گرگون ها ، برخی از تحولات جدید فن آوری ترس را در بین افراد مدرن مانند اشعه غیر یونیزر گسترش می دهد. چنین پدیده هایی از پتانسیل بالایی برای پریشانی روانشناختی و بسیج اجتماعی برخوردار هستند که باعث ترس و وحشتناک یا ناخواسته می شود ، اگرچه به ندرت به عنوان یک تهدید ارزیابی می شوند. این کلاس ریسک فقط در صورتی مورد توجه است که شکاف ویژه ای بین درک ریسک Layperson و تجزیه و تحلیل ریسک متخصص وجود دارد. یک مثال معمولی موردی از زمینه های الکترومغناطیسی است که برای آن اکثر متخصصان می توانند عوارض جانبی اپیدمیولوژیکی یا سم شناسی قابل توجهی را اثبات کنند (Wiedemann et al ، 2000). با این حال ، قرار گرفتن در معرض گسترده است و بسیاری از افراد احساس غیرقانونی می کنند.

هدف نهایی طبقه بندی خطرات ، تهیه استراتژی های عملی و مؤثر برای مدیریت ریسک و ارائه اقدامات برای سیاست های مربوط به سطوح مختلف سیاسی است. این خصوصیات یک پایگاه دانش را فراهم می کند که تصمیم گیرندگان سیاسی می توانند از آنها برای انتخاب اقدامات برای مقابله با هر کلاس ریسک استفاده کنند. در نهایت ، این استراتژی ها با انتقال آنها به منطقه عادی که مدیریت روتین ریسک برای اطمینان از ایمنی و یکپارچگی کافی است ، هدف از تبدیل خطرات غیرقابل قبول به خطرات قابل قبول را دنبال می کنند.

An exteal file that holds a picture, illustration, etc. Object name is 5-7400227i6.jpg

یک نمای کلی از طرح طبقه بندی ریسک (جدول 1) نشان می دهد که می توان سه دسته اصلی مدیریت ریسک ، یعنی استراتژی های مبتنی بر علم ، احتیاط و گفتمان را تشخیص داد. Damocles و Cyclops به طور عمده به استراتژی های مدیریتی مبتنی بر علم نیاز دارند ، Pythia و Pandora خواستار استفاده از اصل احتیاط هستند و کلاس های خطر کاساندرا و Medusa برای ایجاد آگاهی ، اعتماد و اعتبار به استراتژی های گفتمانی نیاز دارند.

میز 1

نمای کلی از استراتژی های مدیریت

مدیریت طبقه خطر میزان خسارت احتمال وقوع استراتژی های اقدام
مبتنی بر علمی دیموکل عالی کم • کاهش پتانسیل فاجعه
سیکلوپس عالی نا معلوم • بررسی احتمال
• افزایش مقاومت
• جلوگیری از شگفتی
•مدیریت بحران
احتیاطی پیتیا نا معلوم نا معلوم • اجرای احتیاط
پاندورا نا معلوم نا معلوم اصل
• در حال توسعه جایگزین
• بهبود دانش
•کاهش و مهار
•مدیریت بحران
گفتمانی کاساندرا عالی عالی • ایجاد آگاهی
مدوزا کم کم • ایجاد اعتماد به نفس
•مشارکت عمومی
•ارتباطات ریسک
•مدیریت اضطراری

این سه استراتژی مربوط به چالش های اصلی در مدیریت ریسک است: پیچیدگی ، عدم اطمینان و ابهام. پیچیدگی به کار دشوار شناسایی و کمیت پیوندهای علّی بین بسیاری از خطرات احتمالی و عوارض جانبی خاص اشاره دارد (WBGU ، 2000). این مشکل به دلیل اثرات تعاملی ، مانند هم افزایی و آنتاگونیسم ، دوره های تأخیر طولانی بین علت و معلول ، تغییرات فردی ، متغیرهای مداخله و سایر موارد است. عدم اطمینان با پیچیدگی متفاوت است. بدیهی است که احتمالات ریسک تنها تقریب پیش بینی وقایع نامشخص را نشان می دهد. به نظر می رسد محتاطانه اجزای عدم اطمینان اضافی در روش مدیریت ریسک شخص است. اگرچه هیچ طبقه بندی مشخصی از عدم اطمینان در ادبیات وجود ندارد (ون آسلت ، 2000 ؛ رن و کلینک ، 2001) ، این عناصر همه یک ویژگی مشترک دارند: عدم اطمینان باعث کاهش قدرت اعتماد به نفس در زنجیره علت و معلولیت می شود. اگر عدم اطمینان نقش مهمی داشته باشد ، به ویژه به عنوان نامشخص یا عدم دانش ، یک رویکرد مدیریت مبتنی بر ریسک ضد تولید می شود. قضاوت در مورد شدت نسبی خطرات بر اساس پارامترهای نامشخص ، معنی چندانی ندارد. در این شرایط ، اصل احتیاط لازم است. این مبنای بسیاری از قوانین و مقررات مربوط به حمایت از محیط زیست و بهداشت اروپا بوده است (بنت ، 2000 ؛ کلینکه و رن ، 2001). دوره آخر ابهام یا دوگانگی است. این اصطلاح نشان دهنده تنوع تفسیرهای قانونی بر اساس مشاهدات یکسان یا ارزیابی داده ها است. بسیاری از اختلافات علمی در زمینه های تجزیه و تحلیل و مدیریت ریسک به تفاوت در روش شناسی ، اندازه گیری ها یا عملکردهای پاسخ دوز اشاره نمی کنند ، بلکه به این سوال که این همه برای سلامت انسان و حفاظت از محیط زیست چیست چیست. باز هم ، پیچیدگی و عدم اطمینان زیاد به نفع ظهور ابهام است ، اما همچنین چند خطرات ساده و تقریباً خاص وجود دارد که می تواند باعث اختلاف نظر و در نتیجه ابهام شود. یک مثال خوب برای یک خطر بسیار مبهم استفاده از سلولهای بنیادی برای تحقیق است. این سؤال که آیا این امر معیارهای اخلاقی را نقض می کند ، بحث و گفتگو را ایجاد می کند و بسیار مهمتر است ، مسئله پیچیدگی یا عدم اطمینان است.

چگونه می توان با پیچیدگی ، عدم اطمینان و ابهام در مدیریت ریسک مقابله کرد؟برای مقابله با هر سه چالش ، روشهای مشورتی باید نقش عمده ای داشته باشند. اول ، حل و فصل پیچیدگی نیاز به بحث در بین کارشناسان دارد ، که می توانند به عنوان "گفتمان معرفت شناختی" قاب شوند (رن ، 2004). کارشناسان - نه لزوماً دانشمندان - با توجه به معیارهایی که شورا پیشنهاد کرده است ، ارزیابی واقعی را انجام می دهند. هدف چنین گفتمان یافتن کافی ترین توضیحات یا توضیحات یک پدیده است. به عنوان مثال ، کدام تأثیرات جسمی از انتشار مواد خاص انتظار می رود. به نظر می رسد هرچه یک پدیده پیچیده تر ، چند رشته ای و نامشخص تر باشد ، چنین تبادل ارتباطی استدلال در بین متخصصان ضروری تر است. هدف دستیابی به یک تعریف همگن و مداوم از پدیده مورد نظر و همچنین شفاف سازی دیدگاههای مخالف برای تولید مشخصات خطر در معیارهای انتخاب شده است. گفتمان های معرفت شناختی برای خطراتی که در گروه Damocles و Cyclops قرار می گیرند ، مناسب هستند.

اگر خطرات با عدم اطمینان زیاد همراه باشند ، ورودی علمی تنها اولین قدم در یک روش ارزیابی پیچیده تر است. گردآوری داده های مربوطه و استدلال های مختلف اردوگاه های مختلف علمی هنوز هم ضروری است ، اما همچنین نیاز به جمع آوری اطلاعات در مورد انواع عدم قطعیت ها دارد. این نوع گفتمان مستلزم گنجاندن ذینفعان و گروههای ذینفع عمومی است. هدف این است که تعادل مناسب بین احتیاط بیش از حد و بیش از حد را پیدا کنید. هیچ پاسخ علمی برای این سؤال وجود ندارد و حتی رویه های توازن اقتصادی نیز از ارزش محدودی برخوردار هستند ، زیرا سهام نامشخص است. این نوع بحث را می توان به عنوان "گفتمان بازتابنده" تنظیم کرد. این امر به شفاف سازی دانش و ارزیابی معاملات بین افراط و تفریط بیش از حد محافظت می شود. گفتمان های بازتابنده عمدتاً به عنوان ابزاری برای تصمیم گیری در مورد رویکردهای مستعد ریسک یا ریسک در نوآوری ها مناسب هستند و به این سؤال ارائه می دهند که چقدر عدم اطمینان فرد مایل به پذیرش برخی از فرصت های آینده است-آیا این خطر را دارد که از مزایای بالقوه برخوردار باشد؟گفتمانهای بازتابی به بهترین وجه مناسب برای مقابله با خطرات ناشی از طبقه بندی پیتیا و پاندورا هستند.

An exteal file that holds a picture, illustration, etc. Object name is 5-7400227i7.jpg

آخرین نوع بحث ، که می تواند به عنوان "گفتمان مشارکتی" قاب بندی شود ، بر حل ابهامات و تفاوت در مورد ارزش ها متمرکز شده است. رویه های تصمیم گیری قانونی و همچنین رویه های جدید مانند میانجیگری و مشارکت مستقیم شهروندان متعلق به این گروه است. گفتمانهای مشارکتی عمدتاً به عنوان ابزاری برای جستجوی راه حل هایی که با منافع و ارزشهای افراد آسیب دیده سازگار باشد و حل و فصل درگیری ها را بین آنها سازگار می کند. این گفتمان شامل وزن معیارها و تفسیر نتایج است. موضوعات انصاف و عدالت محیطی ، چشم انداز تحولات فن آوری آینده و تغییر اجتماعی و ترجیحات مربوط به شیوه زندگی مطلوب و زندگی جامعه نقش مهمی در این مباحث دارد. گفتمانهای مشارکتی برای مقابله با خطرات در دسته های مدوسا و کاساندرا به بهترین وجه مناسب هستند.

سؤال اصلی برای سیاست گذاران این است: "رویکردها و ابزارهای مناسب و روشهای مناسب برای ارزیابی ریسک برای درک تأثیرات خطرات و ارزیابی و ارزیابی سهم آنها در خطرات مرتبط با سلامت ، زیست محیطی ، مالی و سیاسی چیست؟دوره ، فرصت ها؟این امر همچنین مربوط به سیاست های استراتژیک است زیرا آنها مربوط به توسعه اقتصادی و نیازهای حاکمیتی هستند. یکی از چالش برانگیزترین مباحث در اینجا "تداخل" جلوه های جسمی ، زیست محیطی ، اقتصادی و اجتماعی خطرات است. بنابراین ، مدیریت ریسک فقط وظیفه ای برای آژانس های مدیریت ریسک نیست ، بلکه یک وظیفه ضروری برای سازمانهایی است که با نتایج اقتصادی ، مالی ، اجتماعی و سیاسی ریسک سروکار دارند.

مباحث طولانی و دشوار در مورد ریسک و ارزیابی ریسک نشان داده است که دیگر کافی نیست که به توزیع احتمال ضررهای احتمالی مرتبط با منبع ریسک بپردازیم. برای ایجاد چارچوبی برای حاکمیت خوب ، یک فرایند تصمیم گیری دقیق تر و منطقی تر ساختار یافته تر لازم است. مدیران ریسک به اصول و استراتژی های جدیدی نیاز دارند که در سطح جهانی برای مدیریت خطرات سیستمیک کاربرد دارد. حاکمیت خوب به نوبه خود باید بر سه مؤلفه استراحت کند: دانش ، رویه های تجویز قانونی و ارزش های اجتماعی. این باید توابع خاص را از هشدار اولیه گرفته تا ابزارهای جدید ارزیابی و مدیریت منعکس کند ، که منجر به بهبود روشهای ارتباط و مشارکت موثر در ریسک می شود.

وعده های تحولات جدید و پیشرفت های تکنولوژیکی باید در برابر شرارت های احتمالی که ممکن است افتتاح جعبه پاندورا باشد متعادل شود. این تعادل آسان نیست زیرا فرصت ها و خطرات در ابر عدم اطمینان و ابهام ظهور می کنند. ماهیت دوگانه ریسک به عنوان بخشی از پیشرفت تکنولوژیکی و به عنوان یک تهدید اجتماعی ، یک استراتژی دوگانه برای مدیریت ریسک می طلبد. این یکی از چالش برانگیزترین وظایف جامعه ریسک برای بررسی و پیشنهاد روشهای مؤثرتر ، کارآمدتر و قابل اطمینان تر ارزیابی ریسک و مدیریت ریسک خواهد بود ، ضمن اینکه از مسیر به سمت نوآوری های جدید و پیشرفت های فنی اطمینان حاصل می کند.< SPAN> وعده های تحولات جدید و پیشرفت های فناوری باید در برابر شرارت های احتمالی که ممکن است افتتاح جعبه پاندورا باشد متعادل شود. این تعادل آسان نیست زیرا فرصت ها و خطرات در ابر عدم اطمینان و ابهام ظهور می کنند. ماهیت دوگانه ریسک به عنوان بخشی از پیشرفت تکنولوژیکی و به عنوان یک تهدید اجتماعی ، یک استراتژی دوگانه برای مدیریت ریسک می طلبد. این یکی از چالش برانگیزترین وظایف جامعه ریسک برای بررسی و پیشنهاد روشهای مؤثرتر ، کارآمدتر و قابل اعتماد تر ارزیابی ریسک و مدیریت ریسک خواهد بود ، ضمن اینکه مسیر به سمت نوآوری های جدید و پیشرفت های فنی را تضمین می کند. وعده های تحولات جدید و پیشرفت های فناوریباید در برابر شرارت های احتمالی که ممکن است جعبه پاندورا باشد متعادل شود. این تعادل آسان نیست زیرا فرصت ها و خطرات در ابر عدم اطمینان و ابهام ظهور می کنند. ماهیت دوگانه ریسک به عنوان بخشی از پیشرفت تکنولوژیکی و به عنوان یک تهدید اجتماعی ، یک استراتژی دوگانه برای مدیریت ریسک می طلبد. این یکی از چالش برانگیزترین وظایف جامعه ریسک برای بررسی و پیشنهاد روشهای مؤثرتر ، کارآمدتر و قابل اطمینان تر ارزیابی ریسک و مدیریت ریسک خواهد بود ، ضمن اینکه از مسیر به سمت نوآوری های جدید و پیشرفت های فنی اطمینان حاصل می کند.

استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 54 تاريخ : سه شنبه 15 فروردين 1402 ساعت: 17:03