کاهش طلا

ساخت وبلاگ

جنگ جهانی اول به طور موثری به استاندارد بین المللی طلای واقعی پایان داد. بیشتر ملل متعال ، تبدیل آزاد طلا را به حالت تعلیق درآوردند. ایالات متحده ، حتی پس از ورود به جنگ ، قابل تبدیل را حفظ کرد اما صادرات طلا را تحریم کرد. برای چند سال پس از پایان جنگ ، بیشتر کشورها استانداردهای کاغذی غیرقانونی را داشتند - در غیر اینصورت که پول کاغذی قابل تبدیل به طلا یا نقره نبود. نرخ ارز بین هر دو ارز ، نرخ بازار بود که هر از گاهی نوسان می کرد. این به عنوان یک پدیده موقت ، مانند تعلیق انگلیس از پرداخت طلا در دوره ناپلئونی یا تعلیق ایالات متحده در دوره جنگ داخلی در نظر گرفته شد (به جنبش گرین بک مراجعه کنید). هدف عالی ترمیم استاندارد طلای قبل از جنگ بود. از آنجا که سطح قیمت در تمام کشورها در طول جنگ افزایش یافته بود ، کشورها برای بازگرداندن استاندارد طلا مجبور به انتخاب تورم یا کاهش ارزش بودند. این تلاش بر تحولات پولی در دهه 1920 حاکم بود.

انگلیس ، که هنوز یک قدرت بزرگ مالی بود ، تورم را انتخاب کرد. وینستون چرچیل ، صدراعظم Exchequer در سال 1925 ، تصمیم به پیروی از نظر مالی غالب و اتخاذ برابری پیش از جنگ (یعنی ، یک استرلینگ پوند را بار دیگر به عنوان برابر با 123. 274 دانه طلا 11/12 جریمه تعریف کرد). این نرخ ارز را ایجاد کرد که با قیمت های موجود در انگلیس ، پوند را بیش از حد ارزیابی کرد و به همین ترتیب تمایل به تولید جریان طلا داشت ، به خصوص پس از آنکه فرانسه کاهش ارزش را انتخاب کرد و در سال 1928 با برابری که از فرانک کم ارزش داشت ، به طلا بازگشت. تا سال 1929 ارزهای مهم جهان و بیشتر موارد مهمتر ، دوباره با طلا در ارتباط بودند.

با این حال ، استاندارد طلایی که ترمیم شد ، فریادی از استاندارد طلای پیش از جنگ بود. تأسیس سیستم فدرال رزرو در ایالات متحده در سال 1913 پیوند دیگری را در مکانیسم بین المللی جریان بین المللی معرفی کرد. این مکانیسم دیگر به طور خودکار کار نمی کند. این تنها درصورتی عمل می کرد که فدرال رزرو تصمیم به انجام این کار کند ، و فدرال رزرو چنین انتخاب نکرد. برای جلوگیری از افزایش قیمت های داخلی ، تأثیر آن بر مقدار پول ناشی از افزایش طلا جبران می شود.(در واقع اثر پولی را "استریل" کرد.)

فرانسه نیز انتخاب مشابهی داشت. با کاهش ارزش فرانک، طلا به فرانسه سرازیر شد. دولت فرانسه ارزهای خارجی را به طلا فروخت و طلا را از بریتانیا و سایر کشورهای استاندارد طلا خارج کرد. دو کشور دریافت کننده طلا، ایالات متحده و فرانسه، اجازه ندادند ورودی طلا سطح قیمت خود را افزایش دهد. کشورهایی که طلای خود را از دست دادند، مجبور به کاهش تورم شدند. بنابراین، استاندارد مبادله طلا باعث کاهش تورم و بیکاری در بیشتر اقتصاد جهان شد. در تابستان 1929، رکود اقتصادی در بریتانیا و آلمان در جریان بود. در ماه اوت، ایالات متحده به رکود اقتصادی پیوست که به رکود بزرگ تبدیل شد.

در سال 1931 ژاپن و بریتانیا استاندارد طلا را ترک کردند و پس از آن کشورهای اسکاندیناوی و بسیاری از کشورهای امپراتوری بریتانیا از جمله کانادا قرار گرفتند. ایالات متحده پس از آن در سال 1933، قیمت دلار ثابت اما بالاتر را برای طلا، 35 دلار در هر اونس در ژانویه 1934 بازگرداند، اما شهروندان آمریکایی را از داشتن طلا منع کرد. فرانسه، سوئیس، ایتالیا و بلژیک در سال 1936 استاندارد طلا را ترک کردند. اگرچه در آن زمان مشخص نبود، اما این پایان استاندارد طلا بود.

سیستم برتون وودز

در طول جنگ جهانی دوم، بریتانیا و ایالات متحده نظام پولی پس از جنگ را ترسیم کردند. طرح آنها که توسط بیش از 40 کشور در کنفرانس برتون وودز در ژوئیه 1944 تصویب شد، با هدف اصلاح کمبودهای درک شده استاندارد مبادلات طلای بین جنگ ها انجام شد. اینها شامل نوسانات نرخ ارز شناور، انعطاف ناپذیری نرخهای ارز ثابت، و اتکا به مکانیزم تعدیل برای کشورهایی با مازاد پرداخت یا کسری بود. این مشکلات اغلب با رکود و کاهش تورم در کشورهای با کسری بودجه همراه با توسعه و تورم در کشورهای مازاد حل شد. توافق حاصل از کنفرانس منجر به ایجاد صندوق بین المللی پول (IMF) شد که کشورها با پرداخت حق اشتراک به آن ملحق شدند. اعضا توافق کردند که سیستمی از نرخ های ارز ثابت اما قابل تنظیم را حفظ کنند. کشورهایی که دارای کسری پرداخت هستند می توانند از صندوق وام بگیرند، در حالی که کشورهایی که مازاد دارند وام می دهند. در صورت تداوم کسری یا مازاد، توافق تغییراتی را در نرخ ارز پیش بینی می کرد. صندوق بین المللی پول در سال 1947 فعالیت خود را آغاز کرد و دلار آمریکا به عنوان ارز ذخیره صندوق و قیمت طلا در هر اونس 35 دلار تعیین شد. ایالات متحده موافقت کرد که این قیمت را با خرید یا فروش طلا حفظ کند.

بهبودی پس از جنگ ، تورم پایین ، رشد تجارت و پرداخت و ایجاد ذخایر بین المللی در کشورهای صنعتی اجازه داد که سیستم جدید در اواخر سال 1958 به کار کامل برسد. اگرچه یک کراوات جلیقه ای با طلا با قیمت طلا 35 دلار باقی مانده استدر هر اونس ، سیستم برتون وودز اساساً اقتصادهای بازار جهان را بر اساس استاندارد دلار قرار داده است-به عبارت دیگر ، دلار آمریكا به عنوان ارز اصلی جهان عمل می كرد و كشورها بیشتر ذخایر خود را در اوراق بهادار دلار با بهره نگه می داشتند.

این دلار حتی در تجارت بین کشورهایی غیر از ایالات متحده ، بیشترین استفاده از ارز در تجارت بین المللی شد. این واحدی بود که در آن کشورها نرخ ارز خود را ابراز کردند. کشورها با خرید و فروش دلار آمریکا نرخ ارز رسمی خود را حفظ کردند و دلار به عنوان ارز اصلی ذخیره خود برای این منظور نگه داشتند. وجود یک استاندارد دلار مانع از تغییر نرخ ارز خود سایر کشورها نمی شود ، درست همانطور که استاندارد طلا مانع از کاهش ارزش ارزهای دیگر یا "قدردانی" از نظر طلا نمی شود. با این حال ، با این حال ، قیمت ثابت طلا برای حفظ ایالات متحده به طور فزاینده ای دشوار شد. بسیاری از کشورها ارزهای خود را از جمله قدرتهای عمده اقتصادی مانند انگلستان (در سال 1967) ، آلمان و فرانسه (هر دو در سال 1969) کاهش دادند یا از آن استفاده کردند. با این وجود ، ایالات متحده در تعیین نرخ ارز خود یا موقعیت مانده پرداخت خود آزاد نبود. گسترش پولی در ایالات متحده ذخایر سایر کشورها را فراهم می کند. انقباض پولی ذخایر جذب شده. بانک های مرکزی می توانند دلار را به طلا تبدیل کنند و آنها به ویژه در سالهای اولیه این کار را کردند. از آنجا که سهام دلارهایی که توسط بانکهای مرکزی در خارج از ایالات متحده افزایش یافته و سهام طلای ایالات متحده افزایش یافته است ، ایالات متحده نمی تواند تعهد خود را برای تبدیل طلا به دلار با نرخ ثابت 35 دلار در هر اونس احترام بگذارد. سیستم برتون وودز از نرخ ارز ثابت محکوم به نظر می رسد. دولت ها و بانک های مرکزی سالها تلاش کردند تا راهی برای تمدید زندگی خود پیدا کنند ، اما آنها نتوانستند در مورد راه حل توافق کنند. پایان در 15 آگوست 1971 ، هنگامی که Pres. ریچارد م. نیکسون اعلام کرد که ایالات متحده دیگر طلا را نمی فروشد.

استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 41 تاريخ : سه شنبه 15 فروردين 1402 ساعت: 19:42