برنامه ریزی مالی به عنوان "برنامه نویسی پیشرفته کلیه برنامه های مدیریت مالی و ادغام و هماهنگی این برنامه ها با برنامه های عملیاتی شرکت تعریف شده است."به سختی هیچ جنبه ای از تجارت وجود ندارد که هم نیاز مالی و هم عواقب مالی نداشته باشد. برنامه ریزی مالی با هر دو منبع و استفاده از وجوه سروکار دارد.
باید شخصی در این شرکت وجود داشته باشد که این الزامات و پیامدها را با هم جمع کند ، بررسی کند ، تجزیه و تحلیل کند و برنامه ریزی کند. شخصی که تمام این کارها را انجام می دهد ، کسی است که مدیر اجرایی مسئول امور مالی شرکت است. مهم نیست که با هر نام یا نامگذاری او نامیده شود.
برنامه ریزی مالی شامل موارد زیر است:
1. تعیین منابع مالی مورد نیاز برای تحقق برنامه عملیاتی شرکت.
2. برای اینكه با تولید وجوه داخلی توسط شركت و چقدر از خارج از شركت به دست بیاید ، چقدر از این الزامات برآورده می شود.
3. برای تهیه بهترین برنامه های ممکن برای به دست آوردن بودجه مورد نیاز از منابع خارجی.
4- ایجاد و نگهداری سیستم کنترل مالی برای حاکمیت تخصیص و استفاده از وجوه.
5- تدوین برنامه ای برای ارائه مؤثرترین روابط بین سودآوری محصول.
6. به تجزیه و تحلیل نتایج مالی کلیه عملیات.
7. برای گزارش این حقایق مورد تجزیه و تحلیل به مدیریت عالی شرکت.
8- ارائه توصیه های مربوط به عملیات آینده.
2. نیاز به برنامه ریزی مالی
برنامه ریزی مالی یک فرایند مالی اساسی و قابل توجه است. تمام جنبه های برنامه های مالی-کوتاه مدت ، میان مدت و بلند مدت-بر ظرفیت درآمد ، سودآوری و پرداخت بدهی در مورد تجارت تأثیر می گذارد.
برنامه ریزی مالی منطقی کلید تجارت موفق است. با توجه به ماهیت پیچیده شرکت تجاری امروز ، مدیریت تأکید زیادی بر برنامه ریزی مالی می کند.
برای موفقیت و پیشرفت هر نهاد شرکتی ، ضروری است که از منابع موجود به روشی بهینه استفاده شود و تا آنجا که ممکن است سرمایه نباید سوء استفاده شود.
این امر فقط در شرایطی امکان پذیر است که برآوردهای صحیح از نیازهای سرمایه فعلی و آینده از طریق برنامه ریزی مالی انجام شود. عقلانیت بیشتر در این تخمین ها است. کمتر احتمال مشکلات سرمایه بیش از حد یا سرمایه ناکافی خواهد بود.
تاریخ نشان می دهد که بسیاری از نگرانی های تجاری در سال های گذشته صرفاً به این دلیل که برنامه ریزی مالی آنها معیوب بود، با شکست مواجه شدند. برنامه ریزی معیوب برآورد صحیح سرمایه مورد نیاز را تضمین نمی کند.
در نتیجه، یا نگرانی از بودجه کافی بر اساس نیازها استفاده نمی کند یا از وجوه بیش از حد استفاده می کند که منجر به سوء استفاده / اتلاف وجوه می شود. در هر دو مورد، سودآوری شرکت تحت تأثیر نامطلوب قرار می گیرد.
به همین ترتیب، برنامه ریزی مالی نیز به عنوان راهنما در طراحی ساختار سرمایه عمل می کند. هنگام تصمیم گیری نسبت/نسبت اوراق بهادار مختلف در کل سرمایه مورد نیاز، مدیران اجرایی مالی باید ساختار سرمایه ای را در نظر بگیرند که در آن هزینه سرمایه حداقل بدون ریسک اضافی باشد. حتی یک پیش فرض جزئی در این زمینه ممکن است در بلندمدت برای نگرانی کشنده باشد.
موفقیت یک نگرانی تجاری تا حد زیادی به برنامه ریزی مالی جامع بستگی دارد. تمام برنامه های مربوط به ارتقاء، گسترش و توسعه آینده تنها به سلامت برنامه ریزی مالی بستگی دارد.
به طور کلی نیاز و اهمیت برنامه ریزی مالی به عوامل زیر بستگی دارد:
(i) ارتقاء موفقیت آمیز تجارت،
(ii) موفقیت کل شرکت،
(iii) اقتصاد و هماهنگی در عملیات،
(IV) حفظ سرمایه،
(v) گسترش و توسعه تجارت،
(vi) تغییرات در سطح قیمت، و
(vii) نقدینگی کافی در تجارت.
از بحث فوق می توان استنباط کرد که برنامه ریزی مالی ابزاری ضروری برای موفقیت طرح های مختلف از برنامه های ترویجی تا توسعه و توسعه و همچنین برای عملیات اقتصادی فعالیت های مختلف واحد تجاری است.
یک مزیت دیگر در قالب بازگشت منصفانه و کافی سرمایه سرمایه گذاری شده است. J. Batty دارای مقدار کافی وجه نقد و جریان های مستمر آن در تجارت است.
بنگاه تجاری باید هر لحظه بتواند تعهدات خود را بپردازد، خواه بحث گسترش باشد یا فضای رقابتی و یا تولید محصول جدید و یا بحث نوسازی. شرکت به منابع مالی نیاز دارد و برای ایجاد تمهیدات مالی کافی در زمان مناسب، برنامه ریزی مالی ضروری است.
3. اهداف برنامه ریزی مالی
اهداف اصلی برنامه ریزی مالی عبارتند از:
(1) در دسترس قرار دادن وجوه کافی برای تجارت به نحوی که بتوان از آنها تا حد مطلوب استفاده کرد.
(2) جمع آوری وجوه در زمانی که هزینه سرمایه حداقل است با در نظر گرفتن سرمایه گذارانی که مایل به تحمل ریسک هستند.
(3) ایجاد انعطاف پذیری در برنامه ریزی به گونه ای که می توان با تغییر شرایط در ساختار سرمایه ایجاد کرد.
(4) برای ساده سازی برنامه مالی با توجه به اهداف برنامه.
این اهداف به عنوان معیارهایی بر اساس آن می توان تصمیمات مالی ارزیابی کرد. کدام شیء از اهمیت بیشتری برخوردار است و از اهمیت کمتری برخوردار است ، به شرایط واقعی بستگی دارد. برنامه مالی باید هر از گاهی ارزیابی شود تا تعادل در اهداف اصلی آن حفظ شود.
4- ویژگی های یک برنامه مالی سالم
برنامه مالی یک تجارت باید با دقت تهیه شود زیرا دستیابی به اهداف تجاری و موفقیت بلند مدت آن به برنامه مالی به همراه سایر عوامل بستگی دارد.
اصل اساسی یک برنامه مالی باید در دسترس بودن مالی کافی برای فعالیت های تجاری از یک سو و استفاده سودآور از بودجه موجود از طرف دیگر باشد.
یک برنامه مالی سالم باید بر اساس ویژگی های زیر باشد:
(1) سادگی:
برنامه مالی تجارت باید پیش بینی شود. این باید نه تنها الزامات فعلی تجارت بلکه در آینده را نیز در نظر بگیرد. این امر باید مقرر داشته باشد تا الزامات سرمایه ثابت و در گردش را برآورده سازد.
این باید با توجه به تغییرات تکنولوژیکی ، تغییرات تقاضا ، در دسترس بودن منابع و سایر عوامل آماده شود.
(2) استفاده فشرده:
برنامه های مالی باید استفاده فشرده از کلیه منابع موجود در امور مالی را امکان پذیر کند. سوء استفاده از سرمایه باعث کاهش سودآوری تجارت می شود. باید تعادل بین امور مالی بلند مدت و کوتاه مدت تجارت وجود داشته باشد. این امکان وجود دارد که نیازهای سرمایه به درستی تخمین زده شود و از کنترل مالی استفاده شود.
(3) انعطاف پذیری:
برنامه مالی شرکت نیز باید انعطاف پذیر باشد. این باید به گونه ای باشد که در مورد تغییرات در محدوده مشاغل و شرایط دیگر مانند رکود اقتصادی ، زمان رونق و غیره تنظیمات لازم را انجام دهد. برنامه های مالی باید به گونه ای تهیه شودهزینه های ثابت.
(4) نقدینگی:
برنامه مالی باید به گونه ای تهیه شود که نقدینگی لازم را حفظ کند. نقدینگی به معنای ظرفیت تجارت برای پرداخت هزینه های عملیاتی و سایر بدهی های کوتاه مدت در زمان است.
برای راه اندازی موفقیت آمیز کسب و کار، پرداخت به موقع طلبکاران ضروری است. در صورت عدم وجود نقدینگی، کسب و کار قادر به پرداخت به موقع بدهی های خود نخواهد بود و در نتیجه بر سرقفلی شرکت تأثیر نامطلوبی می گذارد.
(5) اقتصادی:
برنامه مالی باید به کاهش هزینه های مختلف در مورد مسائل سرمایه مانند پورسانت پذیره نویسی، دلالی، تخفیف، هزینه های چاپ و غیره کمک کند. متوسط هزینه سرمایه نیز باید حداقل باشد. بار هزینه های ثابت نیز باید حداقل باشد. این زمانی امکان پذیر است که تعادل مناسب بین وجوه بدهی و سرمایه متعلق به آن حفظ شود.
(6) موارد احتمالی:
طرح مالی یک کسب و کار نیز باید با در نظر گرفتن موارد احتمالی کسب و کار تهیه شود. این حوادث غیرمترقبه باید پیش بینی شود و بودجه کافی برای مقابله با آن در نظر گرفته شود.
(7) یکنواختی:
برنامه مالی باید مطابق با ساختار سازمانی شرکت تهیه شود.
(8) در دسترس بودن:
هنگام تعیین برنامه مالی، منابع مالی باید مشخص شود که می تواند در عمل در دسترس بودن وجوه کمک کند.
5. عناصر اصلی
عناصر اصلی برنامه ریزی مالی به شرح زیر است:
یک تحلیل نهایی از تعریف ارائه شده توسط واکر و باگن، نشان می دهد که سه عنصر / مؤلفه اصلی برنامه ریزی مالی وجود دارد:
1. تعیین اهداف مالی،
2. تدوین سیاست های مالی، و
3. توسعه رویه های مالی.
1. تعیین اهداف مالی:
اولین عنصر برنامه ریزی مالی، تعیین اهداف مالی بلندمدت و کوتاه مدت شرکت است. این اهداف با اهداف اساسی شرکت مطابقت دارند و به عنوان راهنمای پرسنل درگیر در وظایف مالی عمل می کنند. اهداف مالی بلندمدت از نظر استفاده حداکثری، کارآمد و اقتصادی از عوامل تولید است.
حداکثر استفاده از تمامی عوامل تولید به جز سرمایه زمانی امکان پذیر است که بنگاه به مقدار لازم، در زمان مناسب و با هزینه معقول، سرمایه را به دست آورد. ساختار سرمایه و سرمایه مناسب پس از در نظر گرفتن اهداف بلندمدت مالی تعیین و طراحی می شود.
اهداف کوتاه مدت شامل ترتیب پول نقد کافی برای هر فعالیت/عملکرد شرکت است. این امر مستلزم ترتیب سرمایه در گردش یا ورود و خروج وجوه است.
2. تدوین سیاست های مالی:
تدوین سیاست های مالی مطابق با اهداف مالی ، دومین عنصر برنامه ریزی مالی است. این سیاست ها توسط مدیران مختلفی که در بخش دارایی کار می کنند ، تدوین شده است. این باید به وضوح بیان شود زیرا چه سیاست هایی برای دستیابی به اهداف مالی باید اتخاذ شود.
به طور معمول ، چنین سیاست هایی با توجه به موارد زیر تدوین می شود:
(i) تعیین میزان مورد نیاز سرمایه ؛
(ب) برقراری رابطه بین ارائه دهندگان سرمایه و شرکت.
(iii) تعیین نسبت بین بدهی و سرمایه صاحبان (حقوق صاحبان سهام) ؛
(IV) انتخاب منابع سرمایه ؛
(v) توزیع یا دفع درآمد ؛
(vi) مدیریت سرمایه در گردش ؛وت
(vii) مدیریت انواع دارایی ها.
3. توسعه رویه های مالی:
به منظور اجرای سیاست های مالی تدوین شده مطابق با اهداف مالی ، توسعه رویه های مالی نیز ضروری است. بنابراین ، توسعه رویه مالی سومین عنصر برنامه ریزی مالی است.
تقسیم کارکردهای مختلف مالی در بخش های کوچکتر ، واگذاری آنها (با مسئولیت) به کارمندان ، ترتیب عملکرد مالی و کنترل و غیره ، در توسعه رویه های مالی گنجانده شده است.
تنظیم استانداردهای عملکرد و رسیدن به نتیجه صحیح با مقایسه عملکرد واقعی با استانداردها و بررسی همه اختلافات نیز به عناصر برنامه ریزی مالی تبدیل شده است.
کوهن و رابینز بر این عقیده هستند که برنامه ریزی مالی باید:
من. منابع مالی مورد نیاز برای دیدار با برنامه عملیاتی شرکت را تعیین کنید.
II. پیش بینی کنید که تا چه اندازه این الزامات با تولید وجوه داخلی برآورده می شوند و تا چه اندازه از منابع خارجی برآورده می شوند.
iiiبهترین برنامه ها را برای به دست آوردن صندوق های خارجی مورد نیاز تهیه کنید.
IVایجاد و نگهداری سیستم کنترل مالی حاکم بر تخصیص و استفاده از وجوه.
v. برنامه هایی را برای ارائه مؤثرترین روابط با حجم سود و حجم ارائه می دهد.
viتجزیه و تحلیل نتایج مالی عملیات ؛وت
viiحقایق را به مدیریت عالی گزارش دهید و در مورد عملکردهای آینده شرکت توصیه هایی را ارائه دهید.
6. مؤلفه های برنامه ریزی مالی
با توجه به نظرات رابین و کوهن ، یک برنامه مالی باید از سه مؤلفه تشکیل شود ، یعنی:
(الف) برنامه ریزی ساختار سرمایه - شامل افزایش اشکال مختلف سرمایه یعنی بدهی و مخلوط سهام (معروف به تصمیم مخلوط سرمایه)
(ب) برنامه ریزی مخارج سرمایه - با سرمایه گذاری ارزیابی پروژه سرمایه بر دارایی های ثابت و دارایی های جاری (به عنوان تصمیم ترکیب دارایی شناخته می شود) سروکار دارد.
(ج) تجزیه و تحلیل جریان نقدی - به ارزیابی ارزش فعلی جریان های نقدی ورودی و خروجی نقدی برای تعیین هزینه-فایده سرمایه گذاری در پروژه های مختلف می پردازد.
7. انواع برنامه ریزی مالی
بر اساس زمان، برنامه های مالی می تواند کوتاه مدت، میان مدت یا بلند مدت باشد.
(1) برنامه ریزی مالی کوتاه مدت:
برنامه های مالی که معمولاً برای یک دوره یک ساله تهیه می شوند، برنامه های مالی کوتاه مدت نامیده می شوند. برنامه های مالی کوتاه مدت برای استفاده بهینه از سرمایه در گردش تهیه می شود. با کمک آن کل سرمایه در گردش و منابع مختلف آن و ... مشخص می شود.
هدف اصلی یک برنامه مالی کوتاه مدت حفظ نقدینگی کسب و کار است. در ذیل آن، بودجه های مختلفی مانند بودجه فروش، بودجه نقدی، صورت سود و زیان پیش بینی شده، صورت جریان وجوه نقد و ... تهیه می شود.
(2) برنامه ریزی مالی میان مدت:
به برنامه هایی که بیش از یک سال اما کمتر از پنج یا هفت سال تهیه می شود، برنامه های مالی میان مدت می گویند. برنامه مالی میان مدت بودجه میان مدت را برای کسب و کار فراهم می کند.
وجوه میان مدت برای جایگزینی دارایی ها، خرید تجهیزات و ابزار اضافی، تعمیرات اساسی دارایی ها، فعالیت های تحقیق و توسعه و برآورده کردن الزامات ویژه سرمایه در گردش اضافی مورد نیاز است.
(3) برنامه ریزی مالی بلند مدت:
برنامه مالی که تقریباً برای 5 تا 7 سال یا بیشتر تهیه می شود، برنامه مالی بلندمدت نامیده می شود. برنامه مالی بلندمدت برای تحقق اهداف بلند مدت کسب و کار آماده شده است.
برنامه ها و سیاست های مربوط به سرمایه گذاری، ساختار سرمایه، جایگزینی دارایی های ثابت و گسترش و رشد کسب و کار تحت پوشش آن است.
8. مراحل فرآیند برنامه ریزی مالی
برای اهداف برنامه ریزی مالی، یک سازمان باید مراحل زیر را انجام دهد:
(1) تعیین اهداف مالی:
برای ایجاد یک برنامه مالی موثر، ابتدا باید هدف مالی شرکت تعیین شود. اهداف مالی یک کسب و کار به تعیین خط مشی ها و رویه ها کمک می کند. در شرایط متغیر، کسب و کار باید اهداف کوتاه مدت و بلندمدت خود را در زمان حال تعیین کند.
اهداف کوتاه مدت باید به گونه ای تعیین شود که در دستیابی به اهداف بلند مدت کمک کنند. اهداف باید واضح و مشخص باشد تا بتوان از آنها به عنوان دستورالعمل مدیران استفاده کرد و فعالیت های سازمان می تواند به روشی سازمان یافته و هماهنگ انجام شود.
هدف مالی بلند مدت تجارت باید بر استفاده حداکثر و اقتصادی از منابع مالی تأکید کند تا ارزش دارایی ها به حداکثر برسد. نقدینگی وجوه فقط در صورت حفظ پول کافی برای هر معامله حفظ می شود. برای این منظور ، نیاز به مدیریت مؤثر سرمایه در گردش وجود دارد.
(2) تدوین سیاست های مالی:
تدوین سیاست ها دومین مرحله در برنامه ریزی مالی است. این سیاست ها به عنوان دستورالعمل تهیه وجوه ، استفاده و کنترل آنها عمل می کنند. اینها در دستیابی به اهداف مالی کمک می کند. سیاست ها باید بر اساس اهداف از پیش تعیین شده و عملی باشد تا بتوانند به راحتی و مؤثر اجرا شوند.
این سیاست ها باید در سطح عالی مدیریت تعیین شود. به طور معمول توصیه های یک مدیر مالی در تعیین سیاست ها جستجو می شود و نقش وی تعیین کننده است. این سیاست ها می تواند مربوط به تعیین ساختار سرمایه ، سرمایه ، منابع وجوه ، تحقق بدهی ، مدیریت سرمایه ، توزیع سود ، مدیریت سرمایه در گردش ، مدیریت موجودی و غیره باشد.
(3) توسعه رویه های مالی:
برای اجرای سیاست ها ، لازم است که رویه های مالی دقیق مشخص شود که کلیه قوانین و قانون های فرعی را توضیح می دهد. زیردستان می دانند که چه کاری باید انجام دهند و چگونه باید این کار را انجام دهند. عملکرد را می توان به طور مؤثر تعیین کرد. این کارآیی کارمندان را افزایش می دهد و می توان وظایف آنها را هماهنگ کرد.
به منظور اجرای اهداف ، سیاست ها و برنامه ها از پیش تعیین شده و کنترل انحرافات ، کنترل مالی تحت برنامه مالی ضروری است. برای این منظور ، یک سیستم کنترل بودجه و کنترل هزینه اتخاذ شده است.
در زیر آن ، استانداردها برای عملکرد مالی تعیین می شوند. عملکرد واقعی با استانداردها برای تعیین انحرافات و دلایل آنها مقایسه می شود. تلاش برای جلوگیری از انحراف انجام می شود.
(4) تهیه برنامه مالی:
در این فرآیند، کل سرمایه مورد نیاز تعیین می شود. به آن سرمایه گذاری می گویند. برای تعیین میزان سرمایه، دارایی های ثابت، دارایی های جاری، هزینه های اولیه و سایر هزینه ها تعیین می شود تا برآورد صحیح وجوه لازم انجام شود.
پس از تعیین کل نیازهای صندوق، مشخص می شود که منابع مالی به چه نسبتی از منابع مختلف تامین می شود. ساختار سرمایه نامیده می شود.
(5) بررسی برنامه ریزی مالی:
برنامه ریزی مالی یک فرآیند مستمر کسب و کار است. اهداف مالی، سیاست ها، رویه ها، سرمایه و ساختار سرمایه باید با توجه به تغییر شرایط داخلی و خارجی اصلاح شود.
9. عوامل مؤثر بر برنامه ریزی مالی
درک جنبه های محیط کسب و کار برای مدیران مالی مهم است زیرا می تواند بر شرکت و عملیات آن تأثیر بگذارد. قبل از تهیه پیش نویس برنامه های مالی، درک محیط کسب و کار برای کشف فرصت ها و تهدیدهایی که در حال تحول هستند و باید توسط شرکت مورد توجه قرار گیرد، ضروری است.
عوامل بیرونی و درونی زمینه ای را برای مدیران فراهم می کند تا بودجه ای را ایجاد کنند که همگام با برنامه ریزی مالی عمل می کند. موارد زیر عوامل کلیدی هستند که باید در هنگام تدوین و اجرای یک برنامه مالی در نظر گرفته شوند.
1. ماهیت کسب و کار:
ماهیت کسب و کار یک سازمان مستقیماً بر نیازهای صندوق تأثیر می گذارد، به عنوان مثال صنایع تولیدی به سرمایه گذاری بزرگ در کارخانه، ماشین آلات، انبارها و سایر موارد نیاز دارند. در حالی که، نگرانی های تجاری نیاز به سرمایه گذاری نسبتا کمتری در چنین دارایی هایی دارند.
این دارایی ها همچنان به تولید درآمد و سود در مدت زمان طولانی ادامه می دهند. همچنین وجوهی که یک بار در دارایی های ثابت سرمایه گذاری می شوند قابل برداشت و استفاده دیگر نیستند.
2. ریسک پذیری:
ریسک پذیری به سطح ریسکی اشاره دارد که یک سازمان مایل است در مسیر عادی کسب و کار خود متعهد شود. این نشان دهنده تعادل بین مزایای بالقوه اقدامات جدیدی است که یک سازمان تجاری انجام می دهد و تهدیدهایی که تغییر ناگزیر به همراه دارد.
هیئت مدیره هنگام تصمیم گیری در مورد ریسک پذیری برای هر دسته از ریسک در برنامه مالی خود، باید ظرفیت ریسک شرکت را در نظر بگیرد. این شامل میزان و نوع ریسکی است که می تواند در تعقیب اهداف تجاری خود با در نظر گرفتن ساختار سرمایه و دسترسی به بازارهای مالی از آن حمایت کند.
3. سمت شرکت:
موقعیت شرکت متضمن سهم بازار، حسن نیت، شهرت مدیریت و عملکرد مالی شرکت تجاری است.
اگر یک شرکت در موقعیت خوبی باشد، جمع آوری سرمایه از منابع مختلف برایش آسان می شود، علاوه بر این، می تواند به راحتی از تسهیلات اعتباری تامین کنندگان مختلف استفاده کند. بنابراین یک مدیر مالی باید موقعیت شرکت را قبل از تدوین یک برنامه مالی ارزیابی کند.
4. مطالعه بازارهای مالی:
کسب و کارها اغلب برای تامین مالی مورد نیاز سرمایه ثابت و در گردش خود نیاز به افزایش سرمایه دارند، بنابراین باید یک مطالعه تطبیقی برای مطالعه انتقادی منابع مختلف مالی انجام شود.
وجوه را می توان از طریق بازارهای مالی به دست آورد، تالارهای سازماندهی شده که در آن عرضه کنندگان و متقاضیان انواع مختلف وجوه می توانند معاملات انجام دهند.
بازارهای مالی انواع مختلفی از تامین مالی را برای برآوردن نیازهای سازمان ارائه می دهند. بنابراین مطالعه بازار مالی برای ایجاد تعادل بین هزینه و ریسک موجود در تصمیمات تامین مالی و تاثیر آن بر سودآوری ضروری است.
5. شرایط اقتصادی:
شرایط اقتصادی به معنای وضعیت اقتصادی است که توسط عوامل متعدد اقتصاد کلان و خرد از جمله سیاست های پولی و مالی، وضعیت اقتصاد جهانی، سطح بیکاری، بهره وری، نرخ ارز، تورم، چرخه های تجاری و غیره به عنوان یک اقتصاد تعیین می شود. از طریق انبساط و انقباض می گذرد.
شرایط اقتصادی زمانی که اقتصاد در حال گسترش است سالم یا مثبت در نظر گرفته می شود و زمانی که اقتصاد در حال انقباض است نامطلوب یا منفی در نظر گرفته می شود. این عوامل خرد و کلان اقتصادی بر عملکرد یک شرکت تجاری تأثیر می گذارد، بنابراین باید با در نظر گرفتن این عوامل یک برنامه مالی طراحی شود.
6. برنامه های آینده:
بسیاری از سازمان ها برنامه های بلندپروازانه ای برای گسترش، تصاحب سهم بازار گسترده تر و همچنین بین المللی شدن دارند.
جاه طلبی آینده هر چه که باشد، اگر برنامه مالی اتخاذ شده نتواند سرمایه کافی برای برآورده کردن نیاز سرمایه ثابت و در نوسان را فراهم کند و به ویژه اگر نتواند تعهدات شرکت ها را بدون ایجاد قدرت درآمدی به عهده بگیرد، کسب و کار نمی تواند با موفقیت ادامه یابد..
از این رو فرض برنامه های آتی است که برنامه ریزی مالی برای موفقیت تمام تلاش های آتی سازمان بسیار ضروری است.
7. سیاست ها و کنترل دولت:
دولت ها قوانین و چارچوبی را ایجاد می کنند که در آن مشاغل فعالیت می کنند. هر از گاهی دولت این قوانین و چارچوب هایی را که مجبور به تغییر روش کار خود می کند ، تغییر می دهد.
به عنوان مثال نهادهای نظارتی دولتی مانند RBI و SEBI به طور دوره ای مقررات مربوط به صدور بدهی ها ، سهام ، پرداخت سود سهام ، ادغام و کسب و نرخ بهره و غیره. بنابراین ضمن تهیه برنامه های مالی ، مدیران مالی باید این سیاست ها را در نظر بگیرند.
شرکت ها بسته به نوع تجارت و اندازه آن ، نیازهای مختلفی برای برنامه ریزی و بودجه ریزی مالی خواهند داشت. برخی به برنامه های مالی دقیق ، با اهداف سلسله مراتبی و یک روند بودجه بندی سفت و سخت که مرتباً تأسیس و کنترل می شود ، نیاز دارند.
مشاغل کوچک و مستقل ممکن است فقط به یک برنامه استخوانهای برهنه نیاز داشته باشند تا جایی که امیدوارند بروند و چگونه آنها قصد دارند هزینه ها را برای ادامه کار در تجارت مدیریت کنند.
10. اهمیت برنامه ریزی مالی
موفقیت یک تجارت مبتنی بر این واقعیت است که چگونه برنامه ریزی مالی با دقت و پیش بینی شده انجام شده است. نوسازی ، توسعه و رشد آینده به صداقت برنامه ریزی مالی بستگی دارد.
اهمیت برنامه ریزی مالی را می توان به شرح زیر توضیح داد:
(1) استفاده بهینه از منابع:
برنامه ریزی مالی به استفاده بهینه از منابع کمک می کند زیرا این امر به درستی تخمین نیازهای سرمایه فعلی و آینده و جلوگیری از مشکلات سرمایه گذاری بیش از حد و کمبود سرمایه گذاری را تسهیل می کند.
موسسات تجاری مختلف فقط به دلیل برنامه های مالی اشتباه شکست می خورند. سرمایه اضافی و سرمایه کسری بیش از حد مورد نیاز مضر است. به دلیل برنامه ریزی مالی کارآمد ، بازده منصفانه در سرمایه می تواند حاصل شود.
(2) در ساختار سرمایه بهینه مفید است:
طبق برنامه مالی ، ساختار بهینه سرمایه قابل تعیین است. در سرمایه گذاری یک شرکت ، مؤلفه های مختلف منابع مالی به شکلی مخلوط می شوند تا هزینه سرمایه حداقل باشد و ارزش بنگاه حداکثر باشد.
(3) عملکرد کارآمد تجارت:
کارآیی فعالیت های تجارت مانند تولید ، بازاریابی و غیره به در دسترس بودن کافی وجوه بستگی دارد. برنامه ریزی مالی در تأمین بودجه کافی به موقع کمک می کند. در صورت عدم برنامه ریزی مالی ، مدیریت باید در سیاست ها و رویه ها تغییراتی ایجاد کند. این امر باعث از بین رفتن حسن نیت و منابع تجارت می شود.
(4) گسترش تجارت:
برنامه مالی به پیش بینی سرمایه مورد نیاز برای گسترش آینده تجارت کمک می کند. این به مبارزه با مشکلات مالی کمک می کند. رشد و گسترش بنگاهها به دلیل تغییر در شرایط داخلی و خارجی مورد نیاز است. برنامه ریزی پروژه تحت برنامه مالی بلند مدت انجام می شود.
(5) نقدینگی کافی:
نقدینگی مربوط به ظرفیت پرداخت بدهی تجارت در کوتاه مدت است. برای حفظ موقعیت نقدینگی ، وجوه مایع مورد نیاز است. در یک برنامه مالی ، تأمین بودجه کافی برای پرداخت این بدهی ها به موقع انجام می شود.
11. محدودیت های برنامه ریزی مالی
برنامه ریزی مالی بدون محدودیت نیست. این کار فقط در صورت غلبه بر آنها در هنگام تدوین آن کار می کند.
محدودیت های مهم این به شرح زیر است:
1. عدم پذیرش برنامه ها:
برنامه ها تصمیمات هستند و تصمیمات به حقایق نیاز دارند. واقعیت های مربوط به آینده وجود ندارد ، در نتیجه ، فرضیات مربوط به آینده باید جایگزین شود.
از آنجا که شرایط آینده را نمی توان به طور دقیق پیش بینی کرد ، سازگاری برنامه ها به طور جدی محدود است. این امر به ویژه در مورد برنامه هایی که چندین سال پیش پوشش می دهند صادق است ، زیرا قابلیت اطمینان پیش بینی با زمان کاهش می یابد.
2. عدم تمایل به مدیریت برای تغییر:
طرحی که پس از اتمام آن ، دلایل مختلفی برای مخالفت آن وجود دارد. اول ، برنامه های مربوط به مخارج سرمایه اغلب هزاران روپیه را شامل می شود ، و تعهدات مربوط به بودجه ماه ها پیش از آن انجام می شود و به راحتی قابل تغییر نیست.
ثانیاً علاوه بر تمهیدات قبلی در مورد سرمایه ، مدیریت اغلب تعهداتی را برای مواد اولیه و تجهیزات انجام می دهد و حتی قبل از زمان شروع برنامه ، برنامه های آموزشی را برای پرسنل شروع می کند.
این تعهدات ، در صورت شکسته شدن ، ممکن است منجر به مشکلات جدی شود. ثالثاً ، پرسنل مدیریت از نظر روانشناختی در برابر تغییر هستند و این باعث سفتی می شود.
3. عدم هماهنگی:
برنامه ریزی مالی بر هر عملکرد در سازمان تأثیر می گذارد و برای مؤثر بودن ، هر عملکرد باید برای اطمینان از سازگاری عمل هماهنگ شود. هماهنگی ضعیف همچنین محدود کننده و توالی وقایع را مختل می کند ، بنابراین این طرح را ناکارآمد می کند. بی احتیاطی از طرف مدیران اغلب برای برنامه ها مضر است.
4- سرمایه گذاری های سنگین در تجهیزات تخصصی:
تکامل مکانیکی باعث افزایش استفاده از ساختمانهای تخصصی ، ماشین آلات و تجهیزات شده است که منجر به افزایش میزان سرمایه گره خورده در دارایی های ثابت شده است. بسیاریبرنامه فعلی ممکن است برای شرایط موجود بهترین نباشد.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 56
تاريخ : سه
شنبه
15 فروردين
1402 ساعت: 19:57