طمع: چگونه خودخواهی اقتصادی به همه ما آسیب می رساند

ساخت وبلاگ

من یک ویرانگر شرکت ها نیستم. من یک رهایی بخش آنها هستم! نکته این است که خانم ها و آقایان، حرص و آز، به دلیل نبود کلمه بهتر، خوب است. حرص درست است، حرص کار می کند. حرص و طمع جوهره روح تکاملی را روشن می کند، برش می دهد و تسخیر می کند.»این سخنان گوردون گکو با بازی مایکل داگلاس در فیلم وال استریت 1987 است. پسر پوستر برای حرص و آز مهار نشده، بازتاب احساسات اقتصاددانان منطقی بازار آزاد است، که طمع را نه تنها جنبه اجتناب ناپذیر طبیعت انسان، بلکه در نهایت یک جنبه مطلوب می دانند.

همانطور که تئوری اقتصادی رایج (و در عین حال ساده) می گوید، حرص و طمع انگیزه رقابت را ایجاد می کند و رقابت برای رشد در یک بازار کارآمد ضروری است. با تمرکز بر منافع شخصی، افراد به طور مستقیم به خیر بزرگتر کمک می کنند. میلتون فریدمن، اقتصاددان فقید آمریکایی، از این ایدئولوژی طمع حمایت کرد و گفت: «جهان بر روی افرادی است که به دنبال منافع جداگانه خود هستند.»او پرسید: «آیا جامعه ای وجود دارد که شما می شناسید که با طمع کار نمی کند؟»هومو اکونومیکوس، موجودی منطقی و منفعت طلب که تئوری استاندارد اقتصادی را ارائه می کند، تنها تا حدی به نفع جامعه است که فایده خود را به حداکثر برساند.

با این حال طمع از نظر تاریخی شهرت بدی داشته است. حتی امروزه اکثریت قاطع مردم از رفتار حریصانه اجتناب می کنند. هنگامی که موقعیت هایی را در نظر می گیریم که منافع شخصی مالی به نفع افراد و جامعه است و در مواقعی که مانع آن می شود، موارد اولی کم و مورد دوم بسیار زیاد است. این باور که حرص و طمع به بازارها اجازه می دهد تا شکوفا شوند، به احتمال زیاد بازتابی از توانایی انسان خردمند در توجیه انگیزه های خودخواهانه ما است تا نسخه ای برای موفقیت اقتصادی. درک این واقعیت، همراه با درک بیشتر آسیب طمع، می تواند تا حد زیادی به کاهش رفتار خودخواهانه کمک کند.

"تو طمع نکن..." اگر به دوران باستان برگردیم، ایده طمع به عنوان گناه در طول تاریخ کاشته شده است. فیلسوفانی از سقراط و افلاطون گرفته تا دیوید هیوم و امانوئل کانت طمع را به عنوان یک نقض اخلاقی می دانستند که باید از آن اجتناب کرد و آن را محکوم کرد. پرودنتیوس، شاعر مسیحی رومی، طمع را در اوایل قرون وسطی ترسناک ترین رذیله به تصویر می کشد. و کتاب مقدس در درمان مفصل خود با این گناه، از جمله، فرمان دهم را بیان می کند: "به خانه همسایه خود طمع مکن، به زن همسایه خود، نه غلامش، نه کنیزش، نه گاو او را طمع مکن. الاغ او و هیچ چیز مال همسایه تو نیست.»

امروز ، به جای اینکه یک رویکرد کاملاً اخلاقی را اتخاذ کند ، بیشتر مخالفت با حرص و آز به نظر می رسد که از تأثیرات منفی آن بر دیگران ناشی می شود. به عنوان مثال ، وقتی مردم به هزینه دیگران موفق می شوند ، ناظران دفع می شوند. در مطالعه ای که در سال 1986 روانشناس دانیل کاننمن ، استاد برجسته در دانشگاه پرینستون منتشر شد ، و همکارانش نشان دادند که مصرف کنندگان از حمایت از شرکت هایی که به خاطر سود (از طریق افزایش قیمت ، از طریق افزایش قیمت) از مشتریان خود استفاده می کنند ، امتناع می ورزند. اخیراً ، در کارهای منتشر نشده ، امیت بهاتاچارجی ، اکنون در دانشکده تجارت Tuck در دارتموث ، و همکارانش در دانشگاه پنسیلوانیا گزارش دادند که مردم حتی در مورد سود صرفاً به دنبال مضر برای جامعه هستند. محققان دریافتند که بنگاه های سودآورتر به عنوان شایسته کمتر از برنده های خود ، کمتر در معرض رقابت و انگیزه بیشتری برای کسب درآمد صرف نظر از عواقب شناخته می شوند. علاوه بر این ، وقتی از آنها خواسته شد دو سازمان فرضی را که جدا از وضعیت "انتفاعی" یا "غیرانتفاعی" یکسان بودند ، مقایسه کنند ، مردم شرکت های انتفاعی را به عنوان کم ارزش تر و از نظر اجتماعی تر از افراد غیرانتفاعی درک می کردند. بنابراین ، درک حرص و آز به عنوان مضر به عمل صرف سودآوری گسترش می یابد ، که البته تنها راهی است که بازارهای سرمایه داری می توانند کار کنند.

این گریز از رفتار حریص و محور و سودآوری ممکن است مبتنی بر تمایل اساسی به انصاف باشد ، از جمله ، به عنوان مثال ، توزیع ثروت برابر تر. در مطالعه ای که در سال 2013 منتشر شد ، دانشجوی فارغ التحصیل جامعه شناسی Esra Burak از دانشگاه استنفورد نشان داد که 61 درصد از آمریکایی ها ادعا می کنند که بدون توجه به اینکه چقدر سخت کار کرده اند یا آنچه را که به دست آورده اند ، از جبران خسارت برای افراد بسیار بالا پشتیبانی می کنند. علاوه بر این ، در بازی های آزمایشگاهی که در آن از مردم خواسته می شود به یک جمع پول عمومی کمک کنند که بعداً در بین همه شرکت کنندگان تقسیم شود ، بازیکنان به راحتی کسانی را که حرص و حصیر به منابع خود می پردازند مجازات می کنند. آنها مدافعان را کنترل می کنند و حتی در هنگام بازگرداندن انصاف با هزینه مالی شخصی انجام می دهند.

با این حال همه در سرکوب حرص و آز ارزش نمی یابند. در مجموعه ای از مطالعات منتشر شده در سال 2011 ، استاد رفتار سازمانی لانگ وانگ از دانشگاه سیتی هنگ کنگ و همکارانش دانشجویان را در "بازی دیکتاتور" بازی می کردند ، که در آن به شرکت کنندگان مبلغ پولی اعطا می شود که می توانند در بین خودشان تقسیم شوند وشریک ناشناس به هر طریقی که آنها انتخاب می کنند. محققان دریافتند که هرچه دانش آموز بیشتر اقتصاد را مطالعه کرده باشد ، پول بیشتری برای خودش نگه داشته و احتمال اینکه فرد از نظر انصاف توضیحات خود را توضیح دهد ، کمتر احتمال دارد. در یک مطالعه دوم ، دانش آموزان در مورد رفتار حریص گذشته خود به صورت کتبی تأمل کردند ، به طور کلی اخلاق حرص و آز را ارزیابی کردند و سعی کردند حرص و طمع را به قول خودشان تعریف کنند. با هر سه اقدام ، هرچه دانش آموزان بیشتری در اقتصاد تحصیل می کردند ، حرص و طمع مثبت بیشتری می دیدند. و همانطور که یک آزمایش سوم نشان داد ، حتی فقط اشاره ای به قرار گرفتن در معرض نظریه اقتصادی می تواند مردم را از فضیلت های حرص و آز و حریص متقاعد کند. محققان دریافتند که دانشجویان بدون آموزش قبلی درست پس از خواندن بیانیه ای در مورد مزایای اقتصادی منافع شخصی ، نظرات مثبت تری درباره حرص و آز داشتند.

رقابت خورنده اگرچه ممکن است به راحتی از این عقلانیت های مناسب برخوردار شویم ، اما توجیه اقتصادی برای حرص و آز با این وجود کوتاه بین است. رقابت وحشیانه ممکن است گاهی اوقات منجر به نتایج بهینه بازار شود ، اما می تواند عوارض جانبی مضر داشته باشد. در مورد رقابت در ورزش فکر کنید. در نگاه اول ، به نظر می رسد که درایو بهترین دستاوردهای انسانی را به ارتفاعات جدید سوق می دهد. رکوردهای جهانی فراتر رفته و مدال آوران المپیک دیروز در مقایسه با قهرمانان امروز کم رنگ هستند. با این حال فداکاری شدید هزینه دارد. ممکن است ورزشکاران وقت کافی را با دوستان و خانواده های خود نگذارند ، یا ممکن است سلامت طولانی مدت خود را فدا کنند تا در کوتاه مدت عملکرد بهتری داشته باشند-با استفاده از بدن خود یا مصرف داروهای تقویت کننده عملکرد مانند استروئیدها.

عواقب حرص و آز بدون بررسی نیز می تواند به جامعه بیفتد. در کتاب خود در سال 2011 با عنوان "اقتصاد داروین" ، اقتصاددان رابرت اچ. فرانک از دانشگاه کرنل برخی از تأثیرات فاجعه بار اجازه اجرای رقابت را تشریح می کند. به عنوان مثال ، همسایگان را برای وضعیت اجتماعی در نظر بگیرید. هرکدام سعی می کنند دیگران را در خارج از خانه بیرون بیاورند و یک ماشین کمی فلش تر ، استخر بزرگتر یا کوره گران تر خریداری کنند. هنگامی که جو جونز در پایین بلوک یک سینمای خانگی ایجاد می کند و جین اسمیت در خیابان یک آمفی تئاتر 3 بعدی نصب می کند ، دیگر از تلویزیون صفحه نمایش بی نظیر خود راضی نخواهید بود. ما به سادگی سعی نمی کنیم تا با جونز کنار بیاییم ، سعی می کنیم از آنها پیشی بگیریم - از آنچه که فرانک "آبشارهای هزینه" می نامد. یعنی هزینه های بالا توسط افراد برتر ، نقطه مرجع را برای کسانی که درآمد کمی دارند ، تغییر می دهد ، و بر کسانی که در نردبان سعادت قرار دارند ، تأثیر می گذارد. این زنجیره از وقایع می تواند در تمام کلاس هایی که بیش از آنچه که می توانند هزینه کنند اوج می گیرند و منجر به احتمال بیشتر ورشکستگی (از افزایش بدهی) ، طلاق (از فشارهای بی ثباتی مالی) و رفت و آمد طولانی تر به کار می شوند (پس از حرکت به محلات ارزان ترمقابله با بدهی).

بحران مالی سال 2008 ناشی از درگیری مشابه بین اشتیاق برای سودهای کوتاه مدت و رونق بلند مدت بود. رقابت بالای مؤسسات مالی آنها را به سمت "نوآوری های مالی" سوق داد که سرانجام بسیاری از ما را با ورشکستگی ، سلب مالکیت ، عدم اعتماد به بازار و بدهی ملی قابل توجهی که ما برای نسل های آینده پرداخت خواهیم کرد ، رها کرد.

طمع همچنین می تواند رفتارهای مشکوک اخلاقی را تشویق کند. در آزمایشی منتشر نشده با لالین آنیک از دانشگاه دوک، بررسی کردیم که آیا اگر مردم بتوانند راحت تر اقدامات خود را منطقی تر کنند، تمایل بیشتری به سود بردن به ضرر دیگران دارند - به ویژه با این ادعا که انگیزه های آن ها به نفع گروه دیگری است: سهامداران. برای بررسی این فرضیه، از شرکت کنندگان خواستیم که خود را مدیر عامل یک بانک سهامی عام تصور کنند. ما فهرستی از اقدامات مشکوک اخلاقی که به سود شرکتشان می شد را به آنها دادیم و از آنها پرسیدیم که کدام یک را انجام خواهند داد. برای مثال، آنها می توانند هزینه اضافه برداشت را دریافت کنند، بهره اوراق بهادار را افزایش دهند یا از پناهگاه های مالیاتی برای جبران درآمد با زیان سال های گذشته استفاده کنند. هنگامی که به شرکت کنندگان گفته شد که هدف اصلی آنها به عنوان مدیر عامل، به حداکثر رساندن ارزش سهامداران است، آنها تمایل بیشتری به شرکت در این اعمال مشکوک اخلاقی داشتند. و هنگامی که به برخی از این شرکت کنندگان گفته شد که پاداش پایان سال آنها به ارضای این هدف بستگی دارد، رفتارهای مشکوک حتی محبوبیت بیشتری پیدا کردند.

شاید به طرز تکان دهنده ای، این نتایج برای کسانی که در آزمون سه ماده ای سواد مالی که ما به آنها دادیم، برجسته تر بود. یعنی کسانی که تحصیلات بیشتری در زمینه امور مالی داشتند حتی تمایل بیشتری به رفتارهای مشکوک داشتند. اگرچه بسیاری از ما بخل را در منظری منفی درک می کنیم، اما زمانی که توجیه درستی برای رفتارمان به ما داده شود، می توانیم خودمان حریص باشیم.

پرورش همکاری با وجود این ظرفیت برای عقلانی کردن خودخواهی، مردم همیشه از آن استفاده نمی کنند. آنها اغلب می توانند کاملاً فداکار باشند و رفاه خود را فدای منافع دیگران کنند. مردم به نیازمندان کمک می کنند، به خیریه ها پول اهدا می کنند و وقت خود را به صورت داوطلبانه اختصاص می دهند.(بله، حتی اقتصاددان ها گاهی به خانم مسن کمک می کنند تا مواد غذایی خود را به آن طرف خیابان ببرد.) در سناریوهایی مانند بازی دیکتاتور، اکثر شرکت کنندگان به طور قابل اعتمادی بخشی از ثروت خود را به اشتراک می گذارند علیرغم این واقعیت که تصمیم منطقی اقتصادی حفظ همه آن است.

روی هم رفته انسان ها بخشی از اسکروج و بخشی رابین هود هستند. زمانی که بتوانیم به راحتی انتخاب های خود را توضیح دهیم یا افرادی که ممکن است از آنها رنج می برند را در نظر نگیریم، بیشتر خودخواه هستیم. با این حال، وقتی به افرادی فکر می کنیم که می توانیم به آنها صدمه بزنیم و به آنها کمک کنیم، با ملاحظه تر رفتار می کنیم. درس ها ساده هستند: ما نباید اجازه دهیم که تئوری اقتصادی منطقی این واقعیت را که طمع می تواند آسیب رسان باشد را تحت الشعاع قرار دهد. در مرحله بعد، ما باید تلاش کنیم تا عواقب اقدامات خود را واضح تر نشان دهیم، با این امید که روحیه همکاری ما با نمونه های عینی از کسانی که ممکن است بار عمده اعمال ما را تحمل کنند، تقویت شود. و در نهایت، ما باید با منطقی سازی منفعت شخصی، از جمله شعار ساده انگارانه که رفتار حریصانه جامعه را به جلو می برد، مبارزه کنیم.

با این حال، اگر همچنان در تلاش برای پیشی گرفتن از جونزها هستید، به خاطر داشته باشید که بالاتر از خط فقر، داشتن پول بیشتر شما را به طرز محسوسی شادتر نخواهد کرد. در واقع، تحقیقات نشان می دهد که افرادی که بر موفقیت مالی تمرکز می کنند، به طور کلی ثبات کمتری دارند و کمتر خوشحال هستند. بنابراین به جای ولخرجی کردن روی یک کباب پز گران قیمت که باعث حسادت همسایه شما شود - و شاید به بدهی شما بیفزاید - در عوض به همسایه خود کمک کنید تا کباب پز خود را برای یک مهمانی پخت و پز جمع کند. و اگر بحث های کوچک حزبی به اقتصاد روی آورد، به جای حرص و آز، برای همکاری به میدان بروید.

این مقاله در ابتدا با عنوان "قیمت طمع" در SA Mind 24، 5، 38-42 (نوامبر 2013) منتشر شد.

(بیشتر خواندن)

مجازات نوع دوستانه در انسانارنست فهر و سایمون گچتر در طبیعت، جلد. 415، صفحات 137-140; 10 ژانویه 2002.

اقتصاد داروین: آزادی، رقابت و خیر عمومیرابرت اچ فرانک. انتشارات دانشگاه پرینستون، 2011.

آموزش اقتصاد و طمع. L. Wang، D. Malhotra و J. K. Muighan در آکادمی مدیریت آموزش و یادگیری، جلد. 10، شماره 4، صفحات 643-660; دسامبر 2011.

پول شاد: علم خرج کردن هوشمندانه. الیزابت دان و مایکل نورتون. سیمون و شوستر، 2013.

درباره نویسنده(نویسندگان)

(نویسندگان) دن آریلی جیمز بی دوک استاد روانشناسی و اقتصاد رفتاری در دانشگاه دوک است. او نویسنده سه کتاب پرفروش است که جدیدترین آنها حقیقت (صادقانه) درباره بی صداقتی (هارپر، 2012) است.

ALINE GRÜNEISEN مجموعه گسترده ای از پروژه های تحقیقاتی در اقتصاد رفتاری را به عنوان مدیر آزمایشگاه مرکز بینایی پیشرفته، یک موسسه تحقیقاتی که توسط آریلی در دوک تأسیس شده است، هدایت می کند.

استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 51 تاريخ : سه شنبه 15 فروردين 1402 ساعت: 21:43