کریدور قیمت جدید بازار سکه

ساخت وبلاگ

در ژوئن سال 2022 ، بانک ذخیره SA از اجرای سیاست های پولی از طریق یک ذخیره نقدی کلاسیک یا سیستم کمبود ، به یک سیستم مازاد یا طبقه بندی شده ، دور شد. در این سیستم جدید ، بانک ها نسبت به آنچه که برای برآورده کردن نیازهای ذخیره و پرداخت هزینه های بین بانکی انجام می دهند ، تأمین بیشتری از ذخایر (که به آن مانده های تسویه حساب نیز گفته می شود) ارائه می شود. بانک ذخیره SA سپس تسهیلات سپرده گذاری را ارائه می دهد که در آن بانک ها قادر به قرار دادن این مانده های اضافی و به دست آوردن نرخ repo به صورت یک شبه هستند. برای حفظ برخی از وام ها در بازار بین بانکی ، بانک ذخیره SA محدودیت های خاصی (سهمیه) در سپرده ها را قرار می دهد ، و مانده های اضافی آن نرخ کمتری را کسب می کند.

منطق اصلی سیستم این است که عرضه کافی ذخایر فشار رو به پایین بر نرخ بهره وارد می کند ، در حالی که تسهیلات سپرده کف را تشکیل می دهد که مانع از کاهش نرخ پایین تر از نرخ سیاست می شود.

در این مقاله توضیحات کاملی از چارچوب اجرای سیاست پولی بانک ذخیره SA (MPIF) ، که در ژوئن سال 2022 اجرا شد ، ارائه شده است.

مقدمه ای برای اجرای سیاست پولی

بیشتر اقتصادهای مدرن ، از جمله آفریقای جنوبی ، برای دستیابی به اهداف سیاست پولی از نرخ بهره کوتاه مدت استفاده می کنند. در آفریقای جنوبی ، این نرخ کوتاه مدت نرخ repo است که توسط کمیته سیاست پولی (MPC) تعیین شده است تا هدف تورم انعطاف پذیر را ارائه دهد. نقش MPIF انتقال تصمیمات نرخ repo MPC به بازارهای مالی و اقتصاد به طور کلی است.

نرخ repo بر طیف وسیعی از دارایی های مالی ، از جمله وام وام و وام خودرو تأثیر می گذارد ، جایی که بسیاری از افراد اثرات آن را به وضوح می بینند. با این حال ، در وهله اول هزینه تأمین یک دارایی بسیار خاص ، یعنی ذخایر بانکی را توصیف می کند. این موارد به طور انحصاری توسط بانک ذخیره SA صادر می شود و فقط توسط موسساتی با حساب های مربوط به سیستم پرداخت گزینه تسویه حساب چند گزینه ای آفریقای جنوبی (SAMOS) می تواند برگزار شود. بیشتر این موسسات بانکهایی هستند که از این ذخایر برای دو هدف استفاده می کنند - برای پاسخگویی به الزامات ذخیره نظارتی و پردازش پرداخت های بین بانکی. از آنجا که بانک ذخیره SA تنها صادرکننده ذخایر بانکی است ، می تواند قیمت آنها را تعیین کند. این قدرت پایه و اساس سیاست های پولی است که از طریق MPIF اعمال می شود.

گزینه هایی برای اجرای سیاست پولی

دو چارچوب اساسی برای کنترل نرخ بهره کوتاه مدت وجود دارد. یکی این است که عرضه ذخایر را محدود کنیم تا بانک ها نه زیاد داشته باشند و نه کم. بانک مرکزی نیازهای احتمالی کل سیستم را محاسبه می کند و ذخایر را تزریق یا تخلیه می کند تا تقاضای مورد انتظار را برآورده کند و توزیع ذخایر بین بانک ها را به بازار بین بانکی واگذار می کند. بانک ها همچنان می توانند هر روز از بانک مرکزی وام بگیرند یا وام دهند، اما سپرده ها نرخ پایین تری دارند در حالی که وام ها با نرخ بالاتری دریافت می شوند. برای اجتناب از این نرخ های تنبیهی، بانک ها معمولاً ترجیح می دهند ذخایر را مبادله کنند، به طوری که بانک هایی که دارای وجوه مازاد هستند، آن ها را به بانک های دارای کمبود وام می دهند. هدف این است که نرخ های بین بانکی در نهایت با نرخ سیاستی همسو شوند. این سیستم ها معمولاً به عنوان ذخایر کمیاب یا چارچوب های میانی کریدور نامیده می شوند - اصطلاح اخیر نشان دهنده نحوه قرار گرفتن نرخ سیاست در وسط یک کریدور است که با تسهیلات وام دهی و سپرده گذاری هم مرز است.

جایگزین اصلی MPIF به عنوان سیستم اضافی یا کف شناخته می شود. بانک ها دارای ذخایر فراوان هستند، بنابراین تقاضای آنها کاملا اشباع شده است. سپس بانک مرکزی سپرده های مازاد ذخایر را می پذیرد و این سپرده ها را با نرخ سیاستی بازپرداخت می کند. گزینه سپرده گذاری نزد بانک مرکزی، بانک ها را از وام دادن ذخایر مازاد با نرخ های پایین باز می دارد، زیرا بانک مرکزی امن ترین وام گیرنده در سیستم است. برخلاف سیستم های ذخیره کمیاب، این ترتیب نسبت به حجم ذخایر بانکی حساسیت کمتری دارد: تا زمانی که تقاضا ارضا شود، کنترل نرخ بهره با مازاد اندازه های مختلف امکان پذیر است.

بانک ذخیره SA از اصلاح سیستم کف استفاده می کند که به عنوان طبقه طبقه بندی شده یا کف سهمیه شناخته می شود. بر اساس این ترتیب، بانک ها می توانند ذخایر مازاد را در بانک ذخیره SA سپرده گذاری کنند و نرخ بیمه را دریافت کنند، اما حجم سپرده ها مشمول سهمیه بندی است. اگر بانک ها از این سهمیه ها تجاوز کنند، بخش حاشیه ای نرخ بهره پایین تری دریافت می کند.

این سیستم بانک ها را تشویق می کند تا برخی از ذخایر را به گردش درآورند و عملکرد بازار بین بانکی را حفظ کنند. هدف سیستم سهمیه بندی اجتناب از چالش هایی است که در برخی اقتصادهای دیگر مشاهده می شود، جایی که ذخایر توسط برخی بانک ها احتکار شده بود و سایر بانک ها در نهایت کوتاهی داشتند که منجر به تضعیف انتقال نرخ بهره شد. این مشکل را می توان با تأمین ذخایر بزرگ تر نیز برطرف کرد، اما بانک ذخیره SA نمی خواهد MPIF خود را مجبور به گسترش ترازنامه قابل توجه و غیرقابل پیش بینی کند.

اهداف چارچوب

MPIF بانک ذخیره SA با هدف اجرای سیاست های پولی به طور مؤثر ، مؤثر و انعطاف پذیر انجام می شود.

الزام اثربخشی بدان معنی است که این چارچوب باید در انتقال نرخ سیاست به اقتصاد گسترده تر و بازارهای مالی موفق باشد. به عبارت دیگر ، باید پایه را برای سایر نرخ های بهره تعیین کند.

بهره وری به این معنی است که سیستم باید بدون تحمیل هزینه های اضافی از نظر زمان یا هزینه برای کاربران ، این کنترل نرخ بهره را تحویل دهد و بدون نیاز به هزینه غیر ضروری از بانک ذخیره SA.

انعطاف پذیری به این معنی است که باید تحت سناریوهای متنوعی کار کند.

در سطح جهان ، هیچ یک از قانون برای چارچوب های اجرای سیاست وجود ندارد. بانک ذخیره SA ترجیح می دهد از یک چارچوب طبقه طبقه استفاده کند زیرا با متن آفریقای جنوبی و دستورالعمل های SARB مطابقت دارد. به طور خاص ، این چارچوب مناسب تر با مازاد ساختاری ذخایر بانکی که از اواسط دهه 2000 در آفریقای جنوبی دیده می شود (بیشتر مربوط به انباشت ذخایر ارزی) است. توانایی تأمین نقدینگی ، بدون از دست دادن کنترل نرخ بهره ، نیز احتمالاً از ثبات مالی پشتیبانی می کند.

نظریه انتقال

MPC با تعیین نرخ سیاست به نام نرخ repo اهداف خود را دنبال می کند. به نوبه خود ، این نرخ repo در انتهای کوتاه منحنی عملکرد آفریقای جنوبی قرار دارد.

در MPIF SARB ، نرخ repo این کار را با ایجاد بازده دارایی حداکثر ایمن و مایع رند ، که یک رند است که یک شبه در بانک مرکزی واریز می شود ، انجام می دهد. این نرخ سپس به قیمت گذاری سایر دارایی ها بر روی منحنی بازده تغذیه می شود ، با تنظیماتی که توسط بازارها انجام می شود تا تفاوت در ریسک وام گیرندگان ، مدت زمان سرمایه گذاری و نرخ بازپرداخت مورد انتظار را منعکس کند.

به طور کلی ، دارایی های دیگر به طور معمول بازده بالاتر از نرخ repo خواهند داشت زیرا آنها به اندازه مانده های نقدی در بانک مرکزی ایمن و نقدی نیستند.

انتقال نرخ repo توسط یک شرایط داوری اجرا می شود. اگر یک دارایی معین نسبت به repo نادرست باشد ، بانک ها انگیزه ای برای مبادله آن برای ذخایر اضافی دارند. آنها می خواهند اگر خیلی ارزان باشند (کاهش سهام ذخایر اضافی آنها) آن را خریداری کنند یا در صورت گران بودن آن را بفروشند (به جای آن دریافت ذخایر).

از آنجایی که پرداخت ها به رند انجام می شود از نظر فنی، راند واحد حساب و وسیله مبادله برای اقتصاد آفریقای جنوبی است قیمت راند تأثیرات قدرتمندی بر قیمت های دارایی دیگر دارد. این اثرات به نوبه خود فعالیت در اقتصاد واقعی را شکل می دهند.

ارزیابی انتقال

با توجه به اینکه بانک رزرو SA سیاست پولی را با پرداخت اداری به سود سپرده ها به جای تعیین نرخ مشخص بازار اجرا می کند، نیازی به شناسایی یک نرخ بهره معیار واحد برای تأیید انتقال نیست. در عوض، SA Reserve Bank از یک رویکرد کثرت گرایانه استفاده می کند و با طیف وسیعی از شاخص ها مشورت می کند. به طور خاص، SA Reserve Bank نرخ های مختلف بازار کوتاه مدت را، عمدتاً در بازار بین بانکی، و همچنین هزینه موزون تأمین مالی بانک ها با SA Reserve Bank را در نظر می گیرد. بانک ذخیره SA همچنین از اطلاعات و اطلاعات بازار برای نظارت بر فرآیند انتقال استفاده می کند.

یکی از مزیت های این رویکرد این است که در ساختارهای بازار تغییر می کند، مانند تغییر در بازار بین بانکی از وام های بدون تضمین به وام های تضمین شده. همچنین برای اصلاحات معیار، مانند جایگزینی نرخ یک شبه معیار آفریقای جنوبی (سابور) و میانگین نرخ بین بانکی ژوهانسبورگ (جیبار) با نرخ های مرجع جدید در آینده، مناسب است.

سهمیه ها

سیستم طبقه بندی شده بانک رزرو SA، اندازه سپرده هایی را که بانک ها می توانند یک شبه در SA Reserve Bank قرار دهند، محدود می کند. هر بانک با یک سهمیه مواجه است. وجوه مازاد بر سهمیه، نرخ رپو کمتر از یک درصد را به دست می آورند. بانک ها تعهدی برای پر کردن سهمیه ندارند.

برای اطمینان از شفافیت، هم قوانین تعیین سهمیه و هم مقدار واقعی سهمیه عمومی هستند.

در تعیین سهمیه ها، بانک ذخیره SA با مقدار نقدینگی که می خواهد در سیستم قرار دهد شروع می کند. این به عنوان هدف نقدینگی شناخته می شود. این مقدار با یک بافر شوک تکمیل می شود تا حرکت های غیرمنتظره نقدینگی را که توسط عواملی مانند اسکناس و سکه هدایت می شود، جذب کند. سپس مجموع هدف نقدینگی و بافر شوک بین بانک های SAMOS تقسیم می شود.

در تعیین سهم بانک ها از این مبلغ، بانک مرکزی SA از داده های بدهی بانکی از فرم های BA900 استفاده می کند. بانک رزرو SA هر شش ماه یکبار کل بدهی های بانک های SAMOS و همچنین سهم هر بانک SAMOS از کل آن را محاسبه می کند. برای هموارسازی، این محاسبات با میانگین بدهی های سه ماه اخیر انجام می شود. سهمیه بانک ها بر اساس سهم آنها از کل بدهی ها تخصیص می یابد. این روش مشابه روشی است که برای تعیین ذخایر نقدی مورد نیاز بانک ها استفاده می شود.

برای اطمینان از سهولت استفاده از سهمیه ها و غیر جزئی بودن مبالغ حتی برای بانک های کوچک، سهمیه ها به اعداد کامل گرد می شوند. بانک های بزرگ به نزدیک ترین 1 میلیارد R گرد می شوند. بانک های متوسط به نزدیک ترین 500 میلیون روپیه گرد می شوند. بانک های کوچک به نزدیک ترین 200 میلیون روپیه گرد می شوند.

سهمیه ها به گونه ای طراحی شده اند که همیشه به اندازه کافی بزرگ باشند تا به راحتی تمام نقدینگی مازاد در سیستم را در خود جای دهند. اگر برخی از بانک ها سهمیه خود را پر کرده باشند، سایر بانک ها فضای سهمیه خواهند داشت. اگر این کار را انجام ندهند، بانک ذخیره SA تسهیلات تکمیلی را برای متعادل کردن سیستم فراهم می کند.

بانک رزرو SA دارای انعطاف پذیری برای تنظیم حجم سهمیه در صورت نیاز است. چنین تنظیماتی می تواند در هر زمانی اتفاق بیفتد. آنها به فرآیند به روز رسانی شش ماهه که در بالا توضیح داده شد، وابسته نیستند. تعدیل ها با تغییر هدف نقدینگی انجام می شود. تغییر هدف نقدینگی پس از تغییر اساسی در عرضه ذخایر بانکی مناسب است. بافر شوک نیز به صلاحدید بانک ذخیره SA است و در صورت نیاز می توان آن را مجددا کالیبره کرد.

سهمیه ها در وب سایت SARB منتشر شده است (برای نمونه اینجا را ببینید).

تکامل MPIF بانک رزرو SA

از سال 1998 تا 2022، بانک مرکزی SA از سیستم ذخیره نقدی کمبود یا کلاسیک برای اجرای سیاست پولی استفاده کرد. در این چارچوب، بانک مرکزی SA اطمینان داد که بانک ها ذخایر کافی برای برآورده کردن ذخایر نقدی خود را ندارند و در صورت نیاز نقدینگی را تخلیه می کنند تا کمبود هدف را مهندسی کنند. بانک ها وجوه گمشده را در حراج های چهارشنبه، با پرداخت نرخ رپو، قرض کردند. چارچوب فعلی از بسیاری جهات تصویر آینه ای از سیستم کمبود است، با بانک ها به جای موقعیت کوتاه، و بانک ذخیره SA سیاست را از طریق تسهیلات سپرده به جای تسهیلات وام اجرا می کند.

جزئیات بیشتر چارچوب کمبود را می توانید در اینجا بیابید.

در نوامبر 2021، SA Reserve Bank مقاله مشاوره ای را منتشر کرد که در آن چارچوب جدیدی برای اجرای سیاست پولی پیشنهاد شد. این مقاله در اینجا موجود است. پس از یک دوره مشاوره عمومی، بانک رزرو SA اصلاحات چارچوب را نهایی کرد و انتقال به چارچوب جدید را در ژوئن 2022 آغاز کرد. جزئیات انتقال و همچنین موضوعات اصلی ناشی از دوره مشاوره، در اینجا موجود است.

سوالات متداول

تفاوت بین چارچوب اجرای سیاست پولی و چارچوب سیاست پولی چیست؟

بانک ذخیره SA وظیفه دارد که در قانون اساسی تصریح شده است، از ارزش پول به منظور رشد متعادل و پایدار محافظت کند. این دستور را با استفاده از یک هدف تورمی منعطف که در توافق با خزانه داری ملی تعیین شده است، دنبال می کند. MPC در مورد تنظیم مناسب نرخ رپو برای رسیدن به هدف تورم، در طول زمان تصمیم می گیرد و در عین حال مراقب است تا از نوسانات بیش از حد تولید جلوگیری کند. این چارچوب سیاست پولی است.

چارچوب اجرای سیاست پولی (MPIF) به سادگی ابزاری است که توسط آن بانک ذخیره SA به تصمیمات MPC تأثیر می گذارد. این عملاً یک عملیات لوله کشی است که توسط بخش بازارهای مالی انجام می شود.

چارچوب سیاست پولی را می توان بر اساس نتایج کلان اقتصادی مانند نرخ تورم میان مدت ارزیابی کرد. در مقابل، MPIF در صورتی موفق می شود که نرخ بهره تعیین شده توسط MPC را به طور قابل اعتماد، کارآمد و بدون تحمیل هزینه های غیر ضروری به بازارها منتقل کند.

چگونه بانک مرکزی SA می تواند سود ذخایر را پرداخت کند؟

تا سال 2022، بانک مرکزی SA از سیستم کمبود برای اجرای سیاست های پولی استفاده می کرد. این سیستم از نظر ساختاری مازاد بود و بنابراین بانک ذخیره SA مجبور به تخلیه نقدینگی برای ایجاد کمبود شد. این عملیات تخلیه پرهزینه بود و گاه باعث ایجاد انحراف در بازارهای مالی می شد. هنگامی که بانک ذخیره SA به یک سیستم مازاد رفت، این فعالیت های تخلیه باز شد. این تغییر به بانک رزرو SA اجازه داد تا به جای آن از ابزار ارزان تری - بهره ذخایر - برای اجرای سیاست های پولی استفاده کند. بنابراین پرداخت سود ذخایر صرفه جویی در هزینه ها بوده است.

در طولانی مدت ، هنگام ارزیابی هزینه ها ، مهم نیست که نه تنها سمت بدهی ترازنامه - با ذخایر که سود کسب می کنند - بلکه سمت دارایی را نیز در نظر بگیرید. هنگامی که بانک ذخیره SA عرضه نقدینگی را گسترش می دهد ، دارایی را نیز بدست می آورد. به همین دلیل ، پرداخت بهره بیشتر به ذخایر به طور خودکار هزینه خالص را تحمیل نمی کند. به عنوان مثال ، اگر بانک ذخیره SA در حراج های repo با نرخ repo پول وام می دهد ، و همچنین به این پول با نرخ repo سود می پردازد ، هیچ هزینه خالصی وجود ندارد: بهره دارایی با پرداخت مسئولیت برابر است.

همچنین درک این نکته مهم است که هدف اصلی بانک ذخیره SA سودآوری نیست. بانک ذخیره SA موظف است دستورالعمل های خود را تحویل دهد. هزینه ها عمدتاً به این دلیل است که ممکن است بر اعتبار و توانایی بانک ذخیره SA در دستیابی به دستورات خود تأثیر بگذارد. عملیات از دست دادن ممکن است تا زمانی که مطابق با دستورالعمل های بانک ذخیره SA باشد ، قابل قبول باشد.

آیا این MPIF به معنای بانک ذخیره SA است که کاهش کمی دارد؟

در استفاده مردمی ، "کاهش کمی" (QE) گاهی اوقات برای توصیف هرگونه پول توسط یک بانک مرکزی استفاده می شود. این تعریف ساده مشکل ساز است ، زیرا بانک های مرکزی دارای سابقه طولانی در ایجاد پول برای اهداف متنوع ، از جمله تسهیل پرداخت در اقتصاد ، محافظت از ثبات مالی با عمل به عنوان وام دهنده آخرین راه حل و کنترل نرخ بهره کوتاه مدت هستند. چنین شیوه هایی طولانی مدت QE را که برای اولین بار در دهه 1990 در ژاپن مورد استفاده قرار گرفت ، پیش بینی می کند.

به جای تمرکز روی ایجاد پول ، فکر کردن در مورد QE به عنوان یک ابزار خاص سیاست پولی که برای تهیه محرک در هنگام محدود کردن ابزار معمولی نرخ بهره کوتاه مدت توسط محدوده پایین صفر استفاده می شود ، مفیدتر است. این کار با خرید دارایی های بلند مدت مانند اوراق قرضه دولتی انجام می شود. تا زمانی که بانک ذخیره SA بتواند با استفاده از نرخ repo به اهداف سیاست پولی خود برسد ، لازم نیست به QE متوسل شود.

بسیاری از بانکهایی که از سیستم های کف استفاده می کنند این کار را در زمینه سیاست های QE انجام داده اند ، زیرا با وجود مازاد ذخایر بانکی ، کنترل نرخ بهره را امکان پذیر می کنند. اما کشورهایی وجود دارند که بدون انجام QE ، سیستم های به سبک کف را اتخاذ کرده اند ، از جمله نیوزیلند و نروژ ، دو مدل برای چارچوب بانک ذخیره SA. در این موارد ، سیستم های نوع کف برای ارتقاء سیستم پرداخت و ساده سازی چارچوب سیاست پولی اتخاذ شده اند. محدودیت محدود پایین صفر الزام آور نبود.

در نهایت ، چارچوب های با وضوح کافی مانند SA Reserve Bank یک فناوری برای کنترل نرخ بهره را نشان می دهد ، اما به QE نیاز یا دلالت ندارد.

آیا سایر بازارهای نوظهور نیز از سیستم های سبک استفاده می کنند؟

هر از گاهی ، تعدادی از بازارهای نوظهور (EMS) در پایین راهروهای سیاست خود نرخ بهره را داشته اند. با این حال ، به نظر می رسد که آفریقای جنوبی اولین کسی است که صریحاً یک سیستم به سبک کف را اتخاذ می کند ، با نرخ سیاست که به عنوان نرخ تسهیلات سپرده یک شبه استفاده می شود.

نکته مهم برای اتخاذ یک سیستم به سبک کف ، مازاد ساختاری ذخایر در آفریقای جنوبی بوده است که مانع کار صاف سیستمی است که پیش بینی می شود. در حقیقت ، بسیاری از EMS دیگر موقعیت های نقدینگی مازاد را برای دوره های طولانی اجرا کرده اند ، که اغلب مربوط به خریدهای ذخایر ارزی است. این نقدینگی معمولاً با استفاده از ابزارهای دیگر ، از جمله الزامات ذخیره نقدی ، مسائل مربوط به اوراق قرضه طولانی مدت یا توافق نامه با مقامات مالی مورد بررسی قرار گرفته است.

بدیهی نیست که چرا با توجه به سادگی و مقرون به صرفه بودن آن ، با توجه به سادگی و مقرون به صرفه بودن ، در بین EMS مورد استفاده گسترده تر قرار نگرفته است. ممکن است که قابلیت اطمینان این ابزار قبلاً به خوبی تثبیت نشده باشد یا اینکه بازارهای مالی در EMS به اندازه کافی برای تهیه چنین سیستمی توسعه نیافته اند. سیستم های نوع طبقه در بین اقتصادهای مهم پیشرفته طی یک دهه گذشته استاندارد شده اند ، با این حال ، شواهد کافی در مورد اثربخشی آنها ارائه می دهند.

آیا پول اضافی تورمی نخواهد بود؟

تصور غلط رایج در مورد ذخایر بانکی این است که بانک ها آنها را به اقتصاد وام می دهند. این امر گاهی اوقات باعث می شود مردم فکر کنند که ایجاد پول بیشتر از طریق مکانیسم "پول بیشتر در تعقیب همان کالاها" منجر به قیمت بالاتر (تورم) می شود.

با این حال ، ذخایر بانکی فقط توسط موسسات دارای حساب در بانک مرکزی قابل نگهداری است. این مانده ها می توانند بین بانک ها حرکت کنند ، اما کل عرضه ذخایر توسط بانک مرکزی تعیین می شود. از آنجا که بانکها نمی توانند این ذخایر را به بنگاه ها ، خانوارها یا غیر مقیمها وام دهند ، این مقدار ذخایر نیست که برای انتقال سیاست های پولی مهم است ، بلکه در عوض قیمت (یعنی نرخ بهره) است. این یکی از دلایلی است که بانک های مرکزی از نرخ بهره به عنوان ابزار اصلی سیاست خود استفاده می کنند. تا زمانی که یک بانک مرکزی بتواند نرخ بهره را در ذخایر بانکی کنترل کند ، مقدار ذخایر نیازی به تأثیر مستقل بر قیمت ها ندارد.

این اصل در پی بحران مالی جهانی نشان داده شد ، هنگامی که بانک های مرکزی بدون ایجاد افزایش مربوط به تورم ، عرضه ذخایر بانکی را به طور قابل توجهی گسترش دادند.

این برای خانوارهای معمولی و بنگاه ها چه معنی دارد؟

اصلاحات اجرای سیاست پولی بانک ذخیره SA به معنای دخالت در زندگی بیشتر بنگاه ها یا خانوارها نیست. مانند هر لوله کشی خوب ، در نظر گرفته شده است که به راحتی و بدون محاصره عمل کند. اصلاحات چارچوب هیچ تاثیری در نحوه دستیابی به MPC در مورد دستیابی به وظیفه خود ندارد ، که این کار را با تعیین نرخ بهره انجام می دهد.

گفته می شود ، این اصلاحات تأثیراتی بر اقتصاد بزرگتر خواهد گذاشت. از آنجا که پیش بینی می شود چارچوب جدید نسبت به سلف خود کارآمدتر و کم تحریف تر باشد ، در بخش گسترده ای از پول صرفه جویی می کند و انتقال سیاست های پولی را بهبود می بخشد. سیستم های به سبک کف نیز با گسترش نقدینگی و در نتیجه کاهش خطر نقدینگی برای وام دهندگان ، تمایل به تسهیل اعتبار اعتبار دارند. آنها همچنین تمایل دارند فشار صعودی بر نرخ سپرده ها وارد کنند ، زیرا حداقل بانک ها این گزینه را دارند که بتوانند وجوه را در بانک مرکزی قرار دهند و نرخ سیاست را بدست آورند ، گزینه ای در سیستم های میانی در دسترس نیست.

این اثرات احتمالاً متوسط است و بنابراین برای عموم مردم بسیار قابل مشاهده نیست. اجرای سیاست پولی بهبود می یابد اما دگرگون نمی شود.

استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 58 تاريخ : سه شنبه 15 فروردين 1402 ساعت: 21:57