محتوای مرکز بروکینگز دوحه اکنون بایگانی شده است. در سپتامبر 2021، پس از 14 سال همکاری تأثیرگذار، بروکینگز و مرکز دوحه بروکینگز اعلام کردند که به وابستگی خود پایان می دهند. مرکز بروکینگز دوحه اکنون شورای خاورمیانه در امور جهانی است که یک نهاد سیاست عمومی مجزا در قطر است.
از زمان امضای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، اتحادیه اروپا/E3 - اتحادیه اروپا، آلمان، فرانسه و بریتانیا - روابط نزدیکی با ایران را دنبال کرده اند. از زمان خروج ایالات متحده، آینده برجام در خطر بوده است. این جلسه توجیهی سیاست، بررسی انتقادی سیاست نزدیکی اروپا با ایران را ارائه می دهد. این بیانیه مدعی است که سیاست اتحادیه اروپا در مورد ایران باید به دو بحران بپردازد: اول، سیاست ایالات متحده در قبال ایران که در تضاد با سیاستی است که توسط اروپا دنبال می شود، با قدرت های فراآتلانتیکی که در اهداف متقابل کار می کنند و دوم، جمهوری اسلامی که با یک بحران حاد مواجه است. خانهاین جلسه توجیهی نشان می دهد که اروپا باید با واشنگتن در مورد سیاست ایران همکاری کند و به عنوان یک اصلاح کننده عمل کند. در مقابل تهران، اروپا باید استراتژی دوگانه همکاری مستمر را دنبال کند و در عین حال از اهرم خود برای تشویق اصلاح مسیر ایران استفاده کند. چنین سیاستی در ایران، عمل گرایی را با آرمان گرایی که در استراتژی جهانی اتحادیه اروپا ذکر شده است، همراه می کند.
توصیه های کلیدی
- زنده نگه داشتن برجام به دو دلیل: (1) مهار برنامه هسته ای ایران به جلوگیری از مسابقه تسلیحات هسته ای در خاورمیانه کمک می کند.(2) حفظ برجام تضمین می کند که اتحادیه اروپا اهرمی را بر ایران حفظ خواهد کرد که در غیر این صورت در صورت از هم پاشیدگی کامل توافق از بین خواهد رفت.
- با واشنگتن درگیر شوید: سیاست ترانس آتلانتیک ایران نباید دفن شود زیرا نگرانی ها در مورد سیاست ایران احتمالاً بیشتر از دولت ترامپ ادامه خواهد داشت. با این حال، اتحادیه اروپا باید به طور همزمان پروژه تقویت استقلال خود از سیاست واشنگتن در قبال ایران را دنبال کند.
- از اهرم های اتحادیه اروپا در رابطه با ایران استفاده کنید، با توجه به مزیت های نسبی آن: اتحادیه اروپا نباید از ارائه شرایط همکاری ابایی داشته باشد. اتحادیه اروپا با اتخاذ رویکردی ثابت قدم محرک مهمی برای تهران برای شروع تغییر رفتار خود خواهد بود. علیرغم امتناع رسمی تهران از تعامل با بروکسل بر سر مسائل داخلی و نقش منطقه ای آن، نگرانی واقعی در مورد بی ثباتی اقتصادی داخلی، آن را تشویق می کند تا تغییرات تدریجی اتحادیه اروپا را بپذیرد.
- از طرفداری طرفدار رژیم بپرهیزید: اتحادیه اروپا باید موضعی روشن در راستای ارزش های خود و در حمایت از حقوق دموکراتیک مردم ایران اتخاذ کند. سپردن صحنه به آمریکا به نفع دستگاه های سرکوبگر رژیم است. اتحادیه اروپا باید از روابط خود با بخش های مختلف نخبگان ایران استفاده کند و به آنها نشان دهد که سرکوب دولتی بر تعامل و حمایت اقتصادی و سیاسی آن تأثیر منفی خواهد گذاشت.
- آغاز یک تغییر پارادایم دیرهنگام به سمت هماهنگ کردن سیاست های خارجی و توسعه ای به خاطر ثبات پایدار: ثبات استبدادی و سیاست های اقتصادی نئولیبرالی گذشته نتوانسته است ثبات را در همسایگی اروپا از جمله ایران ایجاد کند. اتحادیه اروپا اکنون باید زمینه های مفهومی را برای تغییر پارادایم در سیاست خارجی خود آماده کند.
مقدمه
خروج یکجانبه دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده از برجام در 8 می 2018، و به دنبال آن سخنرانی مایک پمپئو، وزیر امور خارجه در 21 مه در مورد سیاست جدید ایران، عملی بودن این توافق چندجانبه را زیر سوال برده است. این تحول، سیاست همکاری و نزدیکی اروپا با ایران را با چالشی بزرگ روبرو می کند. 1 پمپئو دوازده خواسته حداکثری را مطرح کرده و از ایران خواسته است که به برنامه های هسته ای و موشکی بالستیک خود پایان دهد و مداخلات منطقه ای را متوقف کند. این با لفاظی های تغییر رژیم و کمپین روابط عمومی که مشروعیت جمهوری اسلامی را زیر سؤال می برد، همراه بوده است. 2 با این حال دولت اصرار دارد که فقط به دنبال تغییر رفتار رژیم است. 3 هسته اصلی راهبرد فشار حداکثری واشنگتن در قبال تهران، اعمال مجدد تحریم های فراسرزمینی ایالات متحده در دو دور است. در اوایل آگوست و مهمتر از آن در اوایل نوامبر 2018 هدف قرار دادن صادرات نفت ایران (نگاه کنید به شکل 1) و بانک مرکزی آن.
شکل 1: صادرات نفت خام ایران

منبع: صادرات نفت خام ایران- بولتن آماری سالانه اوپک
تأثیر اقتصادی تحریم های ایالات متحده حتی قبل از اعمال مجدد آنها آشکار شد. بسیاری از شرکت ها و مؤسسات مالی اروپایی مجبور به توقف فعالیت های خود در ایران شده اند، در حالی که پول ملی ایران به سمت پایین حرکت کرده است.
با تحریم های ایالات متحده که در حال حاضر تلفات سنگینی بر اقتصاد بحران ایران به همراه دارد ، هنوز در مورد بازی نهایی استراتژی حداکثر فشار دولت ترامپ عدم اطمینان وجود دارد. آیا این به دنبال فروپاشی رژیم است یا آن را وادار به تغییر رفتار خود از طریق یک سیاست مهار تهاجمی برای محدود کردن توانایی های توهین آمیز خود می کند ، در نهایت آن را به تعظیم به خواسته های ایالات متحده نزدیک می کند؟پیشنهاد ژوئیه 2018 رئیس جمهور ترامپ برای اعتراض به توافق جدید با تهران بدون پیش شرط نشان می دهد که ممکن است این دومی دنبال شود. 4 اما این تمایل برخلاف دوازده خواسته وزیر امور خارجه وی است ، و این باعث می شود که رهبری ایران وارد مذاکرات عمومی شود و در هنگام نجات چهره. با این حال ، علی رغم رد مذاکرات رهبر عالی ایران ، با توجه به تأثیر سنگین و جامع تحریم های ایالات متحده ، 5 آنها را نمی توان حذف کرد. در واقع ، تهران در زمان بحران حاد داخلی ، از آنچه از JCPOA باقی مانده است ، کم است. 6 عمان و سوئیس ممکن است کانال های برگشتی را برای چنین گفتگوهایی فراهم کنند. 7
سیاست جدید ایران واشنگتن در واقع ممکن است برای تحریک تهران برای ترک JCPOA و مجبور کردن آن به پذیرش معامله جدید باشد. با این حال ، ایران رها کردن JCPOA فقط ممکن است در شرایط خاص اتفاق بیفتد ، زیرا چنین نقض مادی این توافق نامه قطعنامه شورای امنیت ایالات متحده را که تحریم های بین المللی را به حالت تعلیق در می آورد ، لغو می کند. 8 تحریم های ایالات متحده به عقب برگشته می شوند ، در حالی که تهران حمایت شرکای باقیمانده را از توافق (اتحادیه اروپا ، روسیه و چین) از دست می دهد.
از سال 2017 ، جمهوری اسلامی ایران وارد حادترین بحران در تاریخ خود شده است. اعتراضات و اعتراضات مداوم 2017/2018 ناشی از چالش های مرتبط با اقتصادی اقتصادی ، سیاسی و زیست محیطی است که به اوج بی سابقه ای رسیده است. استراتژی جدید ایالات متحده احتمالاً بحران داخلی ایران را عمیق تر خواهد کرد ، در عین حال به سوخت اقتدارگرایی تهران کمک می کند. 9 در حالی که احتمال پیروی از ایران از خواسته های پومپئو در مورد سیاست های منطقه ای آن نزدیک به صفر است ، 10 بحران بی سابقه در خانه و کاهش منابع ممکن است راه را برای سازش های ایران هموار کند.
در همین حال ، اروپا قصد خود را برای نجات JCPOA تعهد کرده و با سیاست جدید ایالات متحده در مورد ایران مخالفت کرده است. با این حال ، نمی تواند نادیده بگیرد که حداکثر سیاست فشار واشنگتن سیاست همکاری و نزدیک شدن ایران خود را به چالش می کشد. در برابر این زمینه ، سیاست ایران اتحادیه اروپا باید این دو چالش اساسی را برطرف کند: جهت جدید سیاست ایالات متحده و همچنین بحران بی سابقه داخلی ایران.
اروپا و ایران: علایق ، نقاط قوت و محدودیت های اتحادیه اروپا
منافع اتحادیه اروپا مربوط به ایران (1) برای حفظ ثبات در منطقه خلیج فارس است ، که همچنان برای منابع و قیمت های جهانی نفت بسیار مهم است.(2) برای حل و فصل درگیری ها در خاورمیانه ، به ویژه برای جلوگیری از تحرکات بیشتر پناهندگان به سمت اروپا در پی بی ثباتی و کشورهای ناکام.(3) تنوع بخشیدن به انرژی خود با افزایش واردات ایران و کاهش وابستگی قابل توجه انرژی اروپا به روسیه. و (4) برای افزایش صادرات کالاهای صنعتی خود با گسترش روابط اقتصادی با ایران در زمان رشد ضعیف رشد اروپا طی یک دهه گذشته.
در معاملات خود با منطقه خلیج فارس ، استراتژی جهانی اتحادیه اروپا ، یک سال پس از امضای JCPOA ، از یک تعامل متعادل حمایت می کند:
اتحادیه اروپا به همکاری با شورای همکاری خلیج فارس (GCC) و کشورهای خلیج فارس ادامه خواهد داد. با تکیه بر توافق هسته ای ایران و اجرای آن ، به تدریج ایران را در مناطقی مانند تجارت ، تحقیق ، محیط زیست ، انرژی ، ضد قاچاق ، مهاجرت و مبادلات اجتماعی درگیر می کند. این گفتگو با کشورهای ایران و GCC در مورد درگیری های منطقه ای ، حقوق بشر و ضد تروریسم ، به دنبال جلوگیری از مسری بحران های موجود و تقویت فضای همکاری و دیپلماسی خواهد بود. 11
علی فتالله نجاد
متخصص سابق بروکینگز
با این حال ، این اهداف ، در بیشتر موارد ، اهداف بسیاری را که توسط بسیاری از سیاست گذاران اروپایی مورد حمایت قرار می گیرد ، منعکس نمی کند ، که معتقدند مشارکت در تجارت و نزدیکی با ایران باید در تسهیل تغییر در آنجا نقش داشته باشد.
نقاط قوت روابط اروپا با ایران در نقش مرکزی آن در نوسازی زیرساخت های صنعتی ایران، شهرت خوبی که در طیف سیاسی جمهوری اسلامی دارد و نقش اساسی آن در کمک به تهران برای بهبود جایگاه خود در عرصه بین المللی است. سیستم. 12 نکته مهم این است که اروپا باید بداند که تنها قدرتی است که می تواند منافع اقتصادی مورد نظر ایران را تامین کند. این مزیت های نسبی نسبت به دیگر قدرت های بزرگ غیر غربی در واقع اهرم فشار اتحادیه اروپا در روابطش با تهران است.
ایران به سختی می تواند اروپا را از دست بدهد
اگرچه خط سخت جدید واشنگتن در قبال ایران محافل تندرو در ایران مخالف برجام را جسورتر کرده است، اما در راس جمهوری اسلامی ایران تمایلی برای زنده نگه داشتن این توافق وجود دارد. رهبر ایران در 23 می از اروپا 6 ضمانت ملموس خواست. آنها شامل افزایش واردات نفت اتحادیه اروپا از ایران برای جبران تحریم های مجدد ایالات متحده هستند، در حالی که موضوع برنامه موشکی بالستیک ایران و سیاست های منطقه ای را مطرح نمی کنند. 14 ابراز نگرانی خامنه ای در مورد از دست دادن درآمدهای صادرات نفت (نگاه کنید به شکل 2)، به ویژه در شرایط بحران اقتصادی حاد در داخل، 15 همراه با قصد اعلام شده وی برای باقی ماندن در برجام با کمک اتحادیه اروپا، نشان دهنده نیاز جمهوری اسلامی است. اروپا به خودی خود و همچنین برای کمک به خنثی کردن فشار ایالات متحده. نکته اخیر همچنان سیاست دیرینه ایران پس از انقلاب است.
شکل 2: درآمد نفت ایران

منبع: درآمد نفت ایران اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده EIA آمار و تحلیل مستقل
اتحادیه اروپا و دولت ترامپ: در مورد ضرورت سیاست فراآتلانتیک ایران شکاف بین مواضع اتحادیه اروپا و ایالات متحده در قبال ایران ممکن است غیرقابل پل زدن به نظر برسد. اگرچه تصور اینکه همکاری فراآتلانتیک بر سر ایران از خاکستر خروج سخت واشنگتن از برجام و خواسته های حداکثری در قبال تهران بیرون بیاید، آسان نیست، عوامل متعددی وجود دارد که هر دو طرف را وادار می کند تا حدی نقطه مشترک پیدا کنند.
اتحادیه اروپا با وجود هدف اعلام شده خود برای ترسیم مسیر خود در مورد سیاست ایران ، نمی تواند از سیاست ایالات متحده چشم پوشی کند. دلایل مهمی برای این امر وجود دارد: (1) از نظر اقتصادی ، تنظیم مجدد تحریم های ایالات متحده ، مشارکت اقتصادی اروپا با ایران را کاهش می دهد ، با توجه به تسلط ایالات متحده در سیستم مالی بین المللی و کوتوله روابط تجاری اتحادیه اروپا در مقایسه با افراد دارایایالات متحده (به شکل 3 و 4 مراجعه کنید) ؛16 (2) از نظر ژئوپولیتیک ، سیاست حداکثر فشار ایالات متحده چالش گسترده ای را برای سیاست همکاری و نزدیکی اتحادیه اروپا ایجاد می کند. با این حال ، با توجه به هدف بیان شده در اتحادیه اروپا در غرب آسیا ، در واقع به نفع آن است که نسبت به رفتار منطقه ای ایران بسیار مهم باشد. در واقع ، رابطه گرمتر آن با تهران توانایی خود را برای کمک به کاهش موثر رقابت های منطقه ای ایرا ن-سوادی ، که به شدت در بسیاری از تئاترهای درگیری در سراسر منطقه از جمله لبنان ، سوریه ، عراق ، بحرین و یمن وزن دارد ، تضعیف کرده است. 17 (3) اتحادیه اروپا. با توجه به تداوم سیاست های منطقه ای تهران ، احتمالاً نگرانی های مربوط به رفتار ایران به احتمال زیاد در مورد رئیس جمهور ترامپ کاهش نمی یابد. 18 حتی اگر ترامپ صحنه را ترک کند ، اتحادیه اروپا باید با چندین مورد نگرانی که توسط متفقین و شرکای خود مطرح شده است ، مقابله کند که برای رویکردی تعیین کننده تر از آنچه که سنتی از اروپا طرفداری می کند ، لابی می کنند. به همین دلیل این تماس در اوایل انجام شده بود تا JCPOA را در یک سیاست منطقه ای بزرگتر غربی جاسازی کند. بنابراین ، این امر به نفع اقتصادی و ژئوپلیتیکی اتحادیه اروپا است که یک زمینه مشترک فراتر از اقیانوس اطلس را در مورد ایران و منطقه پرورش دهد.
شکل 3: صادرات اروپا به ایالات متحده

منبع: صادرات اروپا به ایالات متحده - Comtrade سازمان ملل: آمار تجارت بین المللی
شکل 4: واردات و صادرات ایرانی و اروپایی
اروپای اقتصادی اروپای سیاسی را برطرف می کند
بروکسل به صراحت بنگاه های اروپایی را ترغیب کرده است تا پیوندهای تجاری با ایران را ادامه و حتی عمیق تر کنند و نه حوزه را برای عادی سازی تجارت و روابط اقتصادی با ایران شناسایی کنند. 20 در این راستا ، کمیسیون اروپا اساسنامه مسدود کننده را برای محافظت از تجارت شرکت های اروپایی در برابر تحریم های فرازمینی ایالات متحده به روز کرد. این کشور همچنین با واجد شرایط بودن ایران برای فعالیت های سرمایه گذاری ، دستورالعمل وام خارجی بانک سرمایه گذاری اروپا (EIB) را به روز کرد ، اگرچه این یک تلاش پیچیده است. 21 با این حال ، سیاستمداران اروپایی با توجه به سایه تحریم های ایالات متحده ، این قدرت را ندارند که بازیگران اقتصادی اروپا را مجبور به انجام فعالیت های تجاری با ایران کنند. براساس محاسبه هزینه و فایده ، بسیاری از بنگاه های اروپایی قبلاً فعالیت های ایران خود را از نگرانی در مورد مجازات های ایالات متحده متوقف کرده اند ، خواه مالی و یا محرومیت از بازار بسیار مهم ایالات متحده.
با این حال ، باید بین شرکتهای چند ملیتی اروپایی (MNC) و شرکتهای کوچک و متوسط (SME) تفاوت قائل شد. قرار گرفتن در معرض MNCS در ایالات متحده قبلاً آنها را مجبور کرده است که عملیات ایران خود را متوقف کنند ، بنابراین برنامه های خود را برای گسترش رها کردند. 22 SME ، با این حال ، واقعاً می توانند تجارت خود را ادامه دهند. در مورد مهمترین شریک اقتصادی اروپا آلمان ، که در آن 5000 تا 7000 شرکت به طور مرتب با ایران تجارت می کنند ، تجارت آلمان و ایران توسط SME ها پایدار بود. حتی در اوج تحریم های ایالات متحده ، ایالات متحده و اتحادیه اروپا در مورد ایران بین سالهای 2012 تا 2015 ، آلمان سالانه کالاها و خدمات به ارزش حدود 2 میلیارد یورو صادر کرد. 23
برای ادامه مشارکت اقتصادی اروپا با ایران ، اتحادیه اروپا باید کانالهای پرداختی عایق بندی شده از مدار مالی تحت سلطه ایالات متحده را ایجاد کند ، در حالی که بانک های محلی نقش مهمی را ایفا می کنند اما نیاز به یک بانک تجاری بزرگتر اروپایی برای انجام چنین پرداخت هایی دارند. در حال حاضر ، شرکت های اروپایی حداقل حضور در ایران را حفظ کرده اند ، بنابراین یک رویکرد انتظار و دیدن را اتخاذ می کنند تا اینکه تصویر بین واشنگتن و تهران پاکسازی شود.
یک سیاست همکاری و نزدیکی اتحادیه اروپا و ایران
لازم است قبل از شروع راه های اصلاح آن ، سیاست ایران اتحادیه اروپا را به طور انتقادی بررسی کنید. برای هر گفتگوی فراتر از اقیانوس اطلس در مورد سیاست ایران برای موفقیت ، درک شجره نامه منتهی به نمایشگاه مه 2018 ضروری است. تقسیم ایالات متحده و اتحادیه اروپا اوج ادراکات مختلف از سیاست های ایرانی است که پیش از خروج ایالات متحده از JCPOA بود. در حالی که گرایش اروپایی به تجلیل از ایران ، ایالات متحده تحت ترامپ بوده است ، همانطور که در دولت جورج دبلیو بوش اتفاق افتاد ، دوباره به شیطنت آن بازگردد.
JCPOA: موفقیت ها و محدودیت ها
JCPOA توسط اتحادیه اروپا به عنوان موفقیت اصلی دیپلماتیک خود در گذشته اخیر مورد استقبال قرار گرفت ، یک دستاورد امضا برای حل بحران های تکثیر و ترویج نظم جهانی مبتنی بر قوانین. 25 پس از یک دوره مذاکره شدید دو ساله ، JCPOA موفق شد بحث و جدال چند ساله را در مورد برنامه هسته ای ایران متوقف کند. در پذیرش این توافق در سال 2015 ، ایران موافقت کرد که برنامه هسته ای خود را به طور گسترده مهار کند و آن را در یک رژیم بازرسی دقیق قرار دهد. در عوض ، پنج عضو دائمی شورای امنیت ایالات متحده-به علاوه آلمان (به اصطلاح P5+1) یا اتحادیه اروپا/E3+3 تحریم های اقتصادی مربوط به هسته ای را بر اجرای JCPOA در سال 2016 برداشته اند.
منتقدین نقص های مهمی را در JCPOA برجسته کرده اند. از یک طرف ، این موارد مربوط به بندهای غروب خورشید است: در سال 2020 ، ممنوعیت واردات و صادرات سلاح های ایران برداشته می شود. در سال 2023 ، ممنوعیت کمک به برنامه موشک بالستیک تهران منقضی می شود ، در حالی که ایران قادر به شروع مجدد تولید سانتریفیوژهای پیشرفته خواهد بود. در سال 2026 ، بیشترین محدودیت در برنامه هسته ای به پایان می رسد و پنج سال بعد ، همه آنها برداشته می شوند. در هر یک از این مراحل ، با توجه به درگیری مداوم ایالات متحده و ایران که بحران هسته ای صرفاً یک علامت بود ، یک بحران بین المللی ایران می تواند دوباره ایجاد شود. از سوی دیگر ، منتقدین این واقعیت را ابراز کردند که موضوعات مربوط به سیاست خارجی ایران ، که مهمترین آنها برنامه موشکی بالستیک و مداخلات منطقه ای آن بود ، از مذاکرات کنار گذاشته شده است. علیرغم مشکلات سیاسی برای رسیدگی به موفقیت آمیز بسیاری از این موضوعات در طول مذاکرات ، حذف آنها پتانسیل درگیری های آینده را به وجود آورده است ، و به خطر می اندازد که زنده ماندن این توافق نامه را به خطر می اندازد. این فرصت برای استفاده مؤثر از JCPOA به عنوان شروع یک فرآیند برای رسیدگی به موضوعات بزرگتر نگرانی در روابط ایران و غربی ، نه به عنوان یک بازی نهایی به خودی خود ، از دست رفته است ، زیرا اتحادیه اروپا ترجیح داده است آن را مشاهده کند. 26
یک سیاست ثبات اقتدارگرا
JCPOA اتحادیه اروپا را قادر ساخت تا روابط خود را با ایران احیا کند. ایده این بود که تجارت و نزدیکی سیاسی برای هر دو طرف سودمند خواهد بود و به طور ضمنی در افتتاح جمهوری اسلامی نقش دارد. در تاریخ 14 ژوئیه 2015 ، جوهر در JCPOA به سختی خشک شده بود وقتی که وزیر امور خارجه و انرژی در آن زمان آلمان ، سیگمار گابریل ، به همراه یک هیئت تجاری بزرگ در ایران به زمین نشست. آلمانی ها نخستین دولت اروپا بودند که چنین تحت الشعاع عمومی قرار گرفت. از این گذشته ، برخی از شرکت های خدمات مالی از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، ایران را به عنوان پر سود ترین جایزه اقتصادی مورد استقبال قرار دادند. 27 در آلمان به ویژه و به طور کلی در اروپا ، تجدید روابط اقتصادی و سیاسی با ایران در حوزه سیاست های عمومی به عنوان بخشی از سیاست تغییر از طریق تجارت و نزدیک شدن (CTTR) ، 28 و به همین ترتیب بدست آمده است. تقریباً از ارزیابی عینی مصون است. در حالی که بازدید معاون صدراعظم آلمان را می توان به عنوان یک پیشرو زودرس رژیم اقتدارگرا بدون تغییر درک و مورد انتقاد قرار داد ، نخبگان سیاسی و اقتصادی آلمان از این بازدید حمایت کردند. شرایط مشابهی در فرانسه و انگلیس رخ داده است ، هرچند تا حد کمی کمتر. 29
سیاست CTTR به منظور تسهیل تغییر در استبدادی ها با درگیر شدن و تجارت با آنها است. این استراتژی اغلب در روابط اتحادیه اروپا با رژیم های استبدادی فراخوانی شده است. حداقل در حوزه سیاست های عمومی ، اروپا انتظار داشت که معامله JCPOA تأثیر مثبتی بر سیاست های داخلی و خارجی ایران داشته باشد. با این حال ، یک ارزیابی هوشیار نشان می دهد که تغییر در هیچ جبهه تحقق نیافته است. 30
در جبهه داخلی ، انتظارات شامل فضای بیشتری برای جامعه مدنی و بهبود وضعیت حقوق بشر بود. پیش بینی می شد سود سهام اقتصادی JCPOA به نفع ایرانیان به طور کلی ، برای توانمندسازی طبقه متوسط با ذهنیت اصلاحات و در نهایت برای پرورش یک روند تدریجی دموکراتیک سازی ، به نفع ایرانیان باشد. با این حال ، این انتظارات برآورده نشده است. در حوزه حقوق بشر ، اوضاع در واقع رو به وخامت گذاشته است ، و لفاظی رئیس جمهور حسن روحانی اصلاحات واقعی را کاهش داده است در حالی که وزارت اطلاعات خود در نقض حقوق بشر به طور فزاینده ای همدست شد. 31 ایران تحت روحانی جهان را در اعدام سرانه رهبری کرده است. 32 فضای فعال سازی نیز بسیار محدود است. 33 تصادفی نیست که ایران در حال حاضر یکی از بزرگترین منابع پناهندگان است که به کشورهای بزرگ اروپایی فرار می کند. علاوه بر این ، سیاست های فرهنگی و آموزشی خارجی اتحادیه اروپا به اندازه کافی برای درج تنوع جامعه ایران انجام نشده است. 34
در جبهه اقتصادی ، پس از امضای JCPOA ، بخش عمده ای از موافقت نامه های تجاری با ایران از امپراتوری های اقتصادی سپاه گارد انقلابی اسلامی (IRGC) ، رهبر عالی و استخوانی (یعنی کنگره های معافیت مالیاتی که قانون ایران به عنوان اسلامی رفتار می کند ، سود برد. خیریه). در حقیقت ، تا ژانویه سال 2017 ، از تقریباً 110 توافق نامه امضا شده پس از JCPOA به ارزش حداقل 80 میلیارد دلار ، 90 با شرکت هایی که متعلق به آن دولت های ایران یا نهادهای نیمه دولتی بود ، امضا شدند. 35 به عبارت دیگر ، احیای تجارت تقریباً به طور انحصاری از دولت استبدادی سود برده است. این امر با توجه به واقعیت پیکربندی قدرت سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ، که در آن یک بخش خصوصی واقعی و کارآفرینی آزاد به سختی در مواجهه با دولت های غالب یا نهادهای نیمه دولتی وجود دارد ، تعجب آور نیست.
در جبهه ژئوپلیتیک منطقه ای ، طبق پیشگفتار JCPOA ، "[اتحادیه اروپا+3] پیش بینی می کند که اجرای کامل این JCPOA به صلح و امنیت منطقه ای و بین المللی کمک کند."36 برای دیگران ، از جمله بسیاری از همسایگان ایران ، انتظار این بود که تعامل سازنده ایران با غرب به اعتدال سیاست های منطقه ای خود تبدیل شود. در واقعیت ، سیاست اعتدال رئیس جمهور روحانی نسبت به غرب و مسئله هسته ای توسط یک سیاست منطقه ای به طور فزاینده و گسترده ایرانی که توسط IRGC و دفتر رهبر عالی اداره می شود ، به طور مؤثر تحت تأثیر قرار گرفته است. 37
انتظارات اعتدال در سیاست داخلی و سیاست منطقه ای ایران محقق نشده است. در داخل، وضعیت حقوق بشر و شرایط اجتماعی-اقتصادی بدتر شده است. 38 از نظر اقتصادی، نخبگان جمهوری اسلامی از این روند منتفع شدند، در حالی که بیشتر ایرانیان از این روند بهره مند نشدند. سرخوردگی در میان ایرانیان گسترش یافت و در نهایت راه را برای شورش 2017-2018 هموار کرد. در خارج، ایران هدف خود را برای حفظ و گسترش قدرت منطقه ای خود با ناسازگاری بیشتر دنبال کرده است. این سیاست به نوبه خود به درگیری ها در عراق و سوریه دامن زده و به تشدید تنش ها با عربستان سعودی و اسرائیل، دو شریک مهم اتحادیه اروپا، کمک کرده است. اقدام متعادل بین حفظ روابط نزدیک اتحادیه اروپا با این شرکا و نزدیک شدن همزمان با ایران، تنشی ایجاد کرده است که خطر تبدیل آن به رویارویی آشکار را دارد و اتحادیه اروپا را در موقعیت دشواری قرار می دهد.
در پایان، تجارت و نزدیک شدن به ایران زمینه را برای تغییر فراهم نکرده است. در واقع، سیاست اتحادیه اروپا در قبال ایران شباهت های بیشتری با سیاست ثبات استبدادی داشته است، مشابه سیاست هایی که در دهه های گذشته با دیگر حکومت های خودکامه در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا دنبال شده است. این یافته توسط یک متخصص ایران در وزارت امور اقتصادی و انرژی آلمان و یکی از اعضای ارشد گروه ویژه اتحادیه اروپا برای ایران تایید شد، که هر دو این دیدگاه را به ترتیب در ژوئن 2017 و فوریه 2018 به نویسنده محرمانه کردند، در حالی که نهادهای خود را در معرض دید عموم قرار دادند. موضع گیری ها خلاف این را ادعا می کرد.
بازبینی کاستی های سیاست اتحادیه اروپا در قبال ایران
کاستی های سیاست ایران اتحادیه اروپا ناشی از تمایل به تجلیل از حساب و سیاست های ایران است. 39 در دهه های گذشته ، کشورهای اروپایی تمایل به اغراق در اختلافات جناحی بین سخت افزار رژیم ایران و میانه رو دارند. علاوه بر این ، در پی JCPOA ، موضع اروپا نسبت به تهران نگران این بوده است که یک رویکرد قوی تر منافع اقتصادی و ژئواستراتژیک خود را در روند نزدیک شدن به خود جلب کند. در مورد ژئوپلیتیک منطقه ، اروپا با فرض اینکه سیاست تعامل سازنده ، که منجر به JCPOA شد ، به تغییرات مشابه در سیاست های منطقه ای ایران تبدیل می شود ، در برابر مغالطه برون یابی تسلیم شده است. موضع اروپا در مورد ژئوپلیتیک منطقه ای تحت تأثیر نگرانی های ثبات قرار گرفت. به طور خاص در سوریه ، منافع آن از طرف جمهوری اسلامی هماهنگ است و به بقای رژیم رئیس جمهور بشار اسد در سوریه اجازه می دهد. به همین ترتیب ، اروپا به طور کلی نادیده گرفت که بربریت رژیم اسد باعث تقویت تروریسم جهادی می شود ، مبارزه با آن در اولویت اتحادیه اروپا. 40
اروپا باید در نظر بگیرد که ایران را نمی توان به عنوان یک عامل ثبات در غرب آسیا تلقی کرد. در حالی که اتحادیه اروپا به درستی آگاهی خود را در مورد فعالیت های بدخیم عربستان سعودی و متحدین آن افزایش داده است ، از خطرات روشنی در مورد ایران ، به ویژه گسترش گرایی منطقه ای آن و ارتقاء ساختارهای موازی دولت ، 41 نفر که به وخامت قابل توجهی در روابط ایران کمک کرده اند ، غفلت کرده است. همسایگان آندر عراق و سوریه ، تهران به عنوان بیش از حد دست خود تلقی شده است. به همین ترتیب ، این سیاست های ایرانی خلاف هدف اتحادیه اروپا برای ارتقاء ثبات طولانی مدت در منطقه و تقویت ساختارهای دولتی در آنجا است.
بحران سه گانه ایران و نتایج آن
شورش 2017-2018 علیه رژیم در فصل جدیدی از تاریخ جمهوری اسلامی به وجود آمده است. 42 در روابط خود با تهران ، اروپا باید نتیجه گیری های مهمی از این پیشرفت برجسته داشته باشد. یک بحران سه گانه ، جمهوری اسلامی را تحت تأثیر قرار می دهد و ابعاد اقتصادی ، سیاسی و زیست محیطی را پوشش می دهد-همه اینها از زمان شورش 2017-2018 به عنوان محرک های مرتبط برای اعتراضات مداوم عمل کرده اند. در مرحله اول ، ایران از بدبختی های اقتصادی و اقتصادی رنج می برد و نیمی از جمعیت نزدیک به خط فقر زندگی می کنند ، تقریباً یک سوم از جمعیت شهری که در زاغه ها زندگی می کنند و یکی از بالاترین نرخ بیکاری جوانان در جهان است. فقدان تحرک اقتصادی و اقتصادی محصول یک اقتصاد سیاسی است که به نفع اعضای رژیم و وفاداران است. علاوه بر این ، ناامیدی های اجتماعی بیش از عدم وجود اثر فریبنده از رشد تولید ناخالص داخلی JCPOA ایجاد شده است. با عدم وجود اصلاحات ساختاری مورد نیاز ، وضعیت اقتصادی بیشتر تشدید می شود. 43 علاوه بر این ، اقتصاد ایران از سوء مدیریت ، کرونیسم و فساد رنج می برد. اگرچه تحریم های ایالات متحده با افزایش قیمت ها و کاهش ارز ملی ، به وخیم تر شدن وضعیت در کشور کمک کرده است ، اما تأثیر کلی آنها بر وضعیت اقتصادی خود به خودی ایران غالباً بیش از حد نادیده گرفته شده است. 44 ثانیاً ، جمهوری اسلامی با بن بست سیاسی بی سابقه ای روبرو است. همانطور که از شعارهای مختلف اعتراضی ، جناح های سخت و متوسط و همچنین تأسیس روحانی (بسیاری از آنها اصلاح طلب هستند) می توان شاهد بود ، همه هدف خشم مردمی بوده اند. در نتیجه ، مشروعیت کل رژیم به طرز فجیعی مورد سؤال قرار گرفته است. 45 سوم ، ایران از یک فاجعه محیطی رنج می برد که عمدتا در خانه است. به گفته مقامات ایران و ایالات متحده ، اگر روندهای مداوم غالب باشد ، نیمی از استانهای این کشور در 15-20 سال ساکن خواهند بود و تا سال 2050 کشور می تواند به یک بیابان تبدیل شود. فاجعه محیط زیست ، از جمله کمبود آب ، مسلماً یک تهدید امنیت ملی است. این در حال حاضر شروع به تهدید به معیشت ده ها میلیون ایرانی کرده است. 46 اعتراض ناشی از این تحولات اغلب با سرکوب روبرو شده است.
شدت این مرحله جدید توسط تعدادی از عوامل تا حدودی جدید مشخص می شود: (1) شعارهای اعتراضی سطح بی سابقه ای از سیاسی شدن را نشان می دهند که همه جناح های رژیم را هدف قرار می دهد. آنها همانطور که در طول جنبش سبز 2009 در سال 2009 وجود داشت ، میانه روها را نجات نمی دهند.(2) یک شکاف برگشت ناپذیر بین دولت و جامعه در حال ظهور است ، که فقط با اصلاحات ساختاری سیاسی و اقتصادی قابل پرداخت است.(3) بر خلاف جنبش سبز ، که پایگاه اجتماعی آن عمدتاً طبقه متوسط شهری بود که به دنبال مشارکت سیاسی بیشتری بود ، پایگاه اجتماعی شورش 2017-2018 اقشار پایین اقتصادی اقتصادی بوده است ، که معمولاً به عنوان پایگاه اجتماعی رژیم تصور می شود.(4) از دست دادن مشروعیت گروه های معتدل الی ، از جمله روحانی و اصلاح طلبان ، در یک بحران عمیق حکومت جناحی در جمهوری اسلامی به وجود آمد. 47 و (5) تصدیق موسسه امنیتی ایران مبنی بر اینکه تهدید اصلی امنیت ملی از داخل و نه خارج از کشور است. 48
نکته مهم این است که این بحران سه گانه ادامه دارد ، زیرا احتمالاً دلایل اصلی آن بدون تغییر یا بدتر شدن باقی می ماند. این دوره جدید در تاریخ جمهوری اسلامی ایران با آشفتگی و بی ثباتی بالقوه مشخص شده است. تصویر دیگر از بحران رژیم این است که فشار ایالات متحده نتوانسته است یک تجمع را در اطراف اثر پرچم در بین ایرانیان ایجاد کند. اعتراضات با شعارهای ضد رژیم ادامه می یابد ، و این باعث می شود که وضعیت سیاسی و اقتصادی وخیم تر از سیاست یا تحریم های ایالات متحده بدتر شود. 49 بیش از هر چیز دیگر ، و به دلیل عدم وجود گزینه های دیگر ، این بحران این امکان را دارد که در حالی که باعث افزایش وابستگی تهران در مقابل قدرتهای بزرگ ، از جمله روسیه و اروپا می شود ، راه را برای مذاکرات ایرانی با ایالات متحده هموار کند.
توصیه های سیاست
یک سیاست اصلاح شده ایران اروپا به مفهوم سیاست خارجی اتحادیه اروپا از عمل گرایی اصولی ، که هدف آن ترکیب "ارزیابی واقعی از محیط استراتژیک فعلی" با "یک آرزوی آرمان گرایانه برای پیشبرد دنیای بهتر" است ، همانطور که در استراتژی جهانی آن گنجانیده شده است ، زندگی می کند. واد50 اروپا باید استراتژی متعادل تر ایران را برای حفظ روابط اقتصادی و سیاسی با ایران ترسیم کند بدون اینکه در دام ترویج یک سیاست ثبات اقتدارگرایان غیر منتقد باشد. بعید به نظر می رسد که از هرج و مرج و بی ثباتی جلوگیری شود. 51 اروپا باید فراتر از حفاظت از JCPOA ، یا همانطور که یکی از سیاستگذار آلمانی ، "هیپنوتیزم هسته ای" خود را 52 بیان کرد و به سمت یک رویکرد متعادل تر از همکاری مداوم و در عین حال تشویق اصلاحات دوره ایران حرکت کرد.
به عنوان یک نقطه شروع ضروری ، اروپا ابتدا باید یک سیاست یکپارچه ایران را ایجاد کند که برای همه کشورهای عضو الزام آور باشد تا از رفتارهای فرصت طلب توسط کشورهای مجرد جلوگیری شود. همچنین ، پیدا کردن یک زمینه مشترک در بین مواضع کمی متفاوت اروپایی ضروری است. 53 یک سیاست اصلاح شده باید شامل عناصر اصلی سیاست زیر باشد:
JCPOA را زنده نگه دارید
با حمایت روسیه و چین ، اتحادیه اروپا باید JCPOA را به دو دلیل نجات دهد: (1) شامل برنامه هسته ای ایران به جلوگیری از مسابقه تسلیحات هسته ای در خاورمیانه کمک می کند.(2) حفظ JCPOA تضمین می کند که اتحادیه اروپا اهرم را بر ایران حفظ کند ، که در غیر این صورت از بین می رود ، در صورت از بین رفتن کاملاً از بین می رود. برای اطمینان از بقای JCPOA ، اروپا باید تعامل تجاری با ایران را از طریق SME های خود حفظ کند ، به ایران اجازه دهد نفت خود را به اروپا صادر کند و موسسات مالی اروپا را قادر به پردازش پرداخت ها کند.
درگیر واشنگتن: یک سیاست ایران فراتر از اقیانوس اطلس نباید دفن شود
علیرغم بیگانگی دولت ترامپ ، اروپا باید گام هایی را برای یافتن یک زمینه مشترک فراتر از اقیانوس اطلس بر روی ایران انجام دهد. اتحادیه اروپا باید با گروه اقدام ایران وزارت امور خارجه درگیر شود. همچنین ، باید به دنبال معافیت از تحریم های ایالات متحده باشد. 54 در حالی که پل های واشنگتن را نمی سوزانید ، اتحادیه اروپا می تواند همزمان با ایجاد کانال های پرداخت مستقل از ایالات متحده ، مانند صندوق پولی اروپایی و یک سیستم مستقل Swift ، پروژه تقویت استقلال خود را دنبال کند. 55 با این حال ، این اهداف در کوتاه مدت قابل دستیابی نیست. 56
از اهرم اتحادیه اروپا با ایران استفاده کنید ، و از مزایای مقایسه ای آن آگاه است
اتحادیه اروپا باید از وزن پررنگ خود در تهران برای استخراج تغییر تدریجی در رفتار خانگی و منطقه ای خود استفاده کند ، ضمن اینکه مزایای چنین تغییراتی را در ایران برجسته می کند. اتحادیه اروپا با آگاهی از مزایای مقایسه ای که در تهران دارد ، نباید از معرفی شرایط همکاری خودداری کند. با استفاده از یک رویکرد ثابت ، اتحادیه اروپا راننده مهمی را برای تهران ارائه می دهد تا رفتار خود را تغییر دهد. علیرغم امتناع رسمی تهران از مشارکت با بروکسل در مورد مسائل داخلی و نقش منطقه ای آن ، نگرانی واقعی در مورد بی ثباتی اقتصادی داخلی آن را ترغیب می کند تا ارتقاء تغییرات تدریجی اتحادیه اروپا را بپذیرد. اروپا ضمن حفظ گفتگو با ایران در مورد امنیت منطقه ای ، اروپا باید یک استراتژی دوگانه اتخاذ کند: (1) محافظت از ایران در برابر شیطنت نقش خود و (2) از ایران خواستار محدودیت در آن نقش است. اروپا باید بین آنچه ایران به عنوان یک استراتژی بازدارندگی در برابر آنچه بسیاری از همسایگان آن به عنوان جاه طلبی های هژمونیک می دانند ، تمایز قائل شود. 57
از طرفداری از طرفداری خودداری کنید
اروپا نباید این تصور را که در طول شورش 2017-2018 ایجاد کرده است ، دوباره ایجاد کند ، که از رژیم بر جامعه حمایت می کند. اتحادیه اروپا باید از بیگانگی بخش های بزرگی از جامعه ایران جلوگیری کند و از این طریق از شهرت و علایق بلند مدت آن در کشور اطمینان حاصل کند. با چشم انداز وخیم تر شدن شرایط داخلی در ایران ، اروپا باید برای نحوه واکنش در صورت افزایش وقایع در ایران آماده شود. اگر این کار را انجام دهند ، اتحادیه اروپا باید مطابق با ارزش های خاص خود و حمایت از حقوق دموکراتیک مردم ایران موضع گیری کند. عدم انجام این کار باعث می شود رژیم در سرکوب و افزایش چشم انداز خونریزی ، رژیم را آسانتر کند. ترک صحنه به ایالات متحده به دست دستگاههای سرکوبگر رژیم می شود. اتحادیه اروپا باید از روابط خود با بخش های مختلف نخبگان ایران استفاده کند و به آنها نشان می دهد که سرکوب دولت بر تعامل و حمایت اقتصادی و سیاسی آن تأثیر منفی خواهد گذاشت. واکنش های بسیار مطلوب اروپا نسبت به بهار عربی 2010-2011 می تواند به عنوان نمونه باشد.
شروع یک تغییر پارادایم به عقب را آغاز کنید: هماهنگ کردن سیاست های خارجی و توسعه به دلیل ثبات پایدار
ثبات اقتدارگرا و سیاست های اقتصادی نئولیبرال گذشته نتوانسته است ثبات را در محله اروپا از جمله ایران ایجاد کند. اتحادیه اروپا اکنون باید زمینه های مفهومی را برای تغییر پارادایم در سیاست خارجی خود آماده کند. این باید از حاکمیت خوب و رشد اقتصادی فراگیر پشتیبانی کند. به همین منظور ، درسهایی از بهار عربی ، همانطور که توسط انستیتوی توسعه آلمان (DIE) تدوین شده است ، 58 مورد باید مورد توجه قرار گیرد. اتحادیه اروپا فقط با هماهنگی سیاست های خارجی و توسعه در خاورمیانه می تواند ثبات طولانی مدت در محله آشفته اروپا را ارتقا بخشد. برای تدوین سیاست های واقعی برای این تغییر پارادایم ، اتحادیه اروپا باید یک کمیته متخصص مستقل ایجاد کند که محدودیت ها و ملاحظات سیاسی و بوروکراتیک باشد. 59
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 65
تاريخ : سه
شنبه
15 فروردين
1402 ساعت: 22:48