انقلابیون ایران اقتصاد را در مورد تغییر گسترده و رشد حماسی به ارث بردند. در کمتر از یک قرن ، ایران از یک اقتصاد کوچک و عمدتاً کشاورزی که توسط یک سلسله قبیله ای محو شده به یک کشور متمرکز مدرن با یک بخش تولید پررونق و نقش اصلی در بازارهای بین المللی نفت تبدیل شده بود ، تبدیل شده بود. بخش اعظم این تحول در زمان سلطنت سلطنت پهلوی رخ داده است ، که به دنبال نوسازی به رهبری دولت بود که پس از سیاست های کمال آتاتورک ترکیه مدل شد.
از زمان انقلاب سال 1979 ، اقتصاد ایران با یک جنگ هشت ساله پرهزینه ، فشار و انزوا بین المللی و درگیری ایدئولوژیک محاصره شده است. انقلابیون در مورد آنچه اقتصاد اسلامی را تشکیل می داد ، درگیر شدند و اینکه آیا رشد یا عدالت اجتماعی باید اولویت اصلی باشد. اعتماد ایران به درآمدهای نفتی این ایالت را به رحمت نوسانات بازار انرژی تبدیل کرده است ، با قیمت های زیر 10 دلار در هر بشکه در سال 1999 و بالاتر از 145 دلار در هر بشکه در سال 2008. تا سال 2015 ، قیمت نفت به حدود 45 دلار در هر بشکه کاهش یافته بود. رویکرد جمهوری اسلامی به اقتصاد با سیاست های اتخاذ شده در چهار دوره مجزا نشان داده شده است.
انقلاب و اقتصاد
در دهه 1960 ، محمد رزا شاه پهلوی برنامه ای گسترده را آغاز کرد که شامل اصلاحات گسترده زمین ، توسعه زیرساخت ها و سرمایه گذاری های عظیم در پایگاه صنعتی این کشور بود. ثروت ایران پس از افزایش انفجاری قیمت نفت در دهه 1970 حتی به طرز چشمگیری افزایش یافت و به سوختگی های بزرگ شاه برای غلبه بر اقتصادهای فرانسه و آلمان کمک کرد.
برنامه اقتصادی پهلوی باعث رشد سریع شد ، اما اصلاحات نیز حوزه های انتخابیه تأثیرگذار از جمله روحانیت ، صاحبخانه و بازرگانان یا بازار را بیگانه کرد. علاوه بر این ، تورم و سایر مشکلات ناشی از دامنه و سرعت توسعه ، سختی هایی را برای بسیاری از ایرانیان ایجاد کرد. شکایات اقتصادی به مخالفت با سلطنت کمک کرد ، و رهبران انقلابی مانند آیت الله روح الله خمینی از فقیر ایران و طبقه متوسط به طور فزاینده آن متوسل شدند.
با این حال، اقتصاد عامل اصلی بسیج مخالفان با شاه نبود. پس از فروپاشی سلطنت، خمینی اهمیت آن را در نظم جدید نادیده گرفت و گفت: «انقلاب اسلامی ایران به قیمت خربزه نبود». مطابق با سنت شیعه، خمینی مدافع سرسخت حقوق مالکیت و نقش بخش خصوصی بود، دیدگاهی که به طور گسترده در میان روحانیون مشترک بود و با اتحاد آنها با بازار تقویت شد.
محافظه کاری اقتصادی روحانیت در خلال هرج و مرج و رقابتی که با فروپاشی رژیم پهلوی به وجود آمد، آشکار شد. اعتصابات کارگری و مهاجرت نخبگان بخش صنعتی را فلج کرد و سلب مالکیت غیررسمی افزایش یافت. رادیکال هایی که امیدوار بودند انتقال قدرت را تسریع کنند و دولت موقت میانه رو را تضعیف کنند، تحرکات نشینی را تحریک کردند. محدودیت های ایران پس از تصرف سفارت ایالات متحده در تهران در نوامبر 1979 تشدید شد، زمانی که واشنگتن حدود 11 میلیارد دلار از دارایی های ایران را مسدود کرد و تحریم های دیگری را اعمال کرد. پس از دو سال اختلال در اقتصاد، نابسامانی های پس از انقلاب، کشور را در آستانه فروپاشی اقتصادی قرار داد.
بحث داخلی
دومین عاملی که رویکرد اولیه جمهوری اسلامی به اقتصاد را شکل داد، اختلافات شدید فلسفی در خود ائتلاف انقلابی بود. مولفه چپ قدرتمند جنبش ضد شاه و حتی برخی از روحانیون، دگم مارکسیستی دهه 1960 را پذیرفته بودند که به دنبال اقتصادی متمرکز بر «عدالت اجتماعی» بود.
اختلافات بین چپ های اسلامی و روحانیون سنتی بحث سیاست گذاری را در سراسر دهه 1980 متلاطم کرد، اما نفوذ چپ ها در همان ابتدا پیروز شد. اکثر بخش های اصلی اقتصاد ملی شدند. دارایی های پهلوی ها و دیگر خانواده های نخبه توسط سازمان های نیمه دولتی تازه تأسیس، که عموماً به عنوان بنیادها یا بنیادها شناخته می شوند، جذب می شد. آنها طی 30 سال آینده به بازیگران اقتصادی مهم و اغلب غیرقابل پاسخگویی تبدیل شدند.
گسترش نقش اقتصادی دولت توسط حکومت دینی تا حدی یک پاسخ بداهه به شرایط بود. با این حال، این تغییر به اندازه هر یک از تغییرات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن تأثیرگذار بود. تسلط اقتصادی دولت نتوانست تأثیر ناآرامی و عدم اطمینان انقلابی را در کوتاه مدت کاهش دهد. همه بخش های اقتصاد ایران در چند سال اول انقلاب افت محسوسی را تجربه کردند.
سال های جنگ
سیاست های اقتصادی تأسیس شده در طول انقلاب پس از تهاجم در سال 1980 عراق تقویت شد. این درگیری هشت ساله بهانه ای مناسب برای گسترش بخش دولتی و کاهش شدید در سطح زندگی عمومی فراهم کرد. برآورده کردن خواسته های مبارزات مهم در ابتدا باعث افزایش بازده تولید ایران شد. اما بخش نفت هرگز از آشفتگی انقلابی به طور کامل بهبود نیافته است. فروپاشی 1985 در قیمت نفت ، ظرفیت ایران را برای واردات کالاهای مورد نیاز برای حفظ تولید صنعتی به شدت محدود کرد.
در طول جنگ ، اختلافات تیز بین "سوسیالیست های اسلامی" و محافظه کاران سنتی ادامه داشت. پیشنهادات برای ملی سازی تجارت خارجی ، گسترش اصلاحات ارضی و ایجاد حمایت های جدید کار ، باعث ایجاد اختلافات شدید بین پارلمان و نهاد نظارتی شده است که به همه قوانین قدرتمند است. شورای سرپرست ایران به طور مداوم طرفدار تفسیر محافظه کارانه تر از قوانین اسلامی بود و اقدامات آماری را به طور اساسی رد کرد که توسط چپ گرایان اسلامی که بر پارلمان حاکم بودند ، رد کرد.
خمینی در ابتدا سعی کرد دو اردوگاه را متعادل کند. وی سرانجام گام هایی را انجام داد که به نظر می رسید به رادیکال ها کمک می کند ، اما در نهایت راه را برای عمل گرایی بیشتر هموار کرد. وی در تصمیم گیری در مورد پیامدهای سیاسی بلند مدت ، وی موظف شد كه منافع دولت بر قانون اساسی یا قوانین اسلامی مقدم باشد. این اصل در سال 1988 با تأسیس شورای مصلحت ، که به واسطه بین پارلمان و شورای نگهبان مجاز بود ، نهادینه شد. خمینی همچنین وارونه عمده ای از سیاست های اولیه طرفدار او که باعث افزایش میزان تولد ایران به بالاترین جهان شد ، تحریم کرد.
تصمیم سال 1988 مبنی بر پذیرش آتش بس با عراق ، همچنین نشان دهنده اینكه این كشور نتوانسته است عوارض جنگ بر اقتصاد یا جامعه را تحمل كند. هزینه ها بسیار زیاد بود: بهره وری کاهش یافت. فقر شهری دو برابر شد. درآمد سرانه واقعی از زمان انقلاب 45 درصد کاهش یافته است. و کنترل قیمت و جیره بندی دقیق کالاهای اصلی مصرفی در جلوگیری از تورم شایع نتوانستند. در همین حال ، نبردهای جناحی بر سر اقتصاد ، محیط سیاسی را قطبی کرده و آنچه را که از بخش خصوصی باقی مانده بود ، از بین برد.
rafsanjani و بازسازی
مرگ آتش بس و مرگ در سال 1989 ، تغییر اساسی در رویکرد اقتصادی جمهوری اسلامی را تسهیل کرد. رئیس جمهور تازه منتخب اکبر هاشمی رافسانجانی در صدد بازسازی کشوری بود که با یک دهه انقلاب و جنگ با تقریباً 1 تریلیون دلار هزینه های مستقیم و غیرمستقیم مورد ضرب و شتم قرار گرفت. رفسنجانی به همراه تلاش برای معکوس کردن انزوا بین المللی ایران ، از تغییر جهت گیری اساسی و آزادسازی اقتصاد ایران حمایت کرد.
- و حذف یارانه ها و کنترل قیمت.
وی برای تحقق این برنامه بلندپروازانه ، به دنبال استفاده از وام های خارجی و همچنین تلاش برای جذب سرمایه گذاری داخلی و خارجی بود.
بازسازی در ابتدا قوی بود. سرمایه گذاری پس از جنگ و آرامش محدودیت های دولت به ایجاد رشد قوی در تولید ناخالص داخلی ، درآمد دولت و اشتغال کمک می کند. با این حال ، این پیشرفت در نتیجه محاسبه اشتباه سیاست و تنش های سیاسی انجام شد. افزایش گسترده در هزینه های دولت و مصرف خصوصی تورم باعث ایجاد شورش در تعدادی از شهرهای ایران در این دوره شد. بخش خصوصی ایران نسبت به سرمایه گذاری مردد بود.
شرکای خارجی همچنین از عدم اطمینان سیاسی جلوگیری کردند و پس از سال 1995 ، تحریم های ایالات متحده را تشدید کردند. در همین حال ، قیمت نفت نرم از سال 1992 به بعد بحران بدهی و ارز را برانگیخت. رافسانجانی با تنظیم مجدد برخی بدهی های خارجی ، بازگرداندن محدودیت های ارزی و برنامه های زیرساختی قفسه بندی و همچنین هرگونه حرکت برای منطقی کردن یارانه ها ، پاسخ داد.
رافسانجانی همچنین مجبور شد با مخالفت در خانه مقابله کند ، ابتدا از چپ گرایان اسلامی که به الگوی اقتصادی دولت محور بودند. آنها هرگونه آغوش بازار آزاد را به عنوان خیانت به آرمانهای انقلاب تلقی می کردند. پس از سه سال تنش ، رفسنجانی برکناری خود را از مجلس مهندسی کرد. اما پس از آن دوره دوم وی توسط محافظه کاران سنتی مخالف آرامش وی از محدودیت های اجتماعی و فرهنگی اسلامی بود. بازسازی برخی از عوارض پس از دهه اول جمهوری اسلامی را کاهش داد. با این حال ، دوگانگی رهبری به سمت اصلاحات مبتنی بر بازار مانع رقابت ایران شد.
دوره اصلاحات
چپ هایی که توسط رفسنجانی به حاشیه رانده شده بودند، دوباره گروه بندی کردند و وضعیتی را که به ایجاد آن کمک کرده بودند، ارزیابی کردند. تلاش های آنها در نهایت به انتخاب رئیس جمهور محمد خاتمی در سال 1997 و تلاشی در نهایت بی اثر برای اصلاح ساختار قدرت کمک کرد. این جنبش از ابتدا بر مسائل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی متمرکز بود. این سازمان استدلال کرد که تقویت حاکمیت قانون و تنش زدایی منطقه ای پیش شرط های لازم برای رشد و توسعه است. این استراتژی نشان دهنده ناراحتی اصلاح طلبان از بازار آزاد، میراثی از خاستگاه چپ آنها و همچنین ناامیدی آنها از شکست ها و سرکوب دوران رفسنجانی بود. آنها همچنین می ترسیدند که تأثیر بی ثبات کننده آزادسازی اقتصادی واقعی ممکن است به هزینه حمایت عمومی، که قدرتمندترین دارایی آنها بود، تمام شود.
خاتمی پس از روی کار آمدن خود با شروع یک رکود جهانی و رکود عمیق قیمت نفت مواجه شد. او همچنین با تورم مداوم، بیکاری و سوء مدیریت مواجه بود. پاسخ او معمولاً مجموعه ای محتاطانه از ابتکارات اقتصادی در مقیاس کوچک بود که ثمره متوسطی داشت.
خاتمی در دو دوره ریاست جمهوری خود به یک شروع محکم برای بازسازی جدی اقتصادی دست یافت. از جمله دستاوردهای او:
- ایجاد صندوق تثبیت نفت به عنوان بالشتک در برابر نوسانات بازار
- اعطای مجوز به اولین بانک های خصوصی پس از انقلاب
- انجام برخی بهبودها در چارچوب سرمایه گذاری خارجی
- مدیریت اقتصاد از طریق یک دوره پرتلاطم درآمدهای نفتی کم بی سابقه
- و جذب علاقه و سرمایه گذاری جدید از غرب.
طرح های بلندپروازانه تر، از جمله تلاش برای کاهش یارانه های پرهزینه انرژی، با مخالفت نمایندگان محافظه کار پارلمان مواجه شد. آنها رویکردی مانع تراشی در دستور کار اقتصادی خاتمی در پیش گرفتند، به عنوان ابزاری برای براندازی اصلاحات سیاسی و فرهنگی او.
خاتمی و جنبش اصلاحات را می توان با برخی اصلاحات اقتصادی پایه گذاری کرد، اما آنها نتوانستند حمایت عمومی از دستور کار خود را ایجاد و حفظ کنند. مصیبت های سیاسی آنها بسیاری از مردم ایران را متقاعد کرد که آزادی مطبوعات بالاتر از ایجاد شغل در فهرست اولویت های آنها قرار دارد. همانطور که انتخاب غافلگیرانه محمود احمدی نژاد شهردار تهران در سال 2005 نشان داد، این اشتباه استراتژیک آنها را در برابر یک چالش پوپولیستی آسیب پذیر کرد.
اقتصاد احمدی نژاد
مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری احمدی نژاد در سال 2005 بر تم های اقتصادی با تجدید نظر پوپولیستی تأکید کرد. وی متعهد شد كه درآمدهای نفتی را به كل جمعیت توزیع كند و به شیوه زندگی متوسط خود در مقایسه با رقبای خود اشاره كرد. وی در اوج افزایش قابل توجهی در قیمت نفت ، که باعث افزایش نرخ رشد توهم شد و هجوم حماسی درآمدها و ارزهای خارجی را به عهده گرفت ، به عهده گرفت. عامل دیگری که به نفع احمدی نژاد کار می کند ، ظهور آسیا به عنوان یک ضد وزن تجاری برای شرکای تجاری تاریخی ایران در اروپا بود که به تهران این امکان را داد تا تأثیر تحریم های ایالات متحده و ایالات متحده را نادیده بگیرد. پس از امارات متحده عربی ، چین به بزرگترین منبع واردات ایران تبدیل شد. و آسیا بیش از هر منطقه دیگر نفت ایران را خریداری کرد.
- گسترش اعتبار و هزینه به روشی آزاد
- با یک سری از وزرای کابینه و روسای بانک مرکزی آشکارا فریب می خورند
- از بین بردن بوروکراسی برنامه ریزی
- قدرت از تکنوکرات های دولت
- و در مورد Reverberations of the Meltdown اقتصادی جهانی.
لفاظی تحریک آمیز وی در مورد اسرائیل و مداوم رژیم در مورد قطعنامه های شورای امنیت ایالات متحده در مورد برنامه هسته ای خود ، احساس ریسک سیاسی را افزایش داده و برخی از سرمایه گذاران خارجی را ترغیب می کند که داوطلبانه ترک کنند.
با این حال ، احمدی نژاد با جسارت حرکت کرد تا تحریفات دیرینه ای را که اقتصاد ایران را گرفتار می کند ، مانند یارانه ها و تسلط دولت ، اما به روش ضد تولیدی ، برطرف کند. خصوصی سازی از شرکتهای وابسته به دولت ، به ویژه شرکتهای مرتبط با نگهبانان انقلابی ، که صندوق های بازنشستگی آنها در سال 2009 در شرکت ارتباطات از راه دور ایالتی سهم داشت ، سود می برد.
استفاده مؤثر احمدی نژاد از مسائل اقتصادی وی را به ویژه آسیب پذیر کرد. روحیه درون ایران با افزایش سرعت اقتصادی جهانی تأثیر می گذارد و قیمت نفت به کمتر از یک سوم از سطح بالا در سال 2008 سقوط کرد. چهره های ارشد سیاسی و اقتصاددانان مشهور به شدت نسبت به رویکرد و مداخله گرایانه احمدی نژاد بسیار انتقاد می کردند ، در حالی که اعتصابات بازاری ها در سال 2008 و 2010 دولت را وادار به تأخیر یا رها کردن افزایش مالیات برنامه ریزی کرده بود.
اقتصاد در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری سال 2009 برجسته بود. احمدی نژاد با آمار گمراه کننده و ادعاهای فساد علیه رقبای خود ، حملات خود را به سوابق خود مخالفت کرد. ناآرامی های پس از انتخابات معضلات اقتصادی ایران را تشدید کرد و باعث افزایش تخلیه مغز و پرواز سرمایه شد. این امر همچنین باعث حمایت اروپایی برای فشار شدید اقتصادی شد. تحریم های جدید ایالات متحده در اواسط سال 2010 تلاش ایالات متحده را برای قطع دسترسی ایران به سیستم مالی بین المللی تقویت کرد. آنها همچنین بستری را برای اقدامات شگفت آور قوی اتحادیه اروپا فراهم کردند.
به طور متناقض ، تحریم های 2010 همچنین باعث افزایش متوسط و موقت شد. عزیمت سرمایه گذاران خارجی فرصت هایی را برای شرکت های داخلی ، به ویژه کسانی که دارای ارتباطات محافظ انقلابی هستند ، باز کرد و بورس اوراق بهادار تهران را تقویت کرد. تحریم ها همچنین عمل گرایی جدیدی را در مورد آزادسازی اقتصادی ایجاد می کند. آنها حمایت از اصلاحات غیرقابل دستیابی به یارانه ها و حتی چارچوب سرمایه گذاری را پشتیبانی کردند. با این حال ، شواهد اولیه حاکی از آن است که تحریم های سال 2010 ممکن است به رژیم آسیب برساند ، و باعث تغییر و تحولات گران قیمت و وقت گیر در روابط بانکی و تجارت می شود.
*این فصل در ابتدا در سال 2010 نوشته شده است. موارد زیر به روزرسانی های مربوط به اقتصاد ایران از اوایل سال 2016 است.
ایالات متحده و اتحادیه اروپا تحریم های مربوط به ایران را در طول سالهای 2011 و 2012 محکم تر کرد. تحریم ها هزینه های میلیاردها دلار در درآمد نفت را برای جمهوری اسلامی هزینه کرد و بدون شک فشار اقتصاد را ایجاد کرد ، که در سال 2012 6. 6 درصد و در سال 2013 با 1. 9 درصد قرارداد بست. به طور فزاینده ای به دلیل سیاست های اقتصادی وی تحت آتش قرار می گیرد. ابتکار مسکن کم درآمد او ، معروف به ماسکان-مهر با مشکلات اساسی بودجه و اجرای آن روبرو شد. و تلاش وی برای اصلاح یارانه های پرهزینه ایران در مورد انرژی ، مواد غذایی و سایر کالاها بسیار پرهزینه تر از آنچه پیش بینی می شد بود. هر دو ابتکار در افزایش نرخ تورم ایران ، که تا سال 2013 به تقریباً 40 درصد افزایش یافت ، کمک کرد.
حسن روحانی در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری خود در سال 2013 قول داد تا اقتصاد را زنده کند و انزوا بین المللی ایران را پایان دهد. او و هوادارانش احمدی نژاد را به دلیل سوء مدیریت ، بیش از حد و فساد مقصر دانستند. سیاست اقتصادی از زمان تصدی مقام در صدر برنامه های روحانی است. وی تکنوکرات های باتجربه ای را برای مدیریت توانبخشی اقتصادی منصوب کرد ، که بسیاری از آنها تحت احمدی نژاد مجبور شده بودند. اهداف اقتصادی روحانی شامل:
- مجدداً ایران به سیستم اقتصادی جهانی
- بهبود نظم مالی و پولی برای کاهش تورم
- امکان بهبود اقتصادی بدون اقدامات سختگیرانه ریاضتی
- ارتقای توان داخلی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی
یکی از اولین اولویت های روحانی پایان دادن به بن بست هسته ای با غرب بود که ایران را از تحریم های فلج کننده بین المللی رها می کرد. در 100 روز اول ریاست جمهوری روحانی، ایران و شش قدرت بزرگ جهان به یک توافق موقت برای محدود کردن برنامه هسته ای ایران در ازای کاهش متوسط تحریم ها دست یافتند. این قرارداد منجر به افزایش محدود صادرات نفت شد و به ایران اجازه داد تا به بخش کوچکی از دارایی های خود در بانک های خارجی دسترسی پیدا کند. اما دستاوردها به سرعت کاهش یافت.
مذاکره کنندگان در ژوئیه 2015 به توافق نهایی دست یافتند. در 16 ژانویه 2016، پس از اینکه ناظر هسته ای سازمان ملل تأیید کرد که ایران به تعهدات خود عمل کرده است، ایران از تحریم های مرتبط با هسته ای ایالات متحده، اتحادیه اروپا و سازمان ملل که مدت ها انتظارش را می کشید تخفیف گرفت. ایران همچنین دوباره به سیستم مالی بین المللی دسترسی پیدا کرد، میلیاردها دلار از دارایی های مسدود شده را به کشور بازگرداند و به بازار نفت بازگشت. روحانی قصد تجدید سرمایه گذاری خارجی، احیای پروژه های نفت و گاز و ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی را داشت. ایرانی ها از او توقع زیادی داشتند تا او را تحویل دهد.
اما روحانی و مشاورانش تاکید کردند که رفع تحریم ها به تنهایی نمی تواند همه مشکلات اقتصادی ایران را حل کند. روحانی تلاش کرده است بسیاری از ابتکارات اقتصادی احمدی نژاد، از جمله تلاش های پرهزینه احمدی نژاد برای اصلاح یارانه ها را اصلاح یا لغو کند. دولت تا سال 2015 دو بار قیمت بنزین را افزایش داد و سه میلیون ایرانی ثروتمند را از فهرست پول نقد حذف کرد. اما هنوز باید کارهای بیشتری انجام شود تا این برنامه پایدار بماند.
روحانی همچنین بر ارتقای توان داخلی ایران و کاهش وابستگی به صنعت پرسود نفت و گاز تاکید کرد. تحریم ها و قیمت پایین نفت، دولت را مجبور کرد تا پیش بینی های بودجه سال 2015 خود را از تخمین 70 دلار در هر بشکه به 40 دلار در هر بشکه بازنگری کند. در همین حال، روحانی خواستار افزایش صادرات غیرنفتی شد و هدف گذاری سالانه 77. 5 میلیارد دلاری صادرات غیرنفتی در سال 2015 را تعیین کرد.
با گذشت دو سال از ریاست جمهوری روحانی، مهمترین دستاورد اقتصادی روحانی معکوس کردن کاهش تولید ناخالص داخلی ایران و کاهش تورم بود. اقتصاد در سال 2014 سه درصد رشد کرد و تورم تا اوایل سال 2015 به 15. 6 درصد کاهش یافت. اما اقتصاد همچنان با چالش های دلهره آور روبرو بود. بیکاری بالای 10 درصد باقی ماند و بیکاری جوانان به نزدیک به 27 درصد رسیده بود. حدود هفت میلیون ایرانی، حدود هشت درصد از جمعیت، نیز در فقر شدید به سر می بردند.
روحانی برای تحقق انتظارات و خوش بینی های بالا در پی توافق تحت فشار قرار گرفت. ایرانی ها انتظار داشتند که کاهش تحریم ها به شغل و رشد اقتصادی تبدیل شود.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 53
تاريخ : شنبه
26 فروردين
1402 ساعت: 10:11