نظارت بر آموزش از دیدگاه چند عاملی در ورزشکاران استقامتی نخبه از اهمیت زیادی برخوردار است. این مطالعه با هدف تجزیه و تحلیل روابط بین شاخص های بار آموزش ، وضعیت هورمونی و عملکرد عصبی عضلانی و مقایسه این مقادیر با عملکرد رقابت ، در دونده های نخبگان میانه و طولانی انجام شده است.
روش
پانزده دونده نخبگان میانه و مسافت طولانی (12 مرد ، 3 زن ؛ سن 5/5 ± 3/26 سال) برای حجم آموزش ، منطقه آموزش و میزان جلسه فشار درک شده (RPE) (روزانه) ، پرش متقابل (CMJ) و بزاق اندازه گیری شد. کورتیزول رایگان (هفتگی) به مدت 39 هفته (یعنی کل فصل). عملکرد رقابت نیز در طول مطالعه مشاهده شد و فصل بهترین و بدترین مسابقات را ثبت کرد.
نتایج
نتیجه گیری
نظارت بر اندازه گیری های هفتگی CMJ و RPE می تواند برای کنترل روند تمرین چنین ورزشکاران به روشی غیر تهاجمی ، مبتنی بر میدانی و منظم توصیه شود.
استناد: Balsalobre-Feández C ، Tejero-González CM ، Del Campo-Vecino J (2014) روابط بین بار آموزش ، پاسخ های کورتیزول بزاق و عملکرد در طول آموزش فصل در دونده های میانه و طولانی. PLOS ONE 9 (8): E106066. https://doi.org/10. 1371/joual. pone. 0106066
ویراستار: پدرو تاولر ، دانشگاه جزایر Balearic ، اسپانیا
دریافت: 12 مه 2014 ؛پذیرفته شده: 29 ژوئیه 2014 ؛منتشر شده: 25 اوت 2014
کپی رایت: © 2014 Balsalobre-Feández و همکاران. این یک مقاله دسترسی آزاد است که تحت شرایط مجوز انتساب Creative Commons توزیع شده است ، که امکان استفاده ، توزیع و تولید مثل بدون محدودیت را در هر رسانه ای فراهم می کند ، مشروط بر اینکه نویسنده و منبع اصلی اعتبار داشته باشند.
در دسترس بودن داده ها: نویسندگان تأیید می کنند که تمام داده های اساسی یافته ها بدون محدودیت کاملاً در دسترس هستند. داده ها از FigShare در: http://shar. es/nlp7l در دسترس هستند.
بودجه: نویسندگان هیچ پشتیبانی و بودجه ای برای گزارش ندارند.
منافع رقابتی: نویسندگان اعلام کرده اند که هیچ منافع رقابتی وجود ندارد.
مقدمه
اگرچه حجم تمرین به طور مستقیم با عملکرد ورزشکاران استقامتی نخبه [1]-[3] ارتباط ندارد، اما واضح است که چنین ورزشکارانی باید چندین ساعت در هفته در طول چرخه تمرینی خود تمرین کنند تا عملکرد خود را افزایش دهند [4]-[6]. به طور خاص، دوندگان نخبه مسافت ممکن است کیلومتر زیادی را در طول فصل بدود، که در دوندگان ماراتن، مجموع مسافت هفتگی تا 230 کیلومتر یا بیشتر است [7]. بنابراین، نظارت بر روند تمرینی چنین ورزشکارانی به منظور مشاهده سازگاری آنها با بار تمرینی و جلوگیری از سندرم تمرین بیش از حد ضروری است [8]-[10]. اگرچه ارزیابی پارامترهای فیزیولوژیکی مانند حداکثر جذب اکسیژن یا تعداد سلول های خونی در ورزش های استقامتی اهمیت زیادی دارد [11]، [12]، ماهیت تهاجمی و مبتنی بر آزمایشگاه آنها اندازه گیری منظم در طول تمرین روزانه را پیچیده می کند. بنابراین استفاده از شاخص هایی که می تواند به طور سیستماتیک و بدون ایجاد مزاحمت برای ورزشکاران، نظارت درون زمینی بر فرآیندهای تمرینی مورد نیاز را تسهیل کند.
متداول ترین متغیری که به صورت روزانه برای نظارت بر روند تمرین در دویدن استفاده می شود، بار تمرینی است [9]. به طور خاص، حجم تمرین، شدت و جلسه-RPE پرمصرف ترین شاخص های بار تمرینی هستند، زیرا می توانند هر روز بدون ایجاد مزاحمت برای ورزشکاران ارزیابی شوند و ارتباط معنی داری با عملکرد یا خستگی نشان داده اند [13]، [14]. به عنوان مثال، Esteve-Lanao و همکاران.[13] حجم و شدت تمرین دوندگان متقاطع زیر نخبگان را به مدت 6 ماه ثبت کرد و کشف کرد که زمان صرف شده برای تمرین در شدت های کم (زیر آستانه ونتیلاتور) به طور قابل توجهی با عملکرد در یک مسابقه متقابل کانتری مرتبط است. به طور مشابه، گارسین و همکاران.[14] جلسه-RPE را در 8 دونده جوان و نخبه در مسافت های میانی به مدت 8 هفته اندازه گیری کرد و ثابت کرد که این شاخص بار تمرینی قادر به تشخیص حالت های بیش از حد است. در همین حال، اندازه گیری امتیاز پرش عمودی به عنوان شاخصی از عملکرد عصبی عضلانی برای ارزیابی خستگی در انواع مختلف ورزشکاران استفاده شده است [15]-[17]. به عنوان مثال، نشان داده شده است که کاهش امتیاز پرش متقابل (CMJ) پس از یک ست اسکوات کامل انجام شده تا زمانی که شکست به شدت با غلظت لاکتات خون ارتباط دارد (r = 0. 97, p.<0.001) [17]. With respect to distance runners, it has been observed that a marathon competition significantly impairs the height reached in the CMJ [18]. Finally, the measurement of salivary free cortisol (hormone related with fatigue and stress) is commonly used to monitor the effects of training in several sports, due to its non-invasive, field-based nature [19], [20]. Moreover, it seems that cortisol levels are related to neuromuscular performance in well-trained strength athletes [21], [22]. For example, it has been demonstrated that changes in salivary free cortisol levels after 15 weeks of training are related to changes in the power clean mean power production over the same period in young elite wrestlers [23]. However, as far as we know, the relationship between salivary free cortisol levels and neuromuscular performance has not been studied on high-level middle and long-distance runners throughout a whole season.
بنابراین ، اگرچه اندازه گیری بار آموزش ، کورتیزول رایگان بزاقی یا CMJ برای نظارت بر روند آموزش در انواع مختلف ورزشکاران بسیار متداول است [7] ، [24] ، [25] ، هرگونه رابطه بین چنین متغیرهایی در دونده های مسافت سطح بالاو همچنین تأثیر آنها بر عملکرد چنین ورزشکاران ، تا آنجا که می دانیم ناشناخته است. بنابراین ، اهداف این تحقیق عبارتند از: (1) برای افشای روابط بین بار آموزش (اندازه گیری شده با استفاده از کل روزانه KM Run ، منطقه تمرینی و Session-RPE) ، نمرات کورتیزول رایگان بزاقی و CMJ در طول یک فصل کامل در نخبگان میانه و طولانیدونده های ایستاده ؛و (2) برای مقایسه مقادیر متغیرهای مطالعه دقیقاً قبل از عملکرد رقابت فصل با مقادیر اندازه گیری شده درست قبل از عملکرد بدترین فصل ، اندازه گیری شده است. به همین ترتیب ، و طبق موارد فوق ، فرضیه های مطالعه ما این است که: (الف) مقادیر هفتگی بار آموزش ، کورتیزول آزاد بزاق و CMJ در طول فصل اندازه گیری می شود. و (ب) مقادیر این متغیرها دقیقاً قبل از عملکرد رقابت فصل اندازه گیری شده است در مقایسه با اندازه گیری شده قبل از عملکرد بدترین فصل ، اندازه گیری قابل توجهی است.
مواد و روش ها
فاعل، موضوع
شرکت کنندگان در این مطالعه 15 دونده سطح متوسط و مسافت طولانی از مرکز ورزشی با کارایی بالا مادرید (12 مرد ، 3 زن ؛ سن = 5. 1 26 26. 3 سال) بودند که بهترین های شخصی در 1500 متر در فضای باز بین 3838 3∶58 دقیقه.(مردان) و 4/12-23 دقیقه.(زنان). برای اطلاعات بیشتر به جدول 1 مراجعه کنید.
بیان اخلاق
پروتکل مطالعه با اعلامیه هلسینکی برای آزمایش انسانی مطابقت داشت و توسط کمیته اخلاق در دانشگاه خودمختار مادرید تأیید شد (شماره تأیید CEI-45 889). رضایت آگاهانه کتبی از هر موضوع قبل از مشارکت بدست آمد.
طرح
ورزشکاران برای نمره CMJ ، سطح کورتیزول رایگان بزاقی و بار تمرین در طول یک فصل (اکتبر - ژوئیه ، 39 هفته) مورد بررسی قرار گرفتند. CMJ و کورتیزول یک بار در هفته اندازه گیری شد ، در حالی که بار آموزش ، با نرخ جلسه فشار درک شده (Session-RPE) ، KM Run و منطقه آموزشی ارزیابی می شود. عملکرد رقابت در کل فصل مشاهده شد و نتایج بهترین فصل (SB) و بدترین (SW) را ثبت کرد (یعنی سریعترین و کمترین زمان در مسابقات). همبستگی بین متغیرهای ارزیابی شده در این تحقیق و تفاوت در CMJ ، کورتیزول و بار آموزش درست قبل از وقایع SB و SW سپس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد تغییر بار تمرین در طول فصل ، به شکل 1 مراجعه کنید.
حجم آموزش هفتگی ، منطقه آموزشی و Session-RPE نشان داده شده است. حجم آموزش در محور y چپ (در کیلومتر) نشان داده شده است ، در حالی که منطقه آموزش و جلسه-RPE در محور y راست با مقیاس لگاریتمی نشان داده شده است. اختصارات: KM = میانگین KM KM Run ؛منطقه = منطقه آموزش متوسط هفتگی ؛RPE = میانگین هفتگی جلسه RPE.
روش شناسی
بار آموزش
بار تمرین روزانه در کل فصل با استفاده از پارامترهای روزانه RPE ، KM Run و Training Zone اندازه گیری می شد. جلسه-RPE پس از هر جلسه تمرینی با استفاده از مقیاس BORG 0-10 با پرسیدن "جلسه تمرینی چقدر سخت بود ، با 0 بسیار سبک و 10 بسیار سنگین ارزیابی شد؟"Kilometers Run and Training Zone با استفاده از برنامه های آموزشی استقامتی مربی که برای هر ورزشکار طراحی شده است ثبت شد. هنگامی که یک ورزشکار Coudl برنامه تمرینی خود را برآورده نمی کند ، KM Run و ارزش منطقه ای از آنچه که این ورزشکار انجام داد ، ثبت شد. هر جلسه تمرینی در یکی از 3 منطقه آموزشی با توجه به ویژگی های قسمت اصلی جلسه طبقه بندی می شد: منطقه 1 شامل آموزش مداوم مسافت طولانی یا آموزش فاصله با مجموعه های طولانی (4-6 کیلومتر) ، در سرعت بین 3∶45-3∶10 دقیقه/کیلومتر ؛منطقه 2 شامل آموزش فاصله از راه دور (مجموعه های 1-3 کیلومتر) در سرعت بین 30-20-20 دقیقه در کیلومتر بود. و منطقه 3 شامل آموزش مسافت کوتاه و فاصله Sprint (مجموعه 200-600 متر) در قدم های مختلف از 2∶50 دقیقه در کیلومتر تا اسپرینت کامل بود.
کورتیزول بدون بزاق.
برای ایجاد سطح کورتیزول پایه (در نانوگرم در میلی لیتر) ، ورزشکاران بلافاصله پس از بیدار شدن از خواب (یعنی 1-2 دقیقه بعد از بیدار شدن) ، با معده خالی ، یک بار در هفته در طول کل فصل با استفاده از لوله های بزاق ، یک نمونه بزاق را جمع آوری کردند (یعنی 1-2 دقیقه بعد از بیدار شدن)(سارستد ، آلمان). ورزشکاران پس از شستشو دهان خود با آب ، پنبه را به مدت 60 ثانیه در داخل لوله شور جویدند ، سپس نمونه را به مدت 1 ساعت در دمای 20 درجه سانتیگراد ذخیره کردند تا پس از آن پس از آن برای تجزیه و تحلیل به آزمایشگاه بیایند. تمام اندازه گیری ها در همان روز هفته ، در همان زمان و در همان شرایط محیطی انجام شد. همه افراد تقریباً در همان زمان روز از خواب بیدار شدند (80-30-9 بامداد) از آنجا که آنها در همان منطقه زندگی می کردند و با هم آموزش می دیدند. نمونه ها مطابق دستورالعمل سازنده در دمای 20 درجه سانتیگراد ذخیره شدند. تمام نمونه ها در آزمایشگاه بیوشیمیایی دانشگاه پلی تکنیک مادرید (آزمایشگاه رسمی شماره 242 در منطقه مادرید) با استفاده از کورتیزول رایگان در کیت های سنجش بزاق الیزا (Demeditec Diagnostics ، آلمان) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ضریب تغییر (CV) اندازه گیری ها CV = 4. 3-5. 6 ٪ بود.
نمرات CMJ در هفته یک بار در طول کل فصل اندازه گیری شد ، در همان روز که نمونه های بزاق جمع آوری شده و درست قبل از شروع جلسه تمرینی. از یک پلت فرم مادون قرمز OptoJump (IR) (میکروگات ، ایتالیا) برای ارزیابی استفاده شد. CMJ با دست روی باسن ، زانوها مستقیم در مرحله پرواز انجام شد و در حالی که سعی می کرد تا حد ممکن پرش کند. تمام اندازه گیری ها در همان روز هفته ، در همان زمان و در همان شرایط مکانی و محیطی انجام شد. میانگین 3 تلاش ثبت شد. قابلیت اطمینان اندازه گیری ها با استفاده از ضریب همبستگی داخل سلولی محاسبه شد (ICC = 0. 979-0. 990 ، P<0.001).
تحلیل آماری
برای تجزیه و تحلیل رابطه بین متغیرها ، از ضریب همبستگی پیرسون ، کنتراست یک طرفه استفاده کردیم. برای مقایسه میانگین ، ما از آزمون t جفت شده استفاده کردیم. برای محاسبه اندازه اثر (ES) ، ما از Hedge's G استفاده کردیم. اندازه اثرات زیر 0. 5 پایین بود ، و ES بین 0. 5-1. 0 متوسط تا زیاد مورد توجه قرار گرفت [26]. سطح اهمیت در 0. 05 تعیین شد. تمام محاسبات با استفاده از نرم افزار IBM SPSS آمار 22 (شرکت IBM ، ایالات متحده) انجام شد.
نتایج
با مقایسه مقادیر متغیرها ، هفته قبل از اجرای رقابت های فصل بهترین فصل (SB) و فصل (SW) (SW) اندازه گیری شد ، مشخص شد که نمرات CMJ قبل از SB به طور قابل توجهی بالاتر از نمره CMJ قبل از SW است (+8. 5 ٪ ، G = 0. 65 ، p<0.001). The session-RPE for the week before the SB was significantly lower than the session-RPE for the week before the SW (−17.6%, g = 0.94, p = 0.022). There were no significant differences between salivary free cortisol, km run or training zone values measured before SB and SW. See Table 3 for more details.
جدول 3. مقایسه متغیرها هفته قبل از فصل بهترین فصل (SB) و عملکرد بدترین فصل (SW) اندازه گیری شده است.
بحث
نتایج مطالعه ما نشان داده است که روابط قابل توجه بین نمرات Cortisol رایگان بزاقی و CMJ که در طول یک فصل در کل در دونده های میانه و مسافت طولانی ارزیابی شده است ، وجود دارد. همچنین ، روابط متوسط بین جلسه RPE و کورتیزول بدون بزاق پیدا شد. در مرحله اول ، داده های ما روند قابل توجهی را نشان می دهد که در آن ورزشکاران با سطح متوسط [متوسط] کورتیزول در طول فصل اندازه گیری شده بودند ، آنهایی بودند که نمرات CMJ پایین تر داشتند. شایان ذکر است که زنان و مردان کورتیزول آزاد بزاقی در طول فصل معادل بودند ، با وجود برخی مطالعات ، تفاوت های هورمونی بین جنس ها را گزارش کرده اند [27] ، [28]. قبلاً نشان داده شده است که غلظت لاکتات و آمونیاک خون پس از ورزش به طور منفی و معنی داری با ارتفاع پرش در CMJ انجام شده درست پس از یک جلسه تمرینی فشرده مرتبط است ، بنابراین کاهش CMJ بیشتر در چنین نشانگرهای فیزیولوژیکی با سطح بالاتری مطابقت دارد [17]واددر ورزشکاران با قدرت بسیار آموزش دیده ، مشاهده شد که کورتیزول بزاق به طور منفی و معنی داری با عملکرد عصبی عضلانی مرتبط است [14] ، [22]. به عنوان مثال ، Kraemer و همکاران.[22] تغییرات در کورتیزول و عملکرد گروهی از بازیکنان بسیار آموزش دیده فوتبال را در طول یک فصل مورد بررسی قرار داد ، و آنها نشان دادند که سطح کورتیزول بزاق اندازه گیری شده قبل از تمرین ، همبستگی معنی داری با نمرات ارتفاع پرش عمودی ثبت شده در همان روز دارد (R= −0. 59 ، p<0.05). That study concludes that athletes starting the season with elevated cortisol values may experience significant reductions on performance during the season. Our study expands the knowledge in this respect, demonstrating that subjects with higher long-term salivary free cortisol levels significantly tend to be those with lower CMJ scores throughout the season. However, when correlations between weekly average cortisol and CMJ values were analyzed, a significant trend was observed in which the weeks with higher salivary free concentrations were those in which higher CMJ scores were recorded. Thus, despite athletes with higher [average] cortisol levels throughout the season had significantly lower CMJ [average] values, it seems that weeks with higher cortisol concentrations produce a potentiation of CMJ performance. Although some investigations have studied the relationships between salivary cortisol concentrations and force production [23] or vertical jump [21], they used strength-related athletes and measured the variables less frequently (6 times during a season). However, we are not aware of studies which analyze the relationship between weekly salivary free cortisol concentrations and CMJ height measurements throughout a whole season in elite middle and long-distance runners. Further research is needed to clarify the nature of the relationship between salivary cortisol concentrations and CMJ performance in elite middle and long-distance runners.
علاوه بر این، بار تمرینی نیز با سطوح کورتیزول بزاقی و نمرات CMJ ارتباط معنی داری نشان داد. به طور خاص، مقادیر هفتگی برای جلسه-RPE، کیلومتر دویدن و منطقه تمرین به طور قابل توجهی با نمرات CMJ مرتبط است، به گونه ای که در هفته هایی با میزان تلاش کمتر درک شده، کیلومتر دویدن کمتر و با منطقه تمرینی بالاتر (یعنی تعداد جلسات منطقه 3 بیشتر)با هفته هایی با عملکرد CMJ بالاتر مطابقت دارد. به طور مشابه، داده های ما نشان می دهد که ورزشکارانی با میانگین بالاتری در طول فصل، مقادیر RPE جلسه به طور قابل توجهی تمایل دارند کسانی باشند که کیلومتر بیشتری تمرین کرده اند و میانگین غلظت کورتیزول بزاقی در طول فصل بالاتری داشته باشند. برخی از نویسندگان پیشنهاد کرده اند که تمرینات استقامتی ورزشکاران نخبه باید شامل حجم تمرین کمتری باشد تا سازگاری های مورد نظر را ایجاد کند [1]، [29]. به عنوان مثال، در قایق رانان نخبه ثابت شده است که یک برنامه تمرینی استقامتی سنتی 1 ساله نسبت به یک برنامه تمرین استقامتی بلوک دوره ای یک ساله با 50 درصد حجم کمتر، افزایش آمادگی جسمانی کمتری ایجاد می کند [1]. به طور مشابه، نشان داده شده است که تمرینات مقاومتی انجام شده تا زمانی که شکست انجام می شود، نسبت به یک رژیم تمرینی یکسان که در آن نیمی از تکرارهای ممکن در هر ست انجام می شود، تجمع خستگی بیشتر و افزایش عملکرد کمتری ایجاد می کند [29]. بنابراین، نتایج مطالعه ما نشان می دهد که تمرین با حجم بالاتر و جلسه-RPE بیشتر به طور قابل توجهی با غلظت بالاتر کورتیزول بزاقی و عملکرد پایین تر در CMJ ارتباط دارد.
علاوه بر این ، هنگام تجزیه و تحلیل تفاوت بین بار تمرین ، مقادیر کورتیزول رایگان بزاقی و CMJ هفته قبل از فصل بهترین و بدترین عملکردهای رقابت را اندازه گیری می کند ، مشاهده می شود که قبل از SB ، ورزشکاران نمرات CMJ بالاتری را نسبت به قبل از SW به دست آوردند. همچنین ، CMJ قبل از SB به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین فصل بود ، در حالی که CMJ اندازه گیری شده قبل از SW از میانگین فصل متفاوت نیست. در همین حال ، جلسه RPE اندازه گیری شده قبل از SB به طور قابل توجهی پایین تر از اندازه گیری قبل از SW بود. علاوه بر این ، Session-RPE قبل از SB کمتر از میانگین فصل بود (اگرچه به طور قابل توجهی) نبود ، در حالی که جلسه RPE قبل از SW به طور قابل توجهی بالاتر از میانگین فصل بود. در متغیرهای دیگر تفاوت معنی داری وجود نداشت ، اگرچه ورزشکاران هفته قبل از SB نسبت به SB نسبت به قبل از اجراهای SW ، 11. 4 کیلومتر کمتر آموزش دادند. یعنی هفته قبل از بهترین عملکرد رقابت فصل ، ورزشکاران با Session-RPE به طور قابل توجهی پایین تر آموزش دیدند ، نمرات CMJ بالاتری کسب کردند و در مقایسه با عملکرد SW بیش از 11 کیلومتر کمتر دویدند. به این معنا ، قبلاً نشان داده شده بود كه كاهش حجم آموزش در نزدیکی یك رقابت مهم می تواند عملکرد بدنی ورزشکاران بسیار آموزش دیده را بهبود بخشد [30] ، [31].
به طور خلاصه ، ارزیابی هفتگی بار آموزش (با استفاده از جلسه روزانه RPE ، KM Run و منطقه آموزش) ، نمرات Cortisol رایگان بزاقی و CMJ ممکن است به کنترل روند آموزش دوندگان میانه و مسافت طولانی با استفاده از ساده و غیر تهاجمی کمک کند، روشهای سیستماتیک و مبتنی بر میدانی در طول یک فصل کامل. برای اولین بار ، این مطالعه روابط بین بار آموزش ، غلظت کورتیزول رایگان بزاقی و نمرات CMJ را در طول 39 هفته تمرین توسط چنین ورزشکاران اندازه گیری می کند.
برنامه های کاربردی و نتیجه گیری
این مطالعه نشان می دهد که روابط معنی دار بین مقادیر میانگین فصل برای نمرات CMJ، سطوح کورتیزول بدون بزاق و ورزشکاران جلسه RPE با غلظت های بالاتر کورتیزول بزاقی، ارتباط معنی داری با تمایل به نمرات CMJ پایین تر و مقادیر بالاتر جلسه RPE نشان داد. هنگام مشاهده میانگین هفتگی گروه، مشاهده شد که هفته هایی که در آن نمرات CMJ بالاتری به دست آمد به طور قابل توجهی با هفته هایی با حجم کمتر (کیلومتر)، منطقه تمرینی بالاتر و مقادیر جلسه-RPE کمتر مطابقت دارد. در نهایت، ثابت شد که نمرات CMJ به طور قابل توجهی بالاتر و مقادیر جلسه-RPE در هفته قبل از بهترین عملکرد رقابتی فصل در مقایسه با هفته قبل از بدترین عملکرد رقابتی فصل به طور قابل توجهی پایین تر بود. نتایج مطالعه ما با نتایج سایر تحقیقات که پیشنهاد می کنند تمرین با حجم کمتر و جلسات محرک خستگی کمتر از نظر افزایش عملکرد مؤثرتر است، مطابقت دارد. نظارت بر بار تمرینی از طریق اندازه گیری های روزانه RPE و هفتگی CMJ می تواند به کنترل روند تمرینی دوندگان نخبه در مسافت های میانی و طولانی کمک کند. علاوه بر این، چنین متغیرهایی را می توان در طول یک فصل بدون تداخل در تمرین ورزشکار با استفاده از روش های ساده، غیرتهاجمی و میدانی اندازه گیری کرد.
قدردانی
ابتدا مایلیم از مربی و ورزشکارانشان برای مشارکت در این مطالعه در طول یک فصل تمرین تشکر کنیم. ما همچنین می خواهیم از پرسنل آزمایشگاه بیوشیمی دانشگاه پلی تکنیک مادرید برای کمک هایشان تشکر کنیم.
مشارکت های نویسنده
تصور و طراحی آزمایش ها: CBF JDCV. آزمایش ها را انجام داد: CBF JDCV. تجزیه و تحلیل داده ها: CBF CMTG JDCV. معرف ها/مواد/ابزارهای آنالیز کمکی: CBF CMTG. کمک به نوشتن نسخه خطی: CBF CMTG.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 49
تاريخ : شنبه
26 فروردين
1402 ساعت: 11:17