چه اختلال؟

ساخت وبلاگ

این یک خط مستقیم نبود. من به طور تصادفی به یک بازنشستگی بازنشستگی تبدیل شدم و سپس به مشاوره مدیریت عمومی رفتم. من احتمالاً یکی از معدود افرادی هستم که در مدیریت منابع انسانی و مدیریت ریسک ، در سراسر بازنشستگی ، زندگی و بیمه P-C و بانکداری کار کرده ام. من در آن زمان یک بیمه گر جهانی زندگی ، مدیر ارشد ریسک برای اسکاتلندی RE شدم و این یک الگوی جالب تجاری بود. آنها اساساً می خواستند Fannie Mae صنعت بیمه عمر باشند و بلوک های عظیمی از بیمه عمر را خریداری کرده و سپس آنها را تسویه حساب کنند. متأسفانه ، آنها این کار را درست در وسط بحران انجام می دادند و بسیاری از ساختارهای اوراق بهادار آنها وثیقه ای داشتند که با برادران لمان بود. بنابراین آنها دقیقاً همانطور که من در سال 2008 به آنها پیوستم ، در بحران فرعی گرفتار شدند. من چیزهای زیادی آموختم.

سپس ، من به عنوان مدیر ارشد ریسک برای Validus ، یک بیمه گر جهانی گربه املاک به زودی بخشی از AIG شدم. من Validus را ترک کردم و در سال 2010 به AIG پیوستم ، در ابتدا به عنوان اولین مدیر ریسک اصلی تجارت جهانی P-C آنها. من عملکرد مدیریت ریسک را در AIG P-C ساختم و اولین تخصیص هزینه سرمایه را انجام دادم. سپس من مدیر ارشد بیمه اتکایی و رئیس بازارهای سرمایه بیمه شدم. من شروع کردم به مشاهده بسیاری از مواردی که در بازارهای سرمایه اتفاق می افتد ، که منجر به بسیاری از ایده های زیربنای کارهایی که اکنون انجام می دهیم با Ledger سرمایه گذاری در استفاده از بازارهای سرمایه.

هنگامی که من در اواخر سال 2011 نقش بیمه اتکایی را به دست آوردم ، تغییر اساسی در پایگاه سرمایه گذار در بازار اوراق بهادار مرتبط با بیمه (ILS) وجود داشت-از نوع سرمایه گذاران فرصت طلب ، مانند صندوق های پرچین ، که به دنبال بازده نوع بیمه گر به مدت طولانی پایدار بودندسرمایه گذاران مدت ، مانند برنامه های بازنشستگی و موقوفات ، که به دنبال ارزش نسبی در مقایسه با سایر سرمایه گذاری های با درآمد ثابت بودند. نرخ بهره پایین بوده و انتظار می رفت که در آنجا بمانند. بنابراین آنها به دنبال عملکردی بودند.

از آنجا که آنها شروع به ورود به بازار کردند ، آنها مشاهده کردند که عملکرد اوراق بهادار با بقیه بازارها در ارتباط نیست. در بازارهای مضطرب ، همه چیز با همبستگی می شود. و با این حال ، حتی در طول بحران-شما می توانید آماری در مورد این موضوع ببینید-اوراق بهادار مرتبط با بیمه با همبستگی نبود.

ما شروع به ضربه زدن به آن بازار کردیم و متوجه شدیم که هزینه آن به سرمایه بسیار پایین تر از بیمه اتکایی است. من شروع کردم به بررسی دلیل. من می خواستم بدانم که آیا این به سادگی فرصت طلب ، چرخه ای یا چیز اساسی بوده است. من فهمیدم که چه اتفاقی افتاده است این بود که سرمایه گذاران ILS در مزایای تنوع خطرات ، که کاملاً مربوط به کلاسهای دارایی سنتی است ، قیمت گذاری می کنند. بنابراین آنها به جای بازده پایین به جای بازده بازده سرمایه گذاران مورد نیاز ، خوب بودند.

به عنوان مثال ، هزینه سرمایه بیمه گذاران حدود 10 ٪ است ، اما سرمایه گذاران ILS به 10 ٪ احتیاج ندارند-با توجه به اینکه فقط 3 ٪ تا 6 ٪ برای ایجاد ارزش نسبی در مقایسه با سرمایه گذاری های درآمد ثابت خود نیاز دارند.

دقیقا. ریسک بیمه به طور طبیعی باید به دلیل تنوع ، هزینه بسیار کمتری از سرمایه داشته باشد ، اما وقتی آن را در ترازنامه شرکت بیمه قرار می دهید ، دو چیز اتفاق می افتد: اول ، با تمام خطرات دیگر مخلوط می شود و مات می شود. به عنوان یک مدیر ارشد ریسک ، برای من به اندازه کافی دشوار بود که همه ریسک موجود در شرکت بیمه را درک کنم که کمتر قادر به انتقال آن به تیم مدیریت و سپس به هیئت مدیره باشم. سرمایه گذاران تا آنجا حذف شده اند و واقعاً هیچ سرنخی ندارند. این کدورت هزینه دارد.

دوم ، برای شرکت های بزرگ P-C ، شما می دانید ، غیر معمول نیست که شاید 30 ٪ تا 50 ٪ سرمایه در آنجا صرفاً برای ریسک سرمایه گذاری که با تعریف کاملاً با بازارهای سرمایه ارتباط دارد. بنابراین اگر یک سرمایه گذار هستید و سهام شرکت بیمه را خریداری می کنید ، به بازده 10 ٪+ نیاز دارید. اما اگر مستقیماً در ریسک گربه سرمایه گذاری کنید ، ممکن است فقط به بازده 5 ٪ -6 ٪ نیاز داشته باشید.

همچنین ، هنگامی که شما در ترازنامه خطرات دارید ، حتی اگر کل صنعت بیمه یا صنعت بیمه اتکایی در کل دارای 2 تریلیون دلار باشد ، بیایید بگوییم ، هنوز هم متمرکز است ، و هزینه آن تمرکز وجود دارد. وقتی این غلظت را در استخر عمیق بازارهای سرمایه قرار می دهید ، متنوع می شود و هزینه کاهش می یابد. این دلیل دیگری است که چرا هزینه سرمایه در ترازنامه بیمه گر از نظر مصنوعی زیاد است.

در سال 2012، من این را اساسی دیدم. چرخه ای نبود. این یک روند ماندگار بود. من فکر می کردم، در واقع، قیمت ها باید حتی بیشتر کاهش یابد تا زمانی که به ریسک رتبه ای معادل در طبقات دارایی های سنتی، مانند بازدهی بالا، درآمد ثابت، همگرا شوند. و این همان چیزی است که در چهار سال بعد اتفاق افتاد. و هر سال در مونت کارلو، بیمه گران اتکایی می گفتند: «اوه، فکر می کنم در پایین ترین حد خود قرار دارد و دوباره بالا خواهد رفت». آنها با آن مانند یک چرخه برخورد می کردند زیرا از نظر تاریخی این چیزی است که در بازارها اتفاق افتاده است. جریان سرمایه و قیمت ها چرخه ای بوده است.

من این تغییر اساسی را مشاهده کردم و متوجه شدم که این فقط برای خطر گربه نیست. در واقع، تمام ریسک های بیمه ای نامرتبط هستند. در درازمدت چرخه تجاری، همه چیز می تواند به شدت مرتبط باشد. اما از دیدگاه سرمایه گذار، همبستگی چارچوب زمانی متفاوتی دارد. سرمایه گذاران واقعاً بر نوسانات کوتاه مدت متمرکز هستند - روزانه، هفتگی، ماهانه، سالانه. و از این منظر، تقریباً همه ریسک های بیمه - نسبت های زیان - مانند سهام و اوراق قرضه بالا و پایین نمی شوند.

من فرصتی را دیدم که برای تمام ریسک بیمه سرمایه تهیه کنم و سعی کردم این کار را در AIG انجام دهم. اما پذیرفتن این موضوع در صنعتی که برای چند صد سال خود را انباردار ریسک می دانست، سخت است، جایی که با گفتن «من بزرگترین ترازنامه را دارم» وارد بازار شده است.

شرکت های بیمه قبلاً از آن استفاده می کردند و ناگهان به آن ها می گفتند «نباید انباردار ریسک باشید» بسیار دشوار است. اما این فرصتی است که می خواستم دنبالش کنم. بنابراین شروع به جذب سرمایه گذاران بزرگ کردم. در حال حاضر بازاری از صندوق های اوراق بهادار مرتبط با بیمه وجود دارد. شاید 50 یا بیشتر در بازار وجود داشته باشد، و آنها رشد کرده اند. اما هنوز یک کلاس دارایی خاص است.

به سراغ سرمایه گذاران بزرگ رفتم و گفتم: «چرا وارد بازار نمی شوید؟ما می توانیم اوراق بهادار منتشر کنیم.»و آنها پاسخ دادند: «ما تمام این فرض را درک می کنیم. پایان نامه سالم است. با این حال، شما بچه ها ریسک خود را بهتر از ما درک می کنید. بنابراین شما می توانید ما را انتخاب کنید.»

بنابراین من روی آن تمرکز کردم. من دیدم که چگونه می توان ریسک را برای سرمایه گذاران شفاف تر و قابل اعتمادتر کرد و چگونه ساختارها را با تمرکز بر استفاده از آن برای مدیریت سرمایه به جای مدیریت ریسک، استاندارد کرد. صنعت هنوز هم به همه اینها در قالب بیمه اتکایی فکر می کند. و بیمه اتکایی به عنوان یک ابزار مدیریت ریسک در نظر گرفته می شود.

اما در اینجا دیدگاه مدیریت سرمایه وجود دارد: شما به 100 واحد سرمایه نیاز دارید تا 100 واحد ریسک را در اختیار داشته باشید. شما باید بفهمید ارزانترین سرمایه چیست. آیا ترازنامه شما ، ترازنامه بیمه گر یا بازارهای سرمایه است؟و این بازی استاین هیچ ارتباطی با مدیریت ریسک ندارد ، که یک هدف جداگانه است. برای آن نیاز به بیمه اتکایی دارید.

شما باید این را مستقل از یک بیمه گذار نگه دارید. در غیر این صورت ، سرمایه گذاران می گویند ، "شما می خواهید بهترین خطرات را حفظ کنید."

دقیقا. بنابراین تجزیه و تحلیل ریسک باید قابل اعتماد و شفاف باشد. آنچه در همان زمان اتفاق می افتد استفاده از فناوری است که داده ها ، تجزیه و تحلیل ها و مدل سازی پیش بینی را بهبود بخشیده است. من فرصتی دیدم که برای بهبود شفافیت از آن استفاده کنم.

سرمایه گذاری Ledger بستری را ایجاد می کند که به بیمه گذاران اجازه می دهد تا تمام کلاسهای ریسک خود را-بیمه زندگی ، بیمه درمانی ، بیمه املاک ، دم کوتاه ، دم بلند-با استفاده از تحلیلی که بسیار شفاف تر هستند ، صادر کنند. تجزیه و تحلیل نمونه کارها بسیار شفاف تر و قابل اعتماد تر است. قابلیت اطمینان آنها را می توان توسط سرمایه گذاران بدون نیاز به تبدیل شدن به آنها ، ارزیابی کرد و ساختارها برای اهداف مدیریت سرمایه استاندارد می شوند.

هر بیمه گر ، برای اهداف بیمه اتکایی ، می خواهد در مورد شرایط خود مذاکره کند زیرا آنچه می گویند این است: "من این خطرات را می خواهم ، و من آن خطرات را نمی خواهم."اما سرمایه در همه خطرات قابل قارچ است ، بنابراین شما نیازی به نوع بیمه اتکایی ندارید. فرصتی برای استاندارد سازی از دیدگاه مدیریت سرمایه وجود دارد.

بله ، هرچه تجزیه و تحلیل ریسک قابل اطمینان تر و شفاف تر باشد و ساختارها استاندارد تر باشد ، تعداد سرمایه گذاران که علاقه مند به سرمایه گذاری در ILS هستند ، بیشتر می شود. این مهم برای دستیابی به سرمایه بیمه برای دستیابی به هزینه های پایین تر در عین افزایش ظرفیت است.

بنابراین به جای اینکه به ترازنامه خود بروند تا خطر را پوشش دهند ، حامل ها به بازارها می روند.

بلهبنابراین ، فرصت این است که ، اگر یک شرکت بیمه خطر خود را تأمین کند ، دارای مزایای مختلفی است. ابتدا یک ترازنامه کوچکتر دارد. به هر حال ، من پیشنهاد نمی کنم که آنها همه چیز را تأمین کنند. من فکر می کنم 25 ٪ تا 35 ٪ سرمایه باید اوراق بهادار شود.

ما در حال ایجاد یک محصول کاملاً جدید نیستیم. ما یک محصول موجود را در دست می گیریم که یک بازار طاقچه است که با استاندارد سازی ، شفاف تر کردن امور ، و کارآمدتر کردن آن و قرار دادن آن به عنوان مدیریت سرمایه ، روی بیمه اتکایی و گسترش آن به همه بیمه ها متمرکز شده است.

زیرا یک روند نزولی وجود دارد. بیایید بگوییم که شما 1 میلیارد دلار سرمایه و 10 خط تولید دارید ، و بیایید بگوییم 100 میلیون دلار سرمایه به هر خط تولید نسبت داده می شود. و من یکی از خطوط تولید را می گیرم و آن 100 میلیون دلار را تصفیه می کنم. خوب ، اکنون ، این 100 میلیون دلار فقط برای آن محصول در دسترس است. اگر من آن را در ترازنامه نگه داشته بودم ، 100 میلیون دلار برای همه محصولات در دسترس بود. بنابراین اگر بیش از حد اوراق بهادار می کنید ، قارچ را از دست می دهید - در اصل سود تنوع نمونه کارها خود را از دست می دهید.

با این حال ، نکته خوب این است که شما در ترازنامه خود کمتر دارید ، بنابراین بازده بالاتری را در اختیار دارید. چیزهایی که می نویسید که از ترازنامه خارج می شود ، در حال افزایش آن هستید. شما با ارزشی که ایجاد کرده اید ، مبدأ و تحقق آن را ایجاد کرده اید و آن را ریسک می دهید ، سود متناسب با آن کسب می کنید. شما فقط آن را نگه ندارید.

شما باید چیزی پرداخت کنید ، و این اساساً همان چیزی است که گسترش می یابد. و بنابراین در اصل یک تجارت هزینه است. بیمه گذاران سعی کرده اند تجارت هزینه خود را رشد دهند. بسیار دشوار استاین ساده ترین راه برای به دست آوردن تجارت هزینه برای بخش عظیمی از نمونه کارها شماست. این امر به شما بازده بسیار بالاتری می دهد.

همچنین وقتی در ترازنامه خود خطر کمتری داشته باشید ، درآمد پایدارتر می شود. و از همه مهمتر می توانید فراتر از حد ترازنامه خود بنویسید. این یکی از بزرگترین مشکلات صنعت ما است. این صنعت می گوید سرمایه اضافی زیادی دارد ، اما در عین حال شکاف بیمه ای عظیم وجود دارد - تفاوت بین ضرر اقتصادی و خسارات بیمه شده. تفاوت به دلیل هزینه آن سرمایه است.

مردم در مورد این صحبت نمی کنند. چند سال پیش ، من در یک کنفرانس برمودا بودم که برخی از مدیر عاملان بسیار برجسته می گفتند: "ما سرمایه اضافی داریم. شما کارگزاران باید بیرون بروید و تجارت بیشتری بنویسید. "اما آنها نتوانستند با این واقعیت که سرمایه آنها بسیار گران بود ، لمس کنند.

فرصتی برای صنعت وجود دارد که به جای اینکه فقط با استفاده از سرمایه ارزان تر از ورق از طریق اوراق بهادار ، از یکدیگر به طور ارگانیک رشد کند. ROE بالاتر ، درآمد پایدار و توانایی رشد ارزش شرکت.

محدودیت فرهنگی قابل توجهی در آنجا وجود دارد ، حتی اگر درصد معنی داری وجود داشته باشد که واقعاً به بازارهای سرمایه به عنوان فرصت ها اعتقاد داشته باشد. فهمیدم کارگزاران یک قدم جلوتر از حامل ها هستند. آنها محدودیت های یکسانی ندارند ، زیرا همیشه به دنبال ارزانترین ظرفیت بوده اند. آنها هرگز انبار ریسک نبودند.

این هدف من نیستصنعت بیمه بسیار زیاد است. ما یک ضربه کوچک کوچک هستیم. ما نمی خواهیم صنعت بیمه را جدا کنیم. من پیشنهاد می کنم که فقط 25 ٪ تا 35 ٪ سرمایه باید اوراق بهادار شود ، زیرا اگر بیش از حد اوراق بهادار کنید ، پس از ضرر در قارچ بودن سرمایه متحمل می شوید. بنابراین ما همیشه به ترازنامه های دارای امتیاز که بیمه گذاران ارائه می دهند نیاز خواهیم داشت.

با این حال ، سرمایه گذاری سرمایه و نهاد تنظیم شده/مقاله صادر شده به یک کالا تبدیل می شود. این فقط یک سوال است که چقدر سریع. سرمایه در هر صنعت بزرگ دیگر به کالایی تبدیل شده است و تنها دلیلی که در بیمه نداشته است به این دلیل است که ریسک مات است. اگر بتوانیم از این طریق عبور کنیم ، سرمایه به یک کالا تبدیل می شود. در حال حاضر در گربه است. بنابراین این اتفاق خواهد افتاد

مشاوران برنامه بازنشستگی به مشتریان توصیه می کنند که به دلیل عدم همبستگی ، 1 تا 3 درصد از دارایی های خود را در این کلاس قرار دهند. سرمایه گذاری های با درآمد ثابت در جهان 80 تریلیون دلار حساب می شود. بنابراین ، این به راحتی 1 تریلیون دلار تا 2 تریلیون دلار در سرمایه جدید برای بیمه است. اکنون آن را با تمام سرمایه های صنعت بیمه مقایسه کنید. بیمه املاک و مستغلات کمتر از 1. 5 تریلیون دلار است و صنعت بیمه اتکایی حدود 500 میلیارد دلار دارد. بنابراین پتانسیل بسیار زیاد است. من از این به عنوان سونامی سرمایه فکر می کنم.

مردم در مورد اختلال در فناوری صحبت می کنند ، اما پایتخت قبلاً مدلهای تجاری جدیدی ایجاد کرده است ، در حالی که فناوری با این وجود وجود ندارد. فناوری کارها را کارآمد کرده است. اما همه بیمه گذاران اصلی اکنون مدیران دارایی هستند که با هزینه ای برای سرمایه شخص ثالث سرمایه گذاری می کنند. واضح است که این شغلی است که سهامداران آنها داشته است ، و اکنون سرمایه شخص ثالث آن را دارد. بنابراین در حال حاضر مختل شده است.

کارگزاران هستند که معاملات خصوصی را مستقیماً به بازارهای سرمایه ترتیب داده اند. NY MTA ، Amtrak ، Kaiser Permanente و بسیاری از کشورهای کارائیب بیمه را مستقیماً از بازارهای سرمایه خریداری کرده اند. آنها کل زنجیره ارزش را رد کردند. بنابراین این بسیار مختل کننده است. و ما لازم نیست که این را ایجاد کنیم. ما فقط آن را سوار می کنیم و آن را برای کانال به صنعت بیمه قرار می دهیم.

سپس این سوال برای همه بازیکنان این است که اگر یک شرکت بیمه هستید، قرار است چه کاری انجام دهید. فرصتی برای بیمه گذاران وجود دارد که به همان چیزی تبدیل شوند که اسکاتلندی ری بود، اساساً تسهیل کننده بازارهای سرمایه. اما ما نمی توانیم 100 درصد وارد بازار سرمایه شویم. همیشه باید در ترازنامه ریسک وجود داشته باشد.

از سال 1997، پیوندهای گربه ای وجود داشته است. بنابراین درمان نظارتی و آژانس رتبه بندی در حال حاضر وجود دارد. خطرات بیمه عمر نیز اوراق بهادار شده است. بنابراین ما یک محصول کاملاً جدید ایجاد نمی کنیم. ما در حال استفاده از یک محصول موجود هستیم که یک بازار تخصصی است که بر بیمه اتکایی متمرکز شده و با استانداردسازی، شفاف تر کردن کارها، و کارآمد کردن آن و قرار دادن آن به عنوان مدیریت سرمایه، آن را به همه بیمه ها گسترش می دهد. در واقع، با وثیقه گذاری بیشتر ریسک و در دسترس تر کردن و شاید ارزان تر کردن بیمه، تنظیم کنندگان ممکن است نگاه مطلوبی به اوراق بهادار کنند.

شما باید تصمیم بگیرید که در کدام بخش از زنجیره ارزش بازی کنید. کارگزاران باید در فناوری سرمایه گذاری کنند و بر اساس ارتباط با مشتری به رقابت بپردازند. یکی از کارهایی که آنها باید انجام دهند که گم شده است، جمع آوری داده است. آنها مشتریان را مدیریت می کنند، اما داده های از دست دادن و مواجهه را از دست می دهند. و وقتی با کارگزاران صحبت می کنم، می پرسم: "آیا اطلاعاتی دارید؟"آنها می گویند: «نه، ما این کار را نمی کنیم. شرکت بیمه آن را دارد.»

بنابراین این یک دعوا خواهد بود. چه کسی می تواند داده ها را حفظ کند؟این داده ها طلا هستند. نه تنها داده های سطح حساب، بلکه با توجه به وضعیت تجزیه و تحلیل امروز، داده های شخص ثالث زیادی وجود دارد که می توان آنها را به کار برد. کارگزاران این فرصت را دارند که کنترل خود را حفظ کرده و با ادعاهای خود به بیمه نامه خدمات ارائه دهند. اگر آنها بتوانند این کار را انجام دهند، اتصال به کسی مانند ما یا هر کس دیگری که خط لوله انتقال سرمایه را به آنها می دهد، آسان است.

از لحاظ تاریخی، فناوری با به دست گرفتن کنترل مشتری، سایر صنایع را مختل کرده است. تعداد استارت آپ هایی که بر روی این ارتباط در بیمه متمرکز شده اند بسیار زیاد است. و این بدان معناست که کارگزاران از هر دو طرف مورد حمله قرار می گیرند. آنها توسط بیمه گذاران تحت فشار قرار می گیرند و همچنین از این منبع جدید رقابت می کنند.

آنها می توانند با دنبال کردن این نوع کانال جدید و کارآمدتر از خود در برابر بیمه گذاران دفاع کنند. با این حال، بیمه گران نیز باید تصمیمی بگیرند. آن ها می توانند به کاری که انجام می دهند ادامه دهند و سعی کنند ترازنامه بزرگی داشته باشند و بخشی از جریان را حفظ کنند، یا می توانند این جریان را به بازار سرمایه تسهیل کنند و درآمد کسب کنند، زیرا همانطور که گفتم، همه ریسک ها نمی توانند از بین بروند. وارد بازارهای سرمایه

بیمه گران که به جای مبارزه با آن ، جریان به بازارهای سرمایه را تسهیل می کنند ، در شرایطی هستند که بتوانند تجارت بسیار بیشتری را نسبت به اندازه ترازنامه خود در حال حاضر کنترل کنند. بنابراین ، خواه یک شرکت 10 میلیارد دلاری یا یک شرکت 1 میلیارد دلاری باشید ، قابل تصور است که می توانید 30 ٪ ، 40 ٪ ، 50 ٪ از بازار داشته باشید. با توجه به تکه تکه شدن صنعت ، این امر قبلاً غیرممکن بود. اگر در این زنجیره ارزش کارآمد باشید ، هیچ چیز شما را متوقف نمی کند.

اگر بیمه گر هستید ، اگر این گزاره را خریداری کنید ، می توانید بخش عظیمی از بازار را کنترل کنید. بسیار شبیه اینکه سایر شرکت های فناوری به طور ناگهانی بر بازارهای خود مسلط شده اند ، فرصتی برای شرکت های بیمه وجود دارد که همین کار را انجام دهند.

کارگزاران می توانند با دریافت اتصال مشتری و داده ها این کار را انجام دهند. سپس ، آنها می توانند به این خط لوله وصل شوند.< SPAN> بیمه گذاران که به جای مبارزه با آن ، جریان به بازارهای سرمایه را تسهیل می کنند ، در شرایطی هستند که بتوانند تجارت بیشتری را نسبت به اندازه ترازنامه خود در حال حاضر کنترل کنند. بنابراین ، خواه یک شرکت 10 میلیارد دلاری یا یک شرکت 1 میلیارد دلاری باشید ، قابل تصور است که می توانید 30 ٪ ، 40 ٪ ، 50 ٪ از بازار داشته باشید. با توجه به تکه تکه شدن صنعت ، این امر قبلاً غیرممکن بود. اگر در این زنجیره ارزش کارآمد باشید ، هیچ چیز شما را متوقف نمی کند.

استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 52 تاريخ : شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 11:30