53 سال پیش در دوره آشفته دهه 1940 برای تثبیت اقتصاد جهانی تأسیس شد ، صندوق بین المللی پول (IMF) 1 منسوخ ، ناکارآمد و غیر ضروری شده است. بیشتر شرایط اقتصادی که منجر به ایجاد صندوق بین المللی پول شد ، دیگر وجود ندارد. علاوه بر این ، این صندوق نتوانسته است به بیشتر نقش های تازه تعریف شده خود دست یابد ، که برتری آن صرفاً کپی کردن عملکرد سایر آژانس ها و سازمان های موجود است. 2
هنگامی که صندوق بین المللی پول تأسیس شد ، اقتصاد در سراسر جهان به دنبال رکود بزرگ دهه 1930 و ویرانی جنگ جهانی دوم در معرض خطر قرار گرفت. سیاست های ضعیف اقتصادی که در دهه 1930 توسط بسیاری از کشورها دنبال می شد ، ارزش ارزی را نامشخص کرده بود و مانع تجارت می شد. کسانی که صندوق بین المللی پول را ایجاد کردند ، معتقد بودند که با ایجاد یک ارزش مشخص برای هر ارز در رابطه با مقدار طلا ، می تواند به بازگرداندن اعتماد به نفس در ارزهای جهان کمک کند ، روشی که به عنوان استاندارد طلا شناخته می شود. صندوق بین المللی پول این ارزشها را با تزریق پول به بازارهای مالی جهانی حفظ کرد ، اما تلاش های آن نتایج متفاوتی داشت.
هنگامی که استاندارد طلا در سال 1971 رها شد ، آن را با یک سیستم نرخ ارز "شناور" جایگزین کرد که به ارزها اجازه می داد در ارزش نوسان داشته باشند. صندوق بین المللی پول از مأموریت قدیمی خود ، یک مورد جدید را انتخاب کرد: به عنوان یک بانک توسعه برای کشورهای فقیر عمل کند. با این حال ، داده ها برای سه دهه گذشته به طور قطعی نشان می دهد که بیشتر کشورهای کمتر توسعه یافته که وام های صندوق بین المللی پول دریافت می کنند ، امروز نسبت به قبل از دریافت این وام ها دارای ثروت سرانه یکسان یا پایین تر هستند. در واقع بسیاری از نظر اقتصادی بدتر هستند:
- از 89 کشور کمتر توسعه یافته که بین سالهای 1965 و 1995 وام صندوق بین المللی پول دریافت کرده اند ، 48 سال امروز از نظر اقتصادی بهتر از قبل از دریافت وام صندوق بین المللی پول نیستند.
- از این 48 کشور ، 32 نفر از قبل از دریافت وام صندوق بین المللی پول فقیرتر هستند. وت
- از این 32 کشور ، 14 کشور دارای اقتصاد هستند که حداقل 15 درصد کمتر از زمانی که اولین وام صندوق بین المللی پول خود را دریافت کرده اند. 3
بسیاری از مأموریت هایی که صندوق بین المللی پول برای انجام آن انتخاب کرده است ، نیازی به مشارکت صندوق ندارند. کنگره باید اثربخشی کلی صندوق بین المللی پول را در دستیابی به اهداف بیان شده خود و همچنین تأثیر آن بر کشورهای فقیر و در حال توسعه بررسی کند. اگر این کار را انجام دهد ، متوجه می شود که صندوق بین المللی پول بیشتر از آنکه نتواند اهداف را که برای آن تأسیس شده است پیش ببرد و در بهبود اقتصاد کشورهای کمتر توسعه یافته کمک کرده است. زمان آن رسیده است که کنگره یک استراتژی قانونگذاری را برای پایان دادن به سهم در صندوق بین المللی پول تدوین کند. به طور خاص ، کنگره باید:
- از تأمین اعتبار برنامه های جدید صندوق بین المللی پول خودداری کنید. از آنجا که برنامه های صندوق بین المللی پول تا حد زیادی ناکارآمد بوده است ، کنگره نباید درخواست های دولت کلینتون یا صندوق بین المللی پول را برای تأمین بودجه فعالیت های جدید صندوق بین المللی پول مانند برنامه های جدید برای وام (NAB) در نظر بگیرد. هیچ تضمینی وجود ندارد که کمک به دلارهای اضافی مالیاتی ایالات متحده برای قرار دادن صندوق بین المللی پول در "پشتیبانی از زندگی" به کشورهای گیرنده کمک می کند تا ثبات اقتصادی بلند مدت را بدست آورند. ایالات متحده نباید از هر سازمانی که فاقد یک هدف مناسب باشد پشتیبانی کند.
- به دنبال یک حسابرسی عمومی حسابداری (GAO) از شیوه های وام صندوق بین المللی پول باشید. گائو در زمان های اخیر هیچ حسابرسی از منابع مالی صندوق بین المللی پول انجام نداده است. بنابراین کنگره باید با تمرکز بر اثربخشی شیوه ها و برنامه های وام صندوق و همچنین عملکرد وام آن ، از گائو بخواهد این امور مالی را ممیزی کند.
- اصرار داشته باشید که صندوق بین المللی پول در مورد عملیات داخلی آن بازتر باشد. صندوق بین المللی پول یک سازمان مخفی است و جزئیات وام های آن علنی نمی شود. با این حال ، آمریکایی ها سزاوار این هستند که بدانند چگونه دلار مالیات آنها خرج می شود. کنگره باید تمام پشتیبانی آینده ایالات متحده را در مورد دسترسی عمومی به سوابق و فعالیت های صندوق بین المللی پول شرط کند.
- مستلزم آن است که دولت در مورد میزان آزادی اقتصادی در کشورهای دریافت کننده صندوق بین المللی پول به کنگره گزارش دهد. به طور خاص ، نماینده ایالات متحده به هیئت اجرایی صندوق بین المللی پول باید گزارشی را ارائه دهد که جزئیات سطح آزادی اقتصادی را که در همه کشورهایی که وام صندوق بین المللی پول دریافت می کنند وجود داشته باشد.
- پس از اتمام دوباره پر کردن فعلی ، تمام بودجه ایالات متحده را برای صندوق بین المللی پول خاتمه دهید. هنگامی که چرخه بودجه فعلی به پایان رسید ، کشورهای UITED تقریباً 47 میلیارد دلار به صندوق بین المللی پول متعهد شده اند و آن را به بزرگترین مشارکت کننده این صندوق تبدیل می کنند. از آنجا که صندوق بین المللی پول به دوباره پر کردن وجوه اهدا کنندگان متکی است ، و از زمان آخرین تکرار مجدد در سال 1992 ، به احتمال زیاد به زودی دوباره به دنبال یک دوباره پر کردن جدید است. کنگره باید از مناسب هرگونه بودجه اضافی برای این سازمان منسوخ ، ناکارآمد و غیر ضروری خودداری کند. 4
چرا صندوق بین المللی پول منسوخ شده است
صندوق بین المللی پول در سال 1944 در جلسه 44 کشور در برتون وودز ، نیوهمپشایر تأسیس شد. این فعالیت در واشنگتن ، D. C ، در سال 1946 با 39 کشور عضو و منابع اولیه 7. 6 میلیارد دلار آغاز شد و در سال 1945 توسط 35 کشور عضو کمک کرد. 5
از آن زمان ، صندوق بین المللی پول با 181 کشور عضو به یک سازمان بزرگ چند جانبه تبدیل شده است. عملیات مالی آن به سه حساب گسترده تقسیم شده است: بخش عمومی ، 6 حساب اداره شده ، 7 و بخش ویژه نقاشی (SDR). 8 هر حساب دارای اهداف مشخص خود است. در حال حاضر ، اعضای صندوق بین المللی پول بیش از 220 میلیارد دلار در سال برای تأمین بودجه تلاش های این سازمان تأمین می کنند. 9
رکورد موفقیت صندوق بین المللی پول در بهترین حالت لکه دار است. به عنوان مثال ، شواهد کمی وجود دارد که این امر به تثبیت نرخ ارز پس از ایجاد آن کمک کرده است. علاوه بر این:
- سیستم مالی بین المللی از سال 1944 به طرز چشمگیری تغییر کرده است. هدف اصلی صندوق بین المللی پول حفظ ثبات سیستم پولی جهان بود. این امر برای ارتقاء رشد اقتصادی در سراسر جهان و جلوگیری از اثرات بی ثبات کننده ای که به سرعت نوسان ارزش ارز می تواند بر اقتصاد جهانی داشته باشد ، ایجاد شده است. این امر به صندوق بین المللی پول نیاز داشت تا به منظور حفظ ارزش مشخصی برای ارزها در رابطه با ارزش طلا ، ارزهای کشورهای عضو را خریداری ، فروش و وام دهد.
صندوق ارزش پول را نسبت به طلا به گونه ای تنظیم کرد که امکان تعدیل جزئی را فراهم کرد. برای مثال، پزو مکزیک ممکن است 100 پزو در هر اونس طلا تعیین شود. با این حال، اگر سیاست های اقتصادی مکزیک ارزش پول را به 150 پزو در هر اونس طلا کاهش دهد، صندوق بین المللی پول برای خرید پزو در بازارهای مالی جهانی وارد عمل می شود و این اقدام را با دستورالعمل هایی به مکزیک در مورد چگونگی تغییر سیاست های اقتصادی خود بر این اساس هماهنگ می کند. صندوق بین المللی پول ارزش پزو را به طور مصنوعی افزایش می دهد تا زمانی که به 100 پزو در هر اونس مارک طلا برسد. 10 این سیستم که استاندارد طلا نامیده می شود از پایان جنگ جهانی دوم تا سال 1971 کار می کرد و در آن زمان ایالات متحده در کنار گذاشتن استاندارد طلا رهبری جهان را بر عهده داشت. 11
پس از سال 1971، به جای استفاده از کالایی مانند طلا برای "تثبیت" نرخ مبادله، جهان به ارزها اجازه داد تا ارزش آنها در برابر ارزهای دیگر تغییر کند. این فرآیند به عنوان سیستم نرخ ارز شناور شناخته می شود. با حذف استاندارد طلا، صندوق بین المللی پول دیگر مجبور به حفظ ارزش پولی در رابطه با طلا نبود. دلیل اصلی وجود آن ناپدید شده بود.
- سرعت و رشد معاملات ارز خصوصی، اثربخشی نهادهایی مانند صندوق بین المللی پول را به حاشیه می برد. در حال حاضر، بر خلاف دوره بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم که در آن تراکنش های ارز خصوصی به حداقل رسیده بود، کل معاملات ارز خارجی از 2 تریلیون دلار در روز فراتر می رود. 12 بیشتر این معاملات در بخش خصوصی و خارج از نفوذ صندوق بین المللی پول انجام می شود. صندوق حدود 220 میلیارد دلار در اختیار دارد، اما تنها بخشی از این مبلغ برای تراکنش های مالی به راحتی در دسترس است. بنابراین، توانایی آن برای تأثیرگذاری بر ثبات نرخ ارز در مقایسه با حجم عظیم تراکنش های مالی در سراسر بازار جهانی ناچیز است.
علاوه بر این ، منابع صندوق بین المللی پول نه تنها توسط بخش های بخش خصوصی کوتوله می شوند ، بلکه صندوق بین المللی پول نیز توانایی پاسخ سریع لازم برای تأثیرگذاری بر نوسانات نرخ ارز را ندارد. مقادیر ارز جهانی بر اساس یک دقیقه به دقیقه تنظیم می شود. زمان واکنش صندوق بین المللی پول در روزها ، هفته ها یا حتی ماهها اندازه گیری می شود. در بسیاری از موارد ، تا زمانی که صندوق بین المللی پول واکنش نشان می دهد ، کشوری در حال حاضر عواقب فروپاشی ارز خود را متحمل شده است-فروپاشی ناشی از سوء مدیریت مالی خود دولت. در بعضی موارد ، ممکن است کشور تا زمانی که صندوق بین المللی پول اقدام می کند در حال بهبودی باشد. به عنوان مثال ، وثیقه مکزیک در سال 1994 ماهها پس از این واقعیت به مرحله اجرا درآمد ، که در آن زمان اقتصاد مکزیک قبلاً در حال تنظیم بحران بود و شروع به بهبودی می کرد.
- سرمایه گذاری مستقیم خارجی خصوصی نیاز به صندوق بین المللی پول را از بین می برد. هنگامی که صندوق بین المللی پول و بانک جهانی تأسیس شد ، سرمایه گذاری خصوصی کمی به جهان در حال توسعه جریان یافت. نمایندگان برتون وودز تصمیم گرفتند که موسسات چند جانبه می توانند با سرمایه گذاری در کشورهای کمتر توسعه یافته ، این امر را تغییر دهند. با این حال ، بازار سرمایه گذاری از سال 1944 به طرز چشمگیری تغییر کرده است. براساس اعلام بانک جهانی ، سرمایه گذاری های خصوصی سرمایه گذاری های عمومی در کشورهای در حال توسعه و "بیش از 80 درصد [از 285 میلیارد دلار] از جریان های طولانی مدت خالص" را در کشورهای کمتر توسعه یافته به حساب می آورد. سرمایه گذاری خصوصی در سال 1996 60 درصد (60 میلیارد دلار) رشد کرده است ، در حالی که سرمایه گذاری عمومی در قالب کمک های توسعه 23 درصد (12 میلیارد دلار) کاهش یافته است. 13
اگرچه سرمایه گذاری خصوصی در حال رشد است و سرمایه گذاران مشتاق ورود به کشورهای کم توسعه یافته هستند ، اما آنها برای فرصت های سرمایه گذاری از منابع سرمایه گذاری عمومی مانند صندوق بین المللی پول ، رقابت را تجربه می کنند. به طور مستقیم پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ، صندوق بین المللی پول و بانک جهانی به بسیاری از کشورهای تازه آزاد در اروپای شرقی و مرکزی رفتند و سرمایه گذاران خصوصی اغلب خود را برای فرصت های سرمایه گذاری با این مؤسسات بزرگ رقابت می کردند. به عبارت دیگر ، صندوق بین المللی پول و سایر منابع عمومی سرمایه گذاری عمومی سرمایه گذاری های خصوصی را جمع می کنند.
چرا صندوق بین المللی پول بی اثر است
درباره اقتصاد بین المللی از پایان جنگ جهانی دوم تغییر کرده است. علاوه بر این ، بسیاری از کارهایی که صندوق بین المللی پول انجام داده است منجر به عدم موفقیت شده است. صندوق بین المللی پول ناکارآمد است زیرا:
- وام صندوق بین المللی پول به احتمال زیاد باعث ایجاد وابستگی طولانی مدت نسبت به کمک به کمک کوتاه مدت می شود. وام صندوق بین المللی پول ، همانطور که توسط مقالات آن تعریف شده است ، قرار است کوتاه مدت باشد. اما طبق گفته های اقتصاددان داگ باندو ، بیشتر کشورها در واقع به کاربران طولانی مدت وام های صندوق بین المللی پول تبدیل می شوند. 14 بررسی فعالیتهای وام صندوق بین المللی پول ، اتکا به این صندوق را توسط کشورهای کمتر توسعه یافته نشان می دهد.
به عنوان مثال ، بین سالهای 1965 و 1995 ، 137 کشور وام از صندوق بین المللی پول دریافت کردند. برای 81 نفر از این کشورها ، تعداد دفعاتی که از صندوق بین المللی پول بین سالهای 1981 و 1995 وام گرفته اند ، به طور متوسط تقریباً 50 درصد نسبت به تعداد دفعاتی که بین سالهای 1965 و 1980 وام گرفته اند ، افزایش یافته است. همان دوره ها ؛12 فعالیت در سطوح مشابه. 15 این بدان معناست که صندوق بین المللی پول در حال افزایش وام به کشورهایی با فرکانس بیشتر از گذشته است ، در نتیجه شامل کل کمک های بیشتر از آنچه قبل از سال 1980 بود ، شامل می شود. 16 بنابراین ، صندوق بین المللی پول نتوانسته است اطمینان حاصل کند که وام های آن بهکشورهای کمتر توسعه یافته در واقع در کوتاه مدت هستند. در عوض ، این وام ها به احتمال زیاد وابستگی طولانی مدت ایجاد کرده اند.
- صندوق بین المللی پول در تشویق سیاست های رشد اقتصادی ناکام است. یکی از اهداف صندوق بین المللی پول تشویق کشورها به اتخاذ سیاست هایی بود که باعث رشد اقتصادی می شود. برای تحقق این هدف ، صندوق سیاست های اقتصادی خاصی را که گیرنده باید به آن رعایت کند ، توصیه می کند. این تجارت بین تغییر سیاست و کمک "شرط بندی" نامیده می شود. 17
به عنوان مثال ، برای دریافت وام صندوق بین المللی پول ، ممکن است یک کشور گیرنده ملزم به تحمیل میزبان سیاست های اقتصادی خاص ، مانند متعادل کردن بودجه آن ، کاهش ارزش ارز ، حفظ سطح تعرفه یا بالا نگه داشتن نرخ مالیات باشد. متأسفانه ، چنین الزاماتی می تواند از دستیابی به کشورهای کمتر توسعه یافته برای دستیابی به اصلاحات اقتصادی چشمگیر و طولانی مدت جلوگیری کند. به عنوان مثال ، دولت های بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته سطح بالایی از هزینه های مربوط به مشاغل دولتی غیر سودآور را حفظ می کنند ، و این هزینه ها اغلب کسری بودجه بزرگی را ایجاد می کند (همانطور که در بسیاری از اقتصادهای آمریکای لاتین در دهه 1980 اتفاق افتاد). برای واجد شرایط بودن وام از صندوق بین المللی پول ، بنابراین ، ممکن است یک کشور ملزم به کاهش کسری بودجه خود باشد. مشکل این است که این کشور ممکن است با افزایش مالیات ، افزایش تعرفه برای افزایش درآمدها یا کاهش ارز خود با چاپ پول بیشتر ، تلاش کند و از این طریق باعث تورم بیشتر شود.
این سیاست ها به ندرت منجر به کاهش کسری بودجه یا کاهش بدهی بین المللی می شود. در عوض، آنها اقتصادها را بیشتر به سمت رکود سوق می دهند. برای مثال، بولیوی هر سال به جز سه وام بین سال های 1985 تا 1995 از صندوق بین المللی پول دریافت کرده است. هر بار قرار بود کسری بودجه خود را کاهش دهد. در عوض، کسری بودجه آن از سال 1985 تا 1993 بیش از 8000 درصد افزایش یافت. 18 علاوه بر این، بدهی خارجی بولیوی نیز افزایش یافت. 19 بولیوی اولین وام خود را از صندوق بین المللی پول در سال 1968 دریافت کرد. در سال 1970، کل بدهی خارجی آن تنها 497 میلیون دلار بود. تا سال 1993، این بدهی به بیش از 4 میلیارد دلار افزایش یافت. 20
- صندوق بین المللی پول در اجرای الزاماتی که تحمیل می کند شکست خورده است. حتی زمانی که صندوق بین المللی پول مشخص است و عملاً سیاست های اقتصادی را توصیه می کند که ممکن است رشد بلندمدت را تشویق کند، در پاسخگویی کشورها به خاطر نقض این توافق ها بی اثر است. صندوق بین المللی پول بارها با کشورهایی که سابقه نقض قراردادهای خود را داشته اند، قراردادهایی منعقد کرده است. حتی زمانی که صندوق ثابت کند که کشوری اصلاحات مندرج در قرارداد وام را نقض کرده است، اغلب با همان کشور برای یک قرارداد جدید یا تغییر یافته مذاکره می کند و وام ها ادامه می یابد.
به عنوان مثال، پرو بین سال های 1971 تا 1977، 17 قرارداد مختلف با صندوق بین المللی پول منعقد کرد و امروز نیز همچنان از صندوق بین المللی پول دریافت می کند. 21 در همان دوره، پرو نتوانست شرایط اکثر این قراردادها را برآورده کند. در عوض، دولت به سیاست های اقتصادی خود ویرانگر خود ادامه داد. به عنوان مثال، در سال 1971، بدهی خارجی پرو 2. 7 میلیارد دلار بود. تا سال 1977، پرو 17 قرارداد با صندوق بین المللی پول امضا کرد، اما بدهی خارجی آن به بیش از 9 میلیارد دلار افزایش یافت. اگرچه پرو نتوانست شرایط این توافقنامه ها را برآورده کند، اما همچنان به دریافت بودجه صندوق بین المللی پول ادامه می دهد.
- صندوق بین المللی پول در کمک به بهبود اقتصادی کشورهای کمتر توسعه یافته شکست خورده است. علاوه بر تضعیف بیشتر اقتصاد جهانی به طور کلی، وام های صندوق بین المللی پول به طور خاص به کشورهای کمتر توسعه یافته آسیب رسانده است. برای مثال، بررسی دریافت کنندگان وام های صندوق بین المللی پول نشان می دهد که اکثر آنها از نظر اقتصادی امروز (بر حسب ثروت سرانه) بهتر از قبل از دریافت این وام ها نیستند. در واقع، بسیاری فقیرتر هستند. همانطور که قبلا ذکر شد، 48 کشور از 89 کشور کمتر توسعه یافته ای که بین سال های 1965 و 1995 پول صندوق بین المللی پول دریافت کردند، از نظر اقتصادی وضعیت بهتری نسبت به قبل ندارند. 32 کشور از این 48 کشور فقیرتر از قبل هستند. و 14 کشور از این 32 کشور دارای اقتصادهایی هستند که حداقل 15 درصد کمتر از قبل از اولین وام یا خرید آنها از صندوق بین المللی پول است. 24
- اقتصاد برخی از کشورهای دریافت کننده به ویژه ضعیف عمل کرده است.
- از سال 1968 تا 1995، نیکاراگوئه تقریباً 185 میلیون دلار وام از صندوق بین المللی پول دریافت کرد. در سال 1968، سرانه تولید ناخالص داخلی (GDP) که با دلار ثابت 1987 آمریکا اندازه گیری شد، 1821 دلار بود. در سال 1993، تنها 816 دلار یا 55 درصد کمتر از قبل از دریافت وام نیکاراگوئه بود.
- از سال 1972 تا 1995، زئیر تقریباً 1. 8 میلیارد دلار وام از صندوق بین المللی پول دریافت کرد. در سال 1972، تولید ناخالص داخلی سرانه، که با دلار ثابت سال 1987 اندازه گیری شد، 683 دلار بود. در سال 1993، این مبلغ تنها 317 دلار یا حدود 54 درصد کمتر از قبل از دریافت وام زئیر بود.
چرا صندوق بین المللی پول غیر ضروری است
حتی کسانی که موافق هستند که صندوق بین المللی پول قدیمی است و ناکارآمدی آن را تشخیص می دهند، ممکن است ادعا کنند که نیاز به سازمانی مانند صندوق بین المللی پول وجود دارد. این مورد نیست. صندوق، وظایف و وظایف سایر سازمان های بین المللی بزرگ را به علاوه شرکت در فعالیت هایی که غیرضروری هستند، تکرار می کند:
- صندوق بین المللی پول بسیاری از فعالیت های سازمان های دیگر را تکرار می کند. یکی از ماموریت های صندوق بین المللی پول کمک به ایجاد یک سیستم مالی و تجاری چندجانبه است. برای مثال، اگر کشورها بخواهند در سطح بین المللی تجارت کنند، وام بگیرند و پول بدهند و بدهی را بازپرداخت کنند، باید یک سیستم رسمی و مورد توافق دوجانبه برای این معاملات وجود داشته باشد. این سیستم مبادله برای همه کشورها اهمیت فزاینده ای دارد زیرا وام دهی، استقراض و تجارت بین المللی به سنگ بنای شکوفایی اقتصادی تبدیل می شود. در واقع، این معاملات در حال تبدیل شدن به منابع درآمد بیشتری برای همه کشورهای درگیر هستند. از سال 1988، تقریبا 70 درصد از رشد اقتصاد ایالات متحده ناشی از صادرات کالا و خدمات بوده است. کل تجارت بین المللی - صادرات به اضافه واردات - 23. 1 درصد از تولید ناخالص داخلی ایالات متحده را در سال 1995 تشکیل می داد و دفتر نماینده تجاری ایالات متحده تخمین می زند که تجارت تا سال 2010 36 درصد از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می دهد.
صندوق بین المللی پول دیگر لازم نیست (در صورت وقوع) برای ایجاد این نوع سیستم چند جانبه. سیستم مبادله ارز چند جانبه از زمان شروع تجارت بین المللی به یک شکل یا شکل دیگر وجود داشته است. از پایان جنگ جهانی دوم به طور رسمی وجود داشته است. هیچ مدرکی مبنی بر اینکه صندوق بین المللی پول در مجبور کردن کشورهای کمتر توسعه یافته برای رعایت سیستم چند جانبه مبادله تأسیس تأثیر نداشته است ، وجود ندارد. در حقیقت ، قانع کننده ترین دلیل این کشورها برای رعایت شرایط سیستم چند جانبه فعلی این است که عدم انجام این کار باعث می شود که آنها نتوانند از منابع خصوصی و دولتی وام بگیرند ، سرمایه گذاری های خارجی را جذب کنند یا با سایر کشورها تجارت کنند.
علاوه بر این ، حتی اگر کسی فرض کند که صندوق بین المللی پول در گذشته نقش مهمی در عضویت در استانداردهای بین المللی برای سیستم تبادل ارز و تجارت جهانی داشته است ، سازمان تجارت جهانی اکنون مسئولیت نظارت و حفظ سیستم تجارت بین المللی را بر عهده دارد. WTO تالار گفتگو را فراهم می کند که در آن کشورها می توانند به دنبال کاهش موانع فعلی و آینده برای تجارت و سرمایه گذاری ، بحث در مورد مشکلات موجود در سیستم و پیشنهاد راه حل هایی برای این مشکلات باشند.
- صندوق بین المللی پول برخی از کارکردهای بانک جهانی را کپی می کند. در ابتدا ، صندوق بین المللی پول در نظر گرفته شده بود كه بیشتر از یك مؤسسه مشورتی باشد تا پولی كه وام می دهد. قبل از فروپاشی استاندارد طلا در سال 1971 ، به ندرت درگیر وام دادن به کشورها بود. این فعالیت به بانک جهانی واگذار شد. درعوض ، صندوق بین المللی پول به عنوان یک موسسه مشورتی سیاست اقتصادی عمل کرد که با خرید و فروش ارزهای خارجی سعی در تثبیت نرخ ارز داشت ، که هیچکدام از آنها شامل وام دادن به پول نبود. با این حال ، با پایان استاندارد طلا ، صندوق بین المللی پول به طور فزاینده ای در تهیه وام به کشورهای کمتر توسعه یافته درگیر شد و بدین ترتیب کارکردهای کپی بانکی را کپی کرد.
علاوه بر این ، صندوق بین المللی پول هر دو قاضی اعتبار اعضا را قضاوت می کند و وام های جدیدی را به همان اعضا تصویب می کند. این امر کشورهای عضو کم درآمد را ترغیب می کند تا از عدم موفقیت سایر کشورهای کمتر توسعه یافته در بازپرداخت وام خود غافل شوند. اگر صندوق بین المللی پول یک کشور را بی اعتبار دانست ، به احتمال زیاد وام دهندگان خصوصی نیز این کشور را ریسک اعتباری می دانند و از وام دادن به وجوه درخواست شده خودداری می کنند. علاوه بر این ، بانک جهانی-بزرگترین منبع چند جانبه کمک به توسعه-از نظر توافق نامه خود برای تمدید وام به کشورهایی که تأیید صندوق بین المللی پول را برآورده نمی کنند ، ممنوع است. بنابراین ، عدم تأیید صندوق بین المللی پول به شدت دسترسی به اعتبار را محدود می کند. بنابراین کشورهای در حال توسعه از تحریم سایر کشورها امتناع می ورزند زیرا آنها می ترسند همان چیزی که برای آنها اتفاق می افتد.
به عبارت دیگر ، سیستم صندوق بین المللی پول مبتنی بر تضاد ذاتی منافع است. این مانند این است که به وام گیرنده هایی که وام های اتومبیل خود را به طور پیش فرض داده اند ، درخواست های خود را برای وام های جدید در خانه تصویب کنند.
یک استراتژی برای خاتمه بودجه ایالات متحده برای صندوق بین المللی پول
واقعیت ها نشان می دهد که صندوق بین المللی پول نتوانسته است بسیاری از اهدافی را که برای آن ایجاد شده است ، تحقق بخشد. به ویژه ، در جدیدترین مأموریت خود شکست خورده است: ارتقاء توسعه اقتصادی. هیچ توجیهی برای ادامه حمایت از هر سازمانی که فاقد یک هدف مناسب باشد ، وجود ندارد ، به ویژه هنگامی که این سازمان هزینه مالیات دهندگان ایالات متحده را به اندازه صندوق بین المللی پول انجام دهد.
صندوق بین المللی پول مانند بسیاری از برنامه های بین المللی دیگر ، قادر به اتکا به تخصیص سالانه کنگره است. در عوض ، آن را به "پر کردن" های گاه به گاه از اهدا کنندگان متکی می کند. آخرین باری که صندوق بین المللی پول توسط کنگره دوباره پر شد در سال 1992 بود. اگرچه ممکن است مسئله دوباره پر کردن امسال یا بعد از کنگره پیش نرود ، برخی از ابتکارات جدید. یکی از این ابتکارات که در حال حاضر در نظر گرفته می شود ، برنامه NAB است. صندوق بین المللی پول ادعا می کند که این یک صندوق تکمیلی است که به صورت کوتاه مدت مورد استفاده قرار می گیرد. با این حال ، در واقعیت ، این روش دیگری برای صندوق بین المللی پول است که از ایالات متحده بخواهد بیشتر فعالیت های خود را قبل از دوباره پر کردن بعدی تأمین کند. طرفداران-معمولاً صندوق بین المللی پول و دولت کلینتون-Argue که چنین برنامه ای برای جلوگیری از بحران مالی بین المللی لازم است. صندوق بین المللی پول اخیراً استدلال کرده است که تجربه آن با بحران پزو مکزیکی در سال 1994 نشان می دهد که باید به عنوان یک افسر پلیس جهانی عمل کند تا از چنین شرایطی جلوگیری کند.
با این وجود صندوق بین المللی پول به راحتی از این واقعیت غافل می شود که مکزیک از دهه 1970 میلیارد ها دلار از بانک جهانی و صندوق بین المللی پول دریافت کرده است ، از جمله حدود 24 میلیارد دلار از صندوق بین المللی پول. این صندوق همچنین از این واقعیت غافل است که از سال 1976 چهار بار مکزیک را وثیقه کرده است ، که هر کمک هزینه مربوط به یک انتخابات ملی است. این امر به یک سؤال آشکار منجر می شود: اگر صندوق بین المللی پول برای جلوگیری از بحران های اقتصادی مانند فروپاشی پزو لازم باشد ، چرا قادر به جلوگیری از چهار بحران اقتصادی قبلی در مکزیک نبود؟واضح است که صندوق بین المللی پول از سیاست های اقتصادی خود مخرب دولت مکزیک غافل شده است. وام بیشتر به مکزیک بدون اجرای شرایط تعیین شده در توافق نامه ها صرفاً به مکزیک اجازه می دهد تا سیاست های معیوب خود را دنبال کند.
سیاستگذاران باید برای دستیابی به هدف برداشت کلیه حمایت های مالی ایالات متحده از صندوق بین المللی پول ، یک استراتژی قانونگذاری تدوین کنند. این انتقاد از کسانی که به دنبال حفظ چنین برنامه هایی هستند ، به دلیل اینکه از نظر سیاسی از آنها بهره مند می شوند ، خواهد شد. بنابراین ، سیاستگذاران که به دنبال از بین بردن بودجه ایالات متحده برای صندوق بین المللی پول هستند ، باید آماده باشند تا این انتقادات را پشت سر بگذارند ، با تأکید بر این واقعیت که صندوق بین المللی پول در کشورهای کمتر توسعه یافته آسیب بیشتری وارد می کند. به طور خاص ، آنها باید:
- از تأمین اعتبار برنامه های جدید صندوق بین المللی پول خودداری کنید. صندوق بین المللی پول و دولت کلینتون در صورت بروز بحران های مالی که اقتصاد جهانی را تهدید می کند ، یک برنامه NAB را به عنوان روشی جدید برای تکمیل حساب های صندوق بین المللی پول پیشنهاد داده اند. در واقعیت ، NAB چیزی غیر از تلاش صندوق بین المللی پول برای دریافت بودجه اضافی در ایالات متحده قبل از درخواست کنگره برای تصویب مجدد بودجه بعدی نیست. 27 کنگره باید از تأمین بودجه NAB امتناع ورزد.
- به دنبال یک حسابرسی عمومی حسابداری از شیوه های وام صندوق بین المللی پول باشید. GAO تجزیه و تحلیل های فشرده ای از برنامه هایی مانند کمک های خارجی انجام داده است. بسیاری از این ممیزی ها به این نتیجه رسیده اند که برنامه کمک های خارجی ایالات متحده مملو از زباله ، کلاهبرداری و سوءاستفاده است. در بعضی موارد ، آنها کشف کرده اند که برنامه ها به سادگی کار نمی کنند. با این حال ، GAO هیچ حسابرسی از صندوق بین المللی پول انجام نداده است. آخرین گزارش GAO که به صندوق بین المللی پول اشاره کرد در سال 1996 صادر شد و در درجه اول روی بانک جهانی متمرکز شده است. کنگره باید از گائو بخواهد تا مطالعه جدیدی از وام صندوق بین المللی پول را آغاز کند که مستقیماً روی آن متمرکز است:
- عملکرد اقتصادی گیرندگان وام صندوق بین المللی پول ؛
- اثربخشی و کارآیی برنامه های صندوق بین المللی پول در تحقق اهداف اعلام شده سازمان.
- اثربخشی صندوق بین المللی پول در گرفتن کشورهای گیرنده برای اتخاذ سیاست های اقتصادی خاص. وت
- لزوم انجام ممیزی سوابق مالی صندوق بین المللی پول.
- اصرار داشته باشید که صندوق بین المللی پول در عملیات داخلی خود بازتر باشد. صندوق بین المللی پول در مورد توافق نامه ها و مذاکرات وام خود بسیار محرمانه است. به دست آوردن اطلاعات دقیق در مورد دریافت کنندگان وام های صندوق بین المللی پول، شرایط تحمیل شده بر دریافت کنندگان وام، و تعداد و مبلغ کل وام های نکول شده دشوار است. این پنهان کاری تعیین اینکه چگونه اقدامات و سیاست صندوق بین المللی پول بر اهداف اعلام شده تأثیر می گذارد بسیار دشوار می کند. اگرچه صندوق بین المللی پول یک سازمان بین المللی است، اما به میزان قابل توجهی از درآمدهای مالیاتی ایالات متحده تأمین مالی می شود - و مالیات دهندگان آمریکایی این حق را دارند که بدانند پول آنها چگونه خرج می شود. صندوق بین المللی پول باید اجازه شفافیت بیشتری بدهد و تمام سوابق مالی و اطلاعات خود را عمومی کند. در این صورت کنگره قادر خواهد بود تا اثربخشی سیاست ها و برنامه های صندوق بین المللی پول را با دقت بیشتری ارزیابی کند.
- لازم است که دولت در مورد سطح آزادی اقتصادی در کشورهای دریافت کننده صندوق بین المللی پول به کنگره گزارش دهد. اگرچه صندوق بین المللی پول همچنان به کشورهایی که شانس رشد اقتصادی کمی دارند وام می دهد، شرایط اقتصادی در بسیاری از این کشورها محاسبه نشده است. کنگره باید از نماینده ایالات متحده در هیئت اجرایی صندوق بین المللی پول، کارین لیساکرز، بخواهد که گزارشی را ارائه دهد که شرایط اقتصادی موجود در همه کشورهایی که بودجه صندوق بین المللی پول دریافت می کنند را شرح دهد. به طور خاص، این گزارش باید شامل اطلاعاتی در مورد سطح آزادی اقتصادی باشد که در زمینه های زیر وجود دارد: تجارت، مالیات، مداخله دولت در اقتصاد، سیاست پولی، بانکداری، سرمایه گذاری خارجی، مقررات، کنترل دستمزد و قیمت، و حقوق مالکیت.
- تمام کمک های مالی ایالات متحده برای صندوق بین المللی پول را پس از تکمیل مجدد آن قطع کنید. ایالات متحده بزرگترین کمک کننده به صندوق بین المللی پول است: وقتی چرخه مالی فعلی به پایان برسد، تقریباً 47 میلیارد دلار تعهد خواهد داشت. علاوه بر این، مانند بسیاری از برنامه های بین المللی دیگر، مجبور نیست برای عملیات خود به تخصیص سالانه کنگره متکی باشد. درعوض، متکی به "پر کردن" های گاه به گاه از سوی اهداکنندگان است. آخرین بازپرداخت صندوق بین المللی پول در سال 1992 بود و بررسی نیاز به چرا که صندوق بین المللی پول درخواست افزایش بودجه در 7 مورد از آخرین تکمیل مجدد را انجام داده است، هر چهار تا پنج سال یکبار انجام می شود. 11 بررسی، در آینده ای نزدیک درخواست شده است. هنگامی که این اتفاق بیفتد، کنگره 28 احتمالاً باید از تخصیص هرگونه بودجه اضافی برای این سازمان منسوخ، ناکارآمد و غیر ضروری خودداری کند.
نتیجه
از سال 1965 صندوق بین المللی پول 170 میلیارد دلار برای دستیابی به اهداف اعلام شده خود هزینه کرده است. اگرچه این سوال که آیا در وهله اول به صندوق بین المللی پول نیاز بود یا نه ممکن است قابل بحث باشد، اما این واقعیت که امروزه منسوخ، ناکارآمد و غیرضروری است، قابل بحث نیست. صندوق بین المللی پول مأموریت اصلی خود را زمانی از دست داد که نظام مالی بین المللی از استاندارد طلا به سمت سیستم نرخ ارز شناور رفت. همچنین واضح است که رویکرد صندوق بین المللی پول برای توسعه اقتصادی یک شکست بزرگ بوده است. اکثر کشورهایی که از سال 1965 وام های صندوق بین المللی پول دریافت کرده اند، وضعیت اقتصادی بهتری نسبت به قبل از این وام ها ندارند. در واقع، امروزه بیشتر آنها فقیرتر هستند. بسیاری از کارهایی که صندوق بین المللی پول در چند دهه گذشته انجام داده است در بهترین حالت غیرضروری و در بدترین حالت مخرب بوده است.
با وجود شواهد بسیار زیاد از بیهودگی اقدامات صندوق بین المللی پول، دولت کلینتون همچنان به درخواست دلارهای مالیاتی ایالات متحده برای کمک به عملیات صندوق ادامه می دهد. سیاستگذاران ایالات متحده باید بپذیرند که صندوق بین المللی پول شکست خورده است. کنگره باید از تخصیص هر گونه پول جدید برای صندوق بین المللی پول پس از انقضای اعتبار فعلی آن خودداری کند. این نه تنها میلیاردها دلار برای مالیات دهندگان ایالات متحده صرفه جویی می کند، بلکه می تواند کشورهای جهان کمتر توسعه یافته را مجبور کند تا زنجیره های اقتصادی را که آنها را فقیر نگه می دارد، بشکنند و در نتیجه اقتصاد خود - و اقتصاد جهانی - را برای دهه های آینده بهبود بخشند.
ضمیمه
جدول 1: نرخ رشد اقتصادی دریافت کنندگان وام ها و خریدهای صندوق بین المللی پول (الجزایر-کنیا)
جدول 1 ادامه (کره-زیمبابوه)
جدول 2: کشورهای در حال افزایش فعالیت خود با صندوق بین المللی پول (آلبانی-قزاقستان)
جدول 2 ادامه (کنیا-زیمبابوه)
جدول 3: کشورهای در حال کاهش فعالیت خود با صندوق بین المللی پول
جدول 4: کشورهایی که سطح فعالیت خود را با صندوق بین المللی پول حفظ می کنند
یادداشت های پایانی
اصطلاحات "IMF" و "Fund" در سراسر این مقاله برای اشاره به صندوق بین المللی پول به جای یکدیگر استفاده می شوند.
2 برای تحلیل قابل مقایسه بانک جهانی، برایان تی جانسون، "بانک جهانی و رشد اقتصادی: 50 سال شکست"، پیشینه بنیاد هریتیج شماره 1082، 16 مه 1996 را ببینید.
3 به پیوست، جدول 1، "نرخ رشد اقتصادی دریافت کنندگان وام ها و خریدهای صندوق بین المللی پول" مراجعه کنید.
4 رجوع کنید به Scott A. Hodge, ed., Balancing America's Budget (واشنگتن، دی سی: بنیاد هریتیج، 1997)، صفحات 70-71.
5 دیوید دریسکول، صندوق بین المللی پول چیست؟(واشنگتن، دی سی: صندوق بین المللی پول، اصلاح شده در می 1995).
6 بخش عمومی هسته اصلی صندوق بین المللی پول است و وظایف اعطا شده سازمان را در نسخه اصلی مقاله های توافق نامه انجام می دهد. این شامل حساب منابع کلی (GRA) است که شامل پرداخت سهمیه و منابع وام گرفته شده مانند ترتیبات عمومی برای وام (GAB) و حساب پرداخت ویژه است که بودجه توسعه صندوق بین المللی پول را اداره می کند ، که به عنوان تسهیلات تنظیم ساختاری شناخته می شود (SAF) و تأسیسات تنظیم ساختاری پیشرفته (ESAF). یک حساب جدید پیشنهادی برای وام (NAB) در زیر GRA قرار می گیرد.
7 به صورت دوره ای ، صندوق حساب های مستقل (که معمولاً به عنوان حساب های اداره می شوند) را برای اهداف خاص مانند کمک فنی ایجاد می کند.
8 بخش ویژه طراحی (SDR) کلیه معاملات و عملیات مربوط به SDR را دنبال می کند و مسئولیت تخصیص و رسیدگی به وظایف مرتبط با آن ، مانند تعیین نرخ بهره در SDR را بر عهده دارد. SDR یک دارایی بین المللی و دارایی دارای بهره است که توسط صندوق بین المللی پول در سال 1969 ایجاد شده است و یک واحد حساب در کلیه معاملات صندوق بین المللی پول است. برای تعیین ارزش SDR ، به ضمیمه ، جدول 2 ، "تعداد سالهایی که کشورها کمک صندوق بین المللی پول دریافت کرده اند ، مراجعه کنید."به طور معمول ، SDR معادل حدود 1. 50 دلار است.
9 صندوق بین المللی پول ، گزارش سالانه صندوق بین المللی پول 1996.
10 صندوق بین المللی پول به طور کلی نوسانات جزئی در ارزش تعیین شده ارز و ارزش آن در طلا را مجاز می کند.
11 کیم آر. هولمز و توماس جی مور ، ویرایش ، بازگرداندن رهبری آمریکا: یک طرح سیاست خارجی و دفاعی ایالات متحده (واشنگتن ، D. C: بنیاد میراث ، 1996) ، ص. 121
12 نامه OECD ، جلد. 6 ، شماره 2 (مارس 1997) ، ص. 7
13 دیوید وسل ، "جریان سرمایه به کشورهای در حال توسعه حتی به عنوان کمک به فقیرترین کوچکترین ها" ، وال استریت ژورنال ، 24 مارس 1997 ، ص. A5
14 داگ باندو ، "سابقه اعتیاد و عدم موفقیت" ، در ادامه فقر: بانک جهانی ، صندوق بین المللی پول و جهان در حال توسعه (واشنگتن ، D. C: موسسه کاتو ، 1994) ، ص. 19.
16 به ضمیمه ، جدول 2 ، "تعداد سالهایی که کشورها کمک صندوق بین المللی پول دریافت کرده اند مراجعه کنید."
17 به دلیل ماهیت مخفی صندوق بین المللی پول ، تعیین شرایط دقیق توافق نامه صندوق بین المللی پول با یک کشور معین غیرممکن است. با این حال ، صندوق بین المللی پول اغلب در مورد نیاز خود صریح است که گیرندگان اندازه کسری بودجه خود را کاهش می دهند. به صندوق بین المللی پول ، "ده تصور غلط رایج درباره صندوق بین المللی پول" ، 1988 مراجعه کنید.
18 بانک جهانی ، جداول جهانی 1995 ، واشنگتن ، D. C. ، 1995.
19 کل بدهی خارجی شامل بدهی به وام دهندگان دولتی و خصوصی است.
20 بانک جهانی، جداول جهانی 1995.
21 باندو، «سابقه ای از اعتیاد و شکست».
22 بانک جهانی، جداول جهانی 1989-90، واشنگتن، دی سی، 1990.
23 این محاسبه بر اساس مقایسه تولید ناخالص داخلی (GDP) دریافت کنندگان صندوق بین المللی پول در اولین سال دریافت کننده آنها و تولید ناخالص داخلی سرانه این کشورها در سال 1993 است. همه ارقام با دلار ثابت 1987 بیان می شوند. این رقم شامل کشورهایی می شود که اقتصاد آنها کمتر از 1 درصد در سال رشد کرده است که بر حسب سرانه برای دوره اندازه گیری شده بیان می شود.
24 به پیوست، جدول 1 مراجعه کنید.
25 جفری ساکس، "بدهی خارجی، تعدیل ساختاری، و رشد اقتصادی"، 10 سپتامبر 1996، ص. 2مقاله ارائه شده در نشست گروه تحقیقاتی G-24 در واشنگتن دی سی، 18 سپتامبر 1996.
26 جان سوئینی، برایان تی. جانسون و رابرت اوکوئین، "ساخت حمایت از تجارت و سرمایه گذاری آزاد" در استوارت ام. باتلر و کیم آر. هولمز، ویراستاران، دستور رهبری IV: تبدیل ایده ها به اقدامات (واشنگتن)، D. C.: The Heritage Foundation، 1997)، ص 629-668.
27 آخرین باری که کنگره ایالات متحده به تمدید یا "تجدید مجدد" بودجه صندوق بین المللی پول رای داد در سال 1992 بود. تاریخ بعدی برای تکمیل مجدد نامشخص است.
28 صندوق بین المللی پول، «سازمان مالی و عملیات صندوق بین المللی پول»، جزوه شماره 45، ویرایش چهارم، سپتامبر 1995، ص. 27. این شامل ایجاد یا افزایش حساب های مدیریت شده نمی شود.
29 مجموع خرید و پرداخت وام بین سالهای 1965 و 1995 برای همه کشورهای دریافت کننده SDR از صندوق بین المللی پول برای رسیدن به این رقم اضافه شد. صندوق بین المللی پول، سالنامه آمارهای مالی بین المللی 1996.
30 نویسندگان مایلند از دستیار پژوهشی کیت دوایر برای کمک ارزشمندش در توسعه اطلاعات مورد استفاده در این مطالعه تشکر کنند.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 49
تاريخ : شنبه
26 فروردين
1402 ساعت: 12:11