تجزیه و تحلیل نسبت

ساخت وبلاگ

توانایی تجزیه و تحلیل صورت های مالی با استفاده از نسبت ها و درصدها برای ارزیابی عملکرد سازمان ها مهارتی است که در بسیاری از آزمون های ACCA مورد آزمایش قرار می گیرد. همچنین به طور منظم توسط نامزدهای موفق در آینده شغلی خود استفاده خواهد شد.

برنامه درسی FMA/MA، نامزدها را با سنجش عملکرد آشنا می کند و از داوطلبان می خواهد که بتوانند "در مورد معیارهای عملکرد مالی و معیارهای غیر مالی بحث و محاسبه کنند". این مقاله بر روی معیارهای عملکرد مالی تمرکز دارد و مهارت ها و دانش مورد انتظار از داوطلبان در آزمون FMA/MA را به تفصیل شرح می دهد.

از داوطلبان FMA/MA انتظار می رود که بتوانند نسبت های کلیدی حسابداری را محاسبه کنند، بدانند چه چیزی را اندازه گیری می کنند، و توضیح دهند که مقادیر خاص به چه معناست. نسبت ها را می توان در چهار عنوان طبقه بندی کرد: سودآوری، نقدینگی، فعالیت (کارایی) و چرخ دنده.

سودآوری

نسبت های سودآوری، همانطور که از نامشان پیداست، توانایی سازمان در ارائه سود را اندازه گیری می کنند. سود برای دادن بازده مورد نیاز سرمایه گذاران و تامین منابع مالی برای سرمایه گذاری مجدد در کسب و کار ضروری است. معمولاً از پنج نسبت استفاده می شود.

بازده سرمایه به کار گرفته شده (ROCE) = (سود قبل از بهره و مالیات (PBIT) ÷ سرمایه به کار گرفته شده) x 100%

بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) = (سود پس از بهره و مالیات ÷ کل حقوق صاحبان سهام) x 100%

حاشیه سود عملیاتی = (PBIT ÷ درآمد) x 100%

گردش دارایی = درآمد ÷ سرمایه به کار گرفته شده

حاشیه ناخالص = (سود ناخالص ÷ درآمد) x100٪

بازده سرمایه به کار گرفته شده (ROCE)/بازده حقوق صاحبان سهام (ROE)

بازده سرمایه به کار گرفته شده (که گاهی اوقات به عنوان بازگشت سرمایه یا ROI شناخته می شود) بازدهی را که از سرمایه سرمایه گذاری شده در کسب و کار به دست می آید اندازه گیری می کند. گاهی اوقات نامزدها در مورد اینکه از کدام ارقام سود و سرمایه استفاده کنند دچار سردرگمی می شوند. آنچه مهم است مقایسه لایک با لایک است. سود قبل از بهره و مالیات (PBIT)، همچنین می تواند به عنوان سود عملیاتی داده شود. این نشان دهنده سود موجود برای پرداخت بهره به سرمایه گذاران بدهی و سود سهام به سهامداران است. بنابراین با بدهی بلند مدت و سرمایه سرمایه گذاری شده در تجارت مقایسه می شود. سرمایه به کار گرفته شده را می توان به صورت (بدهی های غیرجاری + کل حقوق صاحبان سهام) یا (کل دارایی ها - بدهی های جاری) محاسبه کرد. با منطق مشابه، اگر بخواهیم بازده وجوه سهامداران عادی را محاسبه کنیم، از سود پس از بهره و مالیات تقسیم بر کل حقوق صاحبان سهام استفاده می کنیم.

بازده سرمایه برای پاداش سرمایه گذاران در مورد خطرات مورد نظر خود با سرمایه گذاری در شرکت ضروری است. به طور کلی ، هرچه رقم ROCE یا ROE بالاتر باشد ، برای سرمایه گذاران بهتر است. این باید با بازده پیشنهادی به سرمایه گذاران از سرمایه گذاری های جایگزین از یک ریسک مشابه مقایسه شود.

حاشیه سود عملیاتی حاشیه سود عملیاتی (که گاهی به عنوان حاشیه سود خالص شناخته می شود) به سود عملیاتی که به عنوان درصدی از درآمد کسب می شود ، نگاه می کند. باز هم ، به زبان ساده ، هرچه بالاتر باشد. عملکرد ضعیف اغلب با کمترین قیمت یا هزینه (هزینه فروش یا هزینه های اضافی) بسیار زیاد است.

گردش مالی دارایی این توانایی سازمان در تولید فروش از سرمایه خود را به کار می برد. به طور کلی ، هرچه بهتر باشد ، اما در مطالعات بعدی شما مشکلات ناشی از سبقت را در نظر خواهید گرفت (کار کردن یک تجارت در سطحی که توسط سرمایه خود به کار رفته است). معمولاً گردش مالی دارایی بالا با بازده کم فروش و برعکس همراه است. خرده فروشان به طور کلی گردش مالی دارایی بالایی دارند که همراه با حاشیه های پایین هستند.

نسبت های حاشیه سود ROCE و عملیاتی اغلب در رابطه با نسبت گردش مالی دارایی در نظر گرفته می شوند. آنها در همان زمان در نظر گرفته می شوند زیرا:

 

رویس = حاشیه سود عملیاتی ایکس گردش دارایی
PBIT ÷ سرمایه شاغل = PBIT ÷ درآمد x درآمد ÷ سرمایه شاغل

این رابطه می تواند در محاسبات امتحان مفید باشد. به عنوان مثال ، اگر به شما گفته می شود که یک تجارت دارای حاشیه سود عملیاتی 5 ٪ و گردش مالی 2 است ، روس آن 10 ٪ (5 ٪ x 2) خواهد بود. این چیزی بیش از یک ترفند ریاضی است. این بدان معناست که هرگونه تغییر در ROCE را می توان با تغییر در حاشیه سود عملیاتی ، یا تغییر در گردش دارایی یا هر دو توضیح داد.

حاشیه سود عملیاتی ناخالص پس از شارژ سربار غیر تولیدی به سود می پردازد. حاشیه ناخالص از طرف دیگر بر فعالیتهای تجاری سازمان متمرکز است. یک بار دیگر ، به زبان ساده ، هرچه بهتر هرچه بهتر شود ، با عملکرد ضعیف اغلب با قیمت ها بسیار پایین یا هزینه فروش بسیار زیاد است.

تازگی

نقدینگی توانایی سازمان در تحقق تعهدات مالی کوتاه مدت خود را اندازه گیری می کند.

دو نسبت معمولاً استفاده می شود:

نسبت فعلی = دارایی های فعلی ÷ بدهی های فعلی

نسبت سریع (تست اسید) = (دارایی های فعلی - موجودی). بدهی های جاری

نسبت فعلی نسبت فعلی بدهی هایی را که در طول سال با مانده نقدی کاهش می یابد ، و دارایی هایی که باید در طول سال به پول نقد تبدیل شوند ، مقایسه می کند. این توانایی شرکت در تحقق بدهی های کوتاه مدت خود را ارزیابی می کند. به طور سنتی کتابهای درسی به ما می گویند که این نسبت باید از 1: 1 فراتر رود. برای اینکه یک شرکت بتواند با خیال راحت بدهی های خود را برآورده کند ، احتمالاً باید از 2: 1 تجاوز کند ، با این حال ، نسبت های فعلی قابل قبول بین بخش های صنعت متفاوت است و بسیاری از شرکت ها با خیال راحت در زیر سطح 2: 1 فعالیت می کنند.

با نسبت فعلی ، این مورد بالاتر نیست ، زیرا نسبت جریان بسیار بالا لزوماً خوب نیست. این می تواند نشان دهد که یک شرکت بیش از حد مایع است. پول نقد اغلب به عنوان یک دارایی بیکار توصیف می شود زیرا هیچ بازدهی کسب نمی کند و حمل بیش از حد پول نقد زباله در نظر گرفته می شود. یک نسبت بالا همچنین می تواند نشان دهد که این شرکت از تأمین مالی کوتاه مدت ارزان استفاده نمی کند.

نسبت سریع نسبت سریع (تست اسید) تشخیص می دهد که موجودی اغلب برای تبدیل به پول نقد زمان زیادی طول می کشد. بنابراین مقادیر موجودی را از دارایی های مایع حذف می کند. در عمل نسبت فعلی و نسبت سریع یک شرکت باید در کنار جریان نقدی عملیاتی شرکت در نظر گرفته شود. یک جریان نقدی سالم غالباً نسبت نقدینگی ضعیف را جبران می کند.

نسبت فعالیت (بهره وری)

این نسبت ها را می توان به عنوان نسبت فعالیت ، نسبت بهره وری ، نسبت های نقدی یا نسبت سرمایه در گردش شناخته کرد و همچنین می تواند تحت عنوان نقدینگی گنجانده شود.

دوره جمع آوری مطالبات = مطالبات قابل دریافت ÷ فروش اعتبار 365 روز

دوره برگزاری موجودی = موجودی ÷ هزینه فروش 365 روز

دوره پرداخت قابل پرداخت = پرداخت ها ÷ خرید اعتباری (یا هزینه فروش) 365 روز پوند

نسبت فعالیت توانایی سازمان در تبدیل صورتهای موجود در وضعیت مالی به پول نقد یا فروش را اندازه گیری می کند. آنها کارآیی تجارت را در مدیریت دارایی های آن اندازه گیری می کنند.

دوره جمع آوری مطالبات در صورتی که یک شرکت دارای حسابهای متوسط 20،000 دلار در فروش اعتبار سالانه 40،000 دلار باشد و سپس به طور متوسط 50 ٪ از فروش اعتبار سالانه خود جمع نشده است. اگر فروش اعتبار به طور مساوی در طول سال گسترش یابد ، این 50 ٪ از فروش سال ، معادل 183 روز ، برای جمع آوری پول از مشتریان است.(20،000 دلار/40،000 $ 365 روز = 183 روز). برای اهداف نقدینگی ، پول سریعتر بهتر جمع می شود. همچنین ، به طور کلی ، هر چه به مشتریان طولانی تر پرداخت شود ، سطح بدهی های بد نیز بیشتر می شود. با این حال ، فشار بیش از حد به مشتریان برای پرداخت سریع ممکن است به توانایی یک شرکت در تولید فروش آسیب برساند.

دوره برگزاری موجودی این به روشی بسیار مشابه با دوره جمع آوری مطالبات محاسبه می شود. این اندازه گیری می کند که چه مدت یک شرکت قبل از فروش موجودی را حمل می کند. باز هم ، برای اهداف نقدینگی این دوره کوتاه تر است ، زیرا پول کمتری در موجودی گره خورده است. همچنین ، دوره های نگه داشتن موجودی طولانی می تواند منجر به موجودی منسوخ شود. از طرف دیگر ، موجودی بسیار کمی می تواند منجر به توقف تولید و مشتریان ناراضی شود.

دوره پرداخت Payables این نیز به روشی مشابه با دوره جمع آوری مطالبات محاسبه می شود. از آنجا که رقم خریدهای اعتباری اغلب در دسترس تحلیلگران خارجی در تجارت نیست ، هزینه فروش اغلب به عنوان تقریبی استفاده می شود. دوره پرداخت پرداخت کننده میانگین مدت زمان لازم برای پرداخت تأمین کنندگان را اندازه گیری می کند. دوره پرداخت طولانی برای نقدینگی مشتری مناسب است اما می تواند به روابط با تأمین کنندگان آسیب برساند.

دنده

Gearing مربوط به سطح نسبی بدهی و عدالت یک سازمان است و می تواند به اندازه گیری توانایی آن در تأمین بدهی های بلند مدت خود کمک کند. این نسبت ها گاهی اوقات به عنوان نسبت ریسک ، نسبت موقعیت یابی یا نسبت های پرداخت هزینه شناخته می شوند.

سه نسبت معمولاً استفاده می شود.

نسبت بدهی به سهام = بدهی های غیر جریان ÷ صندوق های سهامداران عادی x 100 ٪

بدهی به بدهی + نسبت حقوق صاحبان سهام = بدهی های غیر جریان ÷ (صندوق های سهامداران عادی + بدهی های غیر جاری) x 100 ٪

پوشش بهره = سود عملیاتی ÷ هزینه های مالی

سرمایه گذاری سرمایه گذاری سرمایه ، که به عنوان اهرم نیز شناخته می شود ، به نسبت سرمایه مالک و سرمایه وام گرفته شده برای تأمین مالی تجارت استفاده می شود. تعاریف مختلفی وجود دارد. دو مورد متداول که در بالا استفاده می شود. در صورت لزوم در امتحان ، به شما گفته می شود از کدام تعریف استفاده می شود.

بخش بزرگی از سرمایه وام گرفته شده خطرناک است زیرا بهره و بازپرداخت سرمایه تعهدات قانونی است و در صورت جلوگیری از پرداخت ورشکستگی ، باید برآورده شود. پرداخت سود سهام سالانه سهام از طرف دیگر یک تعهد قانونی نیست. علیرغم خطرات آن ، سرمایه وام گرفته شده برای شرکت ها جذاب است زیرا وام دهندگان به دلیل موقعیت های امن خود ، نرخ بازده کمتری نسبت به سرمایه گذاران سهام را می پذیرند. همچنین پرداخت بهره ، برخلاف سود سهام عدالت ، کسر مالیات است.

سطح سرمایه گذاری سرمایه بین صنایع بسیار متفاوت است. شرکت هایی که نیاز به سرمایه گذاری بالا در دارایی های ملموس دارند ، معمولاً بسیار مناسب هستند. در نتیجه ، تعمیم در مورد زمانی که سرمایه گذاری سرمایه خیلی زیاد است ، دشوار است. با این حال ، بیشتر حسابداران موافقت می کنند که وقتی نسبت بدهی بیش از نسبت حقوق صاحبان سهام باشد ، دنده بیش از حد زیاد است.

پوشش بهره این گاهی اوقات به عنوان هزینه درآمد شناخته می شود. این به نظر می رسد که چند بار سود عملیاتی یک شرکت از سود قابل پرداخت آن فراتر می رود. هرچه این رقم بالاتر باشد ، احتمال دارد که یک شرکت بتواند پرداخت بهره خود را برآورده کند. هر چیزی که بیش از سه مورد باشد ، معمولاً بی خطر تلقی می شود.

نوشته شده توسط یکی از اعضای تیم بررسی حسابداری مدیریت

استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 46 تاريخ : شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 13:49