تأثیر نوسانات نرخ ارز بر متغیرهای کلان اقتصادی و مالی: شواهد تجربی از مدل سازی PVAR

ساخت وبلاگ

در این مطالعه ، از مدل های Autoregression وکتور پانل (PVAR) برای تعیین تأثیر نوسانات نرخ ارز بر نرخ رشد تولید صنعتی ، تورم قیمت مصرف کننده ، نرخ بهره کوتاه مدت و بازده سهام برای 10 کشور OECD استفاده می شود. تجزیه واریانس (VDCs) نشان داد که نوسانات نرخ ارز می تواند یک عامل ثانویه برای تغییرات در نرخ بهره فوری باشد ، دلالت بر این دارد که وضعیت برابری نرخ بهره (UIP) کشف نشده باید با در نظر گرفتن سایر متغیرهای کلان اقتصادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. توابع پاسخ به ضربه (IRF) نشان می دهد که نوسانات در نرخ ارز می تواند تأثیر مثبتی بر شرایط نقدینگی در بازار پول و افزایش فعالیت اقتصادی واقعی داشته باشد زیرا سرمایه گذاران باید پول خود را از بازارهای ارز به بازارهای پول منتقل کنند. تأثیر نسبتاً پایین نوسانات نرخ ارز ممکن است از مشکل صفر ناشی باشد ، بنابراین تأکید می شود که بررسی تأثیرات بر نوسانات نرخ ارز بر متغیرهای اقتصاد کلان باید با توجه به سیاست های پولی معمولی و غیر متعارف انجام شود. اگرچه توابع پاسخ ضربه ای (IRF) تأثیر قابل توجهی از نوسانات نرخ ارز بر تورم را تشخیص نمی دهد ، VDC ها نتایج پشتیبانی را برای عبور از نرخ ارز (ERPT) بدست می آورند. من پیشنهاد می کنم که سیاست پولی که باید تدوین شود باید کانال های جایگزین را روشن کند که نرخ ارز ممکن است بر تورم تأثیر بگذارد.

کلید واژه ها

  • اتوره وکتور پانل
  • نوسانات نرخ ارز
  • برابری نرخ بهره کشف نشده
  • نرخ ارز از طریق
  • کشورهای OECD

اطلاعات نویسنده

Oguzhan Ozcelebi *

  • گروه اقتصاد ، دانشگاه استانبول ، استانبول ، ترکیه

*آدرس کلیه مکاتبات با: ogozc@istanbul. edu. tr

1. مقدمه

معرفی متغیرهای مالی به غیر از نرخ ارز به ویژه در قانون تیلور برای کشف پیوندها بین فعالیت های اقتصادی و بخش مالی در تنظیم سیاست های پولی به عمل آشنا شده است [1 ، 2 ، 3]. در اینجا ، پویایی در بازارهای سهام نیز به عنوان یک شاخص مهم عملکرد اقتصاد توصیف شده است زیرا مقدار زیادی در فرایند ادغام مالی سرمایه گذاری شده در بورس سهام سرمایه گذاری شده است. با این حال ، بازارهای ارزی یک منطقه سرمایه گذاری امیدوار کننده است که منجر به گسترش زیاد در سایر بازارهای مالی با ارائه بازده بالقوه بالا در سرمایه گذاری ها و فرصت هایی برای پرتفوی های متنوع گسترده می شود. علاوه بر این ، بازارهای ارزی می توانند مرکز تجزیه و تحلیل اقتصادی باشند زیرا تغییرات در ارزهای اصلی می تواند منبع نوسانات در بازارهای مالی باشد و عواقبی در فعالیت های اقتصادی داشته باشد که مقامات سیاست پولی باید در نظر بگیرند. رابطه بین نرخ بهره و نرخ ارز به طور کلی توسط قانون برابری نرخ بهره کشف نشده (UIP) توضیح داده می شود ، با بیان اینکه تفاوت نرخ بهره بین دو کشور برابر با تغییر مورد انتظار نرخ ارز در بین ارزهای داخلی کشورها است. از این نظر می توان نتیجه گرفت که نرخ بهره نیز ممکن است بر نرخ ارز واقعی و در نتیجه رقابت خارجی یک کشور تأثیر بگذارد. هنگامی که ادبیات علمی مورد بررسی قرار می گیرد ، به رسمیت شناخته شده است که مطالعات مختلفی در مورد بررسی UIP قوام و تمرکز بر تعیین عواملی که ممکن است منجر به انحراف از قانون شود ، انجام شده است. اعتبار قانون UIP همچنین توسط مطالعات اخیر انجام شده پس از بحران مالی جهانی 2008-2009 از نظر تأثیرات احتمالی تغییرات سیاست پولی بر این قانون مورد آزمایش قرار گرفت. به عنوان مثال ، [4] با یک بردار وکتور سوئیچ سوئیچ (VAR) که از قوام چارچوب UIP ، به ویژه در مورد اسپانیا-UK ، پس از ورود اسپانیا به اتحادیه اروپا ، نتیجه گرفت ، به دست آورد. برعکس ، [5] در پاسخ به یک سیاست پولی غیر منتظره برای انگلیس ، شواهد تجربی علیه UIP پیدا کرد. پس از بحران مالی اخیر ، با افزودن متغیرهای جدید مطابق با [6] ، لازم است قانون UIP را توسعه دهید. در مطالعه مربوطه ، آنها مدل شرایط برابری سنتی را با استفاده از عوامل غیر جدایی ، یعنی تجارت ، بهره وری و ذخایر خارجی گسترش دادند.

نتایج [6] پشتیبانی از هر دو قضیه قدرت خرید (PPP) و قضیه های بین المللی فیشر (IFE) را نشان داد.< SPAN> نتایج [6] پشتیبانی از هر دو قضیه قدرت خرید (PPP) و قضیه بین المللی فیشر (IFE) را نشان داد. نتایج [6] پشتیبانی از هر دو برابری قدرت خرید (PPP) و اثر بین المللی فیشر را یافت (IFE) قضایای.

نوسانات نرخ ارز ممکن است تأثیرات منفی بر اقتصاد داشته باشد. با این حال ، محاسبات نوسانات با روشهای مختلف ممکن است منجر به روابط قابل توجهی متفاوت بین نوسانات نرخ ارز و متغیرهای کلان اقتصادی و مالی شود. از این نظر ، مطالعه توسط [7] به عنوان یک رویکرد پیشگام در تجزیه و تحلیل رابطه بین اقدامات مختلف نوسانات نرخ ارز و متغیرهای کلان اقتصادی شناخته شده است. گروسمن و همکاران.[7] دریافت که شواهد محکمی در مورد تفاوتهای معنی داری در پاسخ متغیرهای کلان اقتصادی و مالی به نوسانات کلی در مقابل نوسانات نسبت به اجزای با فرکانس بالا وجود ندارد. پس از [7] ، سری نوسانات نرخ ارز به اجزای فرکانس آن تبدیل شد. بنابراین ، من سری فیلتر شده را با تبدیل معکوس گسسته فوریه (IDFT) ایجاد کردم و آنها را در مدل VAR (PVAR) پانل من گنجانده ام. برای انتخاب کشورهایی که در مدل PVAR گنجانده می شوند ، فرض بر این است که نرخ ارز ثابت قرار نیست تغییرات را نشان دهد ، و بنابراین ، نرخ ارز هیچ نوسانات ندارد ، در حالی که انتظار می رود نرخ ارز دارای درجه ای از نوسانات در مبادله شناور باشدرژیم نرخعلاوه بر این ، من میزان مطالعه خود را برای این مورد محدود کردم که از سیاست نرخ ارز برای کاهش نوسانات ارز استفاده نمی شود. کشورهایی که در مجموعه داده های پانل قرار دارند ، هر دو رژیم ارزی شناور دارند ، در حالی که کشورهایی که رژیم کنترل سرمایه دارند که طبق صندوق بین المللی پول طبقه بندی نمی شوند "دیوار" نیز در این تمرین تجربی گنجانده شده اند. بنابراین ، من فرض کردم که سیاست های کنترل سرمایه نمی تواند توسط سیاست گذاران اقتصادی آن کشورها برای کاهش نوسانات نرخ ارز اجرا شود. در راستای چارچوب قانون تیلور ، این مطالعه تعامل بین نرخ رشد تولید صنعتی ، تورم قیمت مصرف کننده ، نرخ بهره کوتاه مدت ، بازده سهام و نوسانات نرخ ارز را با استفاده از روش PVAR برای 10 کشور OECD در خارج از منطقه یورو بررسی می کند (کانادا، جمهوری چک ، ایسلند ، اسرائیل ، کره ، مکزیک ، نروژ ، لهستان ، سوئد و انگلستان). به طور خاص ، تأثیرات احتمالی نوسانات نرخ ارز بر نرخ رشد تولید صنعتی ، تورم قیمت مصرف کننده ، نرخ بهره کوتاه مدت و بازده سهام مورد بررسی قرار می گیرد. از این نظر ، اهداف این مطالعه عبارتند از: (i) برای محاسبه نسبت تغییرات در نرخ رشد تولید صنعتی ، تورم قیمت مصرف کننده ، نرخ بهره کوتاه مدت ،

بازده سهام که به دلیل شوک های خودشان است ، در مقابل شوک از نوسانات نرخ ارز و سایر متغیرها با برآورد تجزیه واریانس (VDC) مدل PVAR و (ب) برای نشان دادن پاسخگویی نرخ رشد تولید صنعتی ، تورم قیمت مصرف کننده ، تورم قیمت مصرف کننده ،نرخ بهره کوتاه مدت ، بازده سهام در PVAR به شوک برای نوسانات نرخ ارز با محاسبه توابع پاسخ Impulse (IRF). فرضیه اصلی این مقاله این است که آیا نوسانات در نرخ ارز بر تولید ناخالص داخلی ، تورم قیمت مصرف کننده ، نرخ بهره کوتاه مدت و قیمت سهم در دوره های بعدی تأثیر دارد. بنابراین ، سؤال تحقیق از این مطالعه به شرح زیر است: آیا تغییر در نوسانات نرخ ارز باعث تغییر در موضع سیاست پولی کشورهای تحت بررسی می شود. همچنین در نظر گرفته شده است که پیامدهای سیاست و پیشنهادات حاصل از این مطالعه ، رویکرد بهینه برای هدایت سیاست پولی در آن کشورها را روشن می کند.

2. بررسی ادبیات

به دلیل آزادسازی اقتصادی و مالی ، تجارت بین المللی و جریان سرمایه در بین کشورها افزایش یافته و منجر به نوسانات قابل توجهی در نرخ ارز خارجی می شود. این پدیده باعث ایجاد ادبیات تجربی شده است که نوسانات نرخ ارز با مدلهای مرتبط را در هر دو کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه توضیح می دهد. علاوه بر این ، تعداد مطالعات تجزیه و تحلیل اثرات نوسانات ارز در ادبیات علمی به سرعت در حال افزایش است. در اینجا ، تغییرات در جریان صندوق های بین المللی بین المللی بسیار مهم شده است زیرا می توانند بر روابط بین بازارهای اوراق قرضه ، حقوق صاحبان سهام و نرخ ارز تأثیر بگذارند. از این نظر ، [8] از مدل سازی VAR با تجزیه سهام بین المللی و بازده بازار اوراق قرضه به تغییر در انتظارات پرداخت نقدی واقعی آینده ، نرخ بهره ، نرخ ارز و نرخ تخفیف استفاده کرد. آنها با ارائه شواهدی از بازارهای ایالات متحده و جهانی ، دریافتند که اخبار تورم عامل اصلی بازده بین المللی اوراق قرضه است. بر اساس نتایج [8] ، می توان ادعا کرد که اخبار مربوط به تحولات کلان اقتصادی همچنین می تواند بر رابطه بین نرخ ارز و نرخ بهره و سایر متغیرهای کلان اقتصادی تأثیر بگذارد. به طور خاص ، همچنین می توان فرض کرد که انحراف از قانون UIP می تواند توسط عوامل اقتصادی و غیر اقتصادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. از این نظر ، [9] بر نقش حق بیمه خطر فرار برای حل پازل UIP تأکید کرد. بنابراین ، این بدان معناست که عوامل سیاسی و اجتماعی در یک کشور همچنین می توانند این خطر را که متغیرهای اقتصادی با آن مخالف هستند ، افزایش دهد. طبق [10] ، انحراف از قانون UIP می تواند توسط محیط های عدم اطمینان زیاد توضیح داده شود. اسماعیلوف و روسی [10] شاخص عدم اطمینان نرخ ارز جدید را با استفاده از پنج کشور صنعتی در مقابل دلار آمریکا به دست آوردند ، پس از آن آنها اندازه گیری کردند که نرخ ارز غیرقابل پیش بینی نسبت به گذشته تاریخی آنها چقدر است. به منظور تجزیه و تحلیل عوامل خطر که رابطه با نرخ ارز و نرخ بهره با آن مخالف است ، برخی از شاخص ها را می توان در تجزیه و تحلیل تجربی گنجانید. از این نظر ، [11] به منظور بررسی رابطه بین تغییرات نرخ ارز و نرخ بهره در اقتصادهای نوظهور ، گسترش مبادلات پیش فرض اعتباری (CDS) را برای اوراق بهادار به عنوان معیار حق بیمه ریسک در تجزیه و تحلیل انسجام موجک اتخاذ کرد. مشخص شد که نرخ ارز مربوط به دیفرانسیل نرخ بهره ، حق بیمه خطر ،

اجرای سیاست پولی فدرال رزرو و عدم اطمینان سیاست آن.< Pan> اجرای سیاست پولی فدرال رزرو و عدم اطمینان سیاست آن. اجرای سیاست پولی فدرال رزرو و عدم اطمینان سیاست آن.

با بحران مالی جهانی 2008-2009 ، سیاست های پولی به عنوان مهمترین عامل خطر برای انحراف از این قاعده ظاهر شد [12 ، 13 ، 14]. از این نظر ، [12] بررسی کرد که کدام نوع قانون تیلور ممکن است با نمایندگی سیاست پولی به عنوان قوانین خارجی و داخلی تیلور ، معمای UIP را برطرف کند. بر اساس مدل آنها ، [12] دریافت که قانون تیلور خارجی به تغییر نرخ ارز پاسخ می دهد اما قانون داخلی تیلور این کار را نکرد و مدل عملکرد بهتری داشت. به طور خاص ، کالیبراسیون [12] نشان داد که مدل متشکل از قوانین تیلور خارجی و داخلی مطابق با همبستگی منفی FAMA بین دیفرانسیل نرخ بهره و نرخ استهلاک ارز است. اهمیت قوانین تیلور در توضیح انحرافات از UIP نیز توسط [14] تأیید شد که در معرض دید قرار گرفت که تمایل به ارز نرخ بهره بالا برای قدردانی وجود دارد که به نوبه خود باعث انحراف از UIP شده است. تامباکیس و تاراشو [14] از یک مدل اقتصاد باز کوچک استفاده کردند که در معرض شوک های داخلی و خارجی قرار دارد. همراه با قوانین تیلور ، [14] تجزیه و تحلیل خود را با درج معادلات منحنی فیلیپس IS و جدید کینزی افزایش داد و مشخص شد که قانون آینده نگر مبتنی بر تورم CPI می تواند باعث تخلفات قوی UIP شود. در یک رویکرد مشابه ، [13] یک مدل کلان اقتصادی باز را در بر گرفت و نشان داد که هنگامی که قانون سیاست پولی در برابر تورم سختگیرانه تر بود ، پازل UIP برجسته تر شد. اعتبار مدل [13] با رگرسیون بازده نرخ ارز در آینده در دیفرانسیل نرخ بهره قبل و بعد از بحران مالی جهانی اخیر مورد آزمایش قرار گرفت. پارک و پارک [13] دریافتند که اقتصاد کاهش واکنش نرخ بهره سیاست به تورم در پاسخ به بحران دارای ضرایب شیب مثبت در رگرسیون UIP پس از بحران است. از طرف دیگر ، تعامل بین نرخ ارز و نرخ بهره می تواند بدون محدودیت در تئوری UIP مورد بررسی قرار گیرد زیرا بانک های مرکزی در کشورهای نوظهور تمایل دارند به منظور حفظ ثبات قیمت ، از سیاست های نرخ بهره و نرخ ارز استفاده کنند. کانال های انتقال بین نرخ ارز و نرخ بهره می توانند با توجه به سطح توسعه و ویژگی های ساختاری کشورها متفاوت باشند. ادبیات تجربی در مورد رابطه بین نرخ ارز و نرخ بهره متمرکز بر کشورهای توسعه یافته با استفاده از نرخ ارز شناور.

از آنجا که کشورهای در حال توسعه یا نوظهور عموماً از نوع مدیریت شده از رژیم های نرخ ارز استفاده کرده اند ، تمرینات تجربی در رابطه بین نرخ ارز و نرخ بهره کمتر است. اخیراً ، [15] تعامل بین نرخ بهره و نرخ ارز را با استفاده از روشهای مبتنی بر موجک برای پرونده رومانی بررسی کرده است. مشخص شد که رابطه کوتاه مدت مطابق با مدل های قیمت چسبنده منفی است ، در حالی که این رابطه مثبت بود و نظریه برابری قدرت خرید را در کوتاه مدت تأیید کرد. آندری؟و همکاران[15] با توجه به اینکه رابطه بین نرخ ارز و نرخ بهره اساساً در کشورهایی که تورم مستقیم را هدف قرار می دهند متفاوت است زیرا بانک های مرکزی آنها برای دستیابی به اهداف سیاست پولی خود باید به هر دو متغیر توجه می کردند.< Pan> از آنجا که کشورهای در حال توسعه یا نوظهور به طور کلی از نوع مدیریت شده از رژیم های نرخ ارز استفاده کرده اند ، تمرینات تجربی در رابطه بین نرخ ارز و نرخ بهره کمتر است. اخیراً ، [15] تعامل بین نرخ بهره و نرخ ارز را با استفاده از روشهای مبتنی بر موجک برای پرونده رومانی بررسی کرده است. مشخص شد که رابطه کوتاه مدت مطابق با مدل های قیمت چسبنده منفی است ، در حالی که این رابطه مثبت بود و نظریه برابری قدرت خرید را در کوتاه مدت تأیید کرد. آندری؟و همکاران[15] با توجه به اینکه رابطه بین نرخ ارز و نرخ بهره اساساً در کشورهایی که تورم مستقیم را هدف قرار می دهند متفاوت است زیرا بانک های مرکزی آنها برای دستیابی به اهداف سیاست پولی خود باید به هر دو متغیر توجه کنند. به طور کلی اعمال شده از نوع مدیریت شده از رژیم های نرخ ارز ، تمرینات تجربی در رابطه بین نرخ ارز و نرخ بهره کمتر است. اخیراً ، [15] تعامل بین نرخ بهره و نرخ ارز را با استفاده از روشهای مبتنی بر موجک برای پرونده رومانی بررسی کرده است. مشخص شد که رابطه کوتاه مدت مطابق با مدل های قیمت چسبنده منفی است ، در حالی که این رابطه مثبت بود و نظریه برابری قدرت خرید را در کوتاه مدت تأیید کرد. آندری؟و همکاران[15] با توجه به اینکه رابطه بین نرخ ارز و نرخ بهره اساساً در کشورهایی که تورم مستقیم را هدف قرار می دهند متفاوت است زیرا بانک های مرکزی آنها برای دستیابی به اهداف سیاست پولی خود باید به هر دو متغیر توجه می کردند.

تأثیر نرخ ارز و متغیرهای کلان اقتصادی نیز می تواند در چارچوب هدف قرار دادن تورم مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. به طور خاص ، قوانین تیلور همچنین می تواند با درج نرخ ارز اصلاح شود و بنابراین تغییرات در نرخ ارز می تواند عواقب قابل توجهی در هدایت سیاست پولی داشته باشد. این نوع رویکرد محدود به یک چارچوب خاص نیست ، بلکه به تجزیه و تحلیل عوامل کلان اقتصادی بیشتر کمک می کند. به عنوان یک دارایی ، نرخ ارز را می توان در فرمولاسیون سیاست پولی خاصیت بانکهای مرکزی با استفاده از اصل تیلور به عنوان یک چارچوب قرار داد. Mackiewicz-łyziak [16] در مورد جمهوری چک ، مجارستان و لهستان تحقیق کرد و دریافت که بانکهای مرکزی مورد تجزیه و تحلیل ممکن است با افزایش نرخ بهره در مورد استهلاک ارز ، یا برعکس ، به تغییرات نرخ ارز پاسخ دهند. علاوه بر این ، بانک های مرکزی می توانند هنگام تعیین سیاست نرخ بهره خود ، بر نقش تأثیر نرخ ارز بر فعالیت اقتصادی واقعی تمرکز کنند. بر این اساس ، [17] از یک مدل نظری ، یعنی نوعی مدل DSGE برای تجزیه و تحلیل پیامدهای نوسانات نرخ ارز واقعی در چرخه های تجاری استفاده کرد. نوسانات خروجی تا 22 ٪ افزایش یافته است زیرا سهم بدهی های خارجی خارجی از 0 به 100 ٪ افزایش یافته است. Gumus و Taşpınar [17] همچنین دریافتند که نوسانات نرخ ارز واقعی می تواند منبع مهمی از نوسانات در بازارهای نوظهور از طریق تأثیر آنها بر هزینه های وام گرفتن در هنگام وام گرفتن به ارز خارجی باشد. از طرف دیگر ، هر دو سیاست پولی و نرخ ارز می توانند به طور همزمان بر متغیرهای کلان اقتصادی تأثیر بگذارند و بنابراین این تأثیرات را می توان با نوع VaR از مدل ها تشخیص داد. از این نظر ، [18] از رویکرد VAR متغیر زمان بیزی با مدل نوسانات تصادفی [19] استفاده کرد تا بررسی کند که آیا واکنش خروجی و قیمت ها به نرخ بهره و شوک نرخ ارز با گذشت زمان (2012-2012) در لهستانی تغییر کرده است. اقتصادبرآوردهای [18] نشان داد که نرخ بهره و شوک نرخ ارز تأثیر متغیر زمان بر بازده دارد. قیمت مصرف کننده ممکن است در دوره های تورم بالا به شوک نرخ بهره پاسخ دهد ، در حالی که تأثیر شوک نرخ ارز بر سطح قیمت ممکن است با گذشت زمان کاهش یابد. با تهیه یک الگوی اقتصاد باز ساده با تحرک سرمایه ناقص ، [20] بررسی کرد که آیا نرخ بهره سیاست و مداخله بازار ارزی استریل شده می تواند تورم و تولید را در کشورهای نوظهور در حالی که ضعیف می کند ، تثبیت کند.

با توجه به کالیبراسیون مدل آنها که باعث می شود نقش تقاضای کل و شوک های نرخ بهره واقعی خارجی ، مداخله ارزی منجر به بهبود رفاه تحت سیاست های پولی اختیاری و هدف قرار دادن تورم شود. علاوه بر این ، (دو طرفه) هدف قرار دادن مداخله-تقویم-تقویم استریل می تواند نتایج مثبت تری در حضور تحرک سرمایه ناقص/جایگزین دارایی فراهم کند.< Pan> با توجه به کالیبراسیون مدل آنها که نقش تقاضای کل و شوک نرخ بهره واقعی را فراهم می کند ، مداخله ارزی منجر به بهبود رفاه تحت سیاست های پولی اختیاری و هدف قرار دادن تورم شد. علاوه بر این ، (دو طرفه) هدف قرار دادن مداخله-تقویم-تورم استریل می تواند نتایج مثبت تری را در حضور تحرک سرمایه ناقص/جایگزین دارایی فراهم کند. طبق کالیبراسیون مدل آنها که امکان نقش تقاضای کل و شوک نرخ بهره واقعی خارجی را فراهم می کندمداخله ارزی منجر به بهبود رفاه تحت سیاست های پولی اختیاری و هدف قرار دادن تورم شد. علاوه بر این ، (دو طرفه) هدف قرار دادن مداخله-تقویم-تقویم استریل می تواند نتایج مثبت تری در حضور تحرک سرمایه ناقص/جایگزین دارایی فراهم کند.

به منظور تجزیه و تحلیل تأثیرات تغییرات نرخ ارز بر فعالیت اقتصادی ، باید مفهوم نرخ ارز از طریق قیمت مصرف کننده (ERPT) روشن شود. به طور کلی اذعان شده است که نرخ ارز عبور از قیمت مصرف کننده داخلی در سه مرحله فعالیت می کند. اولا ، قیمت های تحقیر شده تحت تأثیر قرار می گیرند. ثانیا ، تغییرات در نرخ ارز بر قیمت تولید کننده تأثیر دارد. در نتیجه ، قیمت تولید کننده فرم کانال نیز به قیمت مصرف کننده وجود دارد. علاوه بر این ، تکمیل ERPT با فرضیات بازارهای کاملاً رقابتی ، قیمت های کاملاً انعطاف پذیر و قوام قانون یک قیمت تعیین می شود. بنابراین ، می توان استنباط کرد که انحراف از آن شرایط می تواند ERPT ناقص را ایجاد کند [21]. بدنه وسیعی از ادبیات تجربی در ERPT نشان می دهد که عبور از طریق بالاترین قیمت برای واردات و پایین ترین قیمت برای قیمت های مصرف کننده است ، در حالی که تغییرات متقابل کشور در گذرگاه می تواند به عنوان یک عامل اصلی پذیرفته شود. از نظر تجزیه و تحلیل نقش تنوع متقابل کشور ، [22] از نوع مدل های VAR استفاده کرد و مشخص شد که ERPT در بیشتر کشورهای مشترک المنافع کشورهای مستقل (CIS) و همچنین ناهمگونی زیادی در بین ERPT بالا و نسبتاً سریع استکشورها. کشورهای CIS همچنین با استفاده از نوع مدل توسط [23] مورد مطالعه قرار می گیرند. به طور خاص ، آنها تجزیه و تحلیل کوتاه مدت و بلند مدت را برای ERPT با استفاده از چارچوب های پانل ناهمگن و کنترل وابستگی مقطعی انجام دادند. Beckmann و Fidrmuc [23] نشان دادند که میانگین گذر از پس از 1 سال 30-50 ٪ برای دلار و حدود 20 ٪ برای یورو بود. براساس برآوردهای [23] ، ERPT کوتاه مدت ناهمگن در سراسر کشورها و کشورهایی که واردات پر انرژی از روسیه وجود دارد ، وجود دارد که عموماً از نرخ ارز بالاتری برخوردار بودند. Beckmann و Fidrmuc [23] همچنین در معرض دید قرار گرفتند که عبور بلند مدت برای هر دو ارز حدود 60 ٪ بود. اخیراً ، [21] ERPT را برای پرونده کشورهای CIS با استفاده از چارچوب های پانل ناهمگن و کنترل وابستگی مقطعی مورد مطالعه قرار داده است. مشخص شد که ERPT در مورد نرخ ارز مؤثر اسمی برای کشورهای CIS نسبتاً بالا و سریع است ، اما برای نرخ دو جانبه با دلار آمریکا قابل توجه نیست.

استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 103 تاريخ : شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 18:15