

ایران کشوری عظیم و دارای هویت ملی است که با عزت نفس کسانی که می دانند بخشی از یک تمدن بزرگ را تشکیل می دهند ، مشخص شده است. جغرافیا همچنین در تمایل ایران برای تبدیل شدن به یک قدرت بزرگ منطقه ای نقش دارد. این کشور ملت در یک تقاطع استراتژیک بین جهان عرب ، ترکیه ، روسی و هند واقع شده است. این یک نکته مهم برای ترانزیت برای خاورمیانه ، خلیج فارس ، آسیای میانه ، گروه ها و شبه قاره هند و برای سه دریا است: خزر ، فارسی/عرب و دریای عمان. با این وجود ، هرگز یک قدرت منطقه ای توسعه گرایانه نبوده است. ایران هیچ سنتی برای حمله به کشورهای همسایه ندارد ، اگرچه این بدان معنا نیست که اخیراً با توجه به قدرت منطقه ای بالقوه خود که همراه با شانس کم مصرف آن است ، ناامیدی فزاینده ای را تجربه نکرده است. هنگامی که بار دیگر جایگاه خود را به عنوان یک کشور مستقل تحت دولت ناسیونالیستی محمد موساک ادعا کرد ، ایالات متحده و انگلیس در سال 1953 کودتایی ترتیب دادند تا آن را به یک "مشتری مشتری" محلی تبدیل کند تا به عنوان نوعی از استاتروات Vassal Vassal Prose عمل کندجنگ سرد ، تا سال 1979. انقلاب ایران ، که منجر به جمهوری اسلامی مطابق با فلسفه آیت الله خمینی شد ، شروع یک دوره انزوا و تحریم را دید که یک بار دیگر ، هرچند به روشی متفاوت ، مانع از انجام آن شد. پتانسیل آن برای اعمال رهبری منطقه ای.
از نظر پتانسیل خود آگاه است ، ایران سنتی ترین ایالت خاورمیانه و قوی ترین مدافع "منطقه گرایی" است ، یعنی ایجاد یک سیستم منطقه ای قوی در بین بازیکنان محلی ، در حالی که به نظر می رسد سیاست های ضد تولیدی از اتحادهای نظامی با قدرت های خارجی ، از این دستهمانطور که توسط عربستان سعودی و کشورهای خلیج فارس انجام می شود ، که هدف آنها جبران آسیب پذیری آنها از طریق حمایت از خارجی است و نه قدرتهای منطقه ای خاورمیانه ، پدیده ای که از دهه 1990 بسیار افزایش یافته است.
علی رغم انزوا و تحریم ها ، ایران این فرصت را از دست نداده است ، هر زمان که اوضاع اجازه می دهد ، نقش مهم خود را به عنوان یک بازیکن منطقه ای نشان دهد ، هرچند بدون اینکه نتایج قابل توجهی را تضمین کند. در طول جنگ خلیج فارس در سال 1991 ، جایگاه همکاری با اتحاد بین المللی ضد عراق ، در سال 1997 با تهران به عنوان محل برگزاری اجلاس سازمان کنفرانس اسلامی عمل کرد و بعداً با بازداشت یک شماره ، همکاری خود را در "جنگ علیه ترور" نشان دادافراد در لیست مظنونان تروریستی. با این وجود ، این سیاست ایالات متحده از زمان حمله به عراق ، و تمام پیامدهای منطقه ای که این امر مستلزم آن است ، بوده است که باعث شده است که ایران به تدریج به یک بازیکن منطقه ای تبدیل شود. با این حال ، این نقش ، حتی اگر امروزه به طور قابل توجهی مهمتر از گذشته باشد ، نباید بیش از حد ارزیابی شود.
عواملی به نفع ایران
هدف ایران یا "رویای" این است که به عنوان قدرت منطقه ای بزرگ مورد احترام قرار گیرد. با این حال ، تا زمانی که دشمن بزرگ تنها ابرقدرت جهانی باقی بماند ، این امکان پذیر نخواهد بود. واقعیت این است که گفته می شود ابرقدرت آن را به عنوان یک مشکل بلند مدت برای سیاست خود در خاورمیانه می داند. با این حال ، ایران علی رغم محاصره در پایگاه های نظامی ایالات متحده در عراق ، کشورهای خلیج فارس ، افغانستان و آسیای میانه ، بهترین کار خود را به بهترین شکل ممکن انجام می دهد.
از یک طرف ، عراق و سوال شیعه وجود دارد. در میان تضادهای اجتناب ناپذیر ناشی از سیاست نامنظم ایالات متحده در عراق ، توانمندسازی بازیکنان شیعه است. در واقع ، دقیقاً آن دسته از گروه های شیعه عراقی با نزدیکترین پیوندهای تاریخی و سیاسی با ایران است که ایالات متحده در دولت در کشور قرار داده است: حزب داوا اسلامی ، که نخست وزیر عراق نوری المالیکی متعلق به آن است ، و عالی عراقی اسلامی اسلامیشورای (SIIC) ، به سرپرستی عبدالعزیز الحکیم. با این حال ، با این وجود ، این بازیکن شیعه عراقی مستقل از تهران است و تأثیر کمتری دارد ، مقتادا الصدر ، که به دشمن بزرگ شیعه ایالات متحده در عراق تبدیل شده است. روابط بین ایران و مقتادا الصدر پیچیده است ، اما دومی-ناسیونالیست متقاعد شده عراق-هرگز مشتری ایرانی نخواهد بود که الحکیم همیشه بوده است. این می تواند منجر به پیوستن به نیروهای تهران و واشنگتن در نبرد با الصدر در آینده شود ، اما این به نوبه خود نشان می دهد که دقیقاً در عراق (یا حداقل آنچه که کشور باقی مانده است) است که ایالات متحده به آن نیاز دارد. گفتگو با و همکاری ایرانیان. بنابراین ، بغداد ، در تاریخ 27 مه 2007 ، تنها مکانی شد که آمریکایی ها با مقامات ایرانی جلساتی داشتند و با اکراه نقش منطقه ای را که ایران آرزو می کند تصدیق می کند.
سایر خطاهای مهم طرفدار شخصیت سیاسی بازیکنان شیعه در خاورمیانه است. در لبنان ، جنگ ناکام اسرائیل علیه حزب الله در سومر 2006 موضع دوم را به عنوان یک بازیگر اصلی سیاسی در کشور تقویت کرد. حزب الله ، مهمتر از همه ، یک حزب لبنانی است ، که چارچوب مرجع آن به وضوح در کشور کشور خود است ، اما با توجه به اتحادهای استراتژیک مورد نیاز هر بازیکن منطقه ، سوریه و ایران تمرکز های روشنی از پشتیبانی را ارائه می دهند. دخالت آشکار خارجی در سیاست فعلی لبنان ، سیاست ایران را برای تقویت خاورمیانه از طریق اتحادهای کشورها در منطقه تقویت می کند و بنابراین توانایی تأثیرگذاری بر دیدگاه "منطقه ای" حزب الله را باز می کند.
در فلسطین ، سیاست افراطی تحریم و انزوا علیه حماس ، که توسط ایالات متحده ، اسرائیل ، اتحادیه اروپا و خود مقام ملی فلسطین (که حاکم بر کرانه باختری است) انجام می شود ، برای اولین بار عامل مهمی در به دست آوردن ایران بوده است. برای این منطقه ، که برای اعراب و مسلمانان بسیار مهم و نمادین است ، و پشتیبانی اقتصادی را فراهم می کند که حزب اسلامی فلسطینی (که سنی است و از لحاظ تاریخی با ایران در ارتباط نیست) به ناچار با تسکین دریافت کرده است.
دخالت آشکار خارجی در سیاست فعلی لبنان ، سیاست ایران را برای تقویت خاورمیانه از طریق اتحادهای کشورها در منطقه تقویت می کند
علاوه بر این ، با توجه به احتمال حمله به ایران توسط ایالات متحده ، استفاده از سؤال هسته ای بهانه ای بهانه ای اما با هدف روشن تغییر رژیم ، نباید فراموش کرد که 75 ٪ از ذخایر نفتی جهان در خلیج فارس نهفته است. 70 ٪ از جمعیت کشورهای عربی آن شیعه است. این جمعیت از نظر تاریخی به حاشیه رانده شده و از ساختارهای قدرتمند سنی مستثنی بوده و وفاداری آن به دولت از این رو کمترین حرف را لرزاند.
در افغانستان ، نفوذ ایران نیز در موارد مهم دیده شده است. پرونده گلب الدین هکماتار ، یک مجاهدین سابق که در گرمای جنگ علیه شوروی ها جعل شده است ، به ویژه قابل توجه است. هکماتیار در فوریه 2002 هنگامی که ایران او را از "تبعید کنترل شده" که تحت آن توسط مقامات این کشور نگهداری می شد ، به افغانستان بازگشت. اگرچه یک افغانستان پایدار برای منافع ایران مهم است (که به طور جدی توسط بسیاری از پناهندگان افغان و قاچاق مواد مخدر از کشور تحت تأثیر قرار می گیرد) ، سیاست تهدیدآمیز ایالات متحده علیه ایران دولت در تهران را متقاعد کرد که اولویت امنیت آن کمک به این امر نیستافغانستان ، بلکه بیشتر برای ایجاد مشکلاتی برای ایالات متحده در کشور دوم با آزاد کردن جنگ سالار بدنام هکتمیار ، که بلافاصله شروع به مشارکت در بی ثباتی مسلحانه کشور کرد.
تهران همچنین یک سیاست خارجی فعال را به سمت شرق انجام می دهد ، جایی که در حال تقویت رهبری خود و مقابله با هژمونی پرانرژی ایالات متحده در خلیج فارس با برقراری روابط نزدیک ، چه تجاری و چه مبتنی بر انرژی ، با همسایگان شرقی خود از طریق کریدور ایران و هند است.، بدون فراموش کردن روابط در این منطقه که به طور فزاینده ای ایران را با چین پیوند می دهد. به عبارت دیگر ، تهران به عنوان بازیکن امنیت انرژی در منطقه بازی می کند. این سیاست به ریاست وزیر امور خارجه ایران ، Manouchehr Mottaki ، که در بنگلور ، هند تحصیل کرده است ، اداره می شود. بدین ترتیب این است که "منطقه گرایی" ایران به نوعی "پانگرمونیسم" تبدیل می شود.
عواملی که علیه ایران کار می کنند
بدون در نظر گرفتن این واقعیت که "دشمن شماره 1" توسط تنها ابرقدرت جهان در نظر گرفته می شود ، ممکن است چیزی از معلولیت در نظر گرفته شود ، سایر عوامل همچنین مانع از راه ایران به رهبری آن در خاورمیانه می شوند.
رژیم ایران ، به دور از یکپارچه بودن ، از تقسیم داخلی بزرگ و تکه تکه شدن رنج می برد که مانع توانایی آن در تأمین رهبری منطقه ای می شود. فقدان اجماع در مورد مسیری که کشور باید در داخل کشور داشته باشد ، نحوه مدیریت مسئله هسته ای ، روابط با ایالات متحده و نقش منطقه ای که ایران باید بازی کند وجود دارد. این به دلیل اختلافات و رقابت بین اعضای طبقه سیاسی آن است. و این به نوبه خود به این معنی است که رهبر ایران بیشتر از کشور کشور به نفع خود عمل می کند. نتیجه؟فلج نهادی به دلیل جناح گرایی (به عنوان مثال ایران می خواهد بخشی از سازمان تجارت جهانی را تشکیل دهد ، اما اصلاحات لیبرال مورد نیاز برای دستیابی به این هدف بر خلاف منافع یک بخش کلیدی رهبری خود پیش می رود ، که قدرت آن مبتنی بر کنترل حدود 80 ٪ از این استاقتصاد کشور) و اختلافات داخلی در مورد جهت گیری در سیاست خارجی. یک نمونه مهم این امر توسط انتقادات ویروسی که علیه سیاست رئیس جمهور احمدی نژاد توسط یک سیاستمدار ارشد ارائه شده است ، ارائه شده است. حسن روهانی ، که نزدیک به اکبر هاشمی رافسانجانی و نماینده "رهبر عالی" است ، آیت الله خمنی ، در شورای عالی امنیت ملی ، در چندین نوبت مخالفت خود را با سبک تحریک آمیز رئیس جمهور و موضع وی به نفع خود روشن کرده است. بهبود روابط با غرب و ایالات متحده: "ایالات متحده آمریکا دشمن ما است (...) اما حتی پیامبر توافق های صلح را با کافران امضا کرد" (...) "شخص می تواند به دیگری احترام بگذارد زیرا او چاقو در دستان خود دارد ، اما این بسیار استمتفاوت از احترامی که به دلیل دانش ، اخلاق و علم او برای او دارد. "
علاوه بر این ، احمدی نژاد خود را با یک نخبگان سیاسی محاصره کرده است که به دلیل بی کفایتی اداری ، به ویژه در زمینه سیاست اقتصادی ، غیرقابل انکار شده است. با این وجود ، این بی کفایتی به معنای این نیست که کشور در صورت حمله خارجی به سمت یک شورش مردمی حرکت می کند ، همانطور که برخی از استراتژیست های آمریکایی پیشنهاد کرده اند. برنامه هسته ای ایران منبع غرور وطن پرستی گسترده است.
با توجه به تأثیر ایران از اسلام شیعه ، باید تقسیم موجود در دنیای اقتدار مذهبی شیعه را نیز در نظر داشته باشید: اگرچه این تأثیر منبع قدرت برای تهران در خاورمیانه ، لبنان و رهبران مذهبی شیعه عراق استتعداد مناسبت ها اعلامیه هایی را بیشتر با منافع ملی مربوطه خود نسبت به هر اتحاد بی قید و شرط با ایران مطابقت داده است.
در عراق ، تأثیرگذاری که تاکنون به ایران اجازه داده است موقعیت خود را حتی قبل از ایالات متحده تقویت کند ، ممکن است در آینده به پیشرفت هایی با سازمان به رهبری مقتادا الصدر بستگی داشته باشد ، که در چندین مورد اظهار داشته است که او چنین نمی کندمی خواهید ایران در امور عراق درگیر شود. اگر الصدر محبوبیت و قدرت خود را با هزینه SIIC الحکیم و ائتلاف شیعه در اطراف نخست وزیر نوری المانلیکی افزایش دهد ، ایران نفوذ در این کشور را از دست می دهد. شکل شیعه الصدر بیشتر "عراقی" است و از محبوبیت زیادی در بین شیطنت های محروم برخوردار است. علاوه بر این ، نه تنها هرگونه لفاظی ضد سنی را از بین برده است ، بلکه با آن بخش های سنی عراقی که مخالفت رادیکال وی با اشغال ایالات متحده و ایده حفظ وحدت سرزمینی عراقی را به اشتراک می گذارد ، رابطه نزدیکی دارد و باعث ایجاد ایجاد یک منطقه شیعه خودمختار می شود. در جنوب ، ایده ای که با این وجود از عبدالحیز الحکیم دفاع کرده است. به این واقعیت اضافه شده است که متحد بزرگ ایران ، عبدالعزیز الحکیم ، بیمار است و به نظر نمی رسد که قادر به کنترل جامعه شیعه عراق برای مدت طولانی باشد. جانشین وی ، عمار الحکیم ، نه از محبوبیت مقتادا برخوردار نیست و به نظر نمی رسد که با کاریزما از وحدت SIIC و شبه نظامیان قدرتمند آن پس از مرگ الحکیم اطمینان حاصل کند. ایران از این واقعیت آگاه است ، که بدون شک آن را نگران می کند ، زیرا هرگونه همکاری با الصدر همیشه محدود خواهد بود و او هرگز به الحکیم دیگر تبدیل نمی شود ، و به همین دلیل ارزش استراتژیک نقش ایران در عراق در ایالات متحدهچشم ها و توانایی آن در به اشتراک گذاشتن نفوذ با آنها کاهش می یابد.
اگر مذاکرات بین اسرائیل و سوریه در مورد ارتفاعات جولان وجود داشته باشد ، به رابطه دمشق و حزب الله آسیب می رساند
یکی دیگر از عوامل مهم که باید هنگام بررسی نفوذ ایران در خاورمیانه در نظر داشته باشد ، چگونگی پیشرفت وقایع در لبنان و سوریه است. در کشور سابق ، همه چیز به تجربیات حزب الله بستگی دارد و آیا این قدرت را به دست می آورد یا از دست می دهد. اگر لبنان به یک جنگ داخلی فرو رود ، یا باید جنگ دیگری با اسرائیل آن را تضعیف کند ، نفوذ ایران نیز تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. به همین ترتیب ، باید به مذاکرات بین اسرائیل و سوریه در مورد پیشرفت ارتفاعات جولان ، به رابطه بین دمشق و حزب الله آسیب برساند.
در پایان ، تقریباً همه چیز در مورد ظهور واقعی ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای در خاورمیانه نوشته شده است. شکی نیست که نشانه های روشنی وجود دارد مبنی بر اینکه مزایای قابل توجهی دارد که قبلاً از آن لذت نمی برد. با این حال ، اکنون بیش از هر زمان دیگری ، همه چیز در منطقه موقتی است.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 29
تاريخ : جمعه
30 تير
1402 ساعت: 13:27