اکنون دو طرف طیف را کاوش کرده ایم. در رقابت کامل ، ما محصولات یکسان را فرض می کنیم و در انحصار ، فرض می کنیم که فقط یک محصول در دسترس است.
رقابت انحصاری در بین است. این شرکت ها را شامل می شود که بسیاری از شرکت ها با یکدیگر رقابت می کنند ، اما فروش محصولاتی که به نوعی متمایز هستند. نمونه ها شامل فروشگاه هایی است که سبک های مختلفی از لباس ، رستوران یا فروشگاه های مواد غذایی را به فروش می رسانند که انواع مختلفی از مواد غذایی و حتی محصولاتی مانند توپ های گلف یا آبجو را به فروش می رسانند که ممکن است حداقل تا حدودی مشابه باشد اما به دلیل تبلیغات و نام های تجاری در درک عمومی متفاوت است. شرکت هایی که چنین محصولاتی را تولید می کنند نیز باید با سایر سبک ها ، طعم دهنده ها و نام های تجاری رقابت کنند. اصطلاح "رقابت انحصاری" این ترکیب از مینی انحصاری و رقابت سخت را ضبط می کند.
چه کسی تئوری رقابت ناقص را اختراع کرده است؟
تئوری رقابت ناقص توسط دو اقتصاددان به طور مستقل اما همزمان در سال 1933 توسعه یافت. اولین ادوارد چمبرلین از دانشگاه هاروارد بود که اقتصاد رقابت انحصاری را منتشر کرد. دوم جوآن رابینسون از دانشگاه کمبریج بود که اقتصاد رقابت ناقص را منتشر کرد. رابینسون متعاقباً به اقتصاد کلان علاقه مند شد و در آنجا به یک کینزی برجسته و بعداً یک اقتصاددان پس از کینزی تبدیل شد.
محصولات متفاوت
یک شرکت می تواند سعی کند محصولات خود را از چند طریق متفاوت از رقبای خود کند: جنبه های فیزیکی محصول ، فروش مکان ، جنبه های نامشهود محصول و ادراک محصول. محصولاتی که از یکی از این چهار روش متمایز هستند ، محصولات متمایز نامیده می شوند.
جنبه های فیزیکی یک محصول شامل تمام عباراتی است که در تبلیغات می شنوید: مانند یک بطری غیرقابل شکست ، سطح غیر استیک ، فریزر به میکرووو ، غیر کوچک ، اضافی تند ، تازه طراحی شده برای راحتی شما. موقعیت یک شرکت همچنین می تواند تفاوت بین تولید کنندگان ایجاد کند. به عنوان مثال ، یک پمپ بنزین واقع در یک تقاطع شلوغ احتمالاً می تواند بنزین بیشتری را نسبت به یک طرف واقع در یک جاده کوچک کوچک بفروشد. یک تأمین کننده برای یک سازنده خودرو ممکن است دریابد که پیدا کردن در نزدیکی کارخانه خودرو سودمند است.
جنبه های نامشهود می تواند یک محصول را نیز متمایز کند. برخی از جنبه های نامشهود ممکن است وعده هایی مانند ضمانت رضایت یا بازگشت پول ، اعتبار برای خدمات با کیفیت بالا مانند تحویل رایگان یا وام برای خرید محصول باشد. سرانجام ، درک محصول ممکن است در ذهن خریداران رخ دهد. به عنوان مثال ، بسیاری از افراد نمی توانند تفاوت طعم بین انواع رایج آبجو یا سیگار را بیان کنند اگر چشم بسته باشند ، اما به دلیل عادت های گذشته و تبلیغات ، ترجیحات محکمی برای مارک های خاص دارند. تبلیغات می تواند در شکل دادن به این ترجیحات نامشهود نقش داشته باشد.
مفهوم محصولات متمایز از نزدیک با میزان تنوع موجود در ارتباط است. اگر همه افراد در اقتصاد فقط شلوار جین آبی می پوشیدند ، فقط نان سفید می خوردند و فقط آب می نوشیدند ، بازارهای لباس ، غذا و نوشیدنی بسیار نزدیک تر به رقابتی کامل می شوند. تنوع سبک ها ، طعم دهنده ها ، مکان ها و ویژگی ها باعث تمایز محصول و رقابت انحصاری می شود.
تقاضای درک شده برای یک رقیب انحصاری
یک شرکت رقابتی انحصاری با تقاضای کالاهای خود که بین انحصار و رقابت کامل است ، روبرو است. شکل 8. 4a یادآوری می کند که منحنی تقاضا همانطور که یک شرکت کاملاً رقابتی با آن روبرو است کاملاً الاستیک یا مسطح است ، زیرا یک شرکت کاملاً رقابتی می تواند هر مقدار مورد نظر خود را با قیمت غالب بازار بفروشد. در مقابل ، منحنی تقاضا ، همانطور که یک انحصار با آن روبرو است ، منحنی تقاضای بازار است ، زیرا یک انحصار تنها شرکت در بازار است و از این رو شیب نزولی است.

منحنی تقاضا همانطور که با یک رقیب انحصاری روبرو است مسطح نیست ، بلکه به سمت پایین شیب دار است ، به این معنی که رقیب انحصار ، مانند انحصار ، می تواند بدون از دست دادن همه مشتریان خود یا پایین آمدن قیمت آن ، قیمت خود را بالا ببرد. از آنجا که جایگزین ها وجود دارد ، منحنی تقاضا برای یک شرکت رقابتی انحصاری نسبتاً نسبت به یک انحصار ، در جایی که هیچ جایگزینی نزدیک وجود ندارد ، نسبتاً الاستیک است. اگر یک انحصارگر قیمت خود را بالا ببرد ، برخی از مصرف کنندگان تصمیم می گیرند محصول خود را خریداری نکنند - اما آنها نیاز به خرید محصولی کاملاً متفاوت دارند. با این حال ، هنگامی که یک رقیب انحصاری قیمت خود را بالا می برد ، مصرف کنندگان می توانند محصول مشابهی را از یک شرکت دیگر خریداری کنند. اگر یک رقیب انحصاری قیمت خود را بالا ببرد ، به اندازه بسیاری از مشتریان که یک شرکت کاملاً رقابتی را از دست می دهد ، از دست نمی دهد ، اما بیشتر از یک انحصار مشتری را از دست می دهد.
در یک نگاه ، منحنی های تقاضا که با یک رقیب انحصار و انحصار روبرو هستند ، شبیه به نظر می رسند - یعنی ، هر دو آنها به پایین می روند. با این وجود ، معنای اساسی اقتصادی این منحنی های تقاضا متفاوت است زیرا یک انحصارگر با منحنی تقاضای بازار روبرو است و یک رقیب انحصاری این کار را نمی کند.
رقابت سلولی

به یاد بیاورید که رقابت انحصاری به صنعتی اشاره دارد که بیش از چند شرکت دارد که هر یک محصول متمایز را ارائه می دهند. صنعت سلولی کانادا یکی از این بازارها است. با تاریخچه ای که به عنوان اختراع تلفن الکساندر گراهام بل در سال 1876 به وجود آمده است ، صنعت سلولی کانادا اکنون تعدادی از شرکت های بزرگ از جمله راجرز ، تله و بل را در اختیار دارد. در مورد Fido ، Koodo و Virgin Mobile چطور؟آنها به ترتیب متعلق به راجرز ، تلس و بل هستند. در حالی که این بازار شباهت هایی با یک الیگوپولی دارد (که ما در این دوره کشف نخواهیم کرد) ، اغلب به عنوان یک رقابت انحصاری طبقه بندی می شود.
در صورت افزایش صورتحساب تلفن همراه ماهانه شما با 2 دلار ، در نظر بگیرید که چه کاری انجام می دهید. آیا به یک شرکت دیگر تغییر می دهید؟احتمالاً نهاین بدان معنی است که بازار تلفن همراه کاملاً رقابتی نیست زیرا شرکت های تلفن همراه توانایی تغییر قیمت را دارند. بنابراین ، تقاضا که توسط هر یک از شرکت های سلولی روبرو است ، نسبت به تقاضای بازار الاستیک تر خواهد بود ، اما کاملاً الاستیک نیست. بیایید بررسی کنیم که چگونه این شرکت های رقابتی انحصاری قیمت ها را تعیین می کنند.
چگونه یک رقیب انحصاری قیمت و کمیت را انتخاب می کند
برای کشف رقابت انحصاری ، راجرز ، یکی از شرکت های سلولی موجود در بازار را در نظر بگیریم. راجرز با منحنی تقاضای شیب دار رو به پایین روبرو است و دارای منحنی های ATC و MC شبیه به مواردی است که قبلاً دیده ایم.

The monopolistically competitive firm decides on its profit-maximizing quantity and price similar to the way that a monopolist does. Since they face a downward sloping demand curve, the same considerations about how elasticity affects revenue are relevant, and the firm will maximize profits where MR = MC when P>آقای.
مرحله 1. راجرز سطح حداکثر سود خود را تعیین می کند. این در جایی اتفاق می افتد که MR = MC. دو وضعیت امکان پذیر است:
- اگر این شرکت در مقادیر تولیدی تولید کند که درآمد حاشیه ای بیش از هزینه حاشیه ای باشد ، شرکت باید تولید را گسترش دهد ، زیرا هر واحد حاشیه ای با درآمد بیشتر از هزینه ، به سود اضافه می کند. به این ترتیب ، شرکت به مقدار مقدار MR = MC تولید می کند.
- اگر این شرکت در مقداری تولید کند که هزینه های حاشیه ای از درآمد حاشیه ای فراتر رود ، پس هر واحد حاشیه ای بیشتر از درآمد حاصل از آن هزینه می کند و شرکت با کاهش مقدار خروجی تا MR = MC ، سود خود را افزایش می دهد.
در این مثال ، آقای و MC وقتی راجرز 3. 6 میلیون مشترک دارد ، تقاطع می کنند.
مرحله 2. راجرز تصمیم می گیرد که چه قیمتی را شارژ کند. هنگامی که شرکت مقدار حداکثر سود خود را تعیین کرده است ، مانند یک انحصار رفتار می کند و حداکثر می تواند را در کمیت شارژ کند. در نمودار ، این فرآیند می تواند به عنوان یک خط عمودی نشان داده شود که از طریق کمیت حداکثر سود حاصل می شود تا زمانی که به منحنی تقاضای درک شده شرکت برخورد کند. برای راجرز ، این با قیمت 70 دلار در ماه اتفاق می افتد.
اگرچه فرایندی که یک رقیب انحصاری در مورد کمیت و قیمت تصمیم گیری می کند ، شبیه به روشی است که یک انحصار در چنین تصمیماتی می گیرد ، دو تفاوت ارزش به خاطر سپردن دارد. اول ، اگرچه هم یک انحصارگر و هم یک رقیب انحصاری با منحنی تقاضای شیب دار رو به پایین روبرو هستند ، منحنی تقاضای انحصاریست منحنی تقاضای بازار است ، در حالی که منحنی تقاضای درک شده برای یک رقیب انحصاری مبتنی بر میزان تمایز محصول آن است و چه تعداد از رقبای آن چه تعداد از رقبای آن است. چهره ها. دوم ، یک انحصارگر با موانع ورود محاصره شده است و نیازی به ترس از ورود ندارد ، بلکه یک رقیب انحصاری است که سود کسب می کند ، باید انتظار ورود بنگاه هایی را با محصولات مشابه اما متمایز داشته باشد.
رقبای انحصاری و ورود
سود راجرز را در مقدار تعادل 3. 6 میلیون مشترک در نظر بگیرید:

با قیمت 70 دلار در ماه ، ATC فقط 60 دلار و سود راجرز 36 میلیون دلار است.(10 دلار سود/مشترک) توجه داشته باشید که این بازار ضرر وزنه برداری برابر با منطقه قرمز ایجاد می کند زیرا مقدار تعادل کمتر از آنچه در تعادل رقابتی رخ می دهد (5 میلیون اشتراک) است.
به یاد داشته باشید که در رقابت انحصاری ، موانع کمی برای ورود وجود دارد. از آنجا که راجرز سود اقتصادی مثبتی کسب می کند ، بنگاه های دیگر وسوسه می شوند که وارد بازار شوند.
ورود بنگاه های دیگر به همان بازار عمومی ، منحنی تقاضا را که توسط یک شرکت رقابتی انحصاری روبرو است ، تغییر می دهد. با ورود بیشتر بنگاهها به بازار ، مقدار مورد نیاز با قیمت معین برای هر شرکت خاص کاهش می یابد و منحنی تقاضای درک شده شرکت به سمت چپ تغییر می کند. به عنوان تغییر منحنی تقاضای درک شده یک شرکت به سمت چپ ، منحنی درآمد حاشیه ای آن نیز به سمت چپ تغییر خواهد کرد. تغییر در درآمد حاشیه ای ، مقدار حداکثر سودآوری را که شرکت برای تولید آن انتخاب می کند ، تغییر می دهد زیرا درآمد حاشیه ای پس از آن با هزینه حاشیه ای با مقدار کمتری برابر خواهد شد.

When will this shifting stop? When profits are 0. As long as P>شرکت های ATC همچنان وارد بازار می شوند و تقاضا همچنان به سمت داخل تغییر می کند. همانطور که در شکل 8. 4d نشان داده شده است ، این اتفاق می افتد که P = ATC و MR = MC. این نکته خاص هنگامی اتفاق می افتد که تقاضا برای ATC مماس باشد ، زیرا تنها در صورت صحیح بودن این امر می تواند P = ATC باشد ، با توجه به اینکه ATC شیب نزولی است (به یاد بیاورید که منحنی MC از ATC در حداقل نقطه ATC عبور می کند ، و توجه داشته باشید که حداقل نقطهATC در یک مقدار بالاتر از میزان تولید شده توسط شرکت انحصاری رقابتی است).
What about the social surplus? Although profits are now 0, a deadweight loss persists. This is because, unlike perfect competition, P> MR, which also means that P>مک. از آنجا که تمایل مصرف کنندگان برای پرداخت هزینه بیشتر از هزینه حاشیه شرکت است ، شکست بازار همچنان ادامه دارد. به یاد داشته باشید که یک دلیل اصلی برای این امر ناتوانی بنگاهها در شارژ بیشتر آن یک قیمت است. همچنین توجه کنید که ATC حداقل نیست. این قیمتی است که بازار برای تنوع می پردازد زیرا بازار کل در صورت وجود تمایز جزئی در محصولات ، کارآمدترین تولید را تضمین نمی کند.
فواید تنوع و تمایز محصول
حتی اگر رقابت انحصاری کارآیی را ارائه نمی دهد ، اما مزایای خاص خود را نیز دارد. تمایز محصول مبتنی بر تنوع و نوآوری است. بسیاری از افراد ترجیح می دهند در اقتصاد با انواع مختلفی از لباس ، غذاها و سبک های ماشین زندگی کنند. نه در دنیای رقابت کامل که در آن همه همیشه شلوار جین آبی و پیراهن سفید را می پوشند ، فقط اسپاگتی را با سس قرمز ساده می خورند و یک مدل یکسان از ماشین را رانندگی می کنند. بسیاری از افراد ترجیح می دهند در اقتصادی زندگی کنند که بنگاه ها در تلاشند تا روش هایی را برای جذب مشتری با روشهایی مانند خدمات دوستانه تر ، تحویل رایگان ، تضمین کیفیت ، تغییرات در محصولات موجود و تجربه خرید بهتر بفهمند.
اقتصاددانان تنها با موفقیت جزئی تلاش کرده اند تا به این سوال بپردازند که آیا یک اقتصاد بازارمحور مقدار بهینه تنوع را تولید می کند یا خیر. منتقدان اقتصادهای بازار محور استدلال می کنند که جامعه واقعاً به ده ها کفش ورزشی مختلف یا غلات صبحانه یا اتومبیل نیاز ندارد. آنها استدلال می کنند که بسیاری از هزینه های ایجاد چنین درجه بالایی از تمایز محصول، و سپس تبلیغات و بازاریابی این تمایز، از نظر اجتماعی اتلاف کننده است - یعنی اکثر مردم به همان اندازه از طیف کوچکتری از محصولات متمایز تولید و فروخته می شوند. با قیمت کمترمدافعان اقتصاد بازارمحور پاسخ می دهند که اگر مردم مایل به خرید محصولات متمایز یا نام های تجاری بسیار تبلیغاتی نباشند، هیچکس آنها را مجبور به این کار نمی کند. علاوه بر این، آنها استدلال می کنند که وقتی شرکت ها با ارائه محصولات متمایز به دنبال سود کوتاه مدت هستند، مصرف کنندگان به طور قابل توجهی سود می برند. این اختلاف ممکن است هرگز به طور کامل حل نشود، تا حدی به این دلیل که تصمیم گیری در مورد مقدار بهینه تنوع بسیار دشوار است، و بخشی به این دلیل که دو طرف اغلب ارزش های متفاوتی را در مورد معنای تنوع برای مصرف کنندگان قائل می شوند.
تبلیغات چگونه بر رقابت انحصاری تأثیر می گذارد؟

طبق آمار statista. com، اقتصاد کانادا در سال 2016 حدود 12. 22 میلیارد دلار برای تبلیغات هزینه کرده است.
تبلیغات به معنای توضیح دادن به مردم یا ایجاد این باور در مردم است که محصولات یک شرکت از محصولات یک شرکت دیگر متمایز است. در چارچوب رقابت انحصاری، دو راه برای درک نحوه عملکرد تبلیغات وجود دارد: یا تبلیغات باعث می شود منحنی تقاضای درک شده شرکت بی کشش تر شود (یعنی منحنی تقاضای درک شده شیب دارتر شود)، یا تبلیغات باعث تقاضا برایمحصول شرکت افزایش می یابد (یعنی باعث می شود منحنی تقاضای درک شده شرکت به سمت راست تغییر کند). در هر صورت، یک کمپین تبلیغاتی موفق ممکن است به یک شرکت اجازه دهد مقدار بیشتری بفروشد یا قیمت بالاتری بفروشد، یا هر دو، و در نتیجه سود خود را افزایش دهد.
با این حال، اقتصاددانان و صاحبان مشاغل نیز مدت ها گمان می کنند که بسیاری از تبلیغات ممکن است فقط سایر تبلیغات را جبران کند. اقتصاددان A. C. Pigou در سال 1920 در کتاب خود به نام اقتصاد رفاه مطالب زیر را نوشت:
این ممکن است اتفاق بیفتد که هزینه های تبلیغاتی که توسط انحصار رقابتی رقابتی انجام می شود [یعنی آنچه ما اکنون به آن رقبای انحصاری می نامیم] به سادگی یکدیگر را خنثی می کنند و موقعیت صنعتی را دقیقاً همانطور که در صورتی نبوده است ، ترک می کنند. زیرا ، به وضوح ، اگر هر یک از دو رقیب تلاش های مساوی را برای جذب نفع مردم به دور از دیگری انجام دهند ، نتیجه کل همان است که اگر اصلاً هیچ تلاشی انجام نداده بود.
خلاصه
رقابت انحصاری به بازاری اشاره دارد که بسیاری از بنگاهها محصولات متمایز را می فروشند. محصولات متمایز می توانند از ویژگی های خوب یا خدمات ، مکانی که محصول از آن فروخته می شود ، جنبه های نامشهود محصول و ادراک محصول ایجاد شود.
اگر بنگاه های یک صنعت رقابتی انحصاری سود اقتصادی کسب کنند ، این صنعت تا زمانی که سود در دراز مدت به صفر برسد ، ورود را جذب می کند. اگر بنگاه های یک صنعت رقابتی انحصاری در حال متحمل ضررهای اقتصادی باشند ، صنعت شاهد خروج شرکت ها تا زمانی که سود اقتصادی در دراز مدت به صفر برسد.
یک شرکت رقابتی انحصاری کارآمد نیست زیرا حداقل منحنی هزینه متوسط خود را تولید نمی کند یا در جایی که p = mc. بنابراین ، یک شرکت رقابتی از نظر انحصاری تمایل به تولید مقدار کمتری با هزینه بالاتر دارد و قیمت بالاتری را نسبت به یک شرکت کاملاً رقابتی شارژ می کند.
صنایع رقابتی انحصاری از نظر تنوع بیشتر و مشوق هایی برای بهبود محصولات و خدمات ، مزایایی را برای مصرف کنندگان ارائه می دهند. بحث در مورد اینکه آیا یک اقتصاد بازار گرا تنوع زیادی ایجاد می کند ، اختلاف نظر وجود دارد.
در جدول زیر سه نوع ساختار بازار مورد بررسی قرار گرفته است. چهارم ، الیگوپولی ، در محدوده این دوره نیست.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 30
تاريخ : سه
شنبه
17 مرداد
1402 ساعت: 13:10