در عصری که به دانش و بازارهای جهانی دامن زده می شود ، ممکن است انتظار داشته باشد که دانش با جدیت و غالباً خریداری و فروخته شود - و این که بازارهای دانش بازارهای کالاهای ملموس مانند گندم و گوشت خوک را می گیرند. چرا بازارهای منفجر نشده به همراه اینترنت و وب منفجر نشده اند؟
بازار
این وب تجارت الکترونیکی جهانی به ما داد ، بازارهای صنعتگران کوچک را باز کرد و به صدها میلیون نفر اجازه داد تقریباً هر چیزی را از خانه خود خریداری کنند. موتورهای جستجوی جهانی مانند Google به هر خریدار بالقوه کمک می کند تا فروشنده بالقوه را پیدا کند. جمع کننده های بازار مانند eBay و Amazon با منافع نادر و تخصصی مطابقت دارند. PayPal ، کارت های اعتباری و انتقال صندوق های الکترونیکی بدون زحمت پول را حرکت می دهند ، خواه کالاها فیزیکی باشند یا مجازی. زیرساخت ها به طور پیش فرض جهانی است. مرزها به طور معمول عبور می کنند.
اما دانش جدید پیچیده تر است. بازارهایی برای دانش وجود دارد ، چنین فناوری توسعه یافته دانشگاه (شبکه ایبریج) ، ثبت اختراعات (اقیانوس تومو) و حتی بازارهای حل مشکلات سخت (بی گناه). اما بازارهای دانش جدید "نازک" و ضعیف است. دانش جدید با تعریف منحصر به فرد است. انتقال از راه دور از طریق معاملات استاندارد دشوار یا غیرممکن است.
معاملات نیاز به توجه دارند. و بله ، وب معاملات را از راه دور فعال کرده است ، اما انتقال ساده را نیز بسیار فعال کرده است. بسیاری از ما که به اینترنت اولیه توجه کرده ایم فکر می کردیم که یک smorgasbord از محتوای اندازه گیری شده ارائه می دهد. این الگوی انتشار الکترونیکی همانطور که ما آن را می دانستیم-یعنی اطلاعات قانونی و پزشکی با ارزش بالا. اما ما اشتباه کردیم. اینترنت و وب نقل و انتقالات رایگان را چنان قدرتمند و کارآمد (در مورد هرزنامه) بسیار قدرتمند و قدرتمند کردند که باعث شد معاملات از نظر فکری و روانی خواستار به نظر برسند. رایگان ما را قادر به گشت و گذار با زحمت کرد. تصور کنید ، اطلاعات خیلی ارزان برای متر!(همانطور که یک بار در مورد انرژی اتمی گفته شد.)
هزینه ذخیره ، توزیع و پردازش اطلاعات کاهش یافته است. معلوم شد که با تبخیر هزینه ها ، روش های زیادی برای پشتیبانی از اطلاعات غیر از پرداخت نوشیدنی وجود دارد. بخش اعظم مطالب موجود در وب و داوطلبانه بود. با منفجر شدن وب ، معلوم شد که اطلاعات از نظر کمبود نبوده است. توجه منبع کمیاب بود. تبلیغات در محیط تحقیقاتی غیر تجاری که در آن اینترنت بوجود آمده بود ، مفقود شد ، اما در ایالات متحده ، تبلیغاتی بود که باعث می شد تلویزیون "رایگان" شود. تبلیغات در حال حاضر بیشتر هزینه روزنامه ها و مجلات را در بازارهای بزرگ ایالات متحده پوشش می داد. شاید حتی اگر تولید و توزیع فیزیکی از بین برود ، به خصوص با فرصتی برای دستیابی به خوانندگان جدید ، حتی می تواند تمام هزینه ها را تأمین کند.
کارآفرینان فعال برای ایجاد سهم بازار. آزاد مردم را در در و درگیر کرد. هزینه های کم رایگان فرصتی عظیم برای "اولین حرکت دهنده ها" در فضای مجازی ایجاد کرد. جلوه های قدرتمند شبکه نشان می دهد که هر سرویس یا دسته بندی محصولات فقط یک برنده تولید می کند و برنده بازار را به خود جلب می کند.
اطلاعات و محتوای رایگان می تواند روابط ایجاد کند و تقریباً به فروش هر چیزی که صرفاً کالایی نبود ، کمک کند. نسخه های رایگان نسخه های حق بیمه (نرم افزار) را فروخته می شود. جامعه رایگان محصولات ملموس فروخته شده (جامعه داوران کتاب آمازون). مشارکتهای داوطلبانه باعث افزایش اعتبار می شود (برنامه نویسان که به پروژه های منبع باز کمک می کنند).
گلوت اطلاعات بدون معامله باعث افزایش توجه توجه شد. تبلیغ کنندگان نه تنها چشم های چشمی بلکه توجه نشان داده شده توسط عمل ("کلیک از طریق") را خریداری کردند. وب سایت ها در تطبیق بینندگان و تبلیغ کنندگان بسیار پیشرفته بودند. ترکیب Google از جستجوهای الگوریتمی با لیست های پرداخت شده در ازدواج با اطلاعات رایگان و تبلیغات پرداخت شده ساده و به طرز حیرت انگیزی مؤثر بود ، ضمن اینکه این دو را مجزا نگه داشت. از همه مهمتر ، این تبلیغات با پیوند دادن آن به کلمات خاص به جای جمعیت شناسی خام ، کارآمدتر شد.
دانش
به طور متناقض ، ما در مورد دانش خیلی کم می دانیم. یا شاید چیزهای زیادی برای دانستن وجود داشته باشد. دانش وابسته به متن است و اشکال مختلفی به خود می گیرد ، چه در چیزها و چه در افراد. دانش بسته بندی شده به عنوان "محتوا" ، مانند روزنامه ها و دائر ycl المعارف ، مانند اطلاعات رفتار می کند. در یک دنیای دیجیتال ، می توان آن را به راحتی در سراسر جهان ، با اجازه یا بدون اجازه مالک ، تولید و پخش کرد. اما دانش واقعاً ارزشمند بی نظیر ، پیچیده و "چسبناک" است. این شرکت غالباً در تیم های چند رشته ای با روابط نزدیک کار ساکن است و شامل دانش در فرآیند و دانش در مورد آنچه کار نمی کند. این اندازه گیری را دشوار می کند و برای بسیاری ، اگر نتوانید آن را اندازه گیری کنید ، حساب نمی شود!
اشکال خاصی از دانش در تولید تعداد نسبت به سایرین بهتر است: به عنوان مثال ، کتابهای درسی ، دائر ycl المعارف ، اشتراک ژورنال ، نرم افزار رایانه ای ، حق ثبت اختراع ، هزینه های صدور مجوز ، ثبت نام ، بودجه دولت ، هزینه های تحقیق و توسعه ، خدمات حرفه ای و موقعیت های حقوق و دستمزد. دانش در محصولات بازار انبوه با تعداد بسیار زیادی مانند فیلم و اتومبیل تعبیه شده است ، اگرچه فقط در آنجا غیرقابل تفکیک و تغییر ناپذیر است. به خاطر رشد اقتصادی ، ما بیشتر از تعداد می خواهیم. ما دانش مفیدی ، دانش ارزشمند ، دانش می خواهیم که منجر به نوآوری شود (یا از فاجعه جلوگیری می کند).
ما می خواهیم دانش هایی که به شرکت تولیدی کمک می کند ، دانش بیشتری ایجاد کند ، و این منجر به نوآوری یا حداقل دانش بیشتر می شود ، مانند نرم افزاری که افراد را قادر می سازد تا به روش های جدید کارهای جدید انجام دهند. هرچه دانش بیشتر به تولید خود ادامه دهد ، بیشتر به نظر می رسد مانند یک دارایی و با ارزش تر است. یکی از لحظات عالی اقتصاد سنجی ، تصمیم وزارت بازرگانی ایالات متحده برای درمان نرم افزار به عنوان دارایی بود نه به عنوان هزینه ای در محاسبه حساب های ملی.
ما همچنین افرادی را می خواهیم که دانش جدیدی ایجاد کنند یا نوآوری کنند. ما اغلب می شنویم: "کارمندان ما با ارزش ترین دارایی های ما هستند" ، اما مردم به معنای معمول دارایی نیستند. برده داری و بندگی محروم مدتهاست که از بین رفته است. کارمندان می توانند فردا از درب بیرون بروند-اگرچه ممکن است در صورت امضای یک بند غیر صلاحیت ، آنها را از رفتن به کار برای یک رقیب متوقف کنید.
کالیفرنیا بندهای غیر مقابل را اجرا نمی کند ، و این بخشی برای موفقیت دره سیلیکون است. ممکن است شخصی را در پروژه رقیب از دست دهید اما ممکن است برای پروژه بعدی خود به شخص مناسب دسترسی پیدا کنید. نوآوری به جریان دانش از منابع و مسیرهای مختلف بستگی دارد و کارگران دانش هوشمند ممکن است همه کاره تر و ارزشمندتر باشند ، در صورت رایگان بودن آنها می توانند بهترین تناسب را پیدا کنند.
همکاری
معاملات می توانند به همان اندازه ساده باشند که در کف یک مبادله کالا هستند-فروش مستقیم یک مورد مشهور: فقط قیمت تغییر می کند. هنگامی که ناشناخته ها وجود دارد ، ممکن است برخی مذاکرات مورد نیاز باشد ، اما معامله ممکن است یک معامله تک شات باشد. اگر هر دو طرف خوشحال باشند ، ممکن است دوباره معامله کنند و دوباره به یک رابطه تبدیل شوند که طرفین به طور فزاینده ای به یکدیگر اعتماد کنند. این هزینه های معامله را کاهش می دهد و امکان افزایش مقیاس یا عمق تعامل را فراهم می آورد. اگر به نظر می رسد یک رابطه طولانی مدت است ، طرفین ممکن است ایده ها و اطلاعات را در کنار معاملات تبادل کنند.
دقیقاً همانطور که معاملات و نقل و انتقالات را امکان پذیر می کند ، اینترنت همکاری را تسهیل می کند. نه تنها روابط مبتنی بر معامله ، بلکه فعالیتهای مشترک در حال انجام از جمله تحقیق و توسعه با قرارداد. اما بیشترین تأثیر اینترنت بر همکاری های بسیاری از افراد بوده است ، که در آن احزاب متنوع با هم به سمت اهداف مشترک همکاری می کنند.
امروز ما این امر را تصدیق می کنیم که می توانیم یک بحث گروهی در حال انجام از طریق ایمیل داشته باشیم. در دنیای آنالوگ ، بحث های گروهی فقط در صورتی عملی بود که همه در یک اتاق باشند - یا گاهی اوقات ، در همان تماس تلفنی. اما جلسات حضوری و تماس های کنفرانس باید برنامه ریزی ، سازماندهی و رهبری شود. ایمیل گزینه های غیررسمی ، خودجوش و تصفیه کننده ای را برای جلسات ، تماس های تلفنی و یادداشت های زنجیره ای ارائه می دهد. ویکی ها ارتباطات ساختاری و تجمع دانش را به عنوان یک پروژه گروهی امکان پذیر می کنند. اشکال دیگر فرآیندهای پشتیبانی از گروه نرم افزار مورد نیاز برای توسعه نرم افزار و سایر پروژه ها.
این تأثیرات فناوری اطلاعات به خوبی با آنچه اقتصاددانان نهادی به عنوان دلیل منطقی برای شرکت می دانند - یک وسیله نقلیه سازماندهی برخی از فعالیت های خاص تر از بازار است. از آنجا که این شرکت تحت مالکیت مشترک است ، دانش را می توان بدون ترس از سوءاستفاده و بدون بار ورود به معاملات رسمی ، آزادانه در دیوارهای خود رد و بدل کرد. در تئوری ، حداقل
در دهه 1980 ، اینترنت عمومی وجود نداشت. شبکه ها خصوصی بودند و ایمیل برای شرکت داخلی بود. این قول داد که سلسله مراتب را صاف کند ، به اشتراک گذاری اطلاعات را تسریع کند و دانش کلیه کارمندان را در سراسر شرکت در دسترس قرار دهد. مدیریت دانش به عنوان ابزاری برای بهینه سازی اشتراک و استفاده از دانش در شرکت مورد استفاده قرار گرفت. با الهام از آنچه می تواند انجام دهد ، مدیریت دانش لزوم غلبه بر عادت و درگیر کردن افراد در اشتراک مؤثر را تشخیص داد.
تغییرات دیگر در حال انجام است ، که ناشی از تجارت جهانی ، افزایش رقابت ، منطق تخصص و تمرکز استراتژیک است. شرکت ها خود را از واحدهایی که می دیدند کمتر رقابتی یا کمتر یکپارچه یا مکمل صلاحیت اصلی هستند ، واگذار کردند. مشهورترین نمونه IBM است که تجارت PC را که مدت ها به عنوان یک استاندارد صنعت سلطنت کرده بود ، فروخت ، زیرا به طور فزاینده ای بر تهیه یک برد تمام خدمات مرتبط با فناوری اطلاعات متمرکز شده است.
نوآوری باز
برون سپاری در ابتدا توسط مزایای هزینه در انتقال تولید به کشورهای کم هزینه مانند چین هدایت می شد. اما شرکت های بزرگ شروع به تجدید نظر در مورد ارزش آزمایشگاه های R& D با هزینه بالا کردند. این سندرم بدون اختراع HERE به عنوان محصولات و فناوری با کیفیت بالا از منابع جدید در سراسر جهان ظاهر شد. مدیران محصول می دیدند که آنها اغلب می توانند در خارج از کشور با استفاده از فناوری کارآمدتر از آنچه که می توانستند آن را در خانه توسعه دهند - و بدون اینکه به هر کاری که این شرکت تولید می کرد ، بپردازند ، در خارج از کشور به دست بیاورند یا به دست آورند. البته این معقول نبود که در یک شریک خارجی تنها قفل شود. مدیریت تحقیق و توسعه بیشتر به هنر تبدیل شد. این امر نیاز به درک تحولات در سراسر جهان به همراه دستیابی استراتژیک ، ایجاد روابط با سایر بنگاه ها و دانشگاه ها و یادگیری همکاری داشت.
"نوآوری باز" به معنای جستجوی گزینه های بیرونی برای نوآوری است - به ویژه ، تحقیق ، مؤلفه ها و سایر مواد تشکیل دهنده ای که این شرکت برای توسعه محصولات و خدمات نوآورانه نیاز دارد. این لزوماً به معنای "باز" به معنای غیر اختصاصی ، آزاد یا شفاف نیست. اما این به معنای درک چگونگی عملکرد اکوسیستم نوآوری جهانی است ، نه فقط تمایل به دستیابی به تکنولوژی از دیگران.
از آنجا که محصولات و خدمات پیچیده تر شده اند و زنجیره های عرضه گسترده تر و عمیق تر شده اند ، در برخی از بخش ها بیش از سایر بخش ها ماهیت نوآوری تغییر کرده است. در صنایع سیستم ها ، مانند فناوری اطلاعات و ارتباطات ، نوآوری کمتر در مورد اختراعات منزوی و بیشتر در مورد نحوه جمع شدن چیزها - یکپارچه سازی ، تعامل و طراحی است. در این زمینه ، ارزش ناشی از به اشتراک گذاری دانش است ، نه فقط گرفتن آن و حذف دیگران از استفاده از آن.
محصولات و خدمات جدید از رنگ آبی بیرون نمی آیند ، آنها بر اساس توابع و ویژگی هایی که کاربران می شناسند - و مطابق با استانداردهایی که همه افراد در صنعت از آن استفاده می کنند ، بنا می شوند. سرمایه گذاری بر روی سایر سرمایه گذاری ها ، گذشته ، حال و آینده ایجاد می شود ، زیرا مؤلفه ها ، سیستم ها و عادات برای همکاری با یکدیگر طراحی شده اند. مشخصات متداول در نقاط بحرانی باعث می شود که تولید کنندگان در تأمین کنندگان خاص و کاربران از قفل شدن در تولید کنندگان قفل شوند. کاربران می خواهند اطلاعات آنها در مرزهای محصول به عقب و جلو جریان یابد. بزرگترین سرمایه گذاری آنها خود اطلاعات است و آنها تا آنجا که ممکن است آزادی را برای مدیریت آن به عنوان مناسب می خواهند.
زیر ساخت
اینترنت الگوی رانندگی برای قابلیت همکاری است. این نشان داد که چگونه می توان یک سکوی غیر اختصاصی و غیر اختصاصی را به سرعت برداشت و توسط هر کسی برای اهداف مختلف استفاده کرد. هرکسی می تواند خدمات اینترنتی را ارائه دهد ، و هر کسی می تواند عملکرد جدیدی را در بالای اینترنت مستقل از ارائه دهنده خدمات ایجاد کند. بدون محدودیت ، چه به صورت عمودی یا افقی ، اثرات شبکه وحشی شد. اتصالات بیشتر ، کاربردهای بیشتر و تقاضای بیشتر همه به یکدیگر تغذیه می شوند. بر خلاف شبکه های اختصاصی دهه 1980 ، اینترنت یک سیستم آدرس دهی عمومی عمومی را ارائه می داد که دو ردیف دقیقاً به یکدیگر نقشه برداری می کردند: شماره هایی برای مسیریابی و نام برای شناسایی.
هنگامی که در اینترنت هستید ، می توانید از آن برای ایمیل ، ورود به سیستم از راه دور ، انتقال فایل یا هر سرویس دیگری که ممکن است در کنار آن باشد ، از آن استفاده کنید. شما نیازی به عضویت در هر یک به صورت جداگانه ندارید و حتی می توانید خدمات جدیدی را نیز به تنهایی پیاده سازی کنید ، مشروط بر اینکه بتوانید دیگران را برای تعامل با آنها پیدا کنید. به جای "خدمات" به معنای ارائه یک طرفه از ارائه دهنده به مشتری ، "خدمات" در اینترنت یک پروتکل متداول است که توسط هر کسی ، همسالان و همچنین ارائه دهندگان قابل اجرا بود. و دامنه این سرویس توسط مجریان تعریف شده است: توزیع یک ایمیل به پنج نفر شبکه خاص خود را ایجاد کردند.
در عین حال ، شبکه های داده به طور اساسی اقتصاد ارتباطات و به اشتراک گذاری اطلاعات را تغییر داده اند: این متن دیجیتال را در زیرساخت های فیزیکی که برای صدا ساخته شده و توسط اقتصاد گران قیمت صدا ساخته شده است ، ارائه می دهد. متن آنقدر کارآمد رمزگذاری شده است که اضافه کردن آن تقریباً بی هزینه است. برای متر خیلی ارزان است.
و متن فقط محتوا نیست. می توان آن را جستجو کرد ، نقشه برداری کرد و در مقابل متن دیگر هماهنگ کرد و مکان خاص خود را مشخص کرد. این می تواند اطلاعاتی در مورد خودش ارائه دهد. با استفاده از نام دامنه ، می تواند شبکه ایجاد کند.
در سال 1993 معرفی شد ، وب جهانی وب خدمتی چنان قدرتمند بود که بستر دیگری را در بالای اینترنت ایجاد کرد. وب دو پروتکل را ترکیب کرد: HTTP ، پروتکل پیوند و انتقال اطلاعات از طریق اینترنت. و HTML ، پروتکل برای نمایش اطلاعات. این سطح بالاتری از زیرساخت ها صرفاً بر اساس اطلاعات بود - ساختاری که هر کسی می تواند در صورتی که می دانست چگونه پیوندها را در متن و صفحات مرتبط با آن پیوند دهد ، جمع کند.
لینک ها ، چه داخلی و چه خارجی ، زمینه ای را ارائه می دهند - یک گام ساده اما مهم از محتوای صرف به سمت دانش. اکنون اسناد می توانند رابطه خود را با یکدیگر تعریف کنند و به طور فعال از مرزهای خود فراتر بروند. پیش از این ، پاورقی ها و منابع کتابشناختی به خواننده نیاز داشتند که عمل کند و ساخت زمینه را کند کرده است.
در سال 1911 ، آلفرد شمالی وایتهد نوشت:
این یک حقیقت عمیقاً نادرست است که توسط همه کتابهای کپی و افراد برجسته هنگام سخنرانی تکرار می شود ، که باید عادت به فکر کردن به آنچه انجام می دهیم پرورش دهیم. نقطه مقابل دقیق مورد است. تمدن با گسترش تعداد عملیات مهم که می توانیم بدون فکر کردن در مورد آنها انجام دهیم ، پیشرفت می کند.
البته ، ما می خواهیم فکر کنیم. ما فقط نمی خواهیم از خودآگاهی ، عملیات روتین یا معاملات غیر ضروری پریشان شویم. ما نمی خواهیم مکث کنیم تا معامله را ارزیابی کنیم ، به دنبال تأیید بودجه ، مذاکره در مورد شرایط یا مشورت با وکلا باشیم. ما می خواهیم تفکر چابک و بدون وقفه.
فناوری اطلاعات ابزارها و زیرساخت هایی را به ما داده است تا تحقیق و تحلیل سریعتر و کارآمدتر انجام دهیم. در بسیاری از زمینه ها ، پیش نویس های کار به طور گسترده ای به اشتراک گذاشته می شوند ، غالباً آشکارا. ما با اصطلاحات کلیدی جستجو می کنیم تا تفکر خود را محدود کرده و کالیبره کنیم. جستجو نه تنها ما را قادر می سازد تا اسناد کلیدی را کشف کنیم بلکه روابط بین آنها را نیز ببینیم. ما می توانیم تمام این کارها را با حداقل توجه به فرآیند انجام دهیم زیرا آنچه این فناوری انجام می دهد از دید و خارج از ذهن دفن می شود.
برای محققان دانشگاهی که دانش تولید می کنند با استفاده از دانش از نزدیک گره خورده است ، بنابراین فوری وب بسیار ارزشمند است. اما با جلیقه های فرهنگ چاپی برخورد می کند. از قضا ، وب ممکن است برای دانشمندان مستقر بهتر کار کند ، که می توانند مقالات مربوط به سرورهای دسترسی آزاد را ارسال کنند که در آن کار آنها به سرعت تشخیص داده می شود و خوانده می شود. محققان جوان فاقد شناخت نام هستند و ممکن است ناامید شوند که در مجلات برجسته مستقر منتشر کنند که مواجهه قبلی را در وب منع می کنند. مشهور مشهور تر می شود ، در حالی که مبارزات ناشناخته در سایه زنجیره چاپ قدیمی با روابط نامتقارن ، انحصار اجباری و موانع معامله ای.
از محصول به فرآیند
قدرت زیرساخت دانش نوظهور ارزش بیشتری را برای فرآیند ، مهارت های فکری و ظرفیت می گذارد. اعتبار سنجی همسالان و انتشار رسمی هنوز هم مهم هستند ، اما با سرعت زیاد دانش ، رهبری در بحث و تبادل مشاهده می شود. ما دیگر سر دانش آموزان را با دانش پر نمی کنیم ، به آنها می آموزیم که فکر کنند. مالکیت معنوی هنوز هم مهم است ، اما در محیط های با قدرت از فناوری ، فاکتورهای دیگر صعود هستند: ظرفیت جذب کننده ، تسلط منحنی یادگیری و مزایای حرکت اول.
در اقتصادهای توسعه یافته ، بخش خدمات اکنون حاکم است - و نیروی کار اختصاص داده شده به تولید چیزها کاهش می یابد. رقابت جهانی شدید تولید کالایی را انجام داده است و باعث می شود سودآوری و جذاب تر از خدمات متفاوت باشد که بر روابط بلند مدت و جریان درآمد ایجاد می شود. خدمات را می توان سفارشی و تقویت کرد تا نیازهای مشتری را برآورده کند. خدمات مبتنی بر مهارتهای منحصر به فرد در اقتصادهای پیشرفته ، از جمله شایستگی های مرتبط با مدیریت زنجیره تأمین ، هماهنگی تحقیق و توسعه و استقرار دارایی بین المللی ، بازاریابی و حق رای دادن.
با این حال ، ما بیشتر از آنچه در مورد خدمات می دانیم در مورد تولید ، کشاورزی و معدن می دانیم. حتی داده های اساسی مانند هزینه های تحقیق و توسعه مشکل ساز هستند. خدمات بخشی مشخص از برنامه درسی مدیریت نیستند. شرکت های بزرگ پرونده را برای "علوم خدمات" به عنوان موضوعی از تحقیقات و آموزش و پرورش تحت فشار قرار داده اند ، اما تا به امروز تأثیر کمی دارند.
حتی مشخص نیست که منظور ما از "خدمات" چیست. این اصطلاح باعث عدم تقارن اساسی می شود که فروشندگان را از خریداران ، ارائه دهندگان مشتریان متمایز می کند. این نشان می دهد تحویل یک طرفه به جای یک رابطه دو طرفه. با این حال ، در یک اکوسیستم که مکمل های زیادی وجود دارد ، همیشه مشخص نیست که کدام راه بالا یا پایین است. از آنجا که ارزش را می توان از جهات مختلف اضافه کرد ، صحبت از خوشه های ارزش نسبت به زنجیره های ارزش بیشتر است. این اشیاء موجود در خوشه نیستند ، بلکه نشاط خوشه و توانایی آن در تولید ارزش جدید است.
اما اینکه چگونه اکوسیستم ها باعث تولید ارزش جدید می شوند ، برای افراد خارجی بصری نیست. سیاستگذاران مدل خط لوله را تا حدودی درک می کنند ، زیرا به نظر می رسد خط مونتاژ برای یک اتومبیل است. تحقیقات در یک انتها انجام می شود. دانشگاه ها تحقیق را به حق ثبت اختراع تبدیل می کنند ، حق ثبت اختراعات به شرکت هایی که آنها را به محصولات تبدیل می کنند ، مجوز می گیرند و محصولات در انتهای دیگر به بازار عرضه می شوند. ثبت اختراعات انحصاری کنترل شده را فراهم می کند ، که لوله را دست نخورده نگه می دارد و سرمایه گذاری مورد نیاز برای ادامه روند را توجیه می کند. این فرایند به سادگی قابل قبول است ، زیرا همیشه یکسان به نظر می رسد.
حق ثبت اختراع
دیدن حق ثبت اختراع به عنوان ارز اقتصاد دانش وسوسه انگیز است. در مقایسه با سایر اشکال دانش ، حق ثبت اختراعات مانند قطعاتی از دارایی با مرزهای مشخص به نظر می رسد که می توانند در بازار کنترل و معامله شوند. در اصل ، حق ثبت اختراعات در ازای حق مالک حق ثبت اختراع ، افشای عمومی را ارتقا می بخشد تا دیگران را از استفاده از این فناوری محروم کند. بنابراین به نظر می رسد که آنها پارادوکس اساسی دانش ترانزیت را حل می کنند. شما نمی دانید ارزش دانش تا زمانی که آن را داشته باشید چقدر است ، اما پس از داشتن آن ، نیازی به پرداخت هزینه آن نیست.
سیستم ثبت اختراع برای دنیای ساده تری از ماشین ها و مواد طراحی شده است که کارهای بسیار خاصی را انجام داده و برای انجام آن کارها بدون اصلاح استفاده شده است. با این حال ، فناوری اطلاعات با دامنه فوق العاده و مقیاس دانش عملکردی برای انواع نامتناهی از اهداف که می تواند در یک فضای بسیار کوچک ، مانند تراشه یا برنامه رایانه ای که در حافظه بارگذاری شده است ، تعبیه شده است. از آنجا که هزینه انتقال و ذخیره سازی کاهش یافته است ، می توان یک برنامه نرم افزاری 10 مگابایت کامل را در یک هارد در "املاک و مستغلات" به ارزش کمتر از یک دهم یک درصد ذخیره کرد. با این حال ، یک برنامه واحد هزاران "نقطه عملکرد" ، اندازه گیری پیچیدگی کد (حدود 100000 در ویندوز XP) خواهد داشت. این برنامه بسیاری از کارکردهای ثبت اختراع با هم تداخل دار را در سطوح بالاتر انتزاع نیز خواهد داشت ، تا هدف اصلی برنامه. بیشتر این قابلیت ها در حوزه عمومی است ، یا به این دلیل که هرگز ثبت اختراع نشده است یا حق ثبت اختراع منقضی شده است. با این حال ، بر خلاف قانون حق چاپ ، قانون ثبت اختراعات اجازه ایجاد مستقل را به عنوان دفاع نمی کند. بنابراین مبتکران متهم به آگاهی از همه حق ثبت اختراعات هستند. در اصل ، آنها موظفند نگاه كنند - برای انجام جستجوهای ترخیص کالا از گمرک برای تعیین اینکه آیا محصول یا خدماتی که آنها در حال توسعه هستند ، حق ثبت اختراع شخص دیگری را نقض می کند.
آنها از کجا شروع می کنند؟"هک هوشمندانه" یک نفر ممکن است ثبت اختراع شخص دیگری باشد. زبانی که برای توصیف نرم افزار استفاده می شود انتزاعی ، مبهم و با گذشت زمان تغییر می کند. عملکردهای موجود در نرم افزار شما باید با آنچه اغلب ده ها ادعای در ثبت اختراع وجود دارد ، برای ارزیابی احتمال نقض مطابقت داشته باشد. اگر به نظر می رسد ممکن است نقض وجود داشته باشد ، می توانید نرم افزار خود را برای "اختراع" در مورد ادعاها طراحی کنید - یا می توانید در مورد اینکه آیا ادعاهای مختلف در این حق ثبت اختراع معتبر است ، تحقیق کنید. از آنجا که معمولاً فرض بر این است که نیمی از حق ثبت اختراع نرم افزاری نامعتبر است ، ممکن است ارزش ارزیابی اعتبار یک حق ثبت اختراع را داشته باشد. با این حال ، یک نظر قانونی در مورد نقض به طور متوسط بیش از 13000 دلار در ایالات متحده هزینه دارد. در صورت امکان تخلف ، نظر در مورد اعتبار ثبت اختراع 15،000 دلار اضافی هزینه دارد. این ارقام متوسط در هر ثبت اختراع است و از آنجا که هر عملکرد ممکن است نامزد نقض باشد ، این ارقام می توانند خیلی سریع برای محصولات پیچیده چند برابر شوند ، به خصوص اگر استاندارد مرحله مبتکر کم باشد. در حقیقت ، جستجوی حق ثبت اختراع بسیار ارزان تر از انجام ترخیص کالا از این محصول بسیار ارزان تر است ، زیرا اعمال حتی نیازی به جستجو ندارد. این هزینه های معامله بالا در داروهای دارویی که در هر محصول یک حق ثبت اختراع اصلی وجود دارد ، بیشتر می شود - اما نه برای پیچیدگی آن.
به طور متناقض ، ما از فناوری دیجیتال به عنوان بی نهایت دقیق در نحوه برخورد با اطلاعات و محتوای دیجیتال فکر می کنیم. اما حق ثبت اختراع در مورد فناوری دیجیتال ، به ویژه نرم افزار ، همانطور که دانشمندان آن را توصیف می کنند ، صرفاً "احتمالی" هستند. شرکت های بزرگ با ایجاد اوراق بهادار بزرگ دفاعی و مجوزهای متقاطع این اوراق بهادار به یکدیگر ، به پیچیدگی فناوری و گسترش و عدم اطمینان ثبت اختراعات پرداخته اند. این حداقل با توجه به رقبای اصلی خود ، "آزادی عمل" را به آنها می دهد. با این حال ، شرکت های کوچک که ثبت اختراعات کمی را به جدول می آورند ، در معرض ضرر قرار دارند و باید هزینه دسترسی به اوراق بهادار را بپردازند. آنها ممکن است بهتر از خارج شدن از بازار محصول و استفاده از حق ثبت اختراع خود در برابر شرکت های تولید کننده بازار استفاده کنند.
همانطور که اشاره شد ، حق ثبت اختراعات فردی ممکن است به ارتقاء معاملات در فناوری (مانند تحقیق و توسعه قرارداد) کمک کند زیرا آنها اجازه می دهند دانش را در حین حفظ کنترل تحت ثبت اختراع انجام دهد. یک معامله با محوریت ثبت اختراع همچنین ممکن است به تخصیص ریسک و مسئولیت ثبت اختراعات ناشناخته که ممکن است متعلق به دیگران باشد ، کمک کند.
اما هرچه معاملات پیچیده می شوند و بیشتر شبیه همکاری با قدرت وب هستند ، حق ثبت اختراع سؤالات بسیاری را در مورد اینکه چه کسی کنترل می کند ، اکنون و پایین جاده را کنترل می کند ، مطرح می کند. یک پروژه تحقیقاتی مشترک ساده مستلزم توافق در مورد اینکه چه کسی حق ثبت اختراع را به این پروژه می رساند و چگونه دیگران در این پروژه می توانند از این حقوق استفاده کنند. همچنین نیاز به توافق در مورد چگونگی توسعه فناوری در این پروژه متعلق به ، مدیریت و مجوز دارد-نه فقط برای همکاران اصلی بلکه برای همکاران آینده ، اسپین آف و افراد خارجی. هرچه عدم اطمینان بیشتر در پروژه (و پروژه های نوآورانه به سمت عدم اطمینان تمایل داشته باشند) ، پیش بینی و رسیدگی به شرایط احتمالی دشوارتر خواهد بود. چه اتفاقی می افتد که همکاران می آیند و می روند؟ورود و خروج باید چقدر آسان باشد؟چه موقع این پروژه با ادامه زندگی یا یک شرکت جدید به یک سرمایه گذاری مشترک تبدیل می شود؟به یاد داشته باشید که ساده ترین راه برای مقابله با مشکلات هماهنگی ممکن است در دیوارهای یک شرکت واحد باشد. در عین حال ، زیرساخت های اطلاعاتی همکاری های بسیاری را امکان پذیر می کنند که قبلاً فقط در شرکت با تکیه بر تعامل چهره به چهره انجام می شود.
بسیاری از این مشکلات در تدوین استانداردهای فناوری اطلاعات بوجود می آیند ، یک شرکت مشترک برای پیشبرد نوآوری. در زمان های اولیه ، شرکت کنندگان به مراتب کمتر و همگن تر بودند. منافع و تولید کنندگان ثبت اختراع به خوبی تراز شده بودند و همه یکدیگر را می شناختند. امروزه تنوع بی نظیری از علایق ، بزرگ و کوچک ، بالادست و پایین دست ، در پروژه های استانداردهای بحرانی همگرا می شوند. برای پنهان کردن حق ثبت اختراع و ادعای آنها فقط پس از نهایی شدن ، اتخاذ و اجرای گسترده ، مزیت وجود دارد.
در جایی که انتظار می رود تعداد زیادی از مجریان ، که به طور معمول در مورد استانداردهای نرم افزاری مورد نظر قرار می گیرد ، فشار زیادی وجود دارد که نیاز به حق ثبت اختراع بدون حق امتیاز داشته باشد ، بنابراین استاندارد به سرعت ، گسترده و بدون آنکه مزیت قانونی را به کسی بدهد ، اتخاذ می شود. با این حال ، این مسئله مشکل دارندگان ثبت اختراع را در خارج از این روند حل نمی کند ، که با هیچ کاری موافقت نکرده اند و ممکن است با کمین کردن بسیاری از کاربران یک استاندارد رایگان و به طور گسترده اجرا کنند.
نرده ها در فضای مجازی
در دنیای واقعی ، مرزها دو طرفه هستند. آنها یک حوزه قضایی را از دیگری یا مالکیت یک بسته زمین از دیگری جدا می کنند. رابط استاندارد در فناوری دیجیتال یک مرز مشترک مشابه است. مانند حصار در فضای واقعی ، یک مؤلفه را از دیگری جدا می کند. اما یک رابط فقط یک خط روشن در ماسه نیست. این "مرز هوشمند" است که اطلاعات را قادر می سازد تا در آن حرکت کنند.
حق ثبت اختراع شبیه حصار است. اما این یک حصار مشترک بین دو صاحب زمین نیست که با توافق مشترک در یک مرز مشترک ایجاد شده است. در عوض ، این یک حصار است که توسط یک طرف با کلمات ساخته شده است و سعی می کند تا حد ممکن ادعا کند - در برابر جهان ، به جای هر همسایه مشخص شده.
برخلاف آنچه بسیاری تصور می کنند ، حق ثبت اختراع حق بهره برداری از فناوری نیست. آنها فقط حق دارند دیگران را از این کار باز دارند - یک حق منفی. ثبت اختراعات به جای دانش پشت حصار ، نرده ها هستند. حداقل آنها نرده های آرزو هستند. دقیقاً در جایی که نرده ها به معنای ادعاها بستگی دارد ، و قضات محاکمه فکر می کنند منظور آنها در تجدید نظر 30 تا 40 ٪ از زمان واژگون شده است.
با این وجود ، به نظر می رسد که نرده ها در داروهای دارویی به خوبی کار می کنند ، جایی که انحصار آن یک هنجار است ، محققان حق ثبت اختراع را می خوانند ، مرزها به عنوان مولکولها نیز تعریف می شوند ، و هزینه های بالای تحقیق و توسعه و آزمایش بالینی بیش از توجیه هزینه های بالای برخورد با حق ثبت اختراعبشر
اما مسابقات پرتفوی دفاعی در آن اساساً راهی برای نادیده گرفتن نرده ها در بین رقبا است در حالی که موقعیت بازار را تحت فشار قرار می دهد (به طور ایده آل با ایجاد "ضخامت" ثبت اختراع) به منظور دلسرد کردن ورودی های جدید. تقاضای زیاد دفاتر ثبت اختراع را به سمت یک مدل خدمات مشتری سوق می دهد ، که باعث می شود حق ثبت اختراعات برای استارتاپ ها و همچنین صاحبان نمونه کارها آسان شود. با این حال ، شرکت ها به ویژه استارتاپ ها شکست می خورند ، و حق ثبت اختراعات آنها توسط انواع جمع آوری حق ثبت اختراع ، دلالان و "ترول ها" به دست می آید.
آنچه در این بازارهای ثبت اختراع ارزش دارد ، فرصتی برای داوری مبتنی بر "نقض" است. برندگان کسانی هستند که نرده های آنها سهواً در محصول ارزشمند شخصی تعبیه شده است ، و تحقیقات نشان می دهد که کمتر از 3 ٪ از دادخواستهای ثبت اختراع نرم افزار در ایالات متحده ادعا می کنند. به عبارت دیگر ، به نظر می رسد بیش از 97 ٪ از نقض ناخواسته است.
چگونه می تواند این اتفاق بیفتد؟همانطور که دانشمند برجسته ثبت اختراع مارک لملی توضیح می دهد:
… هم محققان و هم شرکت های صنایع مؤلفه به سادگی حق ثبت اختراع را نادیده می گیرند. تقریباً همه این کار را می کنند. آنها این کار را در تمام مراحل تلاش انجام می دهند. از منظر یک فرد خارجی به سیستم ثبت اختراع ، این یک واقعیت قابل توجه است. و با این حال ممکن است این چیزی باشد که مانع از خرد کردن سیستم ثبت اختراع در صنایع مؤلفه مانند آن می شود.
همانطور که ابزارهای تگزاس (TI) قبل از کمیسیون تجارت فدرال شهادت دادند:
TI چیزی شبیه به 8000 حق ثبت اختراع در ایالات متحده دارد که حق ثبت اختراع فعال دارند ، و برای ما این که بدانیم چه چیزی در آن نمونه کارها وجود دارد ، فکر می کنیم ، فقط یک تمرین با ذهنیت و زحمت کشیدن است که سعی می کند با هر درجه ای از دقت آن را بفهمداصلاً
و اگر یک شرکت با منابع خوب مانند TI نمی داند چه چیزی در نمونه کارها خود وجود دارد ، چگونه SME ها می توانند صدها هزار حق ثبت اختراع را که در بازار با آنها روبرو هستند ، حس کنند؟
همانطور که می گویم: در دنیای مجازی که دانش عملکردی گسترده و ارزان است ، دانش حق ثبت اختراعات تقریباً غیرقابل کنترل شده است.
چگونه به اینجا رسیدیم؟آیا قرار نیست سیستم ثبت اختراع در مورد ترویج افشای عمومی دانش باشد؟چگونه حق ثبت اختراعات به پایان رسید تا بازار محصول و خدمات را تضعیف کند؟
نادانی نهادینه
در جهانی جهانی ، حق ثبت اختراع به صورت سرزمینی باقی مانده است ، ایجاد قانون ملی که فقط به مرز کشور گسترش می یابد. توافق نامه سفر ، که در دهه 1980 به عنوان بخشی از روند سازمان تجارت جهانی مذاکره شد ، نه یک سیستم ثبت اختراع جهانی ایجاد کرد و نه قوانین ملی را هماهنگ نکرد. ایده این بود که حداقل استانداردهایی را تعیین کنیم که همه کشورها بتوانند از آن پیروی کنند.
… حق ثبت اختراع در دسترس است و حقوق ثبت اختراع بدون تبعیض در مورد محل اختراع ، حوزه فناوری و اینکه آیا محصولات وارد می شوند یا محلی تولید می شوند ، لذت بخش است.
لغزش بین دو اصل گسترده پذیرفته شده از تجارت ، ممنوعیت تبعیض در برابر زمینه های فناوری است. از کجا آمده است؟آیا فناوری ها آنقدر انسان شناسی هستند که قربانی تبعیض می شوند؟آیا دانش در مورد تبعیض در بین چیزهای مختلف دانش نیست ، به طوری که با آنها متفاوت رفتار شود؟حق ثبت اختراع به فناوری هایی که متفاوت هستند اهدا می شود ، نه با آنهایی که یکسان هستند.
این بند خطرات توافقنامه های بین المللی را نشان می دهد که به صورت پنهانی نادری مذاکره می شوند. در آنجا قرار داده شد تا اطمینان حاصل شود که همه کشورهای امضاکننده حق ثبت اختراع داروها را به عنوان محصولات مجاز می کنند، اما به جای آشکار ساختن منافع صنعت داروسازی، به عنوان یک اصل عالی عدم تبعیض مجدداً مطرح شد. علیرغم این واقعیت که این ماده عدم تبعیض در هیچ یک از قوانین ملی بی سابقه بود، به یک اصل قانون اساسی عملاً غیرقابل چالش تبدیل شد که به نظر می رسید جهان را در یک دیدگاه ساده لوحانه از فناوری و ناتوانی در توسعه سیاست ثبت اختراع مبتنی بر شواهد محبوس می کند.
محققان به طور متقاعدکننده ای استدلال کرده اند که تبعیض به معنای تمایز نیست. اما حفظ تفاوت های ظریف دشوار است. وقتی وکلا به "تعهدات بین المللی" استناد می کنند، گفتگو پایان می یابد.
نتیجه
ناآگاهی نهادینه شده از TRIPS تنها مشخص ترین نشانه مشکل عمومی است. دامنه دانش از توانایی ما برای درک آن بیشتر شده است. یک دیدگاه منسجم درباره دانش و اینکه در دنیایی با مرزهای ضعیف به کجا می رود، ممکن است بیش از حد درخواست شود. اما حداقل می توانیم برخی از شکاف ها و ناکامی ها را ببینیم.
رشته هایی که ما ممکن است به آنها نگاه کنیم با معرفت شناسی خود محدود می شوند. چیزی که به معنای واقعی، کسب و کار هرکسی است که به کسب و کار هیچ کس ختم می شود. مدیریت دانش را نمی توان فراتر از شرکت گسترش داد، زیرا با کنترل های قانونی روی دانشی مواجه شد که در داخل شرکت عمل نمی کرد. اگر قرار است علم خدمات ارتباط برقرار کند، باید به نحوی علم همکاری را جذب کند. منزوی بودن سیستم ثبت اختراع منجر به نتایج تبعیض آمیز، عدم رضایت برخی و نفع دیگران می شود.
دانش امروزه اشکال جدید و متنوعی دارد که در جوامع مختلف به آن پرداخته می شود. دیگر فقط دانش، دانش، چرایی، دانستن چیست و غیره نیست.
به عنوان مثال، اهمیت روزافزون نرم افزار با جنبه ها و سطوح مختلف انتزاعی آن، نقش حیاتی استانداردها به عنوان وسیله ای برای جابجایی اطلاعات، لایه های زیرساخت اطلاعاتی ساخته شده در اینترنت و وب، نقش گسترده پتنت ها (به ویژهبا توجه به فناوری اطلاعات و موضوع انتزاعی)، و ظهور شبکه ها و محیط های اجتماعی. آیا حتی می توان به چنین اشکال متنوعی به عنوان یک کل عملکردی نگاه کرد؟در عین حال، ما به طور فزاینده ای آگاه هستیم که دانش گاهی اوقات یک مسئولیت است، که می تواند ناقص، گمراه کننده، یا نقض کننده و همچنین اشتباه باشد.
آیا می توانیم حداقل در کلمات به توافق برسیم؟بسیاری از کلمات ضروری هستند که در برابر تعریف مقاومت می کنند و من اعتراف می کنم که از بسیاری از آنها استفاده می کنم: شبکه، باز، نوآوری، خدمات، بازارها و خود دانش. آنها حمل و نقل بیش از حد، جزئیات بیش از حد، زمینه بیش از حد برای گفتمان عمومی ساده دارند. با این حال، این کلمات فضای زیادی را اشغال می کنند و در اینرسی خود امن هستند.
استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : مرجان شیرمحمدی
بازدید : 26
تاريخ : پنجشنبه
9 شهريور
1402 ساعت: 17:57