اینها ویژگی های گویای یک خودشیفته است

ساخت وبلاگ

White-collar worker, Businessperson, Suit, Official, Job,

Narcissist به واژه ای تبدیل شده است که ما دوست داریم آن را پرتاب کنیم - الهام بخش دیوانه واری از مقالات، پست های وبلاگ، آزمون های آنلاین، میم ها و انبوهی از اتهامات. تقریباً همه فکر می کنند یکی را می شناسند. دوست وسواس تصویری که عاشق انعکاس خود است، رئیس متکبر که از ایده های خود غرور می زند، و دوست سابق دو زمانه وجود دارد. اما آیا واقعاً یک خودشیفته را می شناسید یا از آن به عنوان یک عبارت جذاب برای کسی که دوز متوسطی از این تمایلات دارد استفاده کرده اید؟

داستان های مرتبط

یک اختلال شخصیتی که در یک طیف وجود دارد، خودشیفتگی افراطی میزبان هزارتویی از حیله گری است که فراتر از خود جذبی شماست. اگر خیلی نزدیک به خود متمایل شوید، یک خودشیفته تبدیل به یک خون آشام انرژی می شود و یک سیرک از زندگی شما ایجاد می کند - نوعی که باعث می شود برای خوشحال کردن آنها حرکات آکروباتیک انجام دهید.

متداول ترین ویژگی هایی که خودشیفته ها دارند، نادیده انگاری، استحقاق، و بزرگ نمایی است - از جمله سرپیچی آشکار از مرزهای شما، حسادت و رنجش زمانی که دیگران در کانون توجه قرار می گیرند، و انتظارات ظالمانه برای اینکه چگونه نیازهایشان برآورده شود - در حالی که می خواهند کسی آن ها را پنهان کند. البته اعتبار سنجی

بیشتر از اپرا دیلی

preview for Oprah Daily US - Your Best Life Playlist

بنابراین اگر مشکوک هستید که یک خودشیفته در حلقه خود دارید، یا ممکن است در یک رابطه یک طرفه با یکی از آنها باشید - خواه این پویا احساس سمی کند یا نه - ادامه مطلب را بخوانید. ما با کارشناسان صحبت کردیم تا خودشیفتگی واقعاً چیست - جذابیت، گاز گرفتن، اغواگری، آسیب، و حقیقت پیچیده - و همچنین نحوه برخورد با یک فرد خودشیفته.

بنابراین، به کنار تصورات غلط رایج، واقعاً خودشیفته چیست؟

که توسط راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی به عنوان «الگوی فراگیر بزرگ نمایی، نیاز به تحسین و عدم همدلی» تعریف شده است، مشخصه اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) یک دینداری افراطی نسبت به احساس استحقاق و خود اهمیتی فرد است.، و منحصر به فرد بودن

این نیازهای آنهاست که اهمیت دارد. آنها خود جذبی را به ارتفاعات بالا می برند و متقاعد شده اند که آنقدر کمیاب هستند که تعداد کمی قادر به درک آنها هستند. به عبارت دیگر، پاهای آنها به ندرت روی زمین است. این اختلال می تواند به شکل جاه طلبی وحشیانه، همراه با موفقیت یا تغییر جهت دیگر ظاهر شود، که در آن ممکن است ملودراماتیک شوند یا باور کنند که همیشه قربانی هستند.

داستان های مرتبط

وی گفت: "وقتی در مورد یک خودشیفتگی واقعی صحبت می کنید ، این کسی است که درک خود را اغراق می کند و خود را به نوعی برتر می داند. و در حالی که در ابتدا می تواند کاملاً جذاب به نظر برسد ، شما نوع توجه و توجه افراد دیگری را که ممکن است از یک فرد متوسط انتظار داشته باشید پیدا نمی کنید. آنها ممکن است در ابتدا جذاب ، مهربان و بسیار دوست داشتنی باشند ، اما در پشت آن کسی است که به دنبال برآورده کردن نیازهای خود است. ""و خواهید دید که قسمت تاریک تر آنها در دقیقه ای که مایل به تأمین نیازهای آنها نیستید."

خودشیفتگی به دلیل عدم همدلی و تمایل به درک واقعی نیازهای دیگران شکل می گیرد.

لنا درهالی ، روان درمانی دارای مجوز و نویسنده پدر من یک قهرمان است: چگونه کریس وات از خانواده به قاتل خانواده رفت ، می گوید که کلید درک خودشیفتگی بسیار ساده است. وی گفت: "خودشیفتگی شدید با همسرتان خسته نمی شود و یک روز یا حتی هر بار همدلی برای آنها همدلی کم می کند ، زیرا استرس دارید. همه این کار را می کنند. این بیشتر این رفتار است که همه زمینه های زندگی یک شخص را لمس می کند ، که به دلیل عدم همدلی و تمایل به درک واقعی نیازهای دیگران شکل می گیرد. "

با خودشیفتگی ، طیف وجود دارد و همه در جایی روی آن می افتند.

یکی از رایج ترین تصورات غلط در مورد خودشیفتگی ، گذشته از این فرض که در درجه اول توسط مواردی از جذب شدید قابل شناسایی است ، این است که شخص یا چنین نیست یا نیست. از نظر روانشناختی ، خودشیفتگی یک ویژگی شخصیتی است که هر انسانی تا حدی اشغال می کند. هرکسی که می شناسید در جایی در امتداد طیف خودشیفتگی قرار دارد و جالب اینکه تحقیقات نشان می دهد که مقدار متوسطی از خود محور و اعتماد به نفس سالم است-حرکت موتور جاه طلبی و مقاومت در برابر عملکرد و اهداف شخص.

اعتماد به نفس و مقدار متوسطی از خود محور می تواند سالم باشد.

اما تقریباً هر ویژگی شخصیتی ، هنگامی که به سمت افراطی رانده می شود ، می تواند آسیب شناسی و بیمار شود. این در شرایطی است که رفتار آنقدر بسیار گسترده است که به عنوان NPD قابل تشخیص است ، که فقط حدود 1 درصد از جمعیت را تشکیل می دهد. این الگوی عمیق و غیرقابل اجتناب ، توهمات شدید عظمت ، حسادت و مبارزات قدرت ، به ویژه در حوزه روابط را فرا گرفته است. حوادث ظلم و خشونت اغلب درگیر است.

بنابراین بیایید بگوییم که شما یک شخصیت در زندگی خود دارید که در طی روزهای خود - چه خوب و چه بد - با هوای غریبه ای در مورد آنها ، و یک برکناری مزمن از احساسات شما ، نسیم (یا اژدر) را نسیم می کند. شما می توانید با شخصی که NPD دارد ، برادری کنید ، اما به احتمال زیاد متهم کسی است که به سادگی در قسمت بالاتر در طیف خودشیفتگی قرار دارد. این به طور معمول توسط متخصصان بهداشت روان به عنوان فردی با "صفات خودشیفتگی قوی" گفته می شود ، و اگرچه لزوماً کسی نیست که شخصیت او کاملاً از همدلی خالی باشد ، اما عادات و الگوهای خودشیفتگی مداوم آنها هنوز هم می تواند در زندگی آنها خراب کند - و زندگی آنها را خراب کن د-مال شما

اجازه دهید در مورد ویژگی های شخصیتی شخصی که خودشیفتگی دارد ، بزرگنمایی کنید.

یک خودشیفتگی در طول زندگی متهم می شود که گویی هر آنچه را که آنها تجسم می کنند - از ایده های آنها تا مشکلاتشان - اولویت بالاتری از شما است. زندگی شما فقط برای آنها مناسب یا جالب نیست ، و شما این موضوع را می دانید که چگونه آنها دائماً مکالمه را به سمت روایت های خود هدایت می کنند.

داستان های مرتبط

آنها عاشق حمام کردن در خود هستند - تمجید ، درام ، ایده ها و حتی قربانی بودن آنها. در حقیقت ، شما ممکن است همه جزئیات زندگی آنها را بدانید - از جلال تا گور ، اما آنها به سختی ممکن است نکات برجسته شما را بدانند."شما ممکن است زبان را بشنوید ،" هیچ کس این کار را نمی کند مانند من ... "یا در مواردی که خودشیفتگی در مشکلات خود قرار می گیرد ، می تواند باشد ،" هیچ کس نمی فهمد که من با چه چیزی سر و کار دارم ... "یا ممکن است آنها به شما یادآوری کنندبارها و بارها از چقدر قوی هستند. "

آنها به مرزها اعتقاد ندارند.

مرزها؟شما به آنها احتیاج نخواهید داشت. وی گفت: "خودشیفتگان افراد دیگر را به عنوان پیاده می بینند تا به جایی که می خواهند بروند برسند. آنها ممکن است هرگز آن را قبول نکنند ، اما آنها مهمترین فرد اتاق هستند و همه افراد فقط یک شیء برای دستکاری یا مکانی برای رفع مشکلات خود هستند. بنابراین مرزهای شما برای آنها معنی ندارد. "

داستان های مرتبط

وقتی چیزی می خواهند ، انتظار امتیاز خودکار را دارند - هر روز ، ساعت یا شرایط. و اگر آنها را انکار می کنید آنچه را می خواهند؟این مانند لک زدن روی یک مورچه ها است - زیرا ارتباطات ، همدلی ، منابع و زمان دیگر حق آنها برای تسلط است.

اگر خود را ادعا می کنید ، آماده شوید تا با خشم آنها روبرو شوید. در حقیقت ، ممکن است در یک پف دود منفجر شود ، و شما را گیج می کند که چگونه ناگهان آدم بد شد. هو می گوید: "وقتی به خودشیفتگی هر نوع بازخورد انتقادی را می دهید ، حتی به روش آرام ، آنها به شدت سخت می شوند ، مثل اینکه به آنها حمله کرده اید یا به آنها ستم کرده اید."

هو گفت که نوع راه اندازی کمپین های اسمیر یا فراخوانی تاکتیک های تحقیر ، هو می گوید خودشیفتگانی که بالاترین آنها در طیف هستند می توانند بی رحمانه باشند وقتی به چالش کشیده می شوند - با رشد شدید توهین و توهین ، به راحتی و اغلب. وی گفت: "یک خودشیفتگی غالباً تصور می کند که افراد دیگر آنها را مورد تحقیر قرار می دهند یا سعی می کنند به آنها آسیب برساند ، حتی اگر فرد به سادگی در تلاش باشد تا یک مرز کوچک را تعیین کند یا در یک جلسه تجاری انتقاد سازنده ای را ایجاد کند. آنها غالباً با عصبانیت یا ضدحمله ای مخالف واکنش نشان می دهند. و می تواند زشت شود. "

تحسین ، ستایش و اعتبارسنجی - این یک خون حیات خودشیفتگی است.

Derhally می افزاید: درک شده کلمه کلیدی در این پویا است."اغلب اوقات آنچه فکر می کنند حمله است حتی توهین نیست بلکه یک چالش تصادفی برای نفس آنها است. این واکنش بیش از حد عصبانی ، خشم خودشیفتگی نامیده می شود. "

تحسین ، ستایش و اعتبارسنجی - کسانی که یک نتیجه گیری را تشکیل می دهند که خونریزی تحت اللفظی آنهاست. هو می گوید: "دقایقی که از آنها تعریف می کنید ، آنها را به حدی مسموم می کند که تقریباً برای اعتبار بیشتر آنها را خرج می کنند." بنابراین اگر به آنها بگویید ، "اوه ، شما خیلی خنده دار هستید!"بیشتر و بیشتر از ستایش می خواهیم. اما همان نوع مواردی که با شما راحت می شوند و همه منفی بودن آنها را به شما می بخشد ، صدق می کند.. "

آنها کار سختی دارند که اجازه می دهند دیگران بدرخشند.

یکی دیگر از مشخصه های خودشیفتگی این است که ، اگرچه آنها از شجاعان غافل می شوند ، اما نمی توانند اجازه دهند شخص دیگری عالی باشد. به عنوان مثال ، بیایید بگوییم یکی از آشنایان آنها از دبیرستان به دلیل ایجاد یک راه اندازی موفق شناخته شده است. خودشیفتگی به این دلیل می پردازد که چرا آن شخص سزاوار بدنام است و مطمئناً به ناظران همه اسکلت هایی که شخص در کمد خود دور کرده است ، می گوید. وی گفت: "خودشیفتگان افراطی در الگویی از حسادت زندگی می کنند و امتناع از پذیرش این که شخص دیگری رونق دارد. این تحریک مداوم در هنگام به اشتراک گذاشتن توجه و نیاز به گرفتن این شخص یا آن شخص به یک میخ وجود دارد. "

داستان های مرتبط

این علائم بسته به شرایط ، شکل های مختلفی را به خود می گیرند ، اما موضوع مشترک حق ، احساس اهمیت خود و بی اعتنایی آشکار به مرزها ، احساسات ، نیازها ، اولویت ها و برنامه های دیگران است.

آنها هرگز برای شما خوشحال به نظر می رسند.

خودشیفتگان ممکن است شما را با تماس و متون بمباران کنند تا تمام داستان های نمایشی خود را - حتی در ساعت های ناخوشایند شما - تخلیه کنند ، زیرا همیشه ساعت آنهاست. ممکن است با احترام از شما بخواهید که آنها ارتباطات را مکث کنند زیرا باید روز بعد برای یک جلسه مهم استراحت کنید ، اما این به ندرت خوب دریافت می شود. وی گفت: "برخی از انواع خودشیفتگان به عنوان بسیار نیازمند روبرو خواهند شد. اگر همیشه یک مشکل یا درام بزرگ وجود داشته باشد ، همه باید روی آنها تمرکز کنند - به آنها بپردازید ، به نجات خود بپردازید و به آنها در تمیز کردن آشفتگی های خود کمک کنید. ""احساس حق خودشیفتگی بسیار شدید است و انتظارات غیر منطقی از رفتار مطلوب است. آنها همیشه راهی پیدا می کنند که مرکز جهان همه باشد - خوب یا بد. "

الگوهای آنها قابل پیش بینی است.

سه مرحله در پیچ و خم رابطه خودشیفتگی وجود دارد: بمب گذاری عشق ، کاهش ارزش و دور انداختن.

این چرخه به طور معمول با دسته های واضح و معطر از چاپلوسی و ستایش شروع می شود - با قدردانی ، درخشان ، باورنکردنی و زرق و برق دار شما و اینکه حضور شما در زندگی آنها چقدر برای آنها معنی دارد. به این بمب گذاری عشق گفته می شود و می تواند برای قربانی سوء استفاده از خودشیفتگی مسموم شود. ممکن است احساس سرخوشی کند ، اما با یک قصد تاریک فرود می آید. اگر در نزدیکی یک خودشیفتگی باشید ، تمایل به لحظه های تحریک کننده شلاق دارد که فرد جذاب ، بخشنده و عاشقانه ای که زیبایی زیادی در شما می بیند ناگهان چهره دیگری دارد-یک فرد خشمگین ، حق و متهم کننده. و شما آن را در دقیقه ای ملاقات می کنید که در کمترین راه خود را نمی گیرند. این مرحله کاهش ارزش است.

داستان های مرتبط

مراحل بمباران و کاهش ارزش ممکن است برای مدت زمان رابطه حلقه و تکرار شود.

"قانون بمباران عشق این است که آنها مردم را در اطراف خود نگه می دارند. این یک پویا نسبتاً سوءاستفاده است. هرچه بیشتر با آنها درگیر شوید ، طرف تاریک بیشتر در موقعیت ها تجلی می یابد ، بنابراین شروع به کاهش ارزش بیشتر خواهید کرد. اما اگر آنها شما را از دست بدهند و آنها را ترساند ، شما دوباره بمباران می کنید. "او اضافه می کند."این گیج کننده است زیرا فکر می کنید ، اوه ، این فرد واقعاً خوب و دوست داشتنی در آنجا وجود دارد که خیلی به من اهمیت می دهد. اما شما همیشه روی پوسته های تخم مرغ قدم می زنید و احساس اضطراب می کنید زیرا هرگز نمی دانید که آیا می خواهید Jekyll یا Hyde را بدست آورید. "

سرانجام ، مرحله دور انداختن وجود دارد ، این چیزی نیست که همه کسانی که در رابطه با خودشیفتگی هستند تجربه کنند."شما همیشه به مرحله دور انداخته اید ، زیرا ممکن است برخی از خودشیفتگان برای یک عمر در رابطه با کسی بمانند و بین چرخه بمباران عشق و کاهش ارزش به عقب و جلو بروید. این زمانی است که آنها دیگر از شما استفاده نمی کنند که آن را می بینید. "

اگر "دور ریخته شده" ، به احتمال زیاد به این دلیل است که آنها شخص دیگری را به رژه اهمیت خود دعوت کرده اند-کسی که یک روش کاملاً جدید دارد تا بتواند آنها را مانند یک رهبر به احساس تبدیل کند. Derhally می گوید: "این می تواند برای برخی از افراد بسیار تکان دهنده باشد زیرا ممکن است سالها با یک خودشیفتگی به اطراف و اطراف خود رفته باشند و سعی در کار کردن آن داشته باشند."

پشت احساس اعتماد به نفس آنها ناامنی است.

در بین خودشیفتگان انرژی ناامید کننده و ناامید کننده ای وجود دارد ، و بیشتر اوقات ناشی از درد و بی ثباتی است. به یک خودشیفته مانند یک خانه کارت فکر کنید-یک گنگ کوچک به عزت نفس آنها و کل ساختار در یک شمع کثیف از هم جدا می شود و شما را تعجب می کند ، چه چیزی در جهان اتفاق افتاده است؟چرا این یک نظر اینقدر آنها را ناراحت کرد؟

آن را باور کنید یا نه ، خودشیفتگان خود را به شکلی که می خواهند شما باور کنید که باور کنید دوست ندارند. آنها واقعاً آن شخص بی باک نیستند که می بینید. مطمئناً ، آنها عاشق حمام کردن در همه اشکال خودگرایی هستند ، اما این فقط به این دلیل است که آنها از آن گرسنه هستند-به ویژه زیرا این برعکس نحوه احساس آنها در داخل است. وی گفت: "بیش از حد و جذابیت احتمالاً همه عملی است. آنها احتمالاً عمیقاً از عزت نفس پایین رنج می برند ، به همین دلیل آنها باید برای جبران بیش از حد سخت تلاش کنند. "

بنابراین چه عواملی باعث درجه بالایی از خودشیفتگی می شود؟

رامانی دوروسولا، روانشناس بالینی دارای مجوز و نویسندهآیا باید بمانم یا باید بروم: زنده ماندن از یک رابطه خودشیفتگی، می گوید این اختلال چند قطعی است ، و در حالی که عوامل خانوادگی و رابطه ای "در نهایت سهم شیر از الگوهای خودشیفتگی را توضیح می دهند" ، از جمله سبک های والدین بیش از حد ، تحت فشار و فوق العاده معتبر ، همچنین امکان پیش بینی بیولوژیکی و همچنین وجود دارد. فرد خودشیفتگی که با یک تجربه عمیقاً منفی روبرو شده است. وی گفت: "تاریخچه تروما می تواند در برخی شرایط مشارکت داشته باشد ، زیرا این امر می تواند بر توسعه همدلی و مقررات تأثیر بگذارد. جامعه همچنین با تمرکز بر ماتریالیسم ، مصرف گرایی ، رقابت و جستجوی اعتبارسنجی کمکی نمی کند. "

وی می افزاید: "در هسته اصلی خود ، خودشیفتگی به سادگی ناامنی آسیب شناختی است که به عنوان اعتبار سنجی و خصومت ظاهر می شود ، بنابراین هر شرایط اولیه محیطی - مانند غفلت از والدین - که باعث ناامنی پاتولوژیک می شود ، فرد را در معرض خطر خودشیفتگی قرار می دهد."

منحنی نهایی؟آنها غالباً نمی دانند که آنها خودشیفتگی هستند - زیرا فکر می کنند همه افراد دیگر هستند.

موضوع جالب توجه این است: "این مربوط به من نیست ؛این در مورد شماست. "تقصیر ، مشکل شما برای رفع ، عدم توجه شما به چیزی. بسیاری اوقات ، یک خودشیفتگان به اطراف خود نگاه می کنند و افراد زیادی را در حلقه اجتماعی یا خانواده خود به عنوان خودشیفتگی متهم می کنند. آنها ارباب پیش بینی هستند ، که اغلب از راه های سوءاستفاده ، درگیر کردن ، دستکاری و مسموم کردن دیگران غافل هستند.

وی گفت: "به دلیل شیوه عملکرد و فکر کردن افراد خودشیفتگی ، آنها زمان سختی را با مردم به روشی عمیق تر ارتباط برقرار می کنند - بدون اینکه هرج و مرج و درگیری را در برخی مواقع دعوت کنند. به همین دلیل ، حفظ روابط به مرور زمان برای آنها دشوار است. آنها ممکن است فردی باشند که عشق عاشقانه ماندگار را خیلی بد می خواهد ، اما آنها درک نمی کنند که آنچه به دنبال آن هستند ، کسی است که آنها را به روشی غیر منطقی پرستش کند. "

وی می افزاید: "شما اساساً باید زمینی را که در آن قدم می زنند پرستش کنید ، آنها را تأیید کنید و آنها را رمزگذاری کنید. و اگر خیلی موفق باشید ، آنها همیشه با شما مشکلی خواهند داشت. آنها حتی ممکن است مانند آنها که از شما حمایت می کنند رفتار کنند اگر می دانند که این کار را انجام می دهد ، باعث می شود آنها خوب به نظر برسند یا به آنها در ارتباط کمک کنند. اما مخفیانه ، عظمت شخص دیگر آنها را عصبانی می کند. "

چگونه با یک خودشیفتگی برخورد می کنید؟

برای یک ، با خودتان ملایم باشید. سوء استفاده از خودشیفتگی اغلب باعث می شود فرد احساس کند که دیوانه می شود-زیرا خودشیفتگان برای ساختن همه افراد در سیرک خود ایجاد شده ، سرزنش می کنند. اما هنگامی که بدانید ، احتمال کمبود گازرسانی کمتر است.

دوم ، نذر اینکه دوباره به جذابیت خود مکیده شوند. به یاد داشته باشید که در آن طرف آن ، سمیت آنها قوی است. وی گفت: "خودشیفتگان می دانند که چگونه یک نمایش را برگزار کنند-خواه یک سرگرم کننده باشد یا یک نفر که شما را به شما تحریک می کند تا از آنها پشیمان شوید. آنها غالباً در اطراف خود بسیار شگفت انگیز هستند ، اما وقتی واقعاً با آنها آشنا می شوید ، آنها برعکس جذاب هستند. "

هرگز توانایی و تمایل خودشیفتگی را دست کم نگیرید تا هر بار که شما را ناراحت کرده و یا بی رحمانه به شما شلاق بزند ، به عقب برگردید.

سرانجام ، الگوهای چرخه های شرور آنها را به خاطر بسپارید و آن را در تمام تعامل های خود با آنها قرار دهید."اغلب اوقات ، روشی که شما یاد می گیرید که آنها را مدیریت کنید این است که به آنها بگویید که چقدر شگفت انگیز هستند - که آنها درست بودند و شما دوباره اشتباه بودید. این ممکن است به آنها اجازه دهد تا دوباره شما را مجدداً تنظیم کرده و با عشق به شما بپردازند-اما حقیقت خطرناک هنوز در زیر آن باقی مانده است ، و شما سپس تمایل خود را برای بخشش خود جذب خود تقویت کرده اید. آنها دوباره آن شخص جذاب خواهند بود ، اما فقط تا درگیری بعدی. "

آیا مقابله با رفتار آنها عاقلانه است؟

مقابله با یک خودشیفتگی تقریباً مطمئناً منجر به نبرد خواهد شد - حداقل در ابتدا. بنابراین این تصمیم به شدت خودشیفتگی آنها بستگی دارد ، و اینکه آیا آنها تمایل به بازتاب خود دارند. اما اگر تصمیم به تماس با آنها دارید ، هو پیشنهاد می کند از رویکرد ساندویچ استفاده کنید - که با تأیید آنها شروع می شود."اگر کسی را پیدا کرده اید که به نظر می رسد می خواهد سوزن را جابجا کند ، مکالمه را انجام دهید ، اما آن را با چیزی واقعاً تعارف شروع کنید. شما می توانید چیزی شبیه به شما بگویید ، "من واقعاً این را در مورد شما دوست دارم ، اما می دانید که چه چیزی رابطه ما را حتی شگفت انگیز تر می کند؟" یا "شما برای من خیلی معنی می دهد و من از شما قدردانی می کنم ، و می دانم که شما ممکن است متوجه نشوید که چگونه این اتفاق می افتددر سراسر ، اما وقتی این را می گویید ، احساس می کنم ... "" او می گوید.

از آنجا که یک خودشیفتگی فقط به مقادیر کمی بازخورد منفی پذیرفته است ، هنگامی که آنها را با یک کت تازه از چاپلوسی قلمداد کرده اند ، در ساخت پرونده خود در برابر الگوهای مضر آنها سهولت کنید. هو می افزاید: "هرگز با انتقاد درست به گفتگو نروید."

آیا خودشیفتگی قادر به عاشق شدن است؟

آنها مطمئناً قادر به ایجاد روابط سطحی هستند. در حقیقت ، آنها در دوستی های سطحی استاد هستند و اغلب مجموعه گسترده ای از آنها را دارند. وی گفت: "خودشیفتگان تقریباً همیشه افراد زیادی را در اطراف خود نگه می دارند ، اما این افرادی خواهند بود که می توانند به نوعی از آنها سود ببرند. در اصل ، آنها کاربران هستند. "

هو می گوید برای افرادی که عزت نفس پایین یا هویت ضعیف دارند ، طولانی ترین است که طولانی ترین خودشیفتگان را آویزان کنند-زیرا آنها ساده ترین و قابل درک ترین طعمه هستند. آنها می توانند برای خدمت به تجلیل از خودشیفتگان از خودشان آموزش ببینند.

در مورد عاشقانه ، Derhally می گوید یک خودشیفتگی همیشه جذاب ترین فردی است که تاکنون با او قدمت داشته اید - در ابتدا ، در ابتدا."این بسیار عاشقانه و کاملاً مسموم است. شما در طول هایی که می خواهند با شما باشند بسیار پراکنده شده اید. شریک عاشقانه خودشیفتگی از این کار خارج می شود - تعقیب و تعقیب و گریز ، و همچنین شما را متقاعد می کند که آنها را دوست داشته باشید. اما هنگامی که آنها راحت ، بی حوصله شوند ، یا شما را به پیروزی برسانند ، تغییر پویا به طور چشمگیری به مرحله کاهش ارزش و شاید مرحله دور انداخته می شود. ""و این می تواند برای قربانیان آنها باورنکردنی تکان دهنده باشد."

داستان های مرتبط

در مورد والدین خودشیفتگی چطور؟

سرانجام ، خودشیفتگی در یک پویا خانوادگی پیچیده ترین و ظریف است. Derhally می گوید که هنگام نگاه کردن به خودشیفتگی در والدین ، یکی از دو چیز به طور کلی اتفاق می افتد: والدین کودک را تحت الشعاع خود قرار می دهند ، یا آنها دائماً آنها را به موقعیت هایی که کودک بد نمی خواهد در آن باشد ، مجبور می کند. به عنوان مثال ، دختر کوچک کهسالها مجبور به درس باله یا پیانو می شود ، حتی اگر او قبل از هر تمرین ، هجوم می آورد. والدین خودشیفتگی به طور کلی کودک را به عنوان یک پسوند از خود می دانند. آنها واقعاً به نیازهای کودک اهمیتی نمی دهند ، بلکه کودک نیازهای آنها را برآورده می کند. گاهی اوقات این حتی می تواند منجر به پویایی شود که والدین در دوره های نادیده گرفتن کودک و عقب نشینی عشق به منظور مجازات آنها ، انجام دهند. "

بنابراین آیا امیدی وجود دارد که یک خودشیفتگان روابط دوست داشتنی را حفظ کند؟از شرکای سالم بودن آنها ، دوستان ، خواهران یا والدین؟"احتمالاً ، اگر آنها مایل باشند خود بازتاب داشته باشند و صادقانه از طریق خسارت هایی که به دیگران وارد می کنند ، کار کنند. اما ، متأسفانه ، یکی از ویژگی های خودشیفتگی معمولاً مانع از این امر می شود. "

با این حال ، اگرچه امید لزوماً محتمل نیست ، ممکن است ، "اگر شخصی در زندگی خود با صفات خودشیفتگی قوی دارید و واقعاً آنها را دوست دارید ، لزوماً نباید تسلیم شوید. همانطور که آنها نگهبان خود را بیشتر و بیشتر می کنند ، و همانطور که شما همچنان از طریق آن تأیید می کنید ، و از آنجا که آنها بیشتر از داشتن نقش خود در هر درگیری یا هرج و مرج پذیرفته می شوند ، ممکن است به تدریج پیشرفت کنید. "

خوب ، بنابراین به طور بالقوه قابل درمان است ... حداقل تا حدودی؟

قابل کنترل کلمه مناسب تر است ، اگرچه در اکثر موارد نیست. هو تأکید می کند که خودشیفتگی یک اختلال شخصیت است ، بر خلاف یک بیماری واقعی. بنابراین لزوماً قابل درمان نیست."اگر یک فرد واقعاً به دنبال کمک به آن باشد ، اینگونه نیست که هرگز از بین برود ، بلکه خودشیفتگی می تواند شناخت تر شود. بنابراین اگر شما با تمایل واقعی به روابط بهتر ، آنها را برگردانید ، می توانند خود را به دست آوردن حق و جذب خود شروع کنند. "

داستان های مرتبط

با داشتن یک خودشیفتگی ، به ندرت همیشه بیداری ملایم و تدریجی از خود اما تأثیر زندگی که آنها را به یک راهرو ناامیدی تبدیل می کند-و امیدوارم تغییر کند. آنها معمولاً باید به پایین سنگ ضربه بزنند و در نتیجه حق و جذب خود رنج ببرند-از جمله از دست دادن شدید دارایی یا اعتبار ، یا توسط کسی که از سوء استفاده بی امان خود خسته شده است ، رها می شوند."این معمولاً یک شکست بزرگ تجاری یا رابطه ای است که خراب است. آنها ممکن است درک کنند که آنها در واقع آن شخص را دوست داشتند ، اما آنها را با رفتارهای خودخواهانه و سمی خود دور کردند. این یک چیز عمیقاً آسیب زا برای تحریک یک خودشیفتگان است و باعث می شود که آنها متوجه شوند که آنها نیاز به بهبودی و کار بر روی خود دارند. ""این نادر است ، اما می توان آن را انجام داد."

بپذیرید که رفع آنها مسئولیت شما نیست ، اما حفظ عقل شما خود شماست.

اگر با شخصی که به خصوص در طیف خودشیفتگی بسیار زیاد است ، در محافل می روید ، بدانید که رسیدن به آنها یک کار ساده و ساده نخواهد بود. اما چه کاری می توانید انجام دهید؟انرژی و قدرت خود را از تخلفات مرزی ، خواسته ها ، حسادت ها و تنش ها خارج کنید."شما باید به یاد داشته باشید که شما کنترل زندگی خود را کنترل می کنید ، مهم نیست که چگونه آنها ممکن است با شما رفتار کنند یا نسبت به شما واکنش نشان دهند. شما باید شروع به دیکته کردن آنچه می توانند و نمی توانند از بین بروند ، و نحوه پاسخگویی به آنها را در اختیار داشته باشید. "

داستان های مرتبط

رامانی می افزاید: اگر می توانید راهی برای جلوگیری از کیسه زدن عاطفی خودشیفتگی پیدا کنید ، ممکن است بتوانید دلسوزی را برای آنها هدایت کنید - اما هرگز در معرض خطر آرامش خود قرار نگیرید."زندگی کردن در زندگی عصبانی ، تحقیرآمیز ، قربانی ، ناامید و برای همیشه به اعتبار ، واقعاً دشوار است ، بنابراین دلسوزی بهترین مسیر است. با این حال ، این به معنای تلاش برای نجات آنها یا ماندن در یک رابطه سمی نیست. "

این محتوا از نظرسنجی وارد می شود. ممکن است بتوانید همان محتوا را با فرمت دیگری پیدا کنید ، یا ممکن است بتوانید اطلاعات بیشتری را در وب سایت آنها پیدا کنید.

مطمئناً ، این ساده تر از آنچه گفته می شود ، ساده تر است ، اما سعی کنید به یاد داشته باشید ، در بیشتر موارد ، این مسئولیت شما نیست که شیاطین شخصی آنها را کنار بگذارید یا هوس آنها را برای تحسین و ستایش برآورده کنید. رامانی با تأکید بر اهمیت یادآوری اینکه شما خودشیفتگی درمانی نیستید ، تأکید می کند که وقتی برای جلوگیری از عصبانیت آنها به نجات آنها می روید ، خطر می کنید که در رفاه ذهنی خود کنار بیایید. بنابراین با در نظر گرفتن این موضوع ، ممکن است عاقلانه باشد که جلوی مشکلات آنها را بگیرید. زیرا در حالی که شما نمی توانید آنها را تغییر دهید ، می توانید نحوه پاسخگویی به آنها را کاملاً تغییر دهید. و گرچه ممکن است از کمک حرفه ای برای راهنمایی شما در روند بهبودی بهره مند شوید ، به یاد داشته باشید که زندگی شما نمایش خود شماست - هیچ کس دیگری نیست. زیرا ، خودشیفتگی یا نه ، مردم فقط به همان اندازه که مایل به دادن آنها هستید بر شما قدرت دارند.

لیسی جانسون نویسنده و ویراستار است که در Cosmopople ، ماری کلر ، روز زن ، Popsugar و دیگران نقش داشته است و بنیانگذار گزارش Wonder است. او بیشترین احساس را در خانه در فرودگاه ها دارد و یک جستجوگر رادیکال مکالمه جذاب است. همچنین یک متخصص قهوه.

این محتوا از نظرسنجی وارد می شود. ممکن است بتوانید همان محتوا را با فرمت دیگری پیدا کنید ، یا ممکن است بتوانید اطلاعات بیشتری را در وب سایت آنها پیدا کنید.

استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 40 تاريخ : جمعه 10 شهريور 1402 ساعت: 13:52