تعاملات پویا بین قیمت نفت و نرخ ارز

ساخت وبلاگ

این مقاله به درک بهتر تعاملات پویا بین نرخ ارز موثر (EER) و قیمت نفت برای یک کشور واردکننده نفت مانند ایالات متحده با در نظر گرفتن مدل VAR پارامتر متغیر با استفاده از داده های ماهانه از 1974:01 تا 2019 کمک می کند:07. یافته های ما کاهش ارزش پس از شوک قیمت نفت را در کوتاه مدت برای هر دوره زمانی نشان می دهد، اگرچه الگوی پاسخ های بلندمدت EER ایالات متحده در دوره های زمانی متنوع است، با افزایش قیمت قبل از اواسط دهه 2000 و پس از آن مشاهده شد. اواسط دهه 2010 و کاهش ارزش بین هر دو دوره. این تنوع پاسخ باید سیاست گذاران را به واکنش متفاوت برای مقابله با چنین شوک هایی سوق دهد. علاوه بر این، واکنش قیمت نفت به افزایش EER ایالات متحده منفی و در طول زمان متفاوت است، که ممکن است اثرات نامطلوب متفاوتی بر سرمایه گذاری ایجاد کند. دانش چنین اثراتی ممکن است به سرمایه گذاران مالی کمک کند تا سرمایه گذاری های خود را به منظور بهینه سازی مشخصات ریسک-بازده پرتفوی خود متنوع کنند.

نقل قول: کاسترو سی، خیمنز-رودریگز R (2020) تعاملات پویا بین قیمت نفت و نرخ ارز. PLoS ONE 15(8): e0237172. https://doi.org/10. 1371/joual. pone. 0237172

ویراستار: خاویر اوردونز-مونفورت، دانشگاه Jaume I، اسپانیا

دریافت: 8 ژوئن 2020; پذیرش: 21 جولای 2020; تاریخ انتشار: 20 اوت 2020

حق چاپ: © 2020 کاسترو، خیمنز-رودریگز. این یک مقاله با دسترسی آزاد است که تحت شرایط Creative Commons Attribution License توزیع شده است، که اجازه استفاده، توزیع و تکثیر نامحدود در هر رسانه را می دهد، مشروط بر اینکه نویسنده و منبع اصلی درج شده باشند.

در دسترس بودن داده ها: تمام داده های خام مورد استفاده در این مطالعه به طور آشکار در داده های اقتصادی فدرال رزرو (FRED) (https://fred. stlouisfed.org) و بانک تسویه بین المللی (http://www. bis.org) در دسترس هستند..

بودجه: این اثر تا حدی در حالی نوشته شده است که ربکا خیمنز-رودریگز در حال بازدید از کالج کینگ لندن بود، که با سپاسگزاری از مهمان نوازی او، تحت کمک هزینه PRX18/00501 Salvador de Madariaga از وزارت علوم، نوآوری و دانشگاه های اسپانیا، بازدید می کرد. Rebeca Jiménez-Rodríguez همچنین حمایت از کمک هزینه تحقیقاتی SA049G19 (Junta de Castilla y León) را تأیید می کند.

منافع رقابتی: نویسندگان اعلام کرده اند که هیچ منافع رقیب وجود ندارد.

1. مقدمه

به نظر می رسد رابطه بین قیمت اسمی نفت و نرخ ارز موثر ایالات متحده (EER) در طول زمان یکسان نباشد. دوره هایی وجود داشته است که هر دو متغیر در یک جهت حرکت کرده اند و دوره های دیگری که در جهت مخالف حرکت کرده اند (شکل 1 را ببینید). با این حال، زمانی که همبستگی بین دو متغیر برای کل نمونه محاسبه می شود، به سادگی یک همبستگی منفی (6/0-) مشاهده می شود که ارتباط متغیر بین دو متغیر نادیده گرفته می شود. بنابراین، محاسبه همبستگی های غلتشی مفید به نظر می رسد. به خاطر فضا، ما فقط همبستگی های غلتشی پنج ساله را در شکل 2 ارائه و اظهار نظر می کنیم. این همبستگی ها شواهد قانع کننده ای برای پشتیبانی از تغییرات در بزرگی و علامت ارائه می کنند (زمانی که اندازه های مختلف پنجره های غلتشی در نظر گرفته می شود، ناپایداری مشابهی مشاهده می شود). نویسندگان دیگری مانند [1] نیز بی ثباتی پیدا کرده اند، که همبستگی بسیار ضعیفی را بین قیمت نفت خام ایالات متحده EER و WTI قبل از اوایل دهه 2000 نشان می دهد، اما یک همبستگی منفی فزاینده از آن تاریخ به بعد به بالاترین مقدار (حدود 0. 6-) در تاریخ اول رسیده است. ماه های 2009 و 2010. از یک طرف، همبستگی های 5 ساله نشان داده شده در شکل 2 نشان می دهد که این همبستگی در دوره قبل از اواسط سال 1980، دهه نود و ابتدای دهه 2000 ضعیف بود، اما قوی بود (بیشتراز 0. 6، به صورت مطلق) برای بقیه دوره ها (به جز اواسط سال 2014). بنابراین، در حالی که استراتژی پوشش برای تنوع بخشیدن به سرمایه گذاری مورد استفاده توسط سرمایه گذاران مالی، هدف خود را برای دستیابی به تنوع ریسک در زمانی که همبستگی ضعیف است برآورده نمی کند، این استراتژی زمانی موثر است که همبستگی قوی باشد (به عنوان مثال، [2] را ببینید). از سوی دیگر، مشاهده می کنیم که مقادیر مثبت همبستگی بر مقادیر منفی در دو دوره (که همزمان با دوره هایی که دلار آمریک ا-دلار آمریکا- مقادیر بالایی می گیرد) غالب است: دوره قبل از سپتامبر 1990 و بین نوامبر 2000. و اکتبر 2003، با میانگین همبستگی به ترتیب 0. 023 و 0. 236. اولین دوره با مشکلات عرضه بازار جهانی نفت در دهه 1970 (جنگ یوم کیپور، انقلاب ایران و جنگ ایران و عراق)، سیاست پولی تهاجمی ایالات متحده تحت رهبری پل ولکر و متعاقب آن ثبات نسبی قیمت نفت که به دلیل افت شدید مختل شد، مشخص شد. در اواسط دهه 1980 و جنگ خلیج فارس در اوت 1990.

دوره دوم با روند صعودی ناشی از تقاضای جهانی در آسیا و نقش چشمگیر نفت و سایر کالاهای خام به عنوان دارایی های مالی جایگزین همراه بود. همچنین، شکل 2 دو دوره را با همبستگی اصولاً منفی نشان می دهد: دوره بین اکتبر 1990 و اکتبر 2000 و دوره از نوامبر 2003 به بعد (با میانگین همبستگی به ترتیب 311/0- و 785/0-). دوره اول با افزایش تولید عراق و ذخایر نفت جهان به دلیل زمستان های گرم و کاهش تقاضای نفت به دلیل بحران آسیا مشخص شد. دوره دوم مربوط به افزایش تقاضای نفت از آسیا، شدیدترین کاهش ناشی از بحران مالی جهانی در سال 2008، کاهش تقاضای جهانی نفت و نقش قابل توجه عرضه جهانی بیشتر بود.

EER ایالات متحده، نرخ ارز موثر اسمی ایالات متحده و قیمت اسمی نفت، قیمت لحظه ای وست تگزاس اینترمدیت به دلار در هر بشکه است. منبع: داده های اقتصادی فدرال رزرو و بانک تسویه حساب های بین المللی.

بنابراین، به نظر می رسد که رابطه بین قیمت نفت و نرخ ارز ایالات متحده در طول زمان یکسان نیست و برای دریافت رفتار متغیر زمانی، نیاز به استفاده از مدل سازی انعطاف پذیر است. تا آنجا که ما می دانیم، تنها دو مطالعه اخیر ([3] و [4]) همراه با نسخه کار مقاله این مقاله [5] رابطه متغیر زمانی بین قیمت نفت و نرخ ارز ایالات متحده را تحلیل کرده اند. برای انجام این کار، این مطالعات از مدل های VAR پارامتر متغیر با زمان (TVP) استفاده می کنند. شایان ذکر است که مدل های TVP-VAR در برخی تحلیل ها برای مطالعه تأثیر متغیر شوک های نفتی بر رشد اقتصادی ایالات متحده [6]، بازار سهام ایالات متحده [7] یا تولید صنعتی ایالات متحده [8] و همچنین درمطالعه ای که توسط [9] برای تحلیل کشش های همزمان قیمت نفت با توجه به دلار آمریکا، شاخص HWWI (شاخص مواد خام صنعتی)، قیمت طلا و شاخص محموله خشک انجام شد. علاوه بر این، مدل های TVP-VAR به طور گسترده برای تجزیه و تحلیل پویایی متغیرهای کلان اقتصادی غیر مرتبط با قیمت نفت مورد استفاده قرار گرفته اند (به عنوان مثال، [10]؛ [11] را ببینید).

با توجه به مطالعات مورد تجزیه و تحلیل رابطه متغیر زمان بین قیمت نفت و نرخ ارز ایالات متحده ، [3] ، از یک طرف ، داده های هفتگی را از 7 ژانویه 2000 تا 25 ژوئیه 2014 در نظر بگیرید تا علیت خطی و غیرخطی بین این دو متغیر را مطالعه کنیدو اثرات شکستگی ساختاری در نوسانات بازارهای نفت خام و نرخ ارز ، اما آنها همچنین یک بخش از مقاله خود را برای تجزیه و تحلیل تأثیر متغیر زمان دو متغیر اختصاص می دهند. بنابراین ، آنها پاسخهای تکانه ای از قیمت نفت را به شوک نرخ ارز و نرخ نرخ ارز به شوک قیمت نفت (بدون فواصل معتبر) در طول زمان در شکل 2 خود نشان می دهند ، نشان می دهد که قدردانی از USD باعث کاهش روغن می شودقیمت در حالی که افزایش قیمت نفت منجر به استهلاک دلار به جز دوره های 2002-2004 و 2009-2013 شده است ، جایی که قدردانی مشاهده می شود. آنها همچنین پاسخ های ضربه ای را برای سه تاریخ خاص (1 ژانویه 2002 ، 11 ژوئیه 2008 و 1 ژانویه 2010) در دوره های زمانی مختلف پیش رو (بدون فواصل معتبر) در شکل 3 نشان می دهند ، نشان می دهد که تأثیر شوک نرخ ارز بر قیمت نفت استشدیدتر از تأثیر شوک های قیمت نفت بر روی دلار ، اگرچه دومی "ماندگارتر" تر است (به طور خاص ، چهار دوره در مقابل یک دوره). بنابراین ، جدا از سه تاریخ خاص که در بالا ذکر شد ، آنها پاسخ هر متغیر را به یک شوک در دیگری برای افق های مختلف از یک دوره یکپارچه نشان نمی دهند ، اما دانستن اینکه چگونه این پاسخ ها فراتر از یک هفته استسیاست گذاران و سرمایه گذاران. از طرف دیگر ، [4] از یک مدل سه متغیر TVP-VAR (قیمت نفت ، نرخ ارز ایالات متحده و شاخص عدم قطعیت سیاست اقتصادی ایالات متحده) با داده های ماهانه از ژانویه 1996 تا آوریل 2019 استفاده کنید. اگرچه این نویسندگان هر دو پاسخ تکانه ای را نشان می دهندهر متغیر به یک شوک در دیگران (بدون فواصل معتبر) در سه افق دوره مختلف (افق سه ، شش و دوازده دوره) در شکل 2 و مواردی برای شش تاریخ خاص (آگوست 2004 ، آگوست 2007 ، اکتبر 2008، سپتامبر 2010 ، نوامبر 2014 و نوامبر 2018) در شکل 4 و 5 خود ، آنها فقط واکنش نرخ ارز را به شوک در قیمت نفت و عدم اطمینان سیاست اقتصادی و همچنین واکنش عدم اطمینان سیاست اقتصادی به شوک قیمت نفت تجزیه و تحلیل می کنند. بنابراین ، آنها تجزیه و تحلیل تأثیر شوک ها در نرخ ارز در قیمت نفت را نادیده می گیرند. سرانجام ، لازم به ذکر است که هیچ یک از این دو مطالعه [3 ،

4] مشخص می کند که آیا توابع پاسخ ضربه ای به پاسخ به یک شوک انحراف استاندارد یا یک شوک واحد اشاره دارد. این ارزیابی مرتبط است زیرا انحرافات استاندارد در مشخصات مدل مورد استفاده با زمان متفاوت در نظر گرفته می شود.

p-value برای آزمون علیت G با تاخیر p = 1,…, 24. ناحیه سایه روشن نشان دهنده رد فرضیه صفر در سطح بحرانی 5٪ است، در حالی که ناحیه سایه تیره نشان دهنده رد در سطح 10٪ است.

این مقاله یک مدل دو متغیره TVP-VAR شناسایی بازگشتی را برای تحلیل رابطه بین EER ایالات متحده و قیمت نفت از اواسط دهه 1970 به بعد در نظر می گیرد. همانطور که [12] اشاره کرد، یک مدل VAR دو متغیره به صورت بازگشتی، مزایایی را نسبت به مدل های VAR با ابعاد بالاتر نشان می دهد. به طور خاص، استفاده از مدل های VAR با ابعاد بزرگ مستلزم مفروضات شناسایی اضافی است که ممکن است واقع بینانه نباشند و تمایل دارند که با دقت کمتری برآورد شوند. علاوه بر این، در صورتی که هدف (همانطور که در این مورد وجود دارد) صرفاً برآورد پاسخ ثابت یک متغیر به شوک متغیر دیگر باشد، نیازی به گنجاندن برخی متغیرهای اضافی نیست. برخلاف [3]، ما واکنش های هر متغیر به یک شوک در دیگری را برای افق های متفاوت از دوره های پیش رو برای کل دوره نمونه (نه تنها برای تاریخ های خاص) تجزیه و تحلیل می کنیم، فواصل معتبر را ترکیب می کنیم و چگونگی پاسخ ها را تحلیل می کنیم. دوره قبل از دهه 2000 (دوره ای که نیمی از شوک های قیمت نفت و نرخ ارز رخ داده است). بر خلاف [4]، ما همچنین واکنش قیمت نفت به شوک های نرخ ارز را بررسی می کنیم، فواصل معتبر را لحاظ می کنیم و آنچه را که در دوره قبل از اواسط دهه 1990 اتفاق افتاده است (دوره ای که شناخته شده ترین شوک های قیمت نفت در آن رخ داده است) تحلیل می کنیم. رخ داده است).

بنابراین، هدف ما بررسی واکنش متغیر یک متغیر به شوک متغیر دیگر در ایالات متحده است تا شکاف موجود در ادبیات اخیر در مورد تجزیه و تحلیل رابطه بین قیمت نفت و نرخ ارز ایالات متحده را پر کند. یافته های ما به روشن شدن چگونگی تغییر پاسخ های هر متغیر در نظر گرفته شده به شوک در دیگری در طول زمان و چگونگی این پاسخ ها در افق های مختلف (یک یا چند دوره پس از شوک)، و همچنین اهمیت چنین پاسخ هایی کمک می کند. توجه داشته باشید که آگاهی سیاستگذاران از وجود تنوع در واکنش های نرخ ارز ایالات متحده به شوک قیمت نفت ممکن است به آن ها اجازه دهد تا برای مقابله با این شوک ها واکنش متفاوتی از خود نشان دهند. به همین ترتیب، اطلاعات مربوط به اثرات ناشی از واکنش قیمت نفت به نرخ ارز بر سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران مالی ارزشمند است زیرا ممکن است به آنها کمک کند تا سرمایه گذاری خود را برای بهینه سازی مشخصات بازده ریسک پرتفوی خود متنوع کنند.

ادامه مقاله به شرح زیر تدوین شده است. بخش 2 یک مرور ادبیات منتخب را معرفی می کند. بخش 3 داده ها را شرح می دهد. بخش 4 روش شناسی را ارائه می دهد. بخش 5 نتایج را نشان می دهد. بخش 6 برخی از نکات پایانی را ارائه می کند.

2 بررسی ادبیات

ادبیات مربوط به رابطه بین قیمت نفت و نرخ ارز ایالات متحده بر تحلیل نشانه و جهت علیت متمرکز شده است، اما در مورد هیچ یک از آنها اتفاق نظر وجود ندارد.

با توجه به جهت علیت، برخی از نویسندگان [13-15] بر نقش نرخ ارز ایالات متحده در پیش بینی تغییرات قیمت نفت تأکید می کنند، در حالی که برخی دیگر [16-18] بر پیش بینی معکوس تمرکز می کنند (یعنی تغییرات قیمت نفت پیش بینی حرکات در ایالات متحده است. قیمت ارز). علاوه بر این، نویسندگانی نیز وجود دارند که وجود علیت را در هر دو جهت نشان می دهند (به عنوان مثال، [1، 3، 19]). شایان ذکر است که [19] دریافتند که یک علیت یک طرفه از قیمت نفت به نرخ ارز در دوره قبل از بحران بزرگ و پس از آن یک علیت دو طرفه است.

فقدان اجماع در جهت علیت بین قیمت نفت و نرخ ارز نه تنها در ایالات متحده، بلکه در سایر کشورها نیز اتفاق می افتد. بنابراین، تفاوت در جهت علیت در شواهد تجربی را می توان از جمله به سه موضوع کلیدی مرتبط دانست: الف) فراوانی داده ها (به عنوان مثال، در مطالعه ای برای برخی از کشورهای صادرکننده کوچک، [18] استدلال می کنند که قیمت کالاها- از جمله قیمت نفت - حاوی اطلاعات ارزشمند قابل توجهی برای پیش بینی نرخ ارز در داده های روزانه است، در حالی که محتوای پیش بینی در فراوانی ماهانه و فصلی ضعیف تر است. 2) وابستگی کشور به نفت برای هر دوره زمانی خاص (به عنوان مثال، [18] به بهبود پیش بینی نرخ ارز با استفاده از یک مدل پیش بینی شامل قیمت نفت پس از تبدیل شدن کانادا به یک کشور خالص صادرکننده نفت اشاره کنید).; و 3) دوره تجزیه و تحلیل (به عنوان مثال، [15] هنگامی که از نمونه کامل ماهانه 1974-2015 استفاده می کنند، رابطه منفی بین قیمت واقعی نفت و نرخ ارز موثر واقعی ایالات متحده پیدا می کنند، اما زمانی که نمونه در اواسط پایان می یابد، این رابطه مثبت می شود.-2000). دو موضوع اخیر ممکن است مربوط به وجود احتمالی گسست های ساختاری باشد، اما نتیجه گیری روشنی در مورد چنین وجودی در ادبیات مرتبط وجود ندارد. بنابراین، [20] با استفاده از داده های ماهانه از ژانویه 1972 تا اکتبر 2005، شواهدی مبنی بر شکست های ساختاری برای کشورهای G-7 در رابطه بین قیمت نفت و نرخ ارز واقعی پیدا نکردند. با این حال، [1] شواهدی از شکست های ساختاری دراوایل دهه 2000 با استفاده از آماره Wald-heteroskedasticity-rebust type Chow برای ناپایداری پارامتر در رگرسیون های علیت گرنجر.

ادبیات مربوط به ارتباط بین قیمت نفت و نرخ ارز ایالات متحده نشان می دهد که نشانه چنین ارتباطی هم به منبع شوک (شوک قیمت نفت یا شوک نرخ ارز) و هم به واکنش متغیر دیگر به چنین شوکی بستگی دارد.

با نگاهی به واکنش نرخ ارز به تغییرات در قیمت نفت ، دو رشته از ادبیات وجود دارد. رشته اول بر اساس مکانیسم های انتقال که از طریق آن می توان قیمت نفت را به نرخ ارز منتقل کرد ، رابطه منفی بین قیمت نفت و نرخ ارز ایالات متحده برقرار می کند. این مکانیسم ها شامل ثروت (به عنوان مثال ، [21]) و شرایط کانال های تجاری (به عنوان مثال ، [22]) است. از یک طرف ، افزایش قیمت نفت باعث کاهش ذخایر USD در کشورهای گزارشگر نفت می شود و عدم تعادل حساب جاری و تغییر شکل نمونه کارها را ایجاد می کند [23]. در نتیجه ، انتظار می رود استهلاک ارز داخلی باشد. از طرف دیگر ، افزایش قیمت نفت باعث افزایش قیمت واردات در رابطه با قیمت صادرات در کشورهای گزارشگر نفت می شود که این امر باعث تأثیر منفی بر شرایط تجارت و استهلاک ارز داخلی می شود. رشته دوم مبتنی بر استدلال بازیافت نفتی ، رابطه مثبت بین قیمت نفت و نرخ ارز ایالات متحده را برجسته می کند. به طور خاص ، پس از افزایش قیمت نفت ، کشورهای صادرکننده نفت (به عنوان مثال ، اعضای اوپک) تقاضای خود را برای دارایی های نامزد شده به دلار افزایش می دهند ، که باعث افزایش نرخ ارز دلار می شود [21].

با نگاهی به نحوه واکنش قیمت نفت به تغییرات در نرخ ارز ایالات متحده ، ادبیات مرتبط ارتباط منفی بین قیمت نفت و نرخ ارز ایالات متحده را نشان می دهد. از یک سو ، قیمت نفت به دلیل افزایش جذابیت نفت و سایر کالاها به عنوان نوعی دارایی جایگزین در برابر سقوط قیمت دارایی های ایالات متحده و استهلاک USD (به اصطلاح مالی سازی بازارهای کالا یا نمونه کارها تغییر می کند. استدلال مجدد ؛ به عنوان مثال ، [15 ، 24]) مراجعه کنید. از طرف دیگر ، قیمت نفت به دلیل حرکات در بازارهای جهانی نفت تغییر می کند. براساس قانون یک قیمت برای کالاهای قابل معامله ، نویسندگان مانند [25] استدلال می کنند که با توجه به اینکه نفت خام کالایی بین المللی است که به دلار معامله می شود ، قدردانی از دلار افزایش می یابد قیمت نفت اندازه گیری شده از نظر ارز داخلی ، کهتقاضای نفت و در نتیجه کاهش قیمت نفت را کاهش می دهد.

علاوه بر این ، ادبیات مرتبط همچنین نشان می دهد که چگونه کانال های غیرمستقیم ممکن است در رابطه بین قیمت نفت و نرخ ارز ایالات متحده تأثیر بگذارد. بنابراین ، [15] تأکید می کند که سیاست محدود کننده پولی ایالات متحده ممکن است به دلیل افزایش نرخ بهره و کاهش قیمت نفت به دلیل کاهش تقاضای نفت ، باعث قدردانی از دلار شود.

بنابراین ، کاهش ارزش دلار ممکن است به دو دلیل قیمت نفت جهانی (رابطه منفی) را افزایش دهد: i) افزایش تقاضای نفت در کشورهای گزارشگر نفت و کاهش عرضه نفت در کشورهای صادرکننده نفت (حرکت جهانی بازار نفت). و ب) بازده پایین تر از دارایی های مالی دلار و در نتیجه افزایش جذابیت نفت و سایر کالاها به عنوان دارایی های جایگزین (استدلال تعادل مجدد نمونه کارها). از طرف دیگر ، پس از افزایش قیمت نفت ، به دلیل شرایط تجارت و اثرات ثروت ، در نرخ ارز ایالات متحده (رابطه منفی) استهلاک وجود دارد ، اما قدردانی (رابطه مثبت) ناشی از استدلال بازیافت نفتی است. سرانجام ، می توان شوک های خارجی مانند افزایش نرخ بهره ایالات متحده ایجاد کرد که منجر به قدردانی از دلار و کاهش قیمت نفت می شود.

3 داده

3. 1 توضیحات داده < Pan> بنابراین ، کاهش ارزش دلار ممکن است به دو دلیل قیمت نفت جهانی (رابطه منفی) را افزایش دهد: i) افزایش تقاضای نفت در کشورهای گزارشگر نفت و کاهش عرضه نفت در کشورهای صادرکننده نفت (حرکات جهانی بازار نفت) ؛و ب) بازده پایین تر از دارایی های مالی دلار و در نتیجه افزایش جذابیت نفت و سایر کالاها به عنوان دارایی های جایگزین (استدلال تعادل مجدد نمونه کارها). از طرف دیگر ، پس از افزایش قیمت نفت ، به دلیل شرایط تجارت و اثرات ثروت ، در نرخ ارز ایالات متحده (رابطه منفی) استهلاک وجود دارد ، اما قدردانی (رابطه مثبت) ناشی از استدلال بازیافت نفتی است. سرانجام ، می توان شوک های خارجی مانند افزایش نرخ بهره ایالات متحده ایجاد کرد که منجر به قدردانی از دلار و کاهش قیمت نفت می شود.

3 داده

3. 1 توضیحات داده ها از این رو ، کاهش ارزش دلار ممکن است به دو دلیل قیمت نفت جهانی (رابطه منفی) را افزایش دهد: i) افزایش تقاضای نفت در کشورهای گزارشگر نفت و کاهش عرضه نفت در کشورهای صادرکننده نفت (حرکات بازار جهانی نفت) ؛و ب) بازده پایین تر از دارایی های مالی دلار و در نتیجه افزایش جذابیت نفت و سایر کالاها به عنوان دارایی های جایگزین (استدلال تعادل مجدد نمونه کارها). از طرف دیگر ، پس از افزایش قیمت نفت ، به دلیل شرایط تجارت و اثرات ثروت ، در نرخ ارز ایالات متحده (رابطه منفی) استهلاک وجود دارد ، اما قدردانی (رابطه مثبت) ناشی از استدلال بازیافت نفتی است. سرانجام ، می توان شوک های خارجی مانند افزایش نرخ بهره ایالات متحده ایجاد کرد که منجر به قدردانی از دلار و کاهش قیمت نفت می شود.

استراتژی ترید...
ما را در سایت استراتژی ترید دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرجان شیرمحمدی بازدید : 64 تاريخ : سه شنبه 15 فروردين 1402 ساعت: 23:05